title
کد خبر: 298492
00
بازخوانی جلسه شانزدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» رستاخیز اجتماعی نبوت با محوریت آیات ۵ و ۶ سوره قصص
رستاخیزی که از پیامبر آغاز می‌شود و به جامعه می‌رسد

بعثت پیامبر فقط یک اتفاق درونی نیست؛ تحولی است که اگر به جامعه نرسد، ناتمام می‌ماند. جلسه شانزدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» با تکیه بر آیات ۵ و ۶ سوره قصص، از همین نقطه آغاز می‌کند: پیامبری که در درون خود متحول شده، مأمور تغییر جامعه‌ای است که در آن انسان‌ها به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر تقسیم شده‌اند. اینجا «نبوت» تنها دعوت به ایمان نیست؛ آغاز یک رستاخیز اجتماعی است.

همه‌چیز از یک تحول درونی شروع می‌شود
برای فهم اجتماعی نبوت، ابتدا باید به خود پیامبر برگشت. بعثت، در این نگاه، صرفاً دریافت وحی و انتقال پیام الهی نیست. وحی پیش از آنکه جامعه را تغییر دهد، پیامبر را دگرگون می‌کند. در وجود او اتفاقی می‌افتد که نگاهش به انسان، جهان و مسئولیتش را تغییر می‌دهد.
اما پیامبر برای زندگی شخصی خود برانگیخته نشده است. تحول درونی او باید به بیرون راه پیدا کند؛ به مردم برسد و در مناسبات اجتماعی اثر بگذارد. از همین‌جا مفهوم «رستاخیز اجتماعی نبوت» شکل می‌گیرد: انقلابی که در وجود پیامبر آغاز شده، باید به زندگی جمعی انسان‌ها هم راه پیدا کند.

انقلاب، چیزی بیشتر از تغییر چهره‌هاست
وقتی سخن از انقلاب می‌شود، ممکن است ذهن به سمت خشونت و درگیری برود؛ اما در این جلسه، انقلاب معنای دیگری دارد: تغییر بنیادی شالوده‌های یک جامعه.
برای توضیح این موضوع، مثال یک ساختمان مطرح می‌شود. اگر قرار باشد ساختمانی برای هدفی کاملاً متفاوت مورد استفاده قرار گیرد، تغییر ظاهر آن کافی نیست. نمی‌توان فقط دیوارها را رنگ کرد و انتظار داشت ساختمان ماهیت تازه‌ای پیدا کند؛ باید به سراغ پایه‌ها و شالوده رفت.
جامعه نیز چنین است. اگر مناسبات آن بر پایه سلطه، تبعیض و نابرابری شکل گرفته باشد، تغییر چند رفتار یا جابه‌جایی چند نفر، لزوماً به معنای تحول نیست. تا زمانی که ساختارهای تولیدکننده این نابرابری تغییر نکنند، مسئله اصلی همچنان پابرجاست.

مسئله فقط فقر نیست؛ مسئله «استضعاف» است
در تصویری که از جامعه فرعونی ارائه می‌شود، یک گروه قدرت را در اختیار دارد و گروهی دیگر در موقعیت ضعف نگه داشته می‌شود. این ضعف فقط به معنای نداشتن ثروت نیست.
«استضعاف» در این بحث، وضعیتی اجتماعی است؛ یعنی گروهی از انسان‌ها چنان در ساختار جامعه قرار گرفته‌اند که فرصت رشد، قدرت تصمیم‌گیری و امکان اثرگذاری از آنان گرفته شده است.
از این منظر، یکی از پرسش‌های اساسی نبوت این است که با چنین جامعه‌ای چه باید کرد؟ آیا می‌توان تنها به موعظه اخلاقی افراد بسنده کرد یا باید خود ساختارهای اجتماعی نیز تغییر کند؟

فرعون؛ یک نفر یا یک ساختار؟
داستان موسی و فرعون در همین نقطه معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. قرآن از فرعون به‌عنوان کسی یاد می‌کند که در زمین برتری جست، مردم را گروه‌گروه کرد و بخشی از آنان را به استضعاف کشاند.
در این خوانش، فرعون فقط یک فرد تاریخی نیست. او نماینده نظمی است که در آن قدرت در اختیار عده‌ای محدود قرار گرفته و گروهی دیگر به حاشیه رانده شده‌اند.
بنابراین، مسئله موسی فقط کنار زدن یک حاکم نیست؛ مسئله، رویارویی با ساختاری است که سلطه را بازتولید می‌کند.

آیات قصص؛ وعده‌ای برای بازگشت مستضعفان به متن
در چنین بستری است که آیات پنجم و ششم سوره قصص اهمیت پیدا می‌کنند: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» آیه از اراده خداوند برای تغییر وضعیت مستضعفان سخن می‌گوید؛ اما نکته مهم این است که این تغییر تنها به بهبود شرایط زندگی آنان محدود نمی‌شود. سخن از «پیشوا شدن» و «وارث شدن» است؛ یعنی تغییر جایگاه اجتماعی.
کسانی که در نظم موجود از صحنه کنار گذاشته شده‌اند، قرار است به بازیگران اصلی صحنه تبدیل شوند. جامعه‌ای که آنان را در حاشیه نگه داشته، باید جای خود را به نظمی بدهد که در آن امکان حضور و اثرگذاری آنان فراهم باشد.

توحید؛ وقتی هیچ انسانی خدای انسان دیگری نیست
از همین‌جا بحث توحید به مسئله‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود. توحید فقط این نیست که انسان در ذهن خود به یگانگی خدا باور داشته باشد. اگر خداوند تنها صاحب حاکمیت مطلق است، هیچ انسانی نمی‌تواند خود را در جایگاه خدای دیگری بنشاند.
به تعبیر دیگر، توحید با نفی سلطه انسان بر انسان پیوند می‌خورد.
جامعه توحیدی، در این نگاه، جامعه‌ای بی‌قاعده یا بی‌مسئولیت نیست؛ جامعه‌ای است که در آن انسان‌ها در برابر خداوند مسئول‌اند، اما هیچ انسانی حق ندارد خود را مالک و صاحب اختیار مطلق دیگری بداند.

رستاخیز اجتماعی نبوت
اگر همه اجزای بحث را کنار هم بگذاریم، مسیر روشن می‌شود: بعثت، نخست در وجود پیامبر اتفاق می‌افتد؛ سپس به دعوت مردم می‌رسد و در نهایت، با ساختارهای اجتماعی موجود روبه‌رو می‌شود.
داستان موسی و فرعون در این چارچوب، تنها قصه‌ای از گذشته نیست. روایتی است از رویارویی یک نظم مبتنی بر سلطه و استضعاف با نظمی که بر توحید و آزادی انسان از سلطه انسان بنا شده است.
آیات ۵ و ۶ سوره قصص نیز نقطه امید این حرکت‌اند: مستضعفان قرار نیست برای همیشه در حاشیه بمانند. وعده قرآن، تغییر جایگاه آنان و تبدیل شدنشان به صاحبان نقش و اثر در جامعه است.
شاید بتوان کل جلسه شانزدهم را در یک جمله خلاصه کرد: نبوت از تغییر انسان آغاز می‌شود، اما وقتی به جامعه می‌رسد که مناسبات سلطه و استضعاف را به چالش بکشد.
این همان چیزی است که در این جلسه «رستاخیز اجتماعی نبوت» نام گرفته است؛ رستاخیزی که نقطه آغازش قلب پیامبر است، اما مقصدش جامعه و زندگی انسان‌هاست.

تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی 


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.