ماجرای قتل جمال خاشقچی روزنامه نگار عربستانی و مرگ مشکوک محمد مرسی رئیس جمهور پیشین مصر و به دنبال آن مواضع رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه که در آن رژیم سعودی و شخص بن سلمان ولیعهد تازه کار عربستان را مقصر اصلی نامیده بود، روابط نیم بند آنکارا و ریاض را که در خلال جنگ داخلی در سوریه به سردی گرائیده بود، سردتر و از آن بالاتر به دوران انجماد نزدیک کرده است.
در خبرها آمده بود که، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان پس از مرگ جمال خاشقجی روزنامه نگار سعودی اجرای نقشه راهبردیی را برای تضعیف و سرنگونی دولت رجب طیب اردوغان رییس جمهوری ترکیه آغاز کرده است.
در این خبر که پایگاه خبری میدل ایست آن را در روزهای اخیر مخابره کرد، گفته شده که عربستان اجرای "نقشه راهبردی" برای مقابله با دولت ترکیه را پس از "صبر بسیار" محمد بن سلمان در مورد قتل خاشقجی روزنامه نگار مخالف رژیم سعودی در ماه مه آغاز کرد.

پاسخ به این پرسش که سعودی ها و شخص بن سلمان چگونه خواهند توانست دولت و یا شخص اردوغان را تضعیف کرده و او را با مسایل داخلی مشغول کنند، زیاد سخت و پیچیده ای نیست ، چرا که بن سلمان دستکم می داند چگونه با استفاده از دلارهای نفتی و حمایت بی بدیل مُبصِر کلاس جهانی یعنی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با اردوغان گلاویز ! شود . البته بن سلمان همچنین به خوبی دریافته است که چطور رضایت و سکوت ترامپ را نیز به هنگام ایستادن رودرروی اردوغان جلب نماید و شاید به همین علت خود را به میدان بازی که ممکن است برایش بسیار خطرناک باشد، وارد شده است.
البته گویا برنامه پنهان سعودی ها برای اردوغان که آن را برنامه راهبردی خوانده اند، زیاد هم پنهان نبوده، چرا که رئیس جمهور ترکیه نیز به آن واکنش نشان داده و در تازه ترین سخنان خود بار دیگر به ماجرای قتل خاشقچی و مرگ محمد مرسی اشاره کرده و گفته که، «شیوه مرگ مرسی و قتل خاشقچی، آزمونی برای جامعه بینالملل بوده است و ما در هر دو پرونده به دنبال اجرای عدالت هستیم.»
وی پیشتر نیز گفته بود که، اعتقادی به مرگ طبیعی مرسی ندارد و اروپا نیز مانند رویدادهای پس از کودتای مصر در قبال مرگ مرسی سکوت کرده است. در پرونده قتل خاشقچی نیز طبق ارزیابیهای ترکیه و سازمان سیا و کنگره آمریکا و همچنین بازرس حقوق بشر سازمان ملل، نقش مستقیم «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان در قتل خاشقچی به اثبات رسیده است.
اما این همه ماجرا نیست ، چرا که ریاض و آنکارا در زمان حمله تروریست ها به کشور سوریه نیز به گونه ای کاملا آشکار از یکدیگر فاصله گرفتند و هر یک با جانبداری از یک گروه تروریستی به کار خود ادامه دادند. این موضوع بعدها سبب شد تا مشکلاتی در اقتصاد و برخی نابسامانی ها در ترکیه رخ دهد که مسئولان ترک آن را در نتیجه رفتار مخرب سعودی ها دانستند. در همان زمان هم پیش بینی بروز اختلافات بیشتر در حوزه مختلف میان این دو بازیگر منطقه ای کار زیاد دشواری نبود.

حال به نظر می رسد بازی ترک ها در قبال حریف ثروتمند خود زیاد هم پنهانی و غیر آشکار نبوده و نخواهد بود، ولی در مقابل آنچه که می توان حدس زد اینکه، سعودی با ترفندهای ریز و درشت همانگونه که تا به حال انجام دادند، در صدد مقابله با طرف ترک برخواهند آمد، همانطوری که گفته شده در طول یک سال گذشته اقتصاد ترکیه را هدف گرفته و سرمایه گذاری خود را در این کشور به مرور کاهش، تعداد گردشگران عربستانی بازدید کننده از ترکیه را تقلیل و واردات کالاهای ترک را نیز محدود و مهم تر از همه نقش منطقه ای ترکیه در مسائل اسلامی را نیز کاهش داده و یا در صدد کاهش آن برآمده است.
بدون تردید ترک ها و شخص اردوغان با علم به برنامه ولیعهد ریاض که در طرح راهبردی خود استفاده از "تمام ابزارها برای فشار به دولت اردوغان، تضعیف وی و مشغول نگه داشتن او با مسائل داخلی " را در دستور کار قرار داده، به زودی و شاید از هم اینک برنامه مدونی را برای مقابله با سعودی ها طراحی و آن را به زودی رسانه ای خواهد کرد.

در برنامه اردوغان می توان از موضوع جنگ یمن و کودک کشی رژیم سعودی گرفته تا همکاری پنهان و آشکار بن سلمان با رژیم سعودی به طور پیش فرض نام برد که به احتمال زیاد رئیس جمهور ترکیه دیر یا زود برنامه خود را در پشت یکی از تریبون های سخنرانی هایش عنوان خواهد کرد. طرح مواردی همچون قتل خاشقچی و مرگ مُرسی نیز می تواند چاشنی صحبت های اردوغان در مقابله با بن سلمان باشد. البته نباید این موضوع را هم از نظر دور داشت که در این میان اسرائیل و شخص ترامپ نیز خوشحال تر از همیشه در کناری نشسته و با زدن ناخنشان به یکدیگر ! از ته دل خنده سر خواهند داد که این گونه سهل و آسان دو کشور اسلامی را به جان هم انداخته اند، همانگونه که پیش از این و در زمان های مختلف میان کشورهای اسلامی را بهم زده و با جانبداری یکی از آنها، هیزم بر آتش کینه و نفرت ها ریختند!
اما یک پرسش اساسی در این جا باقی می ماند و آن این است که، آیا واقعا بن سلمان آنطور که برخی معتقدند، خواهد توانست با استفاده از ثروت کشوری مانند عربستان که در اختیار دارد، ترکیه را وادار به عقب نشینی از طرح موضوعاتی همچون قتل خاشقچی و غیره کند؟ و آیا اساسا هدف اصلی بن سلمان در رویارویی با اردوغان فقط منحصر به موضوع قتل خاشقچی است یا نه ! مسایل دیگری در کار است که نیازمند تامل و بررسی بیشتر است. اگر بتوان برای این سوال پاسخی روشن و نزدیک به حقیقت ارائه داد، در آن صورت شاید بتوان از آن به عنوان یک کلید در حل برخی معماهای منطقه خاورمیانه نیز استفاده کرد.
بسیاری از کارشناسان و ناظران سیاسی در کنار تمامی تفاسیر و تحلیل هایی که مطرح می کنند خواسته یا ناخواسته به دو بازیگر دیگر نیز اشاره می کنند که مستقیم یا غیر مستقیم در تحولات اخیر در منطقه پرالتهاب آسیای غربی یا همان خاورمیانه دخالت دارند.
یکی از این دو بازیگر آمریکا و دیگری نیز اسرائیل است که اگر بخواهیم در ماه های اخیر یک بازیگر فعال دیگر را نیز به جمع این دو اضافه کنیم باید از انگلیس نام ببریم که این روزها تلاش بسیاری می کند تا نام خود را همچون سال های طلایی استعماریش در قرن ۱۹ بر سر زبان ها بیاندازد. گرچه در نظر بسیاری از ناظران موضوع توطئه و دخالت دادن بیگانگان در همه موارد امری درست بشمار نمی رود، اما آنگونه که برخی اسناد و شواهد گواهی می دهند، موضوع دخالت بیگانگان در موارد زیادی نیز هرگز نمی تواند بی پایه و اساس باشد.
برای رژیم صهیونیستی بیش از هر موضوع دیگر امنیت از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است چرا که تل آویو به خوبی می داند اگر کشورهای اسلامی آسوده باشند و مشکلی با خود نداشته باشند به سادگی می توانند امنیت و موجودیت اسرائیل را به مخاطره بیاندازند. بنابراین برای ایجاد هرگونه اختلاف افکنی و دشمنی در میان کشورهای اسلامی تردیدی به خود راه نمی دهد.
بر این اساس نباید ذره ای شک کرد که در اختلافات اخیر میان ترکیه، مصر و عربستان باید رد پای رژیم صهیونیستی را نیز جست و جو کرد. چرا که در نظر تل آویو اگر ترکیه با عربستان درگیر شود به سادگی دیگر نخواهد توانست خود را به تحولات سرزمین های اشغالی نزدیک و بعضا از حقوق فلسطینیان دفاع کند. و یا در موضوع مصر از گروه هایی مانند اخوان المسلمین دفاع کرده و خود را به آنها نیز نزدیک کند.
برای آمریکا نیز موضوع تقریبا به همین منوال است اما در مقیاسی بزرگ و وسیع تر. امنیت در نظر واشنگتن نیز مانند تل آویو از اهمیت زیادی برخوردار است، با این تفاوت که آمریکا امنیت را برای کسب منافع بیشتر از جمله فروش سلاح و نیز حضور وسیع تر می خواهد در حالی که رژیم صهیونیستی امنیت را برای بقای خود طلب می کند. هر چند برای آمریکا علاوه بر تلاش برای ارتقای کمربند امنیتی خود، همواره امنیت اسرائیل نیز از درجه اهمیت زیادی برخوردار است و اساسا این کشور خود حافظ منافع و امنیت اسرائیل در اقصی نقاط جهان می داند.
ارتقای امنیت رژیم صهیونیستی در سیاست های آمریکا دارای اولویت زیادی است و به همین علت مقامات کاخ سفید دستکم در خاورمیانه علاوه بر ایجاد بازارهای مصرفی به ارتقای حوزه های امنیتی رژیم صهیونیستی نیز بسیار می اندیشد. البته سیاست های ترکیبی و شناور کاخ سفید برای دسترسی به منابع کشورهای منطقه و دوشیدن گاوهای شیرده ! منطقه نیز به طور دائم روزآمد شده و به همین علت هیات های حاکمه آمریکا به ظاهر هم که شده هرگز خود را پایبند یک سیاست ثابت و غیر قابل تغییر نمی دانند و باز به همین دلیل است که به راحتی زیر اقوال و افعالشان می زنند و به سادگی قراردادهای منعقده با دیگر کشورهای را نادیده گرفته و حتی تهدید به پاره کردن ! می کنند.

در این میان اما نقش انگلیس شاید اندکی متفاوت تر از آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد. بعد از طرح برگزیت و جدی شدن جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا، مهمترین دغدغه انگلیسی ها سخت تر شدن شرایط اقتصادی و بروز ابهامات زیاد در اوضاع این کشور بعد از برگزیت بوده است.
آنگلوساکسون ها از مدتها قبل به این موضوع می اندیشیدند که اگر روزی از اتحادیه اروپا جدا شوند، آیا خواهند توانست به دوران طلایی گذشته بازگردند و بتوانند دستکم بر بخشی از جهان از جمله خاورمیانه که خود آن را نامگذاری و حتی تقسیم کردند، تسلط یابند. شاید طرح همین ابهام و ترس از آینده آنها را به این فکر انداخت تا بی محابا خود را وارد معرکه های منطقه کنند و بار دیگر سودای بازگشت به خلیج فارس را عنوان کنند.
اواخر ماه آوریل سال ۲۰۱۳ موسسه سلطنتی « یونایتد سرویسز» از اتاقهای فکر معروف دولت انگلیس با انتشار گزارشی به بازگشت نظامی انگلیس به خلیج فارس اشاره کرد. گرث استنفیلد و ساول کلی از پژوهشگران این موسسه که گزارش یاد شده را تهیه کردند، نوشتند که، پایگاه هوایی المهاد در دُبی اولین نامزد احتمالی بازگشت نظامی انگلیس به خلیج فارس خواهد بود. این دو محقق انگلیسی در این گزارش خود نوشتند که تمایل انگلیس برای بازگشت به خلیج فارس تا حدی تحت تأثیر استراتژی پنتاگون برای «چرخش» به آسیا قرار دارد. به گفته آنها، انگلیس قصد دارد خلأ کاهش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را با این کار پُر کند.
همزمان فیلپ هامون، وزیر دفاع وقت انگلیس نیز اعلام کرد: در شرایطی که سالها فرصت آموزش دادن نیروهای خودمان را داشتهایم، با پایان وضعیت تهاجمی در افغانستان، باید به این فکر کنیم که چطور نیروهایمان را در میدان جنگ صحرایی و شرایط گرم و وضعیت تهاجمی آموزش بدهیم. بدون شک یکی از گزینه ها، ایجاد تأسیسات دایمی در یکی از مناطق خلیج فارس است.
لندن که از مدت ها قبل به این نتیجه رسیده بود که باید از اتحادیه اروپا و قوانین دست و پا گیر این اتحادیه فاصله بگیرد، تلاش خود را برای حضور دوباره و جدیتر در یکی از کانون های ثروت در جهان آغاز کرده بود. یکی از راهکارهای مهم انگلیس برای حضور در منطقه آسیای غربی علاوه بر اعزام نظامیان، کمک به ایجاد درگیری میان کشورهای منطقه از طریق برخی سازو کارها بود. در همان زمان برخی از تحلیل گران پیش بینی کردند که حضور دوباره انگلیس در منطقه به افزایش چند برابری درگیری میان کشورها، خاصه میان کشورهای اسلامی در منطقه خواهد انجامید و به همین علت دور از انتظار هم نیست که نقش این کشور را در بروز برخی اختلافات میان کشورهای اسلامی از جمله عربستان و ترکیه نادیده بگیریم.
بنابراین حتی اگر در موضوعاتی مثل اختلاف عربستان و ترکیه و مصر، اختلاف میان عربستان و ایران و حتی اختلافات کشورهای حاشیه خلیج فارس به وضوح نتوان انگلیس را مشاهده کرد، اما با توجه به رد پای استعمار پیر باید تعدادی از سرنخ های اختلافات را در لندن جست و جو کرد. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که آمریکا و انگلیس هر دو یک هدف مشترک دارند که بر پایه یک شعار محوری پروتستان، انگلوساکسون و سفید پوست که این روزها بسیار از زبان سیاستمداران آمریکایی شنیده می شود، به دنبال رسیدن به اهداف خود هستند و در این میان نیز وجود رژیم صهیونیستی نیز موضوعی سرگرم کننده و مخل امنیت برای بازیگران منطقه ای است که هدفی به جز سلب آرامش و امنیت با ترفند نخ نمای ایجاد اختلاف برای مردم منطقه ندارد.
نقل از ایرنا


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.