آنها صبح زود از خواب بیدار میشوند، سر کار میروند، مسئولیتهای زندگی را به دوش میکشند و در ظاهر همه چیز عادی به نظر میرسد؛ اما پشت این چهره آرام، گاهی ذهنی خسته و روحی فرسوده پنهان شده است. فرسودگی روانی در مردان یکی از مشکلاتی است که به دلیل عادت بسیاری از مردان به پنهان کردن احساسات، دیر تشخیص داده میشود و میتواند آرامآرام کیفیت زندگی، روابط و سلامت جسمی آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
بسیاری از مردان یاد گرفتهاند که باید قوی باشند؛ کسی که خانواده روی او حساب میکند، مشکلات را حل میکند و نباید خستگی یا ناراحتی خود را نشان دهد. اما همین تصویر از «مرد همیشه مقاوم» گاهی باعث میشود فشارهای روحی سالها در سکوت جمع شوند و سرانجام خود را به شکل فرسودگی روانی نشان دهند.
فرسودگی روانی فقط خسته بودن بعد از یک روز کاری سخت نیست. این حالت زمانی اتفاق میافتد که ذهن و بدن برای مدت طولانی تحت فشار قرار داشته باشند و فرصت کافی برای بازیابی انرژی پیدا نکنند. فرد ممکن است احساس کند دیگر توان مقابله با مشکلات روزمره را ندارد، انگیزه گذشته را از دست داده و حتی کارهایی که زمانی برایش لذتبخش بودهاند، دیگر جذاب نیستند.
یکی از مهمترین دلایل فرسودگی روانی در مردان، فشارهای اقتصادی و مسئولیتهای زندگی است. نگرانی درباره درآمد، آینده شغلی، تأمین نیازهای خانواده و احساس اینکه همیشه باید «ستون زندگی» باشند، فشار زیادی ایجاد میکند. این فشار زمانی بیشتر میشود که فرد احساس کند تلاشهایش دیده نمیشود یا راهی برای تغییر شرایط ندارد.
عامل مهم دیگر، سرکوب احساسات است. بسیاری از مردان از کودکی با این پیام بزرگ شدهاند که نباید ضعف نشان دهند، نباید زیاد شکایت کنند و باید مشکلات را خودشان حل کنند. نتیجه این میشود که به جای صحبت کردن درباره اضطراب، ترس یا ناراحتی، احساسات خود را پنهان میکنند. اما احساسات بیاننشده از بین نمیروند؛ بلکه ممکن است به شکل خشم، بیحوصلگی، فاصله گرفتن از دیگران یا خستگی دائمی ظاهر شوند.
تنهایی عاطفی نیز نقش مهمی در فرسودگی روانی دارد. ممکن است مردی در میان خانواده، همکاران و دوستان زندگی کند، اما احساس کند کسی واقعاً او را نمیفهمد. نداشتن فضایی امن برای صحبت درباره نگرانیها و فشارهای ذهنی، میتواند احساس خستگی روانی را افزایش دهد.
از سوی دیگر، سبک زندگی پرسرعت امروز نیز به این مشکل دامن زده است. خواب ناکافی، ساعات کاری طولانی، نداشتن زمان برای تفریح، ورزش نکردن و بیتوجهی به نیازهای شخصی، به مرور توان روانی فرد را کاهش میدهد.
گاهی فرسودگی روانی با رفتارهایی مانند عصبانیتهای ناگهانی، کمحرف شدن، بیعلاقگی به خانواده، کاهش میل به فعالیتهای اجتماعی یا پناه بردن بیش از حد به کار خودش را نشان میدهد. برخی مردان حتی تصور میکنند فقط «خسته شدهاند» و متوجه نمیشوند که ذهنشان نیاز به مراقبت دارد.
برای پیشگیری از این وضعیت، مردان نیاز دارند مفهوم قدرت را دوباره تعریف کنند. قوی بودن همیشه به معنای تحمل کردن همه چیز در سکوت نیست؛ گاهی قدرت واقعی در شناخت خستگی، درخواست کمک و صحبت کردن درباره احساسات است.
داشتن خواب کافی، فعالیت بدنی، ارتباط با دوستان قابل اعتماد، ایجاد تعادل بین کار و زندگی و اختصاص دادن زمانی برای علایق شخصی، میتواند به بازگشت انرژی روانی کمک کند. همچنین اگر احساس خستگی ذهنی، بیانگیزگی یا بیحوصلگی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، گفتوگو با یک متخصص سلامت روان میتواند راهگشا باشد.
فرسودگی روانی در مردان نشانه ضعف نیست؛ بلکه هشداری است که نشان میدهد فرد برای مدت طولانی بیشتر از توانش فشار تحمل کرده است. شاید مهمترین قدم این باشد که جامعه یاد بگیرد مردان هم مانند هر انسان دیگری نیاز به دیده شدن، شنیده شدن و مراقبت عاطفی دارند. مردانی که همیشه تکیهگاه دیگران بودهاند، خودشان هم گاهی به یک تکیهگاه نیاز دارند.
تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.