title
کد خبر: 298661
00
وقتی حجم اطلاعات از توان پردازش ذهن پیشی می‌گیرد، دانشجو باید چه کار کند؟

 یک مدرس سواد رسانه و ارتباطات گفت: مواجهه دانشجویان با حجم بالای اطلاعات، نیازمند تقویت توان پردازش، تمرکز و بهداشت فکری است و در استفاده دانشگاهی از هوش مصنوعی نیز دانشجو باید انتخاب منابع، تعریف مسئله و ارزیابی خروجی را خودش انجام دهد و پاسخ هوش مصنوعی را بدون بررسی به‌عنوان یک پاسخ آکادمیک نپذیرد.

به گزارش بهداشت نیوز، حسن مسعودی با اشاره به اینکه سواد اطلاعاتی صرفاً به معنای دسترسی به اطلاعات نیست، اظهار کرد: از لحاظ زیست‌شناسی، مغز انسان امکان مشخصی برای پردازش پیام دارد و این امکان لزوماً با کم شدن یا افزایش اطلاعات تغییر نمی‌کند. انسان تمایل دارد تکه‌های مختلف اطلاعات را کنار یکدیگر قرار دهد و از آنها روایتی درباره یک موضوع تولید کند و معمولاً این روایت به اندیشه یا الگوهای پسینی که در ذهن فرد شکل گرفته، وابسته است.

وی افزود: زمانی که حجم اطلاعات پایین است، مغز خودش شروع به کنار هم قرار دادن اطلاعات می‌کند و گاهی بخش‌های مبهم این پازل را نیز خودش تولید می‌کند. از سوی دیگر، بالا بودن حجم اطلاعات لزوماً به شکل‌گیری تصویر نهایی کمک نمی‌کند؛ چراکه اطلاعات و پیام‌های زیادی وارد مغز می‌شوند، اما اینکه این اطلاعات در بستر توجه قرار بگیرند، احتمال پایین‌تری دارد و اینکه مغز بتواند آنها را پردازش کند و در نهایت از دل این پردازش به یک الگو برسد، احتمال پایین‌تری خواهد داشت. ضمن اینکه همه ذهن‌ها نیز توان یکسانی برای پردازش اطلاعات ندارند.

این مدرس سواد رسانه و ارتباطات با اشاره به تفاوت توانایی افراد در پردازش اطلاعات ادامه داد: ممکن است انتظار داشته باشیم دانشجو که در حال تحصیل است، الزاماً توانایی بیشتری برای پردازش اطلاعات داشته باشد، اما دانشجو بودن به این معنا نیست که همه ذهن‌ها از چنین توانایی یکسانی برخوردارند. توانایی ذهن برای پردازش اطلاعات، امری اکتسابی است و به امکانات و تمرین‌هایی بستگی دارد که فرد به مغز و سیستم عصبی خود داده است.

الگوهای ذهنی چگونه دریافت اطلاعات را تحت تأثیر قرار می‌دهند؟

مسعودی با اشاره به نقش الگوهای ذهنی افراد در نحوه دریافت و پردازش داده‌ها خاطرنشان کرد: بسیاری از افراد داده‌ها را دریافت می‌کنند، اما برخی الگوهای ذهنی مشخص دارند و آن مقداری از اطلاعات را که با الگوهای قدیمی ذهنشان سازگار است، نگه می‌دارند و اطلاعاتی را که با آن الگوها تعارض دارد، به‌راحتی حذف می‌کنند. بنابراین حجم زیاد اطلاعات نه‌تنها لزوماً مفید نیست، بلکه می‌تواند افراد را نسبت به اطلاعات و داده‌های اساسی به نوعی کرخت کند و سطح حساسیت آنها را کاهش دهد.

وی اضافه کرد: به مرور زمان، افرادی که حجم زیادی اطلاعات درباره یک موضوع خاص دریافت می‌کنند، ممکن است به پردازش نکردن اطلاعات عادت کنند. حافظه کوتاه‌مدت ما نیز ظرفیت محدودی دارد و در چنین شرایطی، حتی داده‌ها و اطلاعات اساسی نیز ممکن است پردازش نشوند. در اینجا لازم است دو اتفاق رخ دهد که یکی از آنها داشتن نوعی بهداشت فکری است.

این مدرس سواد رسانه و ارتباطات همچنین درباره ضرورت بهداشت فکری گفت: زمانی که فرد یک صورت مسئله مشخص دارد، داده‌های مربوط به آن صورت مسئله می‌توانند به او در رسیدن به نتیجه کمک کنند، اما اگر فرد در طول روز و بدون داشتن صورت مسئله مشخص، اطلاعات زیادی را وارد مغز خود کند، شرایط متفاوت خواهد بود. برای مثال، فرد ممکن است شبکه‌های اجتماعی، منابع خبری، اکانت‌ها و کانال‌های مختلف را نه از روی جست‌وجوی هدفمند، بلکه با هدف سرگرمی دنبال کند. در سرگرمی نیز میزان توجه مورد نیاز پایین است، اما تعداد داده‌ها و اطلاعاتی که وارد مغز می‌شود، می‌تواند زیاد باشد.

مسعودی ادامه داد: در چنین شرایطی، مغز به پردازش نکردن و توجه نکردن عادت می‌کند و بعد در جایی که فرد به داده‌های هدفمند نیاز دارد، مغز آمادگی لازم برای پردازش آنها را ندارد. برای مثال، در افرادی که استفاده زیادی از شبکه‌های اجتماعی و فضای خبری دارند، وقتی یک رمان یا کتاب داستان به آنها داده می‌شود، ممکن است پس از یکی دو صفحه تمرکز خود را از دست بدهند و بگویند «نفهمیدم چه خواندم». در مواجهه با کتاب‌هایی که چالش بیشتری دارند یا علمی‌تر هستند و اتفاقات، اسامی و روایت‌های بیشتری در آنها وجود دارد نیز امکان تمرکز کردن برای این افراد دشوار می‌شود.

وی با اشاره به پیامدهای انباشت داده‌های پردازش‌نشده بیان کرد: در نتیجه، فرد به نوعی تبدیل به یک «اقیانوس داده‌ها و اطلاعات پردازش‌نشده» می‌شود و ذهن نیز به‌شدت خسته خواهد شد. زمانی که حجم زیادی از داده‌های پراکنده و بدون مدل مشخصی برای فکر کردن وارد ذهن می‌شود، مغز فرسوده می‌شود و همان مدل به عنوان یک مدل آسان در ذهن باقی می‌ماند و فرد دیگر اطلاعات را پردازش نمی‌کند.

این مدرس سواد رسانه و ارتباطات افزود: پردازش نکردن اطلاعات به این معناست که اگر درباره یک موضوع هزار داده وجود داشته باشد، ممکن است ۹۹۹ مورد در ذهن فرد جایگاهی نداشته باشد و تنها یک مورد که با الگوهای پسینی ذهن او مطابقت دارد، پذیرفته شود. حتی زمانی که فرد بخواهد برای دیدگاه خود دلیل بیاورد، ممکن است ۹۹۹ دلیل دیگر وجود داشته باشد که نشان دهد این تصور او اشتباه است، اما فرد آنها را نادیده بگیرد. این وضعیت به نوعی ساده‌انگاری و سطحی شدن منجر می‌شود.

دانشگاه به ذهنی نیاز دارد که بتواند اطلاعات را پردازش کند

مسعودی با اشاره به ضرورت تقویت توان پردازش اطلاعات در فضای دانشگاهی گفت: زمانی که فرد وارد فضای آکادمیک و دانشجویی می‌شود، ذهن باید روی موضوع تمرکز کند، در نهایت به نتیجه‌گیری برسد، مدل‌سازی کند و بتواند از اطلاعات استفاده کند، اما اگر ذهن در اثر مصرف بی‌رویه داده‌ها این امکان را از دست بدهد، انجام چنین فرآیندی دشوار خواهد شد.

وی با اشاره به نحوه استفاده دانشجویان از هوش مصنوعی در فرایندهای آکادمیک اظهار کرد: در حوزه هوش مصنوعی، فرایند ورودی و خروجی باید توسط خود دانشجو انجام شود. پیش از اینکه دانشجو سؤال یا پرامپتی را از هوش مصنوعی بپرسد، اگر می‌خواهد فرایندی را ترسیم کند، باید مدل آن فرایند و حتی نمونه خروجی را خودش مشخص کند. اگر هم قرار است مقاله، خلاصه یا کار مشابهی انجام شود، دانشجو باید خودش ورودی‌ها، یعنی مقالات و منابعی را که قرار است مورد استفاده قرار گیرند، انتخاب کند و به سیستم بدهد. خارج از این فرایند، فعلاً نمی‌توان به پاسخ هوش مصنوعی به عنوان یک پاسخ آکادمیک اعتماد کرد؛ مگر در مورد هوش‌های مصنوعی تخصصی که اساساً برای حوزه‌های مشخص آموزش دیده‌اند و فرایند مقالات آکادمیک را نیز دنبال می‌کنند.

این مدرس سواد رسانه در ادامه با تأکید بر ضرورت حفظ نقش دانشجو در فرایند تولید و ارزیابی اطلاعات ادامه داد: در استفاده دانشگاهی از هوش مصنوعی، مسئله اصلی این است که دانشجو نباید انتخاب منابع، تعریف مسئله و ارزیابی خروجی را به طور کامل به سیستم واگذار کند و باید خودش بر فرایند ورودی و خروجی نظارت داشته باشد.

مسعودی با تأکید بر اهمیت «بهداشت فکری» و «بهداشت ذهنی» ادامه داد: داشتن بهداشت فکری به این معناست که فرد حجم زیاد استفاده از داده‌ها، شبکه‌های اجتماعی، تلویزیون و سایر منابعی را که اطلاعات زیادی وارد ذهن می‌کنند، محدود کند. قرار نیست فرد ۲۴ ساعت شبانه‌روز درگیر سرگرمی و مصرف محتوا باشد.

وی با اشاره به نقش تلفن‌های هوشمند در افزایش مصرف اطلاعات خاطرنشان کرد: ورود تلفن‌های هوشمند به زندگی روزمره باعث شده این ابزار که به نوعی نزدیک‌ترین ابزار رسانه‌ای به بدن ماست، امکان مصرف پیام را افزایش دهد. ما تقریباً همیشه موبایل را همراه خود داریم؛ شب هنگام خواب از موبایل خداحافظی می‌کنیم و صبح که بیدار می‌شویم، یکی از نخستین چیزهایی که می‌بینیم دوباره موبایل است. این شرایط مصرف سرگرمی‌گونه پیام‌ها و ورود حجم زیادی از داده‌ها به مغز را افزایش می‌دهد و در نتیجه می‌تواند مغز را فرسوده کرده و امکان پردازش را از آن بگیرد.

این مدرس سواد رسانه و ارتباطات افزود: داشتن رژیم مصرف و اختصاص دادن ساعت‌هایی برای فاصله گرفتن از این حجم اطلاعات اهمیت دارد. اینکه امروز تا این اندازه درباره مدیتیشن، آرامش ذهنی و موضوعات مرتبط با آن صحبت می‌شود، به این دلیل است که مغز انسان در برابر این حجم و سرعت داده‌ها فرصت کافی برای پردازش ندارد. بسیاری از افراد در جامعه مدرن احساس می‌کنند سرعت و استرسی که تجربه می‌کنند، تا حدی به این مسئله مربوط است که مغز فرصت پردازش اطلاعات را پیدا نمی‌کند.

منبع: ایسنا


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.