ممکن است هر روز صبح در آسانسور کنار همسایهمان بایستیم، سلامی کوتاه کنیم و چند ثانیه بعد، پشت درهای بسته خانههایمان ناپدید شویم. در بسیاری از آپارتمانهای امروزی، آدمها از نظر فیزیکی به یکدیگر نزدیکتر از همیشهاند، اما از نظر اجتماعی گاهی فاصلهای عمیق میان آنها وجود دارد؛ فاصلهای که فقط به کمبود وقت مربوط نیست و میتواند نشانهای از تغییر شکل روابط اجتماعی در شهر مدرن باشد.
وقتی دیوارها نزدیکتر و آدمها دورتر میشوند
زندگی آپارتمانی قرار بود بخشی از پاسخ شهر به افزایش جمعیت و محدودیت زمین باشد؛ خانههایی کوچکتر، ساختمانهایی بلندتر و زندگیای فشردهتر. اما این فشردگی لزوماً به معنای ارتباط بیشتر نیست.
در یک ساختمان ممکن است دهها خانواده کنار هم زندگی کنند، اما بسیاری از آنها حتی نام یکدیگر را ندانند. شاید فقط چهرهای آشنا در آسانسور باشند؛ کسی که هر روز میبینیم اما تقریباً هیچ چیز درباره زندگیاش نمیدانیم.
این وضعیت عجیب به نظر میرسد: ما از نظر جغرافیایی به هم نزدیک شدهایم، اما از نظر عاطفی و اجتماعی ممکن است از یکدیگر دورتر شده باشیم.
️ همسایهای که زمانی بخشی از زندگی بود
در محلههای قدیمی، همسایه فقط کسی نبود که دیوار مشترک داشت. او بخشی از شبکه زندگی روزمره محسوب میشد. اگر کودکی بیمار میشد، همسایه سراغش را میگرفت. اگر کسی برای چند روز سفر میرفت، کلید خانه را به همسایه میسپرد. گاهی یک بشقاب غذا از خانهای به خانه دیگر میرفت و یک گفتوگوی ساده در راهرو، بخشی از زندگی اجتماعی مردم بود.
البته نباید گذشته را بیش از اندازه ایدهآل کرد. محلههای قدیمی هم مشکلات خودشان را داشتند؛ دخالت در زندگی خصوصی، اختلاف و حتی فشار اجتماعی. با این حال، یک ویژگی مهم وجود داشت: آدمها بیشتر یکدیگر را میشناختند و همین شناخت، نوعی شبکه اعتماد ایجاد میکرد.
امروز بسیاری از این روابط ضعیفتر شدهاند.
️ سرمایه اجتماعی دقیقاً چیست؟
سرمایه اجتماعی را میتوان ساده و انسانی اینگونه توضیح داد: مجموعهای از اعتماد، ارتباط و همکاری میان آدمها که باعث میشود جامعه راحتتر کنار هم بایستد.
وقتی همسایهای را میشناسیم، احتمال بیشتری دارد در شرایط دشوار به او اعتماد کنیم. اگر صدای غیرعادی از خانه سالمندی بشنویم، شاید زودتر نگران شویم. اگر خانوادهای تازه به ساختمان آمده باشد، شاید بتوانیم در یک موقعیت ضروری به آنها کمک کنیم.
سرمایه اجتماعی الزاماً با دوستیهای عمیق ساخته نمیشود. گاهی یک «سلام»، یک آشنایی ساده یا دانستن نام همسایه هم میتواند بخشی از همین شبکه اعتماد باشد.
️ چرا آپارتماننشینی این رابطه را سختتر کرده است؟
یکی از دلایل، تغییر سبک زندگی است. بسیاری از شهروندان ساعتهای زیادی را در محل کار، مسیر رفتوآمد یا فضای مجازی میگذرانند. زمانی که به خانه میرسند، بیشتر به دنبال آرامش و خلوت هستند.
از سوی دیگر، آپارتمان مدرن حریم خصوصی بیشتری ایجاد کرده است. در ورودی خانه بسته میشود و زندگی فردی پشت آن ادامه پیدا میکند. ارتباط با دیگران دیگر ضرورت روزمره گذشته را ندارد.
حتی فناوری نیز بخشی از این تغییر را تشدید کرده است. بسیاری از نیازهایی که زمانی با کمک همسایه برطرف میشد، امروز با یک تماس، پیام یا سفارش اینترنتی حل میشود.
قبلاً ممکن بود برای قرض گرفتن یک وسیله کوچک در خانه همسایه را بزنیم؛ امروز کافی است چند کلیک کنیم تا همان وسیله را سفارش دهیم.
️ آیا شهر مدرن مقصر است؟
شاید پاسخ ساده «بله» یا «خیر» نباشد. شهر مدرن به خودی خود دشمن روابط اجتماعی نیست. مشکل زمانی ایجاد میشود که طراحی شهر و ساختمانها، سبک زندگی و فرهنگ فردگرایانه همگی دستبهدست هم دهند و فرصت ارتباط طبیعی میان مردم را کمتر کنند.
یک ساختمان میتواند فقط مجموعهای از واحدهای مسکونی باشد یا فضایی برای شکلگیری یک اجتماع کوچک. تفاوت این دو، فقط در معماری نیست؛ در نوع رابطهای است که میان ساکنان شکل میگیرد.
راهروهای روشن، حیاط مشترک، فضای سبز، محل نشستن و فضاهای عمومی مناسب میتوانند فرصت گفتوگو ایجاد کنند. اما حتی بهترین طراحی هم بدون تمایل انسانها به ارتباط، کافی نیست.
️ از سلام کردن تا شکلگیری اعتماد
بازسازی همسایهداری الزاماً به برنامههای بزرگ نیاز ندارد. گاهی نقطه شروع بسیار ساده است: سلام کردن، شناختن نام چند همسایه، احوالپرسی از سالمندی که تنها زندگی میکند یا کمک کردن به خانوادهای که تازه اسبابکشی کرده است.
جلسههای کوچک ساختمان، برنامههای جمعی، مراقبت مشترک از فضای سبز یا حتی یک گروه ارتباطی سالم برای اطلاعرسانی ضروری میتواند به تدریج احساس «ما» را در یک ساختمان ایجاد کند.
هدف این نیست که همه همسایهها دوست صمیمی یکدیگر شوند. انسانها به حریم خصوصی نیاز دارند و این نیاز در زندگی مدرن کاملاً طبیعی است. مسئله، پیدا کردن تعادل میان «تنها بودن» و «تنها ماندن» است.
️ آپارتمان؛ خانهای برای آدمها، نه فقط واحدها
شاید یکی از مهمترین پرسشها درباره شهر مدرن این نباشد که چرا مردم کمتر با هم حرف میزنند؛ بلکه این باشد که آیا هنوز برای این ارتباط جایی باقی گذاشتهایم یا نه.
سرمایه اجتماعی از اتفاقهای بزرگ شروع نمیشود. از رابطههای کوچک و تکرارشونده ساخته میشود؛ از سلامی که هر روز تکرار میشود، اعتمادی که آرامآرام شکل میگیرد و دستی که در یک روز سخت به کمک دیگری میآید.
شهر مدرن شاید زندگی را سریعتر و خصوصیتر کرده باشد، اما هنوز میتوان در میان دیوارهای بلند آپارتمانها، چیزی از همسایهداری قدیمی را زنده نگه داشت. گاهی کافی است درِ خانه فقط برای چند دقیقه به روی یک گفتوگوی انسانی باز شود.
تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.