title
کد خبر: 298247
00
بازخوانی جلسه دوازدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» با محوریت آیه ۹۱ سوره مؤمنون
توحید؛ وقتی «یک خدا» به معنای «یکسان بودن انسان‌ها» است

در جلسه دوازدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، بحث توحید از یک مسئله صرفاً اعتقادی فراتر می‌رود و به ساختار جامعه می‌رسد؛ جایی که باور به خدای یگانه، با نفی طبقات اجتماعی و برابری انسان‌ها پیوند می‌خورد. محور این جلسه، آیات ۸۴ تا ۹۱ سوره مؤمنون و به‌ویژه آیه ۹۱ است؛ آیاتی که با پرسش از مالکیت زمین و آسمان، تدبیر جهان و منشأ قدرت، انسان را به پذیرش یگانگی خداوند نزدیک می‌کنند. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که اگر خدای انسان‌ها یکی است، چرا باید در جامعه، عده‌ای صاحب حقوق و امتیازات ویژه باشند و عده‌ای دیگر از امکانات رشد و زندگی محروم بمانند؟

توحید؛ عقیده‌ای که باید جامعه را تغییر دهد
در این جلسه، توحید فقط به‌عنوان یک باور ذهنی مطرح نمی‌شود؛ بلکه از آن به‌عنوان «عقیده‌ای عمل‌خیز و تعهدانگیز» یاد می‌شود. یعنی اگر انسان توحید را واقعاً پذیرفته باشد، این باور باید برای او مسئولیت ایجاد کند؛ مسئولیتی که تنها به زندگی فردی محدود نیست و بخش مهمی از آن به زندگی اجتماعی و شکل جامعه مربوط می‌شود.
از همین منظر، یکی از تعهدات اساسی توحید، نفی طبقات اجتماعی است. جامعه توحیدی در این نگاه، جامعه‌ای است که انسان‌ها در آن بر اساس حقوق و مزایا به طبقات ثابت تقسیم نمی‌شوند. تفاوت در شغل، توانایی یا مسئولیت، موضوع بحث نیست؛ مسئله آنجاست که این تفاوت‌ها به تفاوت در اصل کرامت، حق زندگی و امکان رشد انسان‌ها تبدیل شود.

آیه ۹۱؛ استدلالی درباره یگانگی خدا
محور اصلی جلسه، آیه ۹۱ سوره مؤمنون است:
«مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ ۚ إِذًا لَذَهَبَ کُلُّ إِلَٰهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ» مضمون آیه این است که خداوند فرزندی نگرفته و هیچ معبود دیگری در کنار او وجود ندارد؛ چراکه اگر خدایان متعددی وجود داشتند، هرکدام مخلوقات خود را به سویی می‌بردند و برخی بر برخی دیگر برتری می‌یافتند.
نکته مهم در توضیح این آیه آن است که یگانگی خدا فقط یک گزاره درباره عالم غیب نیست. در منطق این بحث، وقتی انسان می‌گوید خالق، مدبر و صاحب اختیار جهان یکی است، یکی از نتایج این باور آن است که بندگان این خدا نیز نباید در جامعه به دو یا چند تراز انسانی تقسیم شوند. به تعبیر مطرح‌شده در جلسه، «خدا یک است و دو نیست»؛ یعنی بندگان او نیز نباید در دو طبقه قرار بگیرند.

اختلاف طبقاتی؛ زخمی قدیمی در تاریخ
در ادامه جلسه، اختلاف طبقاتی به‌عنوان یکی از دردهای مزمن جوامع انسانی بررسی می‌شود. مسئله فقط این نیست که برخی افراد ثروتمندتر یا برخی فقیرتر باشند؛ مسئله زمانی جدی می‌شود که امکانات رشد، قدرت تصمیم‌گیری، حقوق اساسی و فرصت‌های زندگی در اختیار گروهی محدود قرار بگیرد و اکثریت جامعه از آنها محروم شوند.
در چنین شرایطی، طبقه برخوردار فقط امکانات بیشتری ندارد؛ بلکه ممکن است ساختار اقتصادی، سیاسی و حقوقی جامعه نیز به سود همان طبقه شکل بگیرد. در مقابل، گروه‌های دیگر به حاشیه رانده می‌شوند و امکان رشد و پیشرفت از آنها گرفته می‌شود. این همان چیزی است که در جلسه با مفهوم «استضعاف» توضیح داده می‌شود؛ یعنی قرار گرفتن بخشی از جامعه در وضعیتی که امکانات رشد و توانمندی از آنان سلب شده است.

فرعون؛ نمونه‌ای از جامعه طبقاتی
برای روشن‌تر شدن این بحث، جلسه به آیات آغازین سوره قصص و ماجرای فرعون اشاره می‌کند. قرآن درباره فرعون می‌گوید: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ...» در این تصویر قرآنی، فرعون فقط یک فرد قدرتمند نیست؛ نماد ساختاری است که جامعه را طبقه‌بندی می‌کند، گروهی را در موقعیت برتر قرار می‌دهد و گروهی دیگر را در ضعف و محرومیت نگه می‌دارد.
از این زاویه، مسئله توحید با مسئله قدرت اجتماعی پیوند می‌خورد. اگر انسان‌ها بندگان یک خدا هستند، هیچ انسانی نباید خود را در جایگاه «ارباب» دیگران قرار دهد. در جامعه توحیدی، قدرت مطلق از آنِ خداست و انسان‌ها نباید بندگی انسان‌های دیگر را بپذیرند.

جامعه توحیدی؛ تفاوت هست، تبعیض نه
یک نکته مهم برای فهم درست این بحث آن است که نفی طبقات اجتماعی به معنای نفی همه تفاوت‌های انسانی نیست. انسان‌ها استعدادها، توانایی‌ها، شغل‌ها و مسئولیت‌های متفاوتی دارند و این تفاوت‌ها بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است.
آنچه در این جلسه نفی می‌شود، تبدیل تفاوت‌ها به امتیازات ثابت انسانی است؛ اینکه گروهی به دلیل موقعیت خود از حقوقی برخوردار باشد که دیگران از آن محروم‌اند، یا گروهی صرفاً به دلیل جایگاه اجتماعی، خود را صاحب اختیار دیگران بداند.
در برابر چنین جامعه‌ای، جلسه از جامعه‌ای سخن می‌گوید که در آن کسی بنده انسان دیگری نیست؛ جامعه‌ای که حقوق و امکانات اساسی آن برای همه انسان‌هاست و کسی نمی‌تواند به دلیل قدرت یا موقعیت، دیگری را تحقیر یا تحت سلطه خود قرار دهد.

توحید؛ از یک کلمه تا یک سبک زندگی
شاید مهم‌ترین نکته این جلسه برای انسان امروز همین باشد که توحید را نمی‌توان فقط در محدوده ذهن و عبادت فردی نگه داشت. اگر همه انسان‌ها آفریده یک خدا هستند، این باور باید در نگاه ما به آدم‌های اطرافمان نیز دیده شود.
وقتی با فردی کم‌برخوردار مواجه می‌شویم، نباید او را از نظر انسانی پایین‌تر ببینیم؛ همان‌طور که ثروت و قدرت دیگری نباید باعث شود او را صاحب ارزش ذاتی بیشتری بدانیم. توحید، در این نگاه، انسان را از هر دو سوی این رابطه رها می‌کند: نه «ارباب» دیگران باشد و نه «بنده» آنان.

نتیجه‌گیری؛ یک خدا، یک جامعه انسانی
جلسه دوازدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» نشان می‌دهد که توحید فقط پاسخ به پرسش «خدا چندتاست؟» نیست؛ این باور، درباره چگونگی زندگی انسان‌ها در کنار یکدیگر نیز حرف دارد. آیه ۹۱ سوره مؤمنون، یگانگی خدا را با انسجام نظام آفرینش پیوند می‌دهد و در ادامه بحث، این اصل به نفی طبقه‌بندی و سلطه انسان بر انسان می‌رسد.
شاید بتوان پیام این جلسه را در یک پرسش ساده خلاصه کرد: اگر همه ما بنده یک خدا هستیم، چرا باید انسانی خود را برتر از انسان دیگر بداند؟
توحید، وقتی از کتاب و کلاس وارد زندگی می‌شود، نگاه ما را به آدم‌های اطرافمان تغییر می‌دهد؛ به ما یادآوری می‌کند که تفاوت در توانایی و موقعیت، مجوز تفاوت در کرامت انسانی نیست. از همین‌جا یک باور اعتقادی به یک مسئولیت اجتماعی تبدیل می‌شود: ساختن جامعه‌ای که در آن انسان، بنده انسان دیگری نباشد و هیچ‌کس به پشتوانه قدرت، ثروت یا موقعیت، حق انسان دیگری را برتر از حق خود نبیند. 

تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی 


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.