title

پس از حدود دوازده سال زندگی مشترک به طلاق رسیدیم. سال ‌ های اول همه چیز خوب بود. اما کم ‌کم فهمیدم همسرم به ‌زور برادرش محجبه شده و سعی کرده است این روش را بپذیرد و بعد از یکی دو سال، حجابش روز به روز به رغم میل من کمتر شد. من هم انعطاف نشان دادم تا تخلیه شود و عقده نشود.

ادامه مطلب

این روزها انتخاب اینترنتی همسر جای خود را در دنیای مدرت باز کرده است. اما یک باور گسترده درباره سرنوشت دلدادگی وجود دارد- این باور که دو نفر برای هم ساخته شده‌اند، و به صورتی همدیگر را خواهند دید و به طور خودکار عاشق هم خواهند شد. این سرنوشت در آسمانها نوشته شده است. شما ممکن است عشق خود را در آن سوی اتاق شلوغ پیدا کنید. در میان دانشجویان دانشگاه‌های معاصر، افراد بسیار زیادی این دیدگاه عمومی درباره دلدادگی را می‌پذیرند و عبارت‌هایی نظیر عبارات زیر اعلام موافقت می‌کنند

ادامه مطلب

چند موضوع اقتصادی و اجتماعی که ممکن است شما را در مورد مهاجرت دچار تردید کند.

ادامه مطلب

«بچه‌ها قدر مجردی رو بدونید ازدواج نکنید پشیمون می‌شید بدبخت می‌شید بیچاره می‌شید!» در حالی که ازدواج دغدغه نزدیک به ۱۱ میلیون جوانان ایرانی محسوب می شود اما همین دغدغه بسیاری از زوج ها را از کرده خود پشیمان کرده است.

ادامه مطلب

زنی لیسانسه هستم. حدود سه سال است ازدواجم کرده ام. همسرم معلم است. همیشه سعی کرده ‌ام از لحاظ مالی به او فشار نیاورم. اما وقتی از او می ‌خواهم ادامه تحصیل بدهم یا به استخر و گردش بروم، دلیل و تبصره ‌ های بسیاری می ‌آورد. همسرم درون گراست و من برون گرا هستم.

ادامه مطلب

بیست و چهار ساله هستم. یک سال است که عقد کرده ام. طی شش ماه گذشته با شوهرم اختلاف پیدا کرده ‌ام و من هم به ‌خاطر سادگی مشکلاتم را بزرگ ‌تر کردم تا جایی که دادگاه حکم طلاق را صادر کرد. اما الان باز هم شوهرم آمده است و می ‌خواهد به زندگی برگردیم. پدر و برادرم مخالف هستند و به شوهرم بی ‌محلی می ‌کنند و علیه شوهرم جبهه می گیرند. خلاصه می ‌ترسم دوباره آشتی کنم، هم از شوهرم هم از خانواده ‌ام. از طلاق هم می ‌ترسم. خیلی دودل هستم. لطفاً کمکم کنید.

ادامه مطلب

من همیشه می‌دانستم که می‌خواهم یک نویسنده شوم، بخاطر همین وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، آماده بودم که کارم را شروع کنم. موفقیت یک‌شبه من آنطور که برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفت و تقریباً یک دهه در تلاش برای چاپ شدن نوشته‌هایم بودم. بااینکه مطمئن بودم که این تجربه‌ کاملاً طبیعی است ولی واقعیت ناراحت‌کننده روبه‌رویم بود: افراد دیگری بودند، که خیلی‌هایشان را هم می‌شناختم، که بدون هیچ مشکلی پیشرفت کردند. هر روز خبر موفقیت فروش کتاب یک زن را می‌شنیدم. آیا این زن‌ها به اندازه من نگاه دقیقی به زندگی داشتند؟ آیا به اندازه من بامزه، جذاب و متواضع بودند؟ نه نبودند! البته من اصلاً نمی‌دانم که این زن‌ها چطور آدم‌هایی بودند. فقط می دانستم که از آنها متنفرم.

ادامه مطلب

تحقیقی در فنلاند نشان داده است که رژیم غذایی سالم می تواند مهارت‌های خواندن دانش آموزان در سه سال اول تحصیل شان بهبود بخشد.

ادامه مطلب

مسلماً شما و ما تاکنون چنین موضوعاتی داشته ایم:

ادامه مطلب

در زیر به ۱۶ نشانه‌ای اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد ممکن است طرفتان اختلالات روانی داشته باشد!

ادامه مطلب

۷ نشانه اینکه شوهرتان از ازدواجتان راضی است

ادامه مطلب

درست مانند پیدا کردن شلوار جین کامل یا رسیدگی به تمام وظایف اعتماد به نفس نیز حالتی گریزان و ناپایدار دارد. اما بدون اعتماد به نفس بسیار ساده می شود به خود شک کرد و

ادامه مطلب

شما انرژی زیادی برای کنترل ترس خود مصرف می‌کنید. گاهی اوقات بسیار تمرکز می‌کنید تا در موقعیت های ترسناک جیغ نکشید.

ادامه مطلب

شکایت والدین: بچه‌هایم همیشه با هم دعوا می‌کنند. آنچه مرا اذیت می‌کند این است که گاهی این دعواها فیزیکی می‌شود: لگد زدن، مشت زدن، نیشگون گرفتن، هل دادن و کشیدن مو. معمولاً در نهایت بر سر آنها فریاد می‌زنم. آیا راهی برای خاتمه‌ی این درگیری‌ها وجود دارد؟

ادامه مطلب

دوست خوب کسی است که از دستاوردها و موفقیت‌هایمان خرسند شود و البته کمکمان کند که هرگز به خاطر داشته‌های‌مان دچار غرور نشویم. حتما شما هم دوستانی دارید که از ایام قدیم یکدیگر را می‌شناسید و خیلی قبل‌تر از زمانی که در کسب‌و‌کارتان اسم و رسمی به هم بزنید، با هم دوست بوده‌اید.

ادامه مطلب