نتایج یک مطالعه جامع نشان میدهد که نگهداری گربه خانگی با سلامت روان بدتر در کودکان خردسال مرتبط است.
به گزارش بهداشت نیوز، شکی نیست که والدین تلاش میکنند تا از سلامت جسمی و روانی فرزندان خود محافظت کنند. از طرفی، پذیرفتن حیوان خانگی در حال افزایش است، اما آیا شواهد علمی کافی برای حمایت از مزایای همراهی حیوانات برای کودکان وجود دارد؟
یک مطالعه جدید، یکی از معدود مطالعاتی است که این اثرات را در کودکان ۷ تا ۸ ساله بررسی میکند و نتایج شگفتانگیزی به همراه داشته است.
در این مطالعه که در مجله جهانی اطفال منتشر شده، اپیدمیولوژیستهای اسپانیایی سالها دادههای مربوط به مالکیت حیوانات خانگی از جمله گربهها، سگها، پرندگان و سایر حیوانات محبوب مانند همستر یا خزندگان را جمعآوری کردند.
نتیجه جالب توجه اینکه به نظر میرسد گربهها با آسیب به سلامت روان برای کودکان مرتبط هستند، در حالی که به نظر میرسد سایر حیوانات خانگی، از جمله خرگوشها، خزندگان یا دوزیستان، اثر معکوس دارند.
دلبستگی یا تشکیل پیوندهای عاطفی برای رشد اجتماعی بسیار مهم است. با این حال، لازم نیست حتما بین کودک و مراقبش باشد، بلکه میتواند بین کودک و یک حیوان خانگی نیز شکل بگیرد.
محققان توضیح میدهند که یک حیوان خانگی در دوران کودکی ظاهراً میتواند مزایای اجتماعی-شناختی متعددی از جمله افزایش دلسوزی نسبت به حیوانات و تقویت مسئولیتپذیری و هنجارهای اخلاقی کودک را به همراه داشته باشد.
علاوه بر این، حیوانات خانگی میتوانند با کمک به کودکان در درک زبان غیرکلامی و بهبود رفتارهای اجتماعی، به آنها در ایجاد مهارتهای لازم برای روابط انسانی قوی کمک کنند.
با این حال، برخی از مطالعات قبلی نتایج مبهمی به همراه داشته است. بنابراین محققان اسپانیایی پروژه «INMA، محیط زیست و دوران کودکی» را با مشارکت نزدیک به ۱۹۰۰ جفت مادر و کودک در هفت منطقه اسپانیا در اوایل دهه ۲۰۰۰ راهاندازی کردند.
این پروژه که در ابتدا برای مطالعه اثرات عوامل مختلف محیطی مانند آلایندهها بر رشد کودک راهاندازی شده بود، از آن زمان گسترش یافته و جنبههای دیگری مانند مالکیت حیوانات خانگی را نیز در بر میگیرد.
محققان در این مطالعه از سوابق پزشکی، دادههای مربوط به اطلاعات اجتماعی-جمعیتی والدین و پرسشنامههایی که در طول ویزیتهای پیگیری در دوران بارداری، تولد، یک سالگی، ۴ تا ۵ سالگی و ۷ تا ۸ سالگی ارائه شده بود، استفاده کردند.
سپس والدین در سن ۷ تا ۸ سالگی فرزندانشان، پرسشنامه غربالگری رفتاری را تکمیل کردند. این پرسشنامه شامل سوالاتی مربوط به علائم عاطفی، مشکلات رفتاری، بیشفعالی، مشکلات با همسالان و رفتارهای اجتماعی بود.
محققان به رفتارهای درونیسازی و بیرونیسازی علاقهمند بودند. رفتارهای درونیسازی، پاسخهای استرسزا به درون هستند که ممکن است شامل علائم آشفتگی درونی مرتبط با افسردگی یا اضطراب باشند. رفتارهای بیرونیسازی نیز رفتارهایی هستند که ممکن است قوانین یا هنجارهای اجتماعی را زیر پا بگذارند و میتوانند باعث آشفتگی در دیگران شوند.
حدود یک چهارم از ۱۸۹۳ خانواده همیشه صاحب یک حیوان خانگی، معمولاً سگ یا گربه بودهاند.
این مطالعه نشان داد که داشتن گربه (فقط در سنین ۴ تا ۵ سالگی) با افزایش خطر مشکلات درونیسازی و بیرونیسازی مرتبط است.
در مقابل، به نظر میرسید که داشتن حیوانات دیگر در طول هر دو پیگیری اوایل دوران کودکی، اثر محافظتی داشته و با کاهش خطر مشکلات درونیسازی و برونسازی مرتبط بوده است.
بقیه سناریوهای همراهی با حیوانات خانگی ارتباط معناداری با سلامت روان کودکان نشان ندادند.
محققان فرضیههای متعددی را برای توضیح فقدان مزایای مشاهدهشده برای سلامت روان ارائه میدهند. اول، یک مدل دلبستگی نشان میدهد که پیوندهای عاطفی ممکن است تا ۱۸ سالگی به طور کامل شکل نگیرند و مزایای بعدی را به همراه داشته باشند یا حیوانات خانگی کوچک مانند جوندگان، ماهیها و خزندگان ممکن است پیوندهای عاطفی ضعیفتری را القا کنند، زیرا از نظر تکاملی از انسانها دورتر هستند.
در عین حال، همراهی این حیوانات دیگر تنها چیزی بود که بهبود سلامت روان را نشان داد، شاید به این دلیل که اغلب به عنوان «حیوانات خانگی کودکان» در نظر گرفته میشوند که مراقبت از آنها آسانتر است.
همچنین ممکن است ارتباطی با نحوه تعامل صاحبان با حیوانات خانگی خود داشته باشد. گربهها معمولاً صاحبان خود را به فعالیتهای تقویتکننده سلامت روان در فضای باز مانند دویدن و آوردن اشیاء تشویق نمیکنند، بلکه معمولاً در خانه میمانند.
این یافتهها همچنین میتواند بازتابی از نوع حیوان خانگی باشد که والدین برای فرزندانشان انتخاب میکنند. این یک مطالعه شهودی است، بنابراین نمیتواند این عوامل را کاملا روشن کند و محققان فقط میتوانند حدس بزنند.
حیوانات خانگی الگوهای ارتباطی و سبکهای دلبستگی متفاوتی دارند و محققان میگویند که گربهها میتوانند کمتر محبت نشان دهند، دلبستگی اجتنابی نشان دهند و اغلب توسط خانوادههایی با کودکانی که بیماریهای روانی دارند، به دلیل نیازهای نگهداری کمترشان انتخاب میشوند.
احتمال دیگر این است که ریشه بدرفتاری مشاهده شده در این پژوهش که توسط گربهها تسهیل میشود، ممکن است تحت تأثیر توکسوپلاسموز باشد که حدود یک سوم جمعیت جهان را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند بر شناخت و سلامت روان کودکان تأثیر منفی بگذارد.
توکسوپلاسموز یا توکسوپلاسموزیس ((Toxoplasmosis) عبارت است از یک بیماری انگلی عفونی که توسط یک انگل یوکاریوت تک سلولی از هاگداران بهنام توکسوپلاسما گوندی ایجاد میشود. این بیماری در انسانها، برخی پستانداران و حتی پرندگان ایجاد میشود.
عفونت این انگل در افراد بالغ و سالم غالباً بدون علائم بالینی است. در برخی از افراد مبتلا به عفونت، علائمی خفیف مانند علائم یک بیماری شبهآنفلوانزایی همچون دردهای عضلانی و تورم در گرههای لنفاوی برای هفتهها یا ماهها دیده میشود.
در تعداد کمی از بیماران مشکلات چشمی نیز مشاهده میشود. برخی از بیماران دارای دستگاه ایمنی ضعیف ممکن است دچار مشکلات عصبی چون عدم تعادل و هماهنگی عضلات و اعضای بدن شوند. شکل حاد این بیماری ممکن است با تب و لنفوسیتوز همراه باشد. در شکل فوق حاد یا وخیم بیماری که به ندرت اتفاق میافتد علائم مغزی، پنومونی، درگیری عمومی عضلات و حتی مرگ بروز میکند.
حدود یک سوم از جمعیت جهان به این بیماری مبتلا میشوند، اما معمولاً علائمی بروز نمییابد. همچنین سالانه حدود ۲۰۰ هزار مورد توکسوپلاسموز حین بارداری رخ میدهد.
این انگل به دو صورت تولید مثل جنسی و غیرجنسی تکثیر میشود و تکثیر جنسی آن فقط در بدن گربهها رخ میدهد. گربهها علاوه بر میزبان اصلی در صورت مصرف گوشت و غذای آلوده به انگل میتوانند به عنوان میزبان واسط نیز در چرخه زندگی این انگل نقش ایفا کنند.
محققان در نتیجهگیری خود میگویند: در مجموع، دادههای ما رابطه پیچیده بین نگهداری از حیوانات خانگی در سنین پایین و سلامت روان کودک را برجسته میکند.
منبع: ایسنا


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.