آیا از خوردن یک کلوچه میترسید چون ممکن است کل بسته ی آن را خالی کنید؟ تمام روز در حال محاسبه ی کالری هستید؟ اگر فکر آنچه میخورید آزارتان میدهد در اینجا راهی برای پایان این مشکل روحی به شما نشان میدهیم..
بهداشت نیوز:
پسر نوجوان من تعطیلات تابستانی را در یک بستنی فروشی مشغول به کار شد، یک روز از من خواست تا پیشش بروم و یک بستنی مخصوص گردویی مهمانم کند. به صورت طبیعی من باید میرفتم و از آن بستنی لذتی نامحدود میبردم. اما نتوانستم فکر اینکه باید کوهی از خامه و شکر را بخورم حس گناه و شرم را در وجودم برانگیخت. راستش را بخواهید حتی وارد بستنی فروشی هم نشدم، و هنوز حسرت آن بستنی که از دست دادم را دارم!. اینکه رابطه ای ناسالم با غذا داشته باشیم افتضاح است. این اتفاق هم به جمع تمام خاطراتی که از کودکی تا به حال با غذا داشتم پیوست. در کل من و غذا از کودکی با هم در قهر و آشتی بودیم. میدانید بدترین قسمت ماجرا چیست؟ این است که این رابطه کاملا یک طرفه است. یک چیزبرگر اصلا نمیداند من وجود دارم، اما احساس من در مورد چیزبرگر خیلی پیچیده است. من یک رژیم گیرنده ی مزمن هستم و معمولا عادات غذایی نورمالی هم دارم. دچار اختلال هایی مانند بلومیا و یا آناروکسیا ( بیماری های پرخوری یا بی اشتهایی عصبی ) هم نیستم. خیلی ساده فقط دوست دارم لاغر شوم. البته من تنها فردی که این مشکل را دارم نیستم. وسواس ما روی ظاهر، دائم در رژیم بودنمان و فرهنگ موجب شده روابط ناسالم با غذا تبدیل به بیماریی همه گیر شود. غذا تبدیل شده به چیزی که همیشه روی آن متمرکزیم به جای اینکه سوخت زندگی ما باشد. برای اینکه به چیرگی رژیم بر خود پایان دهید به دنبال این باشید که چه چیز باعث شده اینقدر در مقابلش بی قدرت باشید. مواردی که گفته میشود را مطالعه کنید اگر همه ی موارد شاملتان نشود مطمئن باشید حداقل یکی از آنها به شما مربوط میشود.
مشکل شماره 1: قوانین بر شما حکومت میکنند
یک رابطه ی سالم و رمانتیک نیازمند سازش است. بعضی خانمها با غذا مانند یک موجود غیر قابل پیش بینی یا چیزی که باید ادبش کنند برخورد میکنند. مواردی دیده شده که فرد وقتی به مسافرت هم رفته است با خود غذای مخصوص برده چون بدون آنها احساس بدی پیدا میکرده است. چنین حالاتی را ترس از دست دادن کنترل بوجود می آورد. ذهن ما دوست دارد همه چیز را سیاه و سفید ببیند. اشتباه در برابر درست، چاق در برابر لاغر، کامل در برابر ناقص. این دقیقا همان اتفاقی است که هنگام وسواس رخ میدهد، چیزی خارج از ساختار باشد احساس میکنیم گم شده ایم. رفتن به یک رستوران یا خوردن چیزی از یخچال تمام حساب کتابها را بهم میزند. این افکار به چند نوع خاص محدود نمیشود. این افکار گره هایی روانی است که در ذهن بیشتر ما وجود دارد. هرچقدر خود را اسیر قوانینی که برای رژیم غذایی درست کردید بکنید بیشتر ممکن است اعتماد به نفس خود را تضعیف کنید. کافیست یک قانون را زیر پا بگذارید موجی از نا امیدی پدیدار میشود ” من آدم بدی هستم “. غذا خوردن بر اساس قانون گرسنگی و هوس های غذایی را به حساب نمی آورد. این گونه رفتارها باعث میشود برای شکست آماده شوید کافیست شکم شروع به غرغر کردن کند تا از مسیر رژیم منحرف شوید. به جای اینکه خیلی خود را اسیر رژیم کنید سعی کنید کمتر سخت گیر باشید. من خانمها را به خوردن غذاهای گوناگون تشویق میکنم این راه هم از نظر روحی هم از نظر غذایی سالمتر است. هر روز کمی قوانین را بشکنید، گاهی کمی از غذای دلخواه خود بخورید هفته ای یکبار ماکارونی میل کنید. مطمئن باشید اتفاقی نمی افتد کمی منعطف بودن خیلی کمکتان میکند.
مشکل شماره 2: اطمینان نکردن به خود
مورد دیگر در داشتن یک رابطه ی سالم اطمینان است، اعتماد به خود در شرایط وسوسه انگیز. در رابطه با غذا بی اعتمادی شایع است. مثلا بعضی از ما در برابر غذاهایی ضعیف هستیم. من در برابر کیک ضعیف هستم و احتمال اینکه پرخوری کنم بالاست. برای همین سعی میکنم موقع خوردن کیک آن را زیاد بجوم و خوب مزه مزه کنم و یا اگر غذایی باشد که خیلی دوست دارم به محض اینکه سهمم را خوردم باقی را فریز میکنم تا دیگر نتوانم به آن غذا ناخنک بزنم. هر کس میتواند شیوه ای خاص برای خود درست کند. این تقصیر ما نیست که در برابر چیپس یا کلوچه به سختی میتوانیم مقاومت کنیم. یک بحث زیست شناسی ساده است: خوردن کربوهیدرات ( که در غذاهایی مانند پیتزا و کیک فراوان است ) باعث میشود سطح هورمون احساس خوب سروتونین بالا برود. و ممکن است بعضی از ما از کودکی دوران خوشی را با چنین غذاهایی سپری کرده باشیم. جای تعجب نیست که برخی از ما وقتی احساس ناراحتی، تنهایی و یا کسلی میکنیم رو به چنین غذاهایی بیاوریم. وقتی دچار استرس میشوید بدن نسبت به مواد قندی تحریک میشود، کیک و کلوچه به سادگی در دسترس است، در این لحظه اگر به آنچه میخواهید بخورید فکر نکنید ذهن به صورت تثبیت شده ای عمل خواهد کرد. پس بالاخره وقتی کیک را میخرید دیگر به یک مقدار کوچک بسنده نخواهید کرد. اگر نسبت به نشانه های گرسنگی آگاه تر بودیم میتوانستیم انتخاب های بهتری داشته باشیم. قبل از خوردن کمی مکث کنید و از خود بپرسید، واقعا الان بدن من نیاز به سوخت دارد؟ چرا در حالی که بدن من نیاز به غذا ندارد من به خوردن فکر میکنم؟ وقتی نیاز به خوردن پیدا میکنید، در این زمان به هوس های غذایی خود فکر کنید. برآورده کردن آنها در این زمان بهتر از وقتی است که نیاز به غذا ندارید، حداقل بعدا کمتر دچارش میشوید. در مورد اینکه چه مقدار غذا بخورید هم بدن به راحتی کمکتان میکند. وقتی به بدن غذای کافی میرسد احساس خوبی دارید اما وقتی زیاده روی میکنید حتی نمیتوانید از جای خود بلند شوید و اصلا احساس خوبی ندارید، پس به پیامهای بدن توجه کنید.
مشکل شماره 3: خود زنی میکنید
فرض کنید دوستی دارید که به خاطر اشتباهی به شما میگوید بی ارزش بازنده. مسلم است که شما هم در جواب چیزی میگویید و قهر میکنید. بسیاری از ما همین کار را با خودمان میکنیم وقتی مثلا یک تکه کیک اضافی میخوریم، شروع به سرزنش خود میکنیم – من یک بازندم همه میگن من چاقم- از فکر کردن به چنین حرفهایی دست بردارید. چنین پیامهای بیرحمانه ای را با یک پیام خوشایند عوض کنید- هیچ کس کامل نیست، دوباره تلاش میکنم، خانواده و دوستانم مرا دوست دارند باید به فکر آنها هم باشم- .پس خود زنی را کنار بگذارید چون کمکی نخواهد کرد.
مشکل شماره 4: جدی جدی میخواهید لاغر شوید
یک رابطه ی خوب سرشار از صداقت است یک رابطه ی بد پر از فریب. من تا به حال زیاد به خودم دروغ گفتم مثلا چند روز پیش یک لیوان آب میوه خوردم و به خودم گفتم برا آنتی اکسیدان هایش بود!. 90% خانمها از آنچه در آینه میبینند راضی نیستند. خواستن داشتن وزن مناسب هیچ مشکلی ندارد، اما محروم کردن خود از غذاهای مهم ( یا خوردن تنها تعدادی از آنها) و یا قطع کردن استفاده از یک گروه غذایی و وانمود کردن به اینکه همه این کارها برای سلامت خود است بازی خطرناکی است. این کار حتی میتواند نتیجه ای معکوس داشته باشد و باعث شود بدتر به پرخوری رو بیاورید و به جای کاهش وزن افزایش وزن داشته باشید. در ضمن هرچقدر هم با خود منفی صحبت کنید و خود را سرزنش کنید فایده ای ندارد و برای شما کاهش وزن نمیشود. من هر وقت با خودم مهربان رفتار کردم بهتر توانستم سالم غذا خوردن را تجربه کنم. مهم این است که برای شاد و سلامت بودن غذا بخوریم نه فقط برای وزن کم کردن. وقتی همه فکرمان وزن کم کردن است این احتمال که دچار افراط شویم همیشه هست. در پی هر افراط مطمئن باشید تفریط هست و آن تفریط همراه با فریب دادن خود است.(دکتر کرمانی)


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.