«مثبت فکر کن»، «رابطه سمی را تمام کن»، «با این تکنیک همسرت را وابسته کن» و «با این تست شخصیتت را بشناس»؛ توصیههایی که هر روز در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند، اما کارشناسان روانشناسی هشدار میدهند که بسیاری از این نسخههای فوری، پشتوانه علمی ندارند و تعمیم آنها به زندگی افراد میتواند پیامدهای جدی داشته باشد.
به گزارش بهداشت نیوز، شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی مردم به محتوای روانشناختی تبدیل شدهاند؛ محتوایی که از توصیههای کوتاه برای کاهش اضطراب و افسردگی گرفته تا نسخههایی برای مدیریت زندگی مشترک، تشخیص شخصیت، شناخت «رابطه سمی» و رسیدن به موفقیت را شامل میشود. در این میان، مرز میان آموزش روانشناختی و محتوای زرد برای بسیاری از مخاطبان روشن نیست و جذابیت، کوتاهی و قطعیت برخی مطالب باعث شده است توصیههایی بدون پشتوانه پژوهشی نیز به سرعت فراگیر شوند.
کارشناسان روانشناسی معتقدند مسئله زمانی جدیتر میشود که این توصیهها وارد تصمیمهای مهم زندگی، بهویژه روابط زوجین، شوند؛ جایی که یک برچسب ساده مانند «سمی»، یک تست غیرمعتبر شخصیت یا یک توصیه کلی درباره رفتار زن و مرد میتواند جای گفتوگوی تخصصی و بررسی دقیق مسئله را بگیرد.
نسخههای فوری اینستاگرامی برای مشکلات پیچیده آسیبزا است
یک روانشناس و زوجدرمانگر، با هشدار نسبت به گسترش روانشناسی زرد در شبکههای اجتماعی، گفت: سادهسازی مشکلات پیچیده سلامت روان، ارائه نسخههای فوری و تعمیم تجربیات شخصی به همه افراد، از مهمترین ویژگیهای روانشناسی زرد است و این مسئله بهویژه در حوزه روابط زوجین میتواند به تصمیمهای نادرست، افزایش تعارض و حتی بدبینی نسبت به روانشناسی علمی منجر شود.
امیر عزیزی با بیان اینکه حدود ۱۵ سال در حوزه روانشناسی فعالیت دارد، اظهار کرد: سادهترین تعریفی که میتوان برای روانشناسی زرد ارائه کرد، پیدا کردن راهحلهای بسیار ساده و فوری برای حل مشکلات پیچیده و مرتبط با سلامت روان است؛ در حالی که مشکلاتی مانند افسردگی، وسواس، اضطراب یا تعارضات زوجین، هر کدام دلایل و شرایط متفاوتی دارند و نمیتوان برای همه افراد نسخه یکسانی تجویز کرد.
وی افزود: برای مثال، زمانی که فردی مبتلا به افسردگی به روانشناس مراجعه میکند، نمیتوان صرفاً به او گفت «افسرده نباش» یا «انگیزه داشته باش». در درمان علمی ابتدا باید بررسی شود فرد در چه شرایطی قرار دارد، چه نشانههایی دارد، چه درمانهایی را تجربه کرده و چه انتظاری از درمان دارد و سپس بر اساس این اطلاعات، صورتبندی و برنامه درمانی مشخصی ارائه شود.
وی ادامه داد: حتی در مواردی ممکن است فرد به درمان دارویی یا خدمات تخصصی دیگری نیاز داشته باشد. برای نمونه، در شرایطی که افکار خودکشی شدید و غیرقابلکنترل وجود دارد یا فرد دچار توهمات شنوایی مبتنی بر گزند است، ممکن است علاوه بر درمانهای معمول، نیاز به ارجاع به روانپزشک یا حتی بستری وجود داشته باشد. بنابراین نمیتوان مسائل جدی سلامت روان را با چند جمله انگیزشی و ساده حل کرد.
وسواس با گفتن «این کار را نکن» درمان نمیشود
این روانشناس با اشاره به نمونه وسواس، گفت: فرد مبتلا به وسواس معمولاً تا حدی نسبت به غیرمنطقی بودن رفتار خود آگاهی دارد، اما مسئله این است که کنترل رفتار برای او دشوار شده است. برای مثال، فردی که وسواس شستوشو دارد، ممکن است بداند که نباید بارها دست خود را بشوید، اما افکار مزاحم و تکرارشونده او را به انجام این رفتار سوق میدهد. بنابراین وقتی به چنین فردی گفته میشود «فقط این کار را انجام نده»، در واقع مسئله او نادیده گرفته شده است. روانشناسی زرد معمولاً به دلیل همین سادهسازی، مشکلات پیچیده را به توصیههایی کوتاه و جذاب تبدیل میکند.
وی با بیان اینکه محتوای روانشناسی زرد معمولاً شعارگونه و کلیشهای است، اظهار کرد: این محتواها تلاش میکنند با تحریک احساسات مخاطب، امید و انگیزه فوری ایجاد کنند. ممکن است چنین جملهای در لحظه مانند یک «شاخه نجات» برای فردی باشد که در شرایط سخت قرار دارد، اما سؤال این است که آیا این راهکار میتواند مشکل را به صورت اساسی حل کند یا صرفاً برای مدت کوتاهی احساس بهتری ایجاد میکند. همانطور که در تعمیر یک مشکل اساسی در خانه نمیتوان به یک راهحل موقتی اکتفا کرد، در حوزه سلامت روان نیز باید به ریشه مشکل پرداخت. تأثیر بسیاری از توصیههای زرد کوتاهمدت و محدود است و نمیتواند جایگزین درمان تخصصی شود.
عزیزی با اشاره به تفاوت روانشناسی علمی و مثبتاندیشی سطحی، اظهار کرد: در روانشناسی علمی نمیتوان به فرد گفت افکار منفی نداشته باش یا هر چیزی را که میخواهی صرفاً با فکر کردن به دست میآوری. انسان نمیتواند به طور کامل افکار خود را کنترل کند. همین حالا که در حال صحبت هستیم، افکار مختلفی از ذهن عبور میکنند. بنابراین توصیهای مانند «به چیز منفی فکر نکن» عملاً شدنی نیست.
وی تصریح کرد: در برخی رویکردهای علمی، به جای تلاش برای حذف افکار و احساسات ناخوشایند، به فرد آموزش داده میشود که آنها را بپذیرد و با وجود این افکار و احساسات، بر اساس اهداف و ارزشهای خود رفتار کند. مثبتاندیشی نیز با روانشناسی مثبت متفاوت است. روانشناسی مثبت وجود هیجانات منفی و احساسات دردناک را انکار نمیکند، بلکه بر اساس پژوهشها تلاش میکند مهارتها و شرایطی را که میتوانند به افزایش شادکامی و هیجانات مثبت کمک کنند، شناسایی کند.
بازار روانشناسی زرد از نیاز و امید مردم سواستفاده میکند
وی با اشاره به جنبه تجاری برخی از محتواهای روانشناسی زرد، گفت: روانشناسی زرد در بسیاری از موارد یک کسبوکار را به خوبی میشناسد؛ فرد زمان و انرژی زیادی برای تولید محتوای جذاب صرف میکند و در نهایت دوره، محصول یا پکیج آموزشی خود را به مخاطب عرضه میکند. در مقابل، بسیاری از روانشناسان متخصص بخش زیادی از روز خود را در اتاق درمان سپری میکنند و فرصت محدودی برای تولید مستمر محتوا دارند. خود من گاهی از ظهر تا شب مشغول درمان هستم و طبیعی است که فرصت حضور دائمی مقابل دوربین و تولید محتوای روزانه نداشته باشم.
عزیزی ادامه داد: این تفاوت باعث شده است گاهی افراد غیرمتخصص یا حتی کسانی که محتوای علمی تولید نمیکنند، در فضای مجازی بیشتر دیده شوند و جای خالی متخصصان را پر کنند. البته صرفا افزایش حضور روانشناسان متخصص در فضای مجازی نیز به تنهایی کافی نیست، زیرا حتی افرادی که مدرک و مجوز حرفهای دارند ممکن است به دلایل مختلف، از جمله فرسودگی شغلی، به سمت تولید محتوای زرد حرکت کنند.
وی اظهار کرد: ممکن است یک فرد دارای مدرک تخصصی و شماره نظام روانشناسی باشد، اما محتوایی که ارائه میکند الزاماً علمی نباشد. بنابراین مخاطب باید علاوه بر بررسی صلاحیت حرفهای، محتوای ارائهشده را نیز ارزیابی کند. یکی از نشانههای مهم محتوای علمی، استناد به پژوهشها و منابع معتبر است. برای مثال، وقتی متخصص به یافته یک پژوهشگر یا مطالعه انجامشده در یک سال مشخص اشاره میکند و نتیجه پژوهش را توضیح میدهد، مخاطب میتواند مسیر بررسی ادعا را دنبال کند؛ اما در روانشناسی زرد معمولاً چنین پشتوانهای وجود ندارد و تجربه شخصی فرد به عنوان یک قانون کلی مطرح میشود.
این روانشناس گفت: حتی در روانشناسی علمی نیز یافتهها قطعی و غیرقابل تغییر تلقی نمیشوند. روانشناسی همچنان در حال پژوهش و اصلاح نظریهها و روشهای درمانی است. برای مثال، در درمان افسردگی رویکردهای مختلفی در طول زمان شکل گرفتهاند و با بررسی نقاط ضعف و قوت روشهای قبلی، رویکردهای جدیدتر توسعه پیدا کردهاند.
وی با انتقاد از کلیشهسازیهای رایج در شبکههای اجتماعی، اظهار کرد: اینکه گفته شود «همه مردها اینطور هستند»، «همه زنها اینگونه رفتار میکنند» یا برای رسیدن به یک هدف عاطفی باید یک رفتار مشخص را انجام داد، با پیچیدگی روابط انسانی سازگار نیست. در زوجدرمانی نمیتوان یک نسخه برای همه زوجها پیچید. زوجها با توجه به سابقه رابطه، ویژگیهای شخصیتی، شرایط اقتصادی و اجتماعی، مسائل خانوادگی، فرزندان، مسائل جنسی و دهها عامل دیگر، شرایط متفاوتی دارند.
وی ادامه داد: زوجدرمانی یکی از پیچیدهترین حوزههای روانشناسی است؛ زیرا درمانگر باید همزمان دو نفر را مدیریت کند، اجازه دهد هر دو نفر صحبت کنند، هیجانات را تنظیم کند، تعارضها را کنترل کند و متناسب با رویکرد درمانی خود از تکنیکها در زمان مناسب استفاده کند. در کار با خانواده نیز ممکن است چهار یا پنج نفر همزمان در جلسه حضور داشته باشند و مدیریت چنین شرایطی به تخصص نیاز دارد.
این روانشناس با اشاره به توصیه استفاده افراطی از برخی روشها و ابزارها در فضای مجازی، گفت: هر روش درمانی کاربرد مشخصی دارد و نمیتوان از یک روش برای هر مشکل استفاده کرد. برای مثال، زوجی که به دلیل مشکلات ارتباطی، مسائل مالی، تربیت فرزند یا دخالت خانوادهها دچار اختلاف شدهاند، الزاماً با یک روش یا دستگاه خاص درمان نمیشوند. در چنین شرایطی ابتدا باید ماهیت مشکل مشخص شود. اگر اختلاف زوجین مربوط به رابطه آنهاست، باید روی همان رابطه کار شود و اگر یکی از زوجین دچار یک اختلال روانشناختی است، آن مسئله باید به شکل تخصصی بررسی شود.
مراقب تستهای شخصیت و نسخههای «کودک درون» باشید
عزیزی یکی دیگر از نشانههای محتوای زرد را دستهبندی ساده افراد دانست و گفت: در شبکههای اجتماعی گاهی با تستهایی مواجه میشویم که ادعا میکنند بر اساس رنگ، چند سؤال یا یک انتخاب ساده میتوانند شخصیت یا ناخودآگاه فرد را مشخص کنند؛ در حالی که چنین ادعاهایی را نمیتوان به سادگی پذیرفت. در برخی محتواها نیز تمام مشکلات فرد به «کودک درون»، والدین یا یک اتفاق در دوران کودکی نسبت داده میشود. در حالی که عوامل مختلف زیستی، محیطی، خانوادگی، تجربیات زندگی و یادگیریها میتوانند در شکلگیری مشکلات روانشناختی نقش داشته باشند.
وی درباره استفاده گسترده از اصطلاح «رابطه سمی» در فضای مجازی، گفت: استفاده افراطی از این واژه نیز میتواند آسیبزا باشد. در برخی پژوهشها ویژگیهایی مانند کنترلگری، آزارگری یا برخی ویژگیهای شخصیتی در ارتباط با روابط آسیبزا بررسی شده است، اما اینکه هر فردی که با ما اختلاف دارد را «سمی» بدانیم و از زندگی خود حذف کنیم، نگاه علمی نیست.
وی افزود: اگر پدر، مادر، همسر یا همکار ما رفتار نامناسبی دارد، باید همان رفتار را بررسی کنیم، نه اینکه کل وجود و شخصیت فرد را زیر سؤال ببریم. اگر همسر فرد در یک موقعیت رفتاری اشتباه داشته باشد، نمیتوان صرفاً با برچسب «سمی» تمام رابطه را کنار گذاشت. چنین نگاههایی میتواند تفکر همه یا هیچ را تقویت کند؛ در حالی که روانشناسی علمی معمولاً به دنبال مدیریت مسئله و اصلاح رفتار است، نه حذف ساده افراد یا انکار مشکلات.
وی با بیان اینکه آسیب روانشناسی زرد در حوزه روابط زوجین میتواند جدیتر باشد، گفت: وقتی فردی بر اساس یک توصیه ساده، همسرش را «سمی» تلقی میکند، تصمیم به جدایی میگیرد یا تصور میکند با اجرای یک تکنیک میتواند رفتار همسرش را تغییر دهد، ممکن است به جای حل مسئله، تعارض را تشدید کند.
روانشناسی علمی همیشه به دنبال حذف مشکل نیست
این زوجدرمانگر با اشاره به تفاوت مشکلات پایدار و ناپایدار، اظهار کرد: برخی مشکلات قابل درمان و برخی شرایط نیازمند مدیریت هستند. برای مثال، ممکن است یک مشکل جسمی یا شرایط خاصی وجود داشته باشد که به طور کامل قابل حذف نباشد، اما فرد میتواند یاد بگیرد چگونه با وجود آن به زندگی ادامه دهد.
وی افزود: در روانشناسی نیز قرار نیست تمام افکار، احساسات یا شرایط ناخوشایند زندگی حذف شوند. برخی احساسات دردناک بخشی از تجربه انسانی هستند و مسئله این است که فرد چگونه آنها را مدیریت کند و در عین وجود آنها، اقدامات مؤثر و متناسب با اهداف خود انجام دهد. افکار و احساسات ناخوشایند ممکن است وجود داشته باشند، اما قرار نیست مسیر رفتار ما را تعیین کنند.
زوجها چگونه محتوای علمی را تشخیص دهند؟
وی با توصیه به مخاطبان برای بررسی دقیق صفحات روانشناسی در شبکههای اجتماعی، گفت: نخستین نکته، بررسی صلاحیت حرفهای فرد است. روانشناس باید شماره نظام یا پروانه فعالیت داشته باشد و این اطلاعات نیز قابل بررسی است. نکته دوم، توجه به محتوای ارائهشده است. محتوای علمی معمولاً به پژوهشها و منابع معتبر استناد میکند، محدودیتهای یافتهها را در نظر میگیرد و از ارائه نسخه قطعی برای همه افراد پرهیز میکند.
عزیزی تأکید کرد: وعده موفقیت تضمینی، خوشبختی قطعی، درمان فوری، جملات «همیشه» و «هرگز»، دستهبندی ساده زنان و مردان، نسبت دادن تمام مشکلات به یک عامل، فروش پکیجهای گرانقیمت با وعده تغییر زندگی و تأکید افراطی بر تجربه شخصی، میتواند از جمله نشانههایی باشد که مخاطب را نسبت به یک محتوای روانشناسی حساس کند.
این زوجدرمانگر در پایان خاطرنشان کرد: روانشناسی علمی به دنبال ارائه یک فرمول قطعی برای خوشبختی، سلامت یا موفقیت نیست، بلکه تلاش میکند با توجه به شرایط هر فرد و بر اساس شواهد، راهکارهای مناسب را پیدا کند. مردم باید بدانند مشکلات روانشناختی و روابط انسانی پیچیدهاند و برای آنها نمیتوان نسخه واحد و فوری پیچید.
مسائل پیچیده انسانی نباید سادهسازی شود
یک دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه، با هشدار نسبت به تأثیر محتوای روانشناسی زرد بر روابط زوجین و خانوادهها، گفت: روانشناسی علمی برای همه افراد نسخه واحد نمیپیچد و بر اساس شرایط، ویژگیها و پیشینه هر فرد به بررسی مسئله میپردازد، در حالی که روانشناسی زرد با سادهسازی مسائل پیچیده انسانی و ارائه توصیههای قطعی و جذاب، میتواند زوجها را در مسیر تصمیمهای نادرست قرار دهد.
مریم موحدنژاد با بیان اینکه جذاب بودن یک ادعا به معنای درست بودن آن نیست، اظهار کرد: در روانشناسی علمی، اعتبار دادهها به کیفیت شواهد وابسته است و یک تجربه شخصی میتواند آغاز یک پرسش علمی باشد، اما به تنهایی نمیتواند جایگزین شواهد پژوهشی شود.
وی افزود: روانشناسی زرد معمولاً پیچیدگی انسان را به جملات ساده تبدیل میکند، در حالی که روانشناسی علمی تلاش میکند این پیچیدگی را بدون تحریف درک کند. در روانشناسی علمی صرفاً بررسی نمیشود که انسانها چگونه رفتار میکنند، بلکه شرایط وقوع یک رفتار، افرادی که آن رفتار در مورد آنها رخ میدهد و احتمال وقوع آن نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
وی با اشاره به تفاوتهای فردی در مسائل روانشناختی، ادامه داد: نمیتوان برای تمام افراد یک قاعده ثابت در نظر گرفت. برای مثال، نمیتوان گفت هر فردی که افسردگی یا استرس دارد، دقیقاً شرایط یکسانی را تجربه میکند. حتی تجربه استرس در افراد مختلف متفاوت است و در اتاق درمان باید بررسی شود که فرد در چه شرایطی دچار استرس شده و این مسئله چه ارتباطی با گذشته، دوران کودکی یا نوجوانی او دارد.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه تفاوت میان استرس و اضطراب نیز باید مورد توجه قرار گیرد، گفت: استرس معمولاً واکنشی به یک موقعیت و تجربهای لحظهای است، اما اضطراب میتواند ریشههای عمیقتری داشته باشد و بررسی آن نیازمند توجه به پیشینه و شرایط فرد است.
وی افزود: در روانشناسی زرد، معمولاً یک جمله یا توصیه به تمام افراد تعمیم داده میشود، اما در روانشناسی علمی هر فرد شرایط و ویژگیهای خاص خود را دارد و مداخلات نیز باید متناسب با همان فرد طراحی شود. برای نمونه، مادری را دیدم که اضطراب داشت و دختر او نیز اضطراب را تجربه میکرد، اما اضطراب این دو نفر کاملاً متفاوت بود و حتی اضطراب مادر به فرزند منتقل میشد؛ بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس وجود یک نشانه مشابه، برای هر دو نفر یک نسخه یکسان تجویز کرد.
مرز روانشناسی علمی و زرد تنها در «علمی بودن» نیست
وی با بیان اینکه تفاوت روانشناسی علمی و زرد تنها به علمی یا غیرعلمی بودن یک ادعا محدود نمیشود، گفت: کیفیت شواهد، نحوه تفسیر دادهها، میزان توجه به محدودیتهای پژوهش، تفکیک همبستگی از علیت، پرهیز از تعمیم افراطی و رعایت اخلاق حرفهای از جمله معیارهایی است که باید مورد توجه قرار گیرد. روانشناسی علمی میپذیرد که دانش ما درباره رفتار انسان قابل اصلاح است و با یافتههای جدید میتواند تغییر کند، اما روانشناسی زرد معمولاً پیچیدگی و عدم قطعیت را حذف میکند و گزارههایی جذاب و قطعی ارائه میدهد که الزاماً با قدرت شواهد موجود تناسب ندارند.
وی با تأکید بر ضرورت توجه زوجها به صلاحیت حرفهای افراد فعال در حوزه روانشناسی، اظهار کرد: از مردم میخواهم هنگام دنبال کردن صفحات و سایتهای مرتبط با روانشناسی، به داشتن شماره نظام روانشناسی و صلاحیت حرفهای افراد توجه کنند. متأسفانه بسیاری از افراد، بهویژه زوجها، توصیههای صفحات روانشناسینما را وارد زندگی مشترک خود میکنند و حتی این مطالب را برای همسرشان میفرستند، در حالی که ممکن است محتوای ارائهشده هیچ پایه علمی نداشته باشد.
وی ادامه داد: برای مثال، ممکن است در یک صفحه به زنان توصیه شود با همسر خود به شیوه خاصی صحبت کنند، از او خواستههایی داشته باشند یا از همسرشان انتظار خرید خودرو یا امکانات خاصی را مطرح کنند؛ در حالی که نمیتوان چنین توصیههایی را بدون توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی به همه زوجها تعمیم داد.
این مدرس دانشگاه تأکید کرد: ما بر اساس شرایط جامعه خودمان صحبت میکنیم و نمیتوان یک نسخه را بدون توجه به زمینه فرهنگی و اقتصادی برای همه تجویز کرد. چنین توصیههایی حتی میتواند به جای بهبود رابطه، زمینه افزایش تعارض و آسیب به زندگی مشترک را فراهم کند.
اینستاگرام صرفا «ویترین» زندگی دیگران است
وی با اشاره به تأثیر محتوای اینستاگرامی بر انتظارات زوجها، گفت: یکی از مشکلاتی که در اتاق درمان با آن مواجه هستیم، مقایسه زندگی مشترک افراد با آن چیزی است که در شبکههای اجتماعی میبینند. برخی زوجها، بهویژه زنان، زندگی خود را با آنچه در صفحات اینستاگرامی مشاهده میکنند مقایسه میکنند و میگویند «همسر فلانی برایش گوشی جدید خریده»، «همسر فلانی او را به رستوران برده» یا «برای همسرش هدیه گرانقیمت گرفته است».
وی با بیان اینکه مخاطبان تنها بخشی از زندگی افراد را در شبکههای اجتماعی میبینند، اظهار کرد: آنچه در اینستاگرام نمایش داده میشود، بیشتر شبیه ویترین مغازه است. ما از اتفاقاتی که درون آن خانهها رخ میدهد، خبر نداریم و نباید بر اساس آنچه در ویترین دیگران میبینیم، درباره کیفیت زندگی خودمان تصمیم بگیریم. توجه، محبت، مراقبت از رابطه، احترام و اعتماد، پایههای زندگی مشترک هستند و زوجها باید به جای مقایسه خود با دیگران، بر کیفیت واقعی رابطه خود تمرکز کنند.
موحدنژاد در ادامه با اشاره به اهمیت احترام متقابل در زندگی مشترک، گفت: در اتاق درمان با مردانی مواجه میشوم که از داد زدن یا بیاحترامی همسرشان گلایه دارند. ممکن است فرد احساس کند محبت زیادی دریافت نکرده یا همسرش در جمع با او با احترام رفتار نمیکند. برای برخی مردان، بیاحترامی در حضور دیگران و بهویژه شکستن غرور آنها میتواند آسیب جدی به رابطه وارد کند. وقتی این اتفاق بارها تکرار شود، ممکن است فرد برای مدتی آن را تحمل کند، اما به تدریج وارد چرخه لجبازی شود.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی ممکن است فرد دیگر به خواستههای همسرش توجه نکند، از همراهی با او خودداری کند یا واکنشهای مقابلهای نشان دهد. به این ترتیب، یک رفتار ساده مانند داد زدن یا بیاحترامی در جمع میتواند به مرور بر عاطفه، تعامل و سایر ابعاد زندگی مشترک تأثیر بگذارد. وقتی یکی از زوجین از مسیر خودخواهی و دیگری از مسیر لجبازی و بیتوجهی وارد رابطه شود، تعارضها افزایش پیدا میکند و ادامه این روند میتواند زندگی زناشویی را با خطر جدی مواجه کند.
«خانواده تراپی» جای درمان تخصصی را نمیگیرد
وی با تأکید بر اینکه زوجها هنگام مواجهه با اختلاف باید از ورود افراد متعدد به زندگی خصوصی خود جلوگیری کنند، اظهار کرد: متأسفانه برخی خانوادهها به محض بروز مشکل در زندگی مشترک، موضوع را با خانواده خود در میان میگذارند و گاهی دوستان نیز وارد این مسائل میشوند. زمان «خانواده تراپی» گذشته است. وقتی زوجین بر سر یک مسئله کوچک دچار اختلاف میشوند و خانوادهها وارد ماجرا میشوند، ممکن است مسئلهای که در ابتدا میان دو نفر بوده، به اختلاف میان دو خانواده تبدیل شود.
وی ادامه داد: خانوادهها معمولاً قصد ندارند مشکل زوجین بزرگ شود، اما به دلیل اینکه متخصص این حوزه نیستند، ممکن است ناخواسته شرایط را پیچیدهتر کنند؛ در نتیجه موضوعی کوچک میتواند به درگیری میان خانواده زن و مرد تبدیل شود. همانطور که برای مشکلات جسمی به پزشک متخصص مراجعه میکنیم، در مسائل مربوط به روابط زوجین نیز باید از متخصصان این حوزه کمک گرفت.
این روانشناس خاطرنشان کرد: اگر زوجها بتوانند مسائل خود را میان خودشان حل کنند، قطعاً شرایط مطلوبتر است، اما اگر توانایی حل مشکل را ندارند، بهتر است به روانشناس متخصص و زوجدرمانگر مراجعه کنند و مسئله را در یک فضای تخصصی مورد بررسی قرار دهند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود نسبت به درگیر کردن کودکان در اختلافات خانوادگی هشدار داد و گفت: از والدین عاجزانه میخواهم مشکلات زناشویی و خانوادگی خود را به فرزندان منتقل نکنند و از گلایه کردن درباره اعضای خانواده در حضور کودکان بپرهیزند. اینکه والدین نزد فرزند خود از عمه، خاله، دایی، مادربزرگ یا سایر اعضای خانواده گلایه کنند و بگویند «فلانی با من این کار را کرد»، میتواند در ذهن و عاطفه کودک باقی بماند و روابط او با اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار دهد.
وی تأکید کرد: کودک نباید درگیر اختلافات بزرگسالان شود. ممکن است یکی از اعضای خانواده در گذشته رفتار نامناسبی با پدر یا مادر کودک داشته باشد، اما این مسئله نباید رابطه کودک با آن فرد را تعیین کند؛ چراکه کودک به شبکهای از روابط خانوادگی نیاز دارد. اگر والدین مشکلات و تعارضهای خود را به شکل نامناسب با فرزندان در میان بگذارند، این مسئله میتواند آسیبهای روانی جدی برای کودک ایجاد کند.
موحدنژاد در پایان تصریح کرد: والدین حق ندارند مشکلات زناشویی و خانوادگی خود را به فرزندان منتقل کنند. کودک نباید محرم اختلافات زناشویی والدین باشد و نباید بار مشکلات بزرگسالان را به دوش بکشد. اگر در خانه قدرت، دشمنی، تحقیر و بیاحترامی حرف اول را بزند، حتی اگر ظاهر زندگی حفظ شده باشد، بنیان رابطه آسیب دیده است؛ بنابراین زوجها باید به جای مقایسه زندگی خود با ویترین اینستاگرام، برای ساختن یک رابطه سالم در دنیای واقعی تلاش کنند و در صورت ناتوانی در حل اختلافات، از متخصصان صلاحیتدار کمک بگیرند.
«روانشناسی زرد و کاهش اعتماد به روانشناسی علمی
یک دکترای روانشناسی با هشدار نسبت به گسترش «روانشناسی زرد» در شبکههای اجتماعی، گفت: ارائه راهکارهای ساده و قطعی برای مسائل پیچیده روان انسان، بدون پشتوانه علمی، میتواند به کاهش اعتماد به روانشناسی علمی، تأخیر در دریافت خدمات تخصصی و شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه در افراد منجر شود.
شبنم مشحونی، روانشناسی زرد را اینگونه تعریف کرد: روانشناسی زرد به مجموعهای از مطالب، توصیهها و آموزشهایی گفته میشود که با استفاده از مفاهیم روانشناسی، اما بدون پشتوانه علمی کافی یا با تحریف یافتههای پژوهشی، تلاش میکنند راهحلهای ساده، سریع و قطعی برای مسائل پیچیده روان انسان ارائه دهند.
وی افزود: هدف چنین محتواهایی در بسیاری از موارد، بیش از آنکه ارتقای سلامت روان باشد، جذب مخاطب، جلب توجه یا افزایش فروش است و به همین دلیل ممکن است محتوایی که از نظر ظاهری روانشناختی و تخصصی به نظر میرسد، در واقع فاقد مبنای علمی قابل اتکا باشد. این نوع محتوا میتواند بر نگرش افراد نسبت به سلامت روان، روابط و تصمیمگیریهای زندگی تأثیر منفی بگذارد.
وی کاهش اعتماد به روانشناسی علمی، به تأخیر افتادن روند درمان، ایجاد احساس گناه و سرزنش خود، شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه و گسترش اطلاعات نادرست را از جمله آسیبهای روانشناسی زرد عنوان کرد.
مشحونی ادامه داد: جامعهای که بیش از روانشناسی مبتنی بر شواهد به محتوای زرد تکیه کند، با افزایش باورهای نادرست درباره سلامت روان، کاهش مراجعه به متخصصان، اتلاف زمان و هزینه و در نهایت افت کیفیت سلامت روان عمومی مواجه خواهد شد. ترویج سواد روانشناختی، مراجعه به منابع علمی معتبر و دریافت خدمات از متخصصانی که صلاحیت حرفهای دارند، از مهمترین راهکارهای پیشگیری از آسیبهای ناشی از روانشناسی زرد است.
نوجوانان و جوانان در معرض آسیب بیشتری قرار دارند
وی با بیان اینکه روانشناسی زرد میتواند اقشار مختلف جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، اظهار کرد: با این حال، نوجوانان و جوانان به دلیل استفاده بیشتر از شبکههای اجتماعی و قرار داشتن در دوره هویتیابی، میتوانند بیش از سایر گروهها در معرض تأثیرات این محتوا قرار گیرند. محتواهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی میتوانند بر اعتماد به نفس، سبک زندگی، نگرش نسبت به خود و دیگران و حتی تصمیمهای این گروه سنی تأثیر بگذارند.
وی ادامه داد: افرادی که با مشکلات روانی مانند وسواس یا افسردگی مواجه هستند نیز ممکن است به دلیل تمایل به پیدا کردن سریع راهحل، بیشتر به چنین محتواهایی مراجعه کنند. همچنین افرادی که سواد روانشناختی پایینتری دارند، ممکن است پذیرش بیشتری نسبت به ادعاهای مطرحشده در این محتواها داشته باشند و در نتیجه آسیبپذیرتر باشند.
وعده تحول یکشبه، یکی از نشانههای روانشناسی زرد
این روانشناس درباره ویژگیهای محتوای زرد در حوزه روانشناسی، گفت: یکی از مهمترین نشانهها، ارائه وعدههای اغراقآمیز و قطعی است؛ برای مثال، محتوایی ادعا میکند که فرد میتواند با استفاده از یک تکنیک، زندگی خود را بهطور کامل متحول کند، در حالی که مسائل روانشناختی معمولاً پیچیدهتر از آن هستند که با یک تکنیک ساده و فوری حل شوند.
وی با تأکید بر اینکه شرایط روانی و اجتماعی افراد با یکدیگر متفاوت است، اظهار کرد: ارائه راهحل یکسان برای همه افراد نیز یکی دیگر از نشانههای محتوای غیرعلمی است. افراد از نظر ویژگیهای فردی، هوش، شرایط اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و امکانات در موقعیتهای یکسانی قرار ندارند و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه تجویز کرد.
وی نداشتن پشتوانه پژوهشی را از دیگر ویژگیهای روانشناسی زرد دانست و افزود: برخی از این محتواها بدون ارائه شواهد علمی و تحقیقات معتبر، ادعاهایی را مطرح میکنند که ممکن است برای مخاطب جذاب باشد، اما از نظر علمی قابل دفاع نباشد.
امید کاذب هم میتواند آسیبزا باشد
این روانشناس با اشاره به استفاده از هیجان در تولید محتوای روانشناسی زرد، گفت: ایجاد هیجان و امید کاذب نیز یکی از روشهایی است که در برخی از این محتواها مورد استفاده قرار میگیرد. ممکن است فرد برای مدتی تحت تأثیر چنین هیجانی احساس کند که میتواند تمام مشکلات خود را حل کند، اما این هیجان پایدار نیست و پس از فروکش کردن آن، حتی ممکن است اعتماد به نفس فرد کاهش پیدا کند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، برخی محتواها با ایجاد ترس یا اضطراب تلاش میکنند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین مخاطب باید نسبت به محتواهایی که با ایجاد هیجان شدید، ترس یا وعدههای قطعی تلاش میکنند تصمیم او را تحت تأثیر قرار دهند، نگاه انتقادی داشته باشد.
مشحونی، نادیده گرفتن نقش متخصصان و روانپزشکان را از دیگر آسیبهای این جریان عنوان کرد و گفت: استفاده از عناوین غیرواقعی یا مبهم نیز میتواند مخاطب را دچار اشتباه کند. برای مثال، صرفاً ارائه سخنرانیهای انگیزشی یا معرفی خود با عناوین مختلف، به معنای برخورداری از تخصص و صلاحیت حرفهای در حوزه سلامت روان نیست.
چگونه روانشناسی علمی را از روانشناسی زرد تشخیص دهیم؟
وی با بیان اینکه مهمترین معیار برای تشخیص محتوای علمی، توجه به پشتوانه آن است، اظهار کرد: مخاطب باید بررسی کند که آیا محتوای ارائهشده بر شواهد علمی و پژوهشهای معتبر استوار است یا صرفاً مجموعهای از وعدهها و توصیههای جذاب ارائه میدهد. روان انسان پیچیده است و نمیتوان برای مسائل پیچیده، همیشه راهحلهای ساده و فوری ارائه کرد. بنابراین هر محتوایی که وعده قطعی، سریع و یکسان برای همه افراد ارائه میدهد، باید با نگاه انتقادی بررسی شود.
مشحونی با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، در انتشار محتوای روانشناختی، گفت: درست است که در بستر اینستاگرام هم محتوای علمی و هم روانشناسی زرد رواج پیدا کرده است، اما میتوان از همین بستر برای ترویج روانشناسی علمی و افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت روان نیز استفاده کرد.
وی افزود: محتوای روانشناسی زرد معمولاً ساده، کوتاه و هیجانانگیز است و به همین دلیل قابلیت بیشتری برای جلب توجه و دریافت بازدید دارد. تجاری شدن محتوا نیز میتواند این روند را تشدید کند، زیرا مطالب اغراقآمیز و غیرواقعبینانه در بسیاری از موارد جذابیت بیشتری برای مخاطب دارند.
این روانشناس با اشاره به دسترسی آسان افراد غیرمتخصص به فضای مجازی، اظهار کرد: در شبکههای اجتماعی تقریباً هر فردی میتواند خود را با عناوینی مانند مربی یا کارشناس معرفی کند، بدون اینکه الزاماً آموزش تخصصی یا مجوز حرفهای لازم را داشته باشد.
وی ادامه داد: آسیبهای ناشی از این مسئله نسبت به گذشته میتواند گستردهتر باشد، زیرا سرعت انتشار اطلاعات و تعداد مخاطبان به شکل چشمگیری افزایش یافته است؛ با این حال، نباید فراموش کرد که همین فضا فرصت ارزشمندی برای آموزش عمومی، افزایش آگاهی درباره سلامت روان و دسترسی آسانتر مردم به روانشناسان متخصص فراهم کرده است.
مشحونی تأکید کرد: بنابراین مسئله اصلی، وجود اینستاگرام یا شبکههای اجتماعی نیست، بلکه کیفیت محتوایی است که در این بستر منتشر میشود. روانشناسی زرد زمانی خطرناک میشود که جایگزین روانشناسی علمی شود. سلامت روان موضوعی پیچیده است و برای مشکلات پیچیده، معمولاً راهحلهای ساده و فوری وجود ندارد.
وی افزود: هر محتوایی که با وعدههای قطعی، نسخههای یکسان برای همه یا درمانهای سریع و ساده ارائه میشود، باید با نگاه انتقادی مورد بررسی قرار گیرد. داشتن میلیونها دنبالکننده، قدرت بیان، محبوبیت یا فعالیت گسترده در شبکههای اجتماعی، لزوماً به معنای برخورداری از تخصص و صلاحیت حرفهای نیست و مخاطبان نباید تعداد دنبالکنندگان یک فرد را معادل میزان تخصص او در نظر بگیرند.
وی در پایان، افزایش سواد روانشناختی و سواد رسانهای را از مهمترین راهکارهای مقابله با روانشناسی زرد دانست و گفت: مردم باید بتوانند میان محتوای علمی و محتوای تبلیغاتی تمایز قائل شوند و در مواجهه با مسائل جدی سلامت روان، به جای تکیه بر توصیههای فضای مجازی، به روانشناس یا روانپزشک دارای صلاحیت مراجعه کنند؛ چراکه مراجعه به متخصص نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه آگاهی و مسئولیتپذیری نسبت به سلامت روان است.
در شرایطی که یک ویدئوی چندثانیهای میتواند بر تصمیمهای مهم افراد اثر بگذارد، تشخیص محتوای علمی از روانشناسی زرد اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ چراکه یک نسخه ساده ممکن است در چند دقیقه امید ایجاد کند، اما تبعات تصمیمی که بر اساس آن گرفته میشود، گاهی سالها باقی بماند.
منبع: ایسنا


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.