من دختری۲۱ساله ام، دو سال است بامشکلی مواجه شدم که از ترس و خجالت نتوانستم باهیچ مشاوری درمیان بگذارم، دو سال پیش مردی۳۰ساله عاشق من شد و ۹ماه تمام ابراز عشق و علاقه کرد اما من قبول نکردم با او دست دوستی بدم. ماهها گریه و زاری کرد و من را وابسته خودش کرد.
او زن و فرزند دارد و ما پنهانی صیغه کردیم و ارتباط جنسی داریم؛ من به خاطر عذاب وجدان کلی وزن کم کردم. از آن موقع روزگارم تیره و تار شد و رنگ خوشی را ندیده ام. فکر اینکه اگر رهایش کنم دیگر نمیتوانم به کسی دل ببندم و حتی اگر ازدواج کنم محال است رابطه جنسی داشته باشم از سرم بیرون نمی رود… در گرداب بزرگی گرفتارم. حس حسادت به زنش روانیم کرده است. از همسرش متنفر است ولی به خاطر فرزند و ترسش او راطلاق نمیدهد، لطفا کمکم کنید.
ادامه مطلب