درازمدتترین پژوهش انجام شده روی راز رضایت از زندگی بالاخره توانست راز زندگی رضایتمندانه را برملا کند. رابرت والدینگر، روان درمانگر مدرسهی رشد بزرگسالان هاروارد در سخنرانی ۱۲ دقیقهای خود در رویداد تد، نتایج ۷۵ سال مطالعه روی رضایتمندی را با مخاطبان خود در میان گذاشت. خلاصه کردن یک عمر زندگی در ۱۲ دقیقه نیز از نکات جالب توجه سخنرانی او محسوب میشد. پژوهش مذکور در سال ۱۹۳۸ آغاز شده و والدینگر چهارمین نفری است که رهبری آن را بر عهده داشته است.
به گزارش «بهداشت نیوز» به نظر میرسد تمام هم و غم والدینگر این است که اجازه ندهد نسل جدید، زندگی غمانگیزی برای خود رقم بزنند. آنگونه که به نظر میرسد ۸۰ درصد از آنها میگویند هدفشان از زندگی این است که ثروتمند شوند. ۵۰ درصد آنها نیز میگویند هدفشان شهرت است. اما راز خوشبختی واقعاً چیست؟
در ابتدای این تحقیق، تنها ۷۲۴ مرد در آن شرکت داشتهاند که بیش از ۶۰ نفر از آنها هنوز در قید حیات هستند. اما بعدها زنان نیز به جامعهی تحقیق آنها اضافه شدند. با این تفاسیر راز رضایت از زندگی چیست؟ همان رازی که کتابهای بسیاری دربارهاش نوشته شده و مکالمات زیادی را از شب تا صبح به خود اختصاص داده است.
والدینگر میگوید: «آنچه که ما را خوشحالتر و سالمتر نگه میدارد روابط خوب است. ارتباطات اجتماعی، بسیار برای ما مفید هستند». اما منظور والدینگر شبکهسازی و ارتباطات کسب و کاری نیست. منظور او ارتباطی واقعی است، از همان جنسی که همهی ما حداقل باید با آن آشنا باشیم.
تنهایی فقط احساسی سمی نیست که به بیماری و مرگ زودرس ما منجر شود، بلکه مغز ما را نیز از بین میبرد. با این حال صرف ازدواج کردن و قرار داشتن در حلقهی دوستان فیسبوکی برای دوری جستن از تنهایی کافی نیست؛ روابط ما باید گرم و صمیمانه باشند.
والدینگر نتایج پژوهش مذکور را اینگونه توصیف میکند که اگر در سن ۵۰ سالگی روابط رضایت بخشی داشته باشید، در ۸۰ سالگی رضایتمند خواهید بود. از طرف دیگر احتمال اینکه اساساً ۸۰ سالگی را به چشم ببینید نیز بیشتر خواهد بود. اگر در سن ۸۰ سالگی، هنوز با کسی باشید که به او علاقه دارید و بتوانید واقعاً به او تکیه کنید، از حافظهی بهتری نیز برخوردار خواهید بود.
او توضیح میدهد که معنای یک رابطه ی خوب، از آن دست روابط سرخوشانهی هیپی وار نیست. بلکه این است که عمیقاً به این موضوع آگاه باشید که در صورت نیاز، شریک زندگی شما به دادتان میرسد.
این روزها زندگی مدرن به خیلیها اجازه نمیدهد به کسی اعتماد کنند. رسانههای اجتماعی به خودشیفتگی افراد دامن میزنند. دوستیها اغلب مجازی هستند و به قول والدینگر، همهی ما مستعد اعتقاد به راهحلهای موقتی هستیم. هرچه باشد اینها همان چیزهایی هستند که جوامع شتابزدهی الکترونیکی امروز بر اساسشان ساخته میشوند. مسئله اینجاست که ما هیچ وقت نمیتوانیم به اندازهی کافی از راهحلهای موقتی خود استفاده کنیم؛ عمر هر کدام از آنها به اندازهی ویدیوهای یوتیوبی است.
در کل اینکه روابط ما تا این حد از اهمیت برخوردارند انسان را کنجکاو میکند. اما باز خیلی از ما طوطیوار به تکرار این ایده میپردازیم، بیآنکه لزوماً به این فکر کنیم که یک رابطهی خوب دقیقاً چه حسی دارد. شاید علت آن روابط نزدیک زیادی است که میدانیم هر زمان خواستیم میتوانیم کنارشان بگذاریم.
آیا علت نارضایتی خیل عظیمی از انسانها صرفاً همین نیست که نمیتوانند یک نفر را پیدا کنند که بتوانند با او به معنای واقعی کلمه راحت باشند؟ شاید به همین دلیل است که پول و شهرت تا این حد جذابیت دارند. هر دو به انسان این احساس را میدهند که دیگران «باید» دوستمان داشته باشند؛ هم به معنای احتمال و هم به معنای اجبار.
منبع: بازده


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.