title
کد خبر: 298249
00
بازخوانی جلسه چهاردهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» با محوریت آیات ۲ و ۳ سوره جمعه
«نبوت؛ برای ساختن انسان، نه فقط رساندن یک پیام»

نبوت در نگاه قرآن، فقط آمدن یک پیامبر و رساندن چند دستور آسمانی به مردم نیست. پشت این آمدن، یک مسئله اساسی‌تر وجود دارد: انسان برای پیدا کردن راه درست زندگی، به چیزی فراتر از حواس، غرایز و حتی عقل محدود خودش نیاز دارد. آیت‌الله خامنه‌ای در جلسه چهاردهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» بحث نبوت را از همین پرسش آغاز می‌کند: چرا اصلاً پیامبر لازم است و اگر انسان عقل دارد، چرا باید به وحی نیازمند باشد؟ پاسخ این بحث، در نهایت به تصویری می‌رسد که آیات ۲ و ۳ سوره جمعه از رسالت پیامبر ارائه می‌کنند؛ رسالتی که با تلاوت آیات، تزکیه انسان، تعلیم کتاب و حکمت آغاز می‌شود و به یک نسل و یک زمان محدود نمی‌ماند.

«اصل مادر»؛ چرا نبوت این‌قدر مهم است؟
نبوت فقط یکی از مسائل فرعی دین نیست؛ بلکه در این جلسه از آن به‌عنوان «اصل مادر» یاد می‌شود. اساساً دین، برنامه و راهی است که از سوی خداوند به انسان می‌رسد و این ارتباط از طریق پیام‌آور الهی شکل می‌گیرد. بنابراین، بدون نبوت، دین معنای کامل خود را پیدا نمی‌کند.
از همین‌جا بحث اصلی شکل می‌گیرد: «چرا باید پیامبری باشد؟» این سؤال، از بسیاری از بحث‌های فرعی درباره نبوت مهم‌تر است؛ چون تا وقتی فلسفه وجود پیامبر روشن نشود، بسیاری از مباحث دیگر درباره نبوت نیز از پایه برای انسان روشن نخواهد بود.

انسان با عقل خودش تا کجا می‌تواند پیش برود؟
برای پاسخ به این سؤال، باید ابزارهای هدایت انسان را شناخت: حواس، غرایز و عقل.
انسان در دوران کودکی، بخش زیادی از نیازهایش را با غریزه پاسخ می‌دهد؛ اما هرچه رشد می‌کند، عقل و اندیشه نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کنند. انسان یاد می‌گیرد فکر کند، تصمیم بگیرد، تجربه کند و برای زندگی خود راه پیدا کند.
اما آیا عقل انسان به‌تنهایی برای رساندن او به سعادت کافی است؟ پاسخ روشن است: خیر.
نه به این دلیل که عقل بی‌ارزش است، بلکه چون عقل انسان محدود است، در حالی که نیازهای انسان گسترده و پیچیده‌اند. انسان باید درباره زندگی فردی، اخلاق، روابط اجتماعی، عدالت، سعادت و آینده خود تصمیم بگیرد؛ اما عقل‌های بشری در طول تاریخ بارها به نتایج متفاوت و حتی متضاد رسیده‌اند.
از همین‌جا ضرورت یک هدایت بالاتر روشن می‌شود؛ هدایتی که از محدودیت‌های خرد بشری فراتر باشد.

«وحی» رقیب عقل نیست؛ بیدارکننده عقل است
اما نباید تصور کرد که با آمدن وحی، عقل انسان کنار گذاشته می‌شود.
آیت‌الله خامنه‌ای تأکید می‌کند که هدایت الهی قرار نیست با عقل انسان رقابت کند؛ بلکه می‌آید تا عقل را راهنمایی و پرورش دهد و عقل دفن‌شده انسان را از زیر غبار غفلت بیرون بکشد.
در همین زمینه، به سخن امیرالمؤمنین(ع) درباره فلسفه بعثت پیامبران اشاره می‌شود؛ اینکه پیامبران آمده‌اند تا پیمان فطرت را به انسان یادآوری کنند و گنجینه‌های عقل و اندیشه را که در وجود او پنهان مانده، دوباره آشکار کنند.
پس پیامبر نمی‌آید که به جای انسان فکر کند؛ می‌آید تا انسان دوباره فکر کند، بفهمد و توانایی‌های انسانی خودش را به کار بگیرد.

نبوت؛ هدایت الهی برای انسانِ مسئول
هدایت الهی بهانه‌ای برای کنار گذاشتن مسئولیت انسان نیست.
اگر فقر وجود دارد، انسان باید برای از بین بردن آن تلاش کند. اگر گرسنگی هست، باید برای رفع آن قدم برداشت. اگر در جامعه فسادی وجود دارد، نمی‌توان دست روی دست گذاشت و منتظر مداخله‌ای بیرونی ماند.
در این نگاه، نبوت قرار نیست انسان را منفعل کند؛ برعکس، انسان را مسئول و اهل حرکت می‌سازد. وحی جهت را نشان می‌دهد، اما انسان باید در همان جهت قدم بردارد.

آیات ۲ و ۳ سوره جمعه؛ رسالت پیامبر در چند کلمه
آیات ۲ و ۳ سوره جمعه را می‌توان تصویری فشرده از رسالت پیامبر دانست: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ...» در این آیه، برای رسالت پیامبر از چند مأموریت اساسی سخن گفته می‌شود: تلاوت آیات، تزکیه، تعلیم کتاب و حکمت.
و آیه بعد با عبارت «وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ» نشان می‌دهد که این مسیر به همان نسل نخست محدود نمی‌شود؛ کسانی که بعدها می‌آیند نیز در امتداد این رسالت قرار دارند.
این چهار محور، تصویری روشن از رسالت پیامبر ارائه می‌کنند: آگاهی دادن، ساختن، آموزش دادن و ادامه دادن مسیر هدایت.

«تزکیه»؛ پیامبر قرار است انسان را تغییر دهد
نبوت فقط انتقال اطلاعات نیست.
اگر پیامبر صرفاً قرار بود مجموعه‌ای از گزاره‌ها را به انسان تحویل دهد، دیگر «تزکیه» جایگاهی نداشت. تزکیه یعنی انسان از درون ساخته شود؛ موانع رشدش کنار برود و استعدادهای انسانی او فرصت شکوفایی پیدا کنند.
اینجاست که تعبیر «عقل دفن‌شده» نیز معنای بیشتری پیدا می‌کند. ممکن است انسان عقل داشته باشد، اما ترس، هوس، غفلت، عادت یا شرایط نادرست اجتماعی اجازه ندهند از آن درست استفاده کند.
رسالت پیامبران این است که این ظرفیت‌های پنهان را دوباره به حرکت درآورند.

«بشارت و انذار»؛ پیامبر هم امید می‌دهد، هم هشدار
در ادامه بحث نبوت، آیه ۲۱۳ سوره بقره نیز مورد توجه قرار می‌گیرد؛ جایی که پیامبران «مبشرین و منذرین» معرفی می‌شوند.
پیامبر فقط هشدار نمی‌دهد و فقط از آینده‌ای ترسناک سخن نمی‌گوید. او امید هم می‌دهد؛ امید به سعادت، امنیت، صلح و زندگی بهتر.
در مقابل، انذار نیز هشدار نسبت به پیامدهای جهل، فقر، فساد، ناامنی و سقوط ارزش‌های انسانی است.
به این ترتیب، پیامبران هم افق روشن پیش روی انسان می‌گذارند و هم خطرهایی را که ممکن است او را از مسیر رشد دور کنند، نشان می‌دهند.

انسان‌ها؛ با مایه‌های انسانی مشترک
در توضیح آیه «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً» نیز بر اشتراک انسان‌ها در مایه‌های اصلی انسانی تأکید می‌شود.
انسان‌ها نیازهای مشترکی دارند؛ امنیت، غذا، محبت، ارتباط، رشد و برخورداری از عقل و اندیشه. تفاوت‌هایی که بعداً میان آنها شکل می‌گیرد، لزوماً به معنای متفاوت بودن «مایه انسانی» آنها نیست؛ شرایط تربیتی و اجتماعی می‌تواند فرصت رشد را برای یکی فراهم کند و برای دیگری محدود سازد.
از این منظر، نبوت فقط برای هدایت فردی نیست؛ برای ساختن شرایط رشد انسان و جامعه انسانی نیز اهمیت دارد.

«کتاب و حکمت»؛ وقتی نبوت به جامعه می‌رسد
رسالت پیامبر در ساختن فرد متوقف نمی‌شود. جامعه هم به معیار و قانون نیاز دارد. در توضیح آیه ۲۱۳ سوره بقره، کتاب الهی به‌عنوان معیاری برای داوری میان مردم در اختلافات مطرح می‌شود. از اینجا، مفهوم «حکومت کتاب» و «حکومت قانون» شکل می‌گیرد.
جامعه‌ای که پیامبران بنا می‌کنند، قرار نیست بر خواست شخصی یک فرد یا استبداد فردی استوار باشد؛ بلکه باید قانون و حق، معیار داوری و تنظیم روابط اجتماعی باشد.

وقتی پیام دین هم ممکن است دچار تحریف شود
اما آمدن پیامبر به معنای پایان همه اختلاف‌ها نیست. پس از آمدن کتاب و روشن شدن راه، ممکن است خود پیروان درباره آن اختلاف کنند و از پیام اصلی فاصله بگیرند. در بحث جلسه، این مسئله با تحریف و تغییر در فهم و ارائه پیام دین ارتباط پیدا می‌کند.
بنابراین، مسئولیت انسان بعد از دریافت هدایت تمام نمی‌شود؛ او همچنان باید مراقب باشد که حقیقت را درست بفهمد و آن را از مسیر اصلی خود منحرف نکند.

جمع‌بندی؛ پیامبر می‌آید تا انسان را به حرکت بیاورد
جلسه چهاردهم در نهایت تصویری روشن از فلسفه نبوت به دست می‌دهد: انسان با حواس و غرایز زندگی می‌کند، با عقل پیش می‌رود، اما برای رسیدن به هدایت کامل به وحی نیاز دارد.
اما وحی قرار نیست عقل را کنار بزند؛ قرار است آن را بیدار و تقویت کند. نبوت قرار نیست انسان را از مسئولیت‌هایش معاف کند؛ قرار است او را به حرکت وادارد.
در آیات ۲ و ۳ سوره جمعه نیز همین رسالت در قالبی فشرده دیده می‌شود: تلاوت آیات، تزکیه، تعلیم کتاب و حکمت و ادامه این مسیر برای نسل‌های بعد.
شاید بتوان پیام اصلی جلسه چهاردهم را این‌گونه خلاصه کرد: «نبوت، فقط رساندن یک پیام از آسمان به زمین نیست؛ بیدار کردن انسان برای فهم آن پیام، ساختن شخصیت او و به حرکت درآوردن جامعه بر اساس حق و قانون است.»
این‌گونه، نبوت از یک بحث صرفاً اعتقادی فاصله می‌گیرد و به مسئله‌ای کاملاً انسانی تبدیل می‌شود: پیامبر می‌آید تا انسان را آگاه‌تر، ساخته‌تر و مسئول‌تر کند.

تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی 


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.