سلام. مدتی پیش با دختری دوست بودم و بعد از مدتی ازدواج کرده و هنوز با هم رابطه ی دوستانه داریم و متأسفانه دل کندن از هم برایمان مشکل است. لطفاً راهنمایی ام کنید.
ادامه مطلب

سلام. مدتی پیش با دختری دوست بودم و بعد از مدتی ازدواج کرده و هنوز با هم رابطه ی دوستانه داریم و متأسفانه دل کندن از هم برایمان مشکل است. لطفاً راهنمایی ام کنید.
ادامه مطلبیک فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان با اشاره به اینکه نحوه برخورد خانواده ها با آرایش کردن کودکان با توجه به فرهنگ و اعتقادات هر خانواده ای متفاوت است، گفت: هرچند تمایل به آرایش کردن در کودکان، اغلب والدین را نگران میکند، اما والدین نباید آن را یک بیماری و اختلال بدانند
ادامه مطلبکمتر شنیدهایم که بعد از تجربهٔ چنین اتفاقی در زندگی مشترک، چگونه باید با آن برخورد کرد. در اینجا میخواهیم از کارهایی حرف بزنیم که میتواند به شما کمک کند این مسئله را بهتر حل کنید.
ادامه مطلبزنی ٣٢ ساله هستم، ٧سال است با فردی از اقوام دورم ازدواج کرده ام. اکنون فرزند یک ساله ای دارم، بعد از ازدواج همسرم شروع به ایراد گرفتن از خانواده من کرد که چرا در فلان مهمانی با هم سرد برخورد کرده اند یا چرا در فلان موضوع سیاسی با من مخالفت کردند…اگر جایی می خواستیم مهمانی برویم معمولا مخالفت می کرد و یا طوری میرفت که دیر برسیم، اگر خانواده ام زنگ میزدند حال ما را بپرسند شوهرم تصور میکرد دارند به من خط میدهند. خلاصه بگویم از هر برخوردی نکته منفی برداشت می کرد که من از تعجب شاخ در می اوردم بعد هم دعوا و قهر ؛ من در این هفت سال مرتب داشتم برایش توضیح می دادم این چیزهایی که تو تصور میکنی اشتباه است ولی او بدتر میشد در این مدت مداوم قهر میکرد و من می رفتم طرفش اما متاسفانه وقتی عصبانی میشود شروع می کند به فحش دادن و بددهنی حتی به من حمله میکند . در دعواهای بین خودمان پای خانواده ام را وسط میکشد و وقتی عصبانی می شود به من حمله میکند که واقعا وحشتناک است.در جریان به دنیا آمدن دخترم خانواده ام خیلی کمک کردند و با آنها خوب بود اما بعد از یک ماه شروع کرد به بهانه گیری که مثلا چرا پدرت گفت شبکه تلویزیون را عوض نکن،،،،،آنقدر ایراداتش مسخره است که قابل گفتن نیست. مدتی است با خانواده من قطع رابطه کرده است. کار شوهرم طوری است که فقط اخر هفته خانه است و بقیه روزها من و دخترم خانه پدرم می رویم ، آدمها را تا وقتی کار دارد میخواهددر یکی از دعواها دست من را با لگد شکاند ولی خانواده من واکنشی نشان ندادند یا به خانواده ام بد و بیراه مینویسد جوابش را نمیدهند تا خودش شرمنده شود ولی شوهرم تصور میکند چون می دانند مقصر هستند جوابش را نمی دهند. هرچه فحش می دهد وداد می زند من جوابش را نمی دهم تازه بعد دعوا هم سراغش می روم . فکر کنم همین موضوع باعث شده مدام به من زور بگوید. اگر خانواده من نبود من از غصه و ناراحتی مرده بودم شاید تنها چیزی که من را در این زندگی نگه داشته ترس از دست دادن دخترم است و هر کاری میکنم که شوهرم عصبانی نشود که بر دخترم اثر بگذارد.گذشت و فداکاری من از تظر همسرم به خاطر مقصر بودن خودم است، واقعا نمیدانم چگونه با او رفتار کنم لطفا راهنمایی ام کنید.
ادامه مطلبدر طول این سالها من والدین بسیاری را دیدم که میدانستند تنبیه بدنی روشی کارآمد نیست، اما باز هم از آن استفاده میکردند. والدینی که بعد از هر بار استفاده از این روش تا چندروز غرق احساس گناه میشدند، اما دوباره در برخی موقعیتها سراغ همان روش ناکارآمد میرفتند. واقعاً چرا برخی والدین در تعامل با کودک از تنبیه بدنی استفاده میکنند؟
ادامه مطلباگر نتوانید مدیریت خوبی بر احساسات خود داشته باشید، احتمال برخوردهای نپخته نیز زیاد میشود؛ پس پیش از انجام هر اقدام دیگری سعی کنید روشی مناسب برای مدیریت احساسات خود بیابید تا بهاینترتیب مانع فوران احساسات ناخوشایند و برخوردهای نادرست شوید.
ادامه مطلببرای چند دقیقه به شانزده سالگی تان فکر کنید، زمانی که سالهای اول دبیرستان بودید چه افکاری داشتید؟ دنیا را چهطور میدید؟ آرزوهایتان چه بود؟ وقتی وارد دانشگاه شدید چه اتفاقاتی افتاد و در افکار و عقایدتان چه تغییراتی رخ داد؟ در آن روزهای پرشور چه آرزوهایی داشتید و میخواستید چه کارهایی برای خودتان و دنیای اطرافتان انجام دهید؟ حالا که چند سالی از ازدوجتان گذشته چهطور؟ حالا به چه چیزهایی باور دارید و چارچوب فکریتان چگونه است؟ اگر کمی به سیر تحولات اعتقادی خود فکر کنید خواهید دید که در طول زمان تغییرات قابلتوجهی در باورها و عقاید و چارچوب فکری شما به وجود آمده است. با این مروری که روی تغییرات عقاید خودتان داشتید بهتر میتوانید نسبیبودن عقاید را پذیرفته و قبول کنید که زن و شوهر در طول زندگی خود در موارد زیادی با اختلاف عقیده روبهرو خواهند شد. در این مطلب هم بیشتر این موضوع را واکاوی کردهایم و هم راهحلهای روان شناختی مختلف را بررسی نمودهایم.
ادامه مطلبعزت نفس و اعتماد به نفس نقش مهمی در ابعاد و جنبههای مختلف زندگی ما ایفا میکند و چه بسا باعث کسب موفقیت و احساس رضایت بیشتر از زندگی شود. بنابراین، آگاهی از روشهایی که موجب پرورش این دو عامل میشوند بسیار سودمند است..
ادامه مطلببعضی اوقات، سیلی، سریع به انبار حافظه ما میخزد: انگار یکلحظه گذرا باشد، مثل وقتیکه سروصدا ما را با ناراحتی از خواب بیدار میکند، اما دوباره زود میخوابیم. بعضی اوقات سیلی واقعیت آن قدر محکم است که از شدت ضربه بیحس میشویم و روزها و هفتهها بااحساس گیجی و پریشانی سر میکنیم. این ضربه هر شکلی که داشته باشد، یکچیز قطعی است: به ما آسیب میزند. انتظارش را نداریم، دوستش نداریم و بهیقین آن را نمیخواهیم.
ادامه مطلبزنی بیست و هشت ساله هستم. شش سال است ازدواج کردهام و از حدود یک سال قبل با یکی از همکارانم که او هم متأهل است آشنا شدهام. طی این ارتباط رابطهی صمیمانهای بین ما ایجاد شد. یک ماه است به این رابطه برخلاف میلم خاتمه دادهام. حس وابستگی شدید به ایشان من را آزار میدهد و دچار افسردگی شدهام. لطفاً راهنماییام کنید.
ادامه مطلبدخترى هجده ساله هستم. با پسرخاله ام که خواستگارم است و عاشق هم هستیم رابطه دارم، ولی خانواده ام راضی به ازدواج ما نیستند. حالا تصمیم گرفته ایم که فرار کنیم. لطفاً کمکم کنید. چه کار کنم؟ احساس می کنم دارم دچار افسردگی می شوم.
ادامه مطلبمحققان دریافته اند وجود اختلالات افسردگی یا اضطراب از قبل و استفاده از داروی روانگردان موجب افزایش ریسک بلندمدت استفاده از داروهای ضددرد افیونی در افراد می شود.
ادامه مطلبدوست دارید بدانید که شوهرتان از ازدواج با شما رضایت دارد یا نه؟ این لیست را بخوانید. بعد برای هر کار خوبی که برایتان انجام میدهد قدردان باشید.
ادامه مطلبضعف اعصاب یا فروپاشی عصبی که دست کم هر روز ما به آن دچار می شویم یک موقعیت استرس زا است که در دراز مدت بیماریهای روحی بسیاری در پی خواهد داشت..
ادامه مطلبافسردگی در همسر ممکن است به مرور زمان ایجاد شود و حتی انگیزه خودکشی را در او تقویت کند..
ادامه مطلب