title
کد خبر: 79860
00
اعترافات دردناک دختر 14 ساله ای که در سرویس بهداشتی زایمان کرد

اعترافات دردناک دختر 14 ساله ای که در سرویس بهداشتی زایمان کرد و نوزاد را کشت.

به گزارش بهداشت نیوز:  پدرم خیلی زود به سوی خلاف کشیده شد و به مصرف مواد مخدر روی آورد. پس از آن هم با مادر من ازدواج کرد ولی دست از خلافکاری هایش برنداشت تا این که ۱۶سال قبل زمانی که من ۲ ساله بودم طی یک درگیری در مجلس عروسی دستش به خون آلوده شد و به چنگ قانون افتاد. در همین روزها مادرم مرا در دادگاه رها کرد و از پدرم طلاق گرفت. در حالی که به حکم قاضی مرا تحویل بهزیستی داده بودند پدرم نیز در زندان فوت کرد.

دیگر به سن ۵ سالگی رسیده بودم که مرا تحویل پدربزرگم دادند. ۱۴ سالم بود که با جوان ۲۹ ساله ای از اهالی روستا ازدواج کردم ولی او مردی معتاد، بدبین و بداخلاق بود. در مدت ۶ ماهی که به عقد او درآمده بودم سختی های زیادی کشیدم چرا که نه تنها بیکار بود بلکه پس از مصرف مواد مخدر دچار توهم می شد و به من تهمت می زد. به همین خاطر ۳ روز بعد از برگزاری مجلس عروسی تقاضای طلاق دادم اما همسرم مدعی بود که اعتیادش را ترک می کند و دست از آزار و اذیت من برمی دارد، به همین خاطر مدتی صبر کردم ولی در رفتار و کردار او هیچ تفاوتی حاصل نشد.

این بود که ۳ ماه بعد، از او طلاق گرفتم و به خانه پدربزرگم رفتم ولی آن ها مرا نپذیرفتند. حیران و سرگردان راهی منزل عمویم شدم تا این که دوباره همسر سابقم به سراغم آمد و از من خواست دوباره با هم زندگی کنیم. با آن که می دانستم او تغییری نکرده است ولی برای رهایی از سرگردانی به پیشنهادش پاسخ مثبت دادم با این تفاوت که این بار حرفه آرایشگری آموخته بودم و مخارج خودم را تامین می کردم. هنوز یک سال از این ماجرا نگذشته بود که او را با زن دیگری در خانه به دام انداختم و دوباره از اوطلاق گرفتم.

این بار نزد عموی دیگرم در تهران رفتم ولی زن عمویم راضی به حضور من در آن جا نبود و به همین خاطر کج خلقی می کرد. در این میان باز هم به همسر سابقم رجوع کردم ولی ازدواجمان را محضری نکردیم تا این که درگیری هایمان دوباره شروع شد و من درحالی که نمی دانستم باردار هستم همسرم را برای همیشه رها کردم.

مدتی بعد با مرد ۲۸ ساله ای آشنا شدم که همسرش را طلاق داده بود. ابتدا به صورت تلفنی رابطه داشتیم تا این که او مرا به خانواده اش معرفی کرد و به عقد موقت خودش درآورد. بارداری ام را از او پنهان کردم تا دوباره سرگردان نشوم و مرا طلاق ندهد اما وقتی نوزادم را در سرویس بهداشتی منزل به دنیا آوردم و او را به قتل رساندم. این گونه بود که رازی که در دل پنهان کرده بودم آشکار شد.

 

منبع: باشگاه خبرنگاران


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
آخرین اخبار
  • آراستگی به سبک کپنهاگ؛ چرا ناخن‌های طبیعی دوباره مد شده‌اند؟
  • اباصالح؛ امامی که برای صلح می‌آید؛ دعای عهد چگونه ما را برای عبور از فتنه‌ها آماده می‌کند؟
  • سندروم خستگی مفرط؛ استراحت فقط خواب نیست/ هفت نوع استراحت و نشانه‌های کمبود هر یک
  • با این 2 روش رایج در واقع دارید نیازهای شخصی خود را نادیده می گیرید!/ چگونه کوچک‌انگاری را متوقف و فضا را اشغال کنیم؟
  • افراد متفکر و کنجکاو را از این 7 عبارتی که به زبان می آورند بشناسید
  • نحوه مصرف تخم شربتی برای رفع تشنگی و حفظ رطوبت بدن
  • اولین همسر عقدی ناصرالدین شاه در دوران جوانی+ تصویر
  • کم‌آبی بدن باعث تپش قلب پیدا می‌شود!/ قلب در حالت کم‌آبی چه حسی دارد؟
  • هورمون اکسی توسین فقط برای عشق نیست؛ کارکردی بسیار فراتر دارد!
  • 24 ساعت قبل از ویزیت پزشک این کارها را انجام ندهید/۴ گام حیاتی که پیش از ویزیت باید بردارید
  • واکنش بقائی به آلودگی‌ نفتی در سواحل قشم: چه کسی مسئول جبران خسارات و آسیب‌های وارده است؟+ تصویر