برای افرادی که از بیرون به یک رسوایی در یک شرکت یا سازمان نگاه میکنند، این موقعیت اغلب به نظر غیرقابلقبول و غیرقابلدرک میرسد. چگونه رهبران سازمان اجازه وقوع چنین اتفاقی را دادهاند؟ چرا بسیاری از افراد موافق انجام کارهای اشتباه بودهاند؟
به گزارش «بهداشت نیوز»
مریم کوچکی استاد مشاور در دانشکده مدیریت کلاگ در دانشگاه نورثوسترن، درک علل این پدیده را به عنوان یک کار برجسته در دوره تحصیلی خود انتخاب کرده است.
S+B: چه چیزی میتواند افراد را مستعد لغزشهای اخلاقی کند؟
وقتی به رسواییهای گذشته نگاه میکنیم، همیشه میتوانیم شماری از عوامل دخیل را شناسایی کنیم. ممکن است آنها زیرکانه و حتی گاهی به نظر بیربط بیایند؛ اما میتوانند اثرات ژرفی بر تصمیمات و رفتار اخلاقی افراد داشته باشند. همه ما مستعد خیانت هستیم؛ این اتفاق میتواند برای هر کدام از ما در هر سطحی و در هر نوع سازمانی بیفتد. به عنوان مثال، من اغلب از کارمندان میشنوم که احساس خستگی یا استرس میکنند.
اما زمانی که احساس فشار میکنند، این امر میتواند منابعی را که آنها برای اخلاقی عمل کردن و مقاومت در وسوسهها نیاز دارند کاهش و آنها را در موقعیت تهدید قرار دهد. زمانی که افراد در این موقعیت هستند، احتمال بیشتری وجود دارد که در رفتارهایی مشارکت کنند که نفع شخصی دارد؛ رفتارهایی که در غیر این صورت از آن اجتناب میکردند. چون در این لحظه، مغز در حالت دفاعی قرار میگیرد؛ افراد در کوتاهمدت تنها در مورد منفعت شخصی خود فکر میکنند.
S+B: رسواییهای شرکتی اغلب یک الگوی رفتار غیراخلاقی را آشکار میکنند. چه چیزی افراد را مکررا به تقلب و عدم صداقت تحریک میکند؟
این حوزهای از تحقیق است که ما چیز زیادی در مورد آن نمیدانیم؛ مخصوصا وقتی صحبت از سازمانها به میان میآید، این مساله بغرنجتر میشود. یک فرض میتواند این باشد که افراد بدی وجود دارند و این افراد بد، (مهم نیست چه کاری) کارهای بدی میکنند. اما این تصور که تنها انسانهای بد دست به رفتار غیراخلاقی میزنند، تصور اشتباهی است.
تحقیق دیگر نشان داده است که ممکن است افراد برای فائق آمدن بر احساس ناهماهنگی که در نتیجه تقلب ایجاد میشود، دست به کارهایی بزنند. قویترین آن توجیه است: بهعنوان مثال آنها رفتار بد خود را با غیرانسانی جلوه دادن قربانی خیانتشان، توجیه میکنند. در شماری از تحقیقات، مدرکی برای آنچه آن را فراموشی غیراخلاقی (unethical amnesia) مینامیم پیدا کردیم.
طی زمان، خاطره افراد از فعالیتهای غیراخلاقی گذشته خود در مقایسه با دیگر انواع فعالیتها (که مثبت و خنثیتر هستند)، از جزئیات کمتر و وضوح پایینتر برخوردار است. ما به افراد فرصت فریب دادن در یک بازی را دادیم؛ اگر آنها عملکرد خود را اشتباه گزارش میدادند، میتوانستند پول بیشتری بهدست آورند. چند روز بعدتر، از آنها خواستیم جزئیات این بازی را یادآوری کنند. دریافتیم که خاطرات شرکتکنندگانی که فریب داده بودند نسبت به کسانی که این کار را نکرده بودند، وضوح کمتری داشت. این فراموشی به افراد کمک میکند تا احساس تهدید و در راستای آن، اضطراب را حذف کنند یا کاهش دهند.
S+B: افراد چگونه میتوانند قابلاعتماد باقی بمانند؟
حتی برای خودمان قبول اینکه کار بدی را انجام میدهیم دشوار است. برای اینکه یادگیری واقعی رخ دهد، رهبران سازمانی باید کاری کنند که افراد از نظر روانی احساس امنیت کنند. کارمندان باید به این باور برسند که سازمانشان، جایی است که آنها میتوانند از اشتباهات و حتی از شکستهای اخلاقی خود بیاموزند. من به دانشجویانم میگویم که آنها تا چه اندازه قدرتمند هستند: آنها باید به این نکات فکر کنند؛ چرا که آنها مدیران بعدی خواهند بود و در نتیجه، مسوولیت بهتر کردن کار و زندگی دیگر افراد را بر عهده دارند.
منبع: strategy-business


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.