چرا گاهی از چیزی میترسیم که هنوز اتفاق نیفتاده است؟ چرا انتخاب کردن، حتی وقتی فرصت تغییر و ساختن زندگی بهتری را در اختیارمان میگذارد، میتواند تا این اندازه دشوار باشد؟ سورن کییرکگور، فیلسوف دانمارکی و از پیشگامان اگزیستانسیالیسم، در کتاب «مفهوم اضطراب» به یکی از بنیادیترین تجربههای انسان میپردازد؛ احساسی که ریشه آن همیشه در یک خطر بیرونی نیست، بلکه گاهی از آگاهی ما نسبت به آزادی و امکانهای پیش رو سرچشمه میگیرد. او نشان میدهد که انسان با توانایی انتخاب کردن، هم فرصت تغییر دارد و هم مسئولیت تصمیمهایش را بر دوش میکشد. از نگاه کییرکگور، اضطراب بخشی از مواجهه انسان با آزادی است؛ مواجههای که میتواند درک ما را از خودمان و جایگاهمان در زندگی عمیقتر کند.
۱. اضطراب چیست و چه تفاوتی با ترس دارد؟
کییرکگور میان اضطراب (Anxiety) و ترس تفاوت میگذارد. ترس معمولاً به موضوعی مشخص مربوط است؛ مثلاً از دست دادن شغل، بیماری یا روبهرو شدن با خطری واقعی. اما اضطراب همیشه چنین موضوع روشنی ندارد. گاهی هنوز اتفاقی نیفتاده، هیچ خطری در برابرمان نیست و بااینحال، احساس میکنیم چیزی در درونمان آرام نیست.
تصور کنید فرصتی برای مهاجرت، تغییر شغل یا شروع یک زندگی تازه پیدا کردهاید. این فرصت میتواند دریچهای به سوی آیندهای بهتر باشد، اما ممکن است شکست هم بخورید و چیزهایی را از دست بدهید که برایتان ارزشمندند. هنوز تصمیمی نگرفتهاید، ولی ذهنتان درگیر نتیجههای احتمالی است.
اضطراب در نگاه کییرکگور با آگاهی از امکانهای پیش روی انسان ارتباط دارد. ما فقط از اتفاقات واقعی نمیترسیم؛ گاهی از آنچه ممکن است انجام دهیم، از مسیری که میتوانیم انتخاب کنیم و حتی از کسی که ممکن است در آینده به آن تبدیل شویم، ناآرام میشویم.
۲. آزادی؛ موهبتی که مسئولیت به همراه دارد
یکی از مفاهیم اصلی کتاب، آزادی (Freedom) است. از نظر کییرکگور، انسان صرفاً موجودی نیست که شرایط زندگی او را به این سو و آن سو ببرد. او میتواند انتخاب کند، تصمیم بگیرد و در شکل دادن به مسیر زندگی خود نقش داشته باشد.
اما آزادی همیشه احساس خوشایندی ایجاد نمیکند. وقتی چند راه پیش روی ما قرار دارد، باید انتخاب کنیم و بپذیریم که انتخاب یک مسیر ممکن است به معنای کنار گذاشتن مسیرهای دیگر باشد. هیچ تضمینی هم وجود ندارد که تصمیم ما بهترین نتیجه ممکن را به همراه داشته باشد.
برای همین است که گاهی در شرایطی میمانیم که دیگر دوستشان نداریم. شغلی را ادامه میدهیم که از آن رضایت نداریم یا تصمیم مهمی را بارها به تعویق میاندازیم؛ نه لزوماً به این دلیل که راه دیگری وجود ندارد، بلکه چون پذیرفتن مسئولیت یک انتخاب تازه دشوار است.
آزادی فقط داشتن حق انتخاب نیست؛ پذیرفتن مسئولیت انتخاب نیز هست. ما نمیتوانیم تمام پیامدهای آینده را پیشبینی کنیم و همین ناتوانی در رسیدن به قطعیت، بخشی از دشواری تصمیمگیری است.
۳. سرگیجه آزادی؛ وقتی امکان انتخاب ما را ناآرام میکند
کییرکگور برای توضیح رابطه اضطراب و آزادی، از تعبیر «سرگیجه آزادی» (The Dizziness of Freedom) استفاده میکند. او وضعیتی را توصیف میکند که انسان با آگاهی از توانایی خود برای انتخاب، در برابر امکانهایی قرار میگیرد که هنوز تحقق نیافتهاند.
تصور ایستادن در لبه پرتگاهی بلند را در نظر بگیرید. ممکن است از سقوط بترسید، اما در کنار این ترس، آگاهی از امکان سقوط نیز وجود دارد. مسئله فقط اتفاقی نیست که ممکن است رخ دهد؛ مسئله این است که میدانید چنین امکانی وجود دارد.
این تصویر را میتوان در زندگی روزمره نیز دید. فردی که سالها در یک شغل ثابت کار کرده، ممکن است فرصت راهاندازی کسبوکار خودش را پیدا کند. او هم از شکست میترسد و هم نگران است که اگر هیچوقت تلاش نکند، بعدها حسرت این فرصت را بخورد.
سرگیجه آزادی از مواجهه با امکانهای واقعی زندگی و آگاهی از نقش خودمان در انتخاب میان آنها سرچشمه میگیرد. آزادی میتواند امیدبخش باشد، اما همین آزادی ما را با مسئولیت و پیامدهای تصمیمهایمان نیز روبهرو میکند.
۴. اضطراب، گناه و زمینه دینی اندیشه کییرکگور
«مفهوم اضطراب» فقط درباره تصمیمگیریهای روزمره نیست. کییرکگور بحث خود را در بستر الهیات مسیحی و روایت هبوط آدم و حوا نیز پیش میبرد. بنابراین، برای فهم کامل کتاب باید به زمینه دینی و فلسفی آن توجه کرد.
او اضطراب را با امکان گناه (Sin) پیوند میدهد. انسان پیش از آنکه دست به عملی بزند، ممکن است با امکان انجام دادن آن روبهرو شود. او میتواند از آنچه درست میداند فاصله بگیرد، فرمانی را نادیده بگیرد یا انتخابی انجام دهد که پیامد اخلاقی دارد. آگاهی از این امکان، بخشی از وضعیت آزادی انسان است.
در این تحلیل، اضطراب را نباید صرفاً نتیجه احساس گناه پس از انجام دادن کاری نادرست دانست. اضطراب میتواند پیش از عمل نیز وجود داشته باشد؛ زمانی که انسان با امکان انتخاب و پیامدهای اخلاقی آن مواجه میشود.
البته امکان انجام دادن یک کار به معنای وقوع قطعی آن نیست. کییرکگور نمیگوید انسان ناگزیر به گناه کردن است؛ بلکه میکوشد نشان دهد که آزادی، امکان انتخابهای متفاوت را فراهم میکند و انسان در برابر انتخابهای خود مسئول است.
۵. آیا اضطراب میتواند به شناخت بهتر خودمان کمک کند؟
کییرکگور اضطراب را صرفاً دشمنی نمیداند که باید به هر شکل ممکن از بین برود. از نگاه او، مواجهه با این تجربه میتواند درک انسان را از آزادی و وضعیت وجودی خودش عمیقتر کند. بااینحال، نباید نتیجه گرفت که هر نوع اضطراب مفید است یا انسان باید رنج روانی را تحمل کند. بحث او پیش از آنکه توصیهای روانشناختی باشد، تلاشی فلسفی برای فهم رابطه انسان با آزادی، امکان و مسئولیت است.
وقتی از تصمیمی مهم میترسیم، میتوانیم از خودمان بپرسیم دقیقاً چه چیزی ما را نگران کرده است. آیا از شکست میترسیم؟ آیا قضاوت دیگران برایمان اهمیت زیادی دارد؟ آیا نمیخواهیم امنیتی را که به آن عادت کردهایم از دست بدهیم؟ یا پذیرفتن مسئولیت نتیجه انتخابمان برایمان دشوار است؟
پرسیدن این سؤالها لزوماً اضطراب را از بین نمیبرد، اما میتواند به ما کمک کند وضعیت خود را روشنتر ببینیم. گاهی متوجه میشویم که مدتهاست خواستهای را نادیده گرفتهایم و گاهی درمییابیم که بیش از اندازه در انتظار تضمینی هستیم که زندگی نمیتواند به ما بدهد.
اضطراب میتواند فرصتی برای خودشناسی باشد، اگر بهجای فرار همیشگی از آن، بکوشیم معنای آن را در موقعیت خودمان بفهمیم.
۶. منظور اصلی کتاب چیست؟
پیام اصلی «مفهوم اضطراب» این است که اضطراب را نمیتوان بدون درک آزادی و امکان انتخاب انسان فهمید. انسان مضطرب میشود، زیرا زندگی او کاملاً از پیش تعیین نشده است و تصمیمهایش میتوانند مسیر آینده را تغییر دهند.
کییرکگور نشان میدهد که آزادی همیشه با آرامش همراه نیست. گاهی انتخاب کردن دشوار است، چون نمیتوانیم از نتیجه تصمیم خود مطمئن باشیم. بااینحال، نبود قطعیت به این معنا نیست که باید از تصمیمگیری دست بکشیم یا مسئولیت زندگی خود را به دیگران واگذار کنیم.
در اندیشه او، مسئله اصلی حذف کامل تردیدها نیست؛ بلکه فهم وضعیتی است که انسان در آن قرار دارد. ما با امکانهای گوناگون روبهرو هستیم و باید تصمیم بگیریم، حتی اگر نتوانیم تمام پیامدهای تصمیم خود را پیشبینی کنیم.
آزادی، امکان انتخاب را به ما میدهد و مسئولیت، ما را با پیامدهای انتخابمان روبهرو میکند؛ اضطراب در نقطه تلاقی این دو تجربه شکل میگیرد.
جمعبندی
«مفهوم اضطراب» کتابی درباره رابطه پیچیده انسان با آزادی، امکان و مسئولیت است. کییرکگور از ما میخواهد اضطراب را تنها احساسی آزاردهنده نبینیم، بلکه به این فکر کنیم که این تجربه چگونه با آگاهی ما از امکانهای زندگی ارتباط پیدا میکند.
مهمترین پیام کتاب این است که اضطراب همیشه نشانه ضعف نیست؛ گاهی از مواجهه انسان با آزادی و مسئولیت انتخاب کردن سرچشمه میگیرد. ما نمیتوانیم پیش از هر تصمیمی به قطعیت کامل برسیم و نمیتوانیم تمام مسیرهای آینده را از پیش بشناسیم. بااینحال، میتوانیم تلاش کنیم آگاهانهتر تصمیم بگیریم و مسئولیت انتخابهای خود را بپذیریم.
شاید نتوانیم همیشه از ناآرامی ناشی از انتخاب فرار کنیم، اما میتوانیم بهجای اجازه دادن به ترس برای تعیین تمام مسیر زندگیمان، درباره خواستهها و ارزشهایمان دقیقتر فکر کنیم. آزادی گاهی دشوار و اضطرابآور است، اما همین آزادی است که امکان تغییر و ساختن مسیری متفاوت را برای انسان فراهم میکند.
تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.