گاهی آدم میان جمعی از آدمها نشسته، صدای خندهها را میشنود و حتی با دیگران گفتوگو میکند، اما در درونش احساس میکند «اینجا جای من نیست». این احساس فقط یک ناراحتی ساده یا کمحرفی نیست؛ حس تعلق اجتماعی یکی از نیازهای مهم روان انسان است و کمبود آن میتواند بهتدریج بر سلامت روان، کیفیت زندگی و حتی سلامت جسم اثر بگذارد.
طوبی میرزاحسینی: حس تعلق اجتماعی یعنی چه؟
حس تعلق یعنی فرد احساس کند بخشی از یک جمع، خانواده، محله، محیط کار یا جامعه است؛ اینکه حضورش دیده میشود، برای دیگران اهمیت دارد و جایی برای او وجود دارد که بتواند خودش باشد.
برای بعضیها این حس در خانواده شکل میگیرد؛ برای عدهای در دوستیها، محیط کار، فعالیتهای اجتماعی یا حتی یک گروه کوچک با علایق مشترک. نکته مهم این است که «در میان مردم بودن» الزاماً به معنای «احساس تعلق داشتن» نیست.
ممکن است فرد هر روز با دهها نفر در ارتباط باشد، اما باز هم احساس کند کسی واقعاً او را نمیفهمد.
وقتی جمع داریم، اما احساس تنهایی میکنیم
یکی از سوءتفاهمهای رایج این است که تنهایی را فقط به نداشتن آدم در اطرافمان نسبت دهیم. در حالی که ممکن است فرد خانوادهای پرجمعیت داشته باشد، همکاران زیادی بشناسد و در شبکههای اجتماعی نیز فعال باشد، اما احساس کند هیچ رابطه عمیق و امنی ندارد.
این وضعیت گاهی با جملههایی ساده خودش را نشان میدهد: «اگر نباشم، کسی متوجه نمیشود»، «من را فقط وقتی میخواهند که کاری داشته باشند» یا «نمیتوانم خود واقعیام را به کسی نشان بدهم.»
این افکار اگر طولانی شوند، میتوانند فرد را بیشتر به سمت کنارهگیری سوق دهند؛ و همین کنارهگیری، فرصت ایجاد رابطه را کمتر میکند. در نتیجه چرخهای شکل میگیرد که خروج از آن دشوارتر میشود.
️ چرا بعضی افراد بیشتر احساس تعلق نداشتن میکنند؟
دلایل این احساس برای همه یکسان نیست. تجربه طرد شدن در گذشته، تغییر محل زندگی، مهاجرت، از دست دادن دوستان، بازنشستگی، تغییر شغل یا حتی ورود به مرحلهای تازه از زندگی میتواند احساس تعلق فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
گاهی نیز مشکل از اینجا شروع میشود که فرد تصور میکند باید شبیه دیگران باشد تا پذیرفته شود. وقتی نمیتواند خودش را با انتظارات محیط هماهنگ کند، به این نتیجه میرسد که «من با این جمع جور نیستم».
تجربه مقایسه مداوم در شبکههای اجتماعی هم میتواند این احساس را تشدید کند. فرد تصاویر مهمانیها، سفرها و روابط صمیمانه دیگران را میبیند و ممکن است تصور کند همه به گروهی تعلق دارند جز خودش؛ در حالی که آنچه در فضای مجازی میبیند، فقط بخشی از واقعیت زندگی دیگران است.
حس تعلق چه ارتباطی با سلامت دارد؟
انسان موجودی اجتماعی است و کیفیت روابط او میتواند با سلامت روانش ارتباط داشته باشد. احساس تعلق میتواند نوعی پشتوانه روانی ایجاد کند؛ یعنی فرد بداند در زمان سختی، کسانی هستند که میتوانند حرفش را بشنوند یا دستکم حضورش را درک کنند.
در مقابل، احساس مزمن طردشدگی و انزوای اجتماعی میتواند با افزایش استرس، کاهش احساس امنیت و افت کیفیت زندگی همراه شود. فردی که مدام احساس میکند جایی در جمع ندارد، ممکن است کمتر در فعالیتهای اجتماعی شرکت کند، کمتر کمک بخواهد و حتی مشکلاتش را از دیگران پنهان کند.
به همین دلیل، توجه به حس تعلق فقط موضوعی اجتماعی نیست؛ بخشی از مراقبت از سلامت روان نیز محسوب میشود.
شبکه اجتماعی بزرگ، الزاماً تعلق بیشتر نمیسازد
گاهی تصور میکنیم برای رهایی از تنهایی باید دوستان زیادی پیدا کنیم. اما همیشه تعداد رابطهها تعیینکننده نیست. یک رابطه امن و صمیمی میتواند بیشتر از دهها ارتباط سطحی احساس تعلق ایجاد کند.
برای مثال، یک گفتوگوی صادقانه با دوستی که بدون قضاوت گوش میدهد، ممکن است بیشتر از حضور در یک جمع شلوغ به فرد احساس دیدهشدن بدهد.
بنابراین هدف، الزاماً بزرگتر کردن دایره ارتباطات نیست؛ بلکه ساختن رابطههایی است که در آنها اعتماد، احترام و امکان بیان خود واقعی وجود داشته باشد.
چطور میتوان حس تعلق را دوباره ساخت؟
گاهی بازگشت حس تعلق با قدمهای بسیار کوچک آغاز میشود. احوالپرسی با یک همسایه، تماس با دوستی قدیمی، شرکت در یک فعالیت گروهی، حضور در کلاس یا جمعی با علاقه مشترک و حتی کمک کردن به دیگران میتواند نقطه شروع باشد.
از طرف دیگر، لازم نیست فرد برای پذیرفتهشدن، شخصیت واقعی خود را پنهان کند. تعلق سالم زمانی شکل میگیرد که انسان بتواند در کنار دیگران حضور داشته باشد و همچنان خودش باقی بماند.
اگر احساس طردشدگی، تنهایی یا بیارزشی برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده و زندگی روزمره را مختل کند، صحبت با یک متخصص سلامت روان نیز میتواند کمککننده باشد. گاهی پشت این احساس، تجربههایی وجود دارد که حل آنها به تنهایی دشوار است.
گاهی یک نفر کافی است
حس تعلق همیشه با پیدا کردن یک جمع بزرگ شروع نمیشود. گاهی از یک نفر آغاز میشود؛ کسی که واقعاً گوش میدهد، قضاوت نمیکند و حضور ما برایش مهم است.
شاید به همین دلیل، وقتی درباره سلامت اجتماعی حرف میزنیم، نباید فقط از تعداد دوستان، اعضای خانواده یا میزان حضور افراد در جامعه بپرسیم. سؤال مهمتر این است: «آیا این فرد جایی دارد که احساس کند به آن تعلق دارد؟»
پاسخ همین سؤال میتواند چیزهای زیادی درباره حال روانی و کیفیت زندگی یک انسان به ما بگوید. انسان فقط به مکانی برای زندگی نیاز ندارد؛ به جایی، جمعی یا رابطهای نیاز دارد که در آن احساس کند بودنش مهم است.


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.