title
کد خبر: 298126
00
بازخوانی جلسه دهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» با محوریت آیات ۳۰ و ۳۱ سوره یونس
توحید؛ وقتی بندگی فقط برای خداست

توحید اگر قرار باشد فقط یک باور در ذهن بماند، هنوز به همه معنای خود نرسیده است. در جلسه دهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، آیت‌الله خامنه‌ای از همین نقطه آغاز می‌کند: توحید علاوه بر اینکه یک بینش و برداشت از واقعیت است، شناختی عمل‌زا و زندگی‌ساز است؛ باوری که برای انسان تعهد و مسئولیت می‌آورد. بر همین اساس، نخستین ماده «قطعنامه توحیدی» این است که انسان هیچ‌کس و هیچ‌چیز جز خدا را معبود و مطاع مطلق خود قرار ندهد. آیات ۳۰ و ۳۱ سوره یونس نیز همین حقیقت را از مسیر دیگری اثبات می‌کنند؛ از پرسش درباره روزی، حیات، شنوایی و بینایی و تدبیر عالم تا یک نتیجه روشن: کسی که تدبیر حقیقی عالم به دست اوست، شایسته عبودیت و اطاعت است.

توحید؛ از یک اعتقاد ذهنی تا یک مسئولیت اجتماعی
در این جلسه، بحث توحید یک قدم جدی‌تر می‌شود. اگر توحید را «شناختی زندگی‌ساز» بدانیم، باید ببینیم این شناخت چه تغییری در رفتار انسان ایجاد می‌کند. ایمان به خدای یگانه نمی‌تواند فقط در دل و زبان بماند؛ بلکه باید به تعهد و مسئولیت تبدیل شود.
البته این مسئولیت از نماز و تکالیف فردی آغاز می‌شود، اما در همان‌جا تمام نمی‌شود. از نگاه جلسه، توحید برای یک جامعه نیز مسئولیت ایجاد می‌کند؛ مسئولیتی که به مهم‌ترین مسائل زندگی جمعی، از حکومت و اقتصاد تا روابط میان افراد و روابط بین‌الملل کشیده می‌شود. بنابراین جامعه توحیدی فقط جامعه‌ای نیست که چند حکم مذهبی را اجرا می‌کند؛ شکل و نظم اجتماعی آن نیز باید با منطق توحید سازگار باشد.

توحیدِ بی‌اثر؛ وقتی باور از زندگی جدا می‌شود
یک آسیب مهم اینکه توحید به بحث‌هایی خشک، بی‌روح و جدا از واقعیت زندگی تبدیل شود. در این نگاه، ممکن است درباره توحید سال‌ها بحث و استدلال صورت بگیرد، اما اگر این بحث‌ها نتوانند در ساختن یک جامعه توحیدی اثر بگذارند، از هدف اصلی فاصله گرفته‌اند. تأکید جلسه این است که اگر قرار است برای ساختن یک زندگی تازه از توحید کمک بگیریم، باید سراغ قرآن برویم؛ زیرا قرآن ابعاد مختلف توحید و ویژگی‌های انسان و جامعه توحیدی را در آیات فراوان و به شکلی زنده و کاربردی بیان کرده است.

«قطعنامه توحیدی»؛ اولین ماده چه می‌گوید؟
برای روشن‌تر شدن این مسئولیت، در جلسه از تعبیر «قطعنامه توحیدی» استفاده می‌شود؛ گویی توحید مجموعه‌ای از اصول لازم‌الاجراست که انسان موحد باید آنها را در زندگی خود به اجرا بگذارد.
نخستین ماده این قطعنامه بسیار روشن است: انسان حق ندارد هیچ‌کس و هیچ‌چیز جز خدا را عبودیت و اطاعت کند.
اینجا «عبودیت» تنها به معنای سجده و مناسک عبادی نیست. مسئله اصلی، سرسپردگی و اطاعت در برابر قدرتی است که انسان را از مسیر حق دور می‌کند. به همین دلیل، توحید در این جلسه با مسئله آزادی انسان پیوندی مستقیم پیدا می‌کند.

اطاعت؛ جایی که توحید خودش را نشان می‌دهد
در همین‌جا، بحث از یک باور کلی به یک مسئله بسیار عینی می‌رسد: انسان در زندگی اجتماعی خود از چه کسی و از چه قدرتی فرمان می‌برد؟ در جلسه، با استناد به حدیثی از امام باقر(ع)، تأکید می‌شود که اطاعت از قدرتی که از سوی خدا و در مسیر الهی نیست، می‌تواند در حد شرک یا خودِ شرک باشد. حتی ممکن است کسانی که گرفتار چنین مناسباتی هستند، در زندگی شخصی افرادی منظم و پرهیزگار باشند؛ اما اطاعت غیرالهی در عرصه اجتماعی همچنان آسیبی جدی به حقیقت توحید وارد می‌کند.

شیطان فقط یک نام نیست؛ هر نیروی شرآفرین
یکی از نکات مهم جلسه، توضیح مفهوم «شیطان» است. در این نگاه، شیطان فقط به معنای ابلیس یا یک موجود پنهان و نامرئی نیست؛ بلکه مفهومی گسترده‌تر دارد: نیروهای شرآفرین و انحراف‌آفرینی که بیرون از وجود انسان قرار می‌گیرند و در مسیر او مانع ایجاد می‌کنند.
در برابر این نیروها، «لا تعبدوا الشیطان» یعنی سرسپرده و مطیع آنها نشوید. بنابراین یکی از چهره‌های توحید این است که انسان اجازه ندهد قدرت‌های شرآفرین، او را به اطاعت وادار کنند یا مسیر زندگی‌اش را به دست بگیرند..

اطاعت غیر خدا؛ مانعی برای رشد انسان
چرا این اطاعت تا این اندازه مهم است؟ پاسخ جلسه به هدف آفرینش انسان برمی‌گردد. انسان برای رشد، تعالی و رسیدن به کمال آفریده شده است؛ اما بندگی غیر خدا، آزادی و وارستگی او را محدود می‌کند.
برای توضیح این معنا، تصویر یک گیاه مطرح می‌شود؛ گیاهی که روی آن پوششی گذاشته‌اند یا به ساقه‌اش سیم بسته‌اند. گیاه زنده است، اما امکان رشد ندارد و طبیعتاً نمی‌تواند میوه بدهد. اطاعت غیر خدا نیز چنین اثری دارد: ظرفیت رشد انسان را می‌بندد و او را از رسیدن به آن اوجی که برایش در نظر گرفته شده بازمی‌دارد.
از این منظر، آزادی در منطق توحیدی یک امر حاشیه‌ای نیست؛ مقدمه رشد و کمال انسان است.

آیات ۳۰ و ۳۱ یونس؛ چند سؤال ساده و یک پاسخ روشن
محور اصلی جلسه، آیات ۳۰ و ۳۱ سوره یونس است. قرآن در آیه ۳۰ از روزی سخن می‌گوید که هر انسان با آنچه پیش فرستاده روبه‌رو می‌شود و همه به سوی خدا، «مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ»، بازگردانده می‌شوند.
سپس آیه ۳۱ با چند پرسش پی‌درپی، انسان را به فکر وامی‌دارد: «قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن یَمْلِکُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَمَن یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَن یُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ»
چه کسی از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ چه کسی مالک شنوایی و بینایی است؟ چه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و چه کسی امر عالم را تدبیر می‌کند؟ پاسخ حتی از زبان مشرکان نیز روشن است: «اللّه».

وقتی تدبیر عالم به خداست، چرا اطاعت از دیگری؟
نکته اصلی سخن در همین‌جا آشکار می‌شود. قرآن ابتدا قدرت و تدبیر خداوند را به رخ انسان می‌کشد و سپس او را با یک سؤال اخلاقی و توحیدی مواجه می‌کند: اگر روزی، حیات، توانایی شنیدن و دیدن و نظام عالم در اختیار خداست، پس چرا باید در مقام اطاعت و عبودیت، دیگری را شریک او قرار داد؟
«مَن یُدَبِّرُ الْأَمْرَ» در این جلسه اهمیت ویژه‌ای دارد. بحث فقط درباره آفرینش جهان نیست؛ سخن از تدبیر عالم است. در توضیح این آیه، از نظم شگفت‌انگیز جهان، قوانین طبیعی و سازوکارهایی که امکان زندگی را فراهم کرده‌اند سخن گفته می‌شود؛ از جایگاه خورشید و ماه گرفته تا استعدادهای حیات در زمین. همه اینها نشانه قدرت و تدبیر الهی‌اند.

تدبیر تکوینی و تدبیر تشریعی؛ خدا در زندگی انسان هم صاحب اختیار است
یکی از مهم‌ترین نکات جلسه از همین بحث بیرون می‌آید: اگر تدبیر تکوینی عالم در دست خداست، چرا باید تدبیر تشریعی و قانون‌گذاری را از آن جدا کنیم؟
در بیان جلسه، خداوند همان کسی است که نظام آفرینش را پدید آورده و قوانین طبیعی را در جهان قرار داده است. بنابراین پرسش اساسی این است که چرا در عرصه قانون‌گذاری و اداره زندگی انسان، اختیار نهایی به دیگری واگذار شود؛ به‌ویژه به کسی که خود، آفریده خداست.
از اینجا توحید مستقیماً به زندگی اجتماعی می‌رسد: خدا فقط خالق عالم نیست؛ در منطق توحیدی، حق هدایت و تعیین مسیر حق نیز با اوست.

قیامت؛ جایی که تکیه‌گاه‌های دروغین فرو می‌ریزند
آیه ۳۰ سوره یونس، پایان این مسیر را نیز به تصویر می‌کشد. در قیامت، انسان با نتیجه انتخاب‌های خودش روبه‌رو می‌شود. کسانی که در دنیا به قدرت‌ها و تکیه‌گاه‌های غیرالهی دل بسته بودند، درمی‌یابند که آن پشتیبان‌ها دیگر نمی‌توانند باری از دوششان بردارند.
به تعبیر جلسه، بسیاری از بهانه‌هایی که انسان در دنیا برای توجیه اطاعت از غیر خدا برای خودش می‌سازد، در آن روز فرو می‌ریزد. آنجا دیگر نمی‌توان مسئولیت را به گردن دیگری انداخت؛ هرکس با آنچه خودش انجام داده مواجه خواهد شد.

جمع‌بندی؛ توحید یعنی آزاد ماندن برای انتخاب حق
جلسه دهم در نهایت، توحید را از یک بحث خشک و انتزاعی بیرون می‌آورد و آن را به مسئله‌ای زنده در زندگی انسان تبدیل می‌کند. موحد فقط کسی نیست که خدا را یکی بداند؛ موحد کسی است که در عمل نیز اطاعت و عبودیت را منحصر به خدا کند.
این نگاه، هم آزادی فرد را معنا می‌کند و هم شکل جامعه را تغییر می‌دهد. جامعه توحیدی باید در حکومت، اقتصاد، روابط اجتماعی و مناسبات قدرت، نشانی از یکتاپرستی داشته باشد. از سوی دیگر، انسان موحد نباید اجازه دهد نیروهای شرآفرین، قدرت‌های غیرالهی یا مدعیان دروغین هدایت، اختیار مسیر زندگی او را به دست بگیرند.
آیات ۳۰ و ۳۱ سوره یونس این حقیقت را از یک مسیر ساده اما عمیق پیش می‌برند: اگر خدا روزی‌دهنده، مالک توانایی‌های انسان، پدیدآورنده حیات و تدبیرکننده امر عالم است، پس عبودیت و اطاعت حقیقی نیز باید برای او باشد. توحید، در این معنا، فقط گفتن «خدا یکی است» نیست؛ یعنی انسان در جهانی که همه چیز به اراده و تدبیر او وابسته است، آزاد بماند تا فقط راه حق را انتخاب کند.

تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی 


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.