یکی از ماهواره استفاده میکند، دیگری در مکانهای عمومی سیگار میکشد، یکی به جای عبور از پل عابرپیاده از وسط اتوبان میگذرد، دیگری از چراغقرمز عبور میکند و درنهایت یکی خشونت اعمال میکند. این موارد در علم جامعهشناسی هنجارشکنی و طبق قانون بزهکاری تلقی میشود. اما بهراستی چرا این موضوع روزبهروز رو به افزایش است؟
به گزارش «بهداشت نیوز»
چرا پس از انجام کارهای ناشایست به جای نادمبودن بهعنوان یک مسأله افتخارآمیز به آن نگاه میکنیم؟ آیا این موضوع برای آحاد جامعه به یک شکل است. چرا بزهکاری به نوعی برای قدرتنمایی تبدیل شده است؟ با نگاهی به جامعه کنونی خود و سایر جوامع درمییابیم بزهکاران اعم از کودک و نوجوان همهوهمه جایگاه بهتری نسبت به سایر دوستان خود پیدا کردهاند، زیرا بسیاری بر این باورند که از راههای قانونی نمیتوانند بهخوبی ایفای نقش کنند اما تنها قدرتنمایی در میان دوستان عاملی برای بزهکاری نیست، بلکه ریشه در فرهنگ جوامع مختلف هم دارد. فرهنگی که در بسیاری از موارد موجب هرجومرج شده، درحالیکه بهنظر برخی هنجار است اما دیگری آن را هنجارشکنی میدانند، بهعنوان مثال آتشکشیدن سفارت عربستان برای یکی هنجارشکنی و برای دیگری ناهنجاری اجتماعی است که این خود جای سوال دارد که این موضوع آیا هنجارشکنی است یا ناهنجاری؟ اما نباید این موضوع را از نظر دور داشت که اکثر بزهکاران نوجوان در اجتماعات اقلیت محروم هستند و بهنظر میرسد که محرومیتهای اجتماعی تأثیر بسزایی در بزهکاری دارد، زیرا با توجه به اینکه سنین نوجوانی از مهمترین سنینی است که باید موردتوجه قرار بگیرد، با وجود محرومیتهایی که برایشان وجود دارد دیگر تابوتوان زندگی در محرومیت را ندارند. به همین جهت ترغیب به بزهکاری میشوند. اما در این میان عدهای دیگر هستند که با وجود اینکه در طبقه محروم جامعه قرار دارند، به بزهکاری دست میزنند. آیا رفاه بیش از حد را هم میتوان از عوامل بزهکاری برشمرد؟ این دسته از افراد چه چیزی را در خود جستوجو میکنند؟ در این میان عدهای هستند که بزهکاری را در سیاست جستوجو میکنند، آیا مواردی چون آزادی بیان، سیاست، رسانه و فرهنگ در تقابل با بزهکاری قرار دارند؟ آیا فیلمهایی که در آن بزهکاری دیده میشود خود عاملی برای بزهکاری محسوب میشود؟ یا آنکه سخنرانیهای تحریکآمیز سیاسی را میتوان بهعنوان عاملی برای بزهکاری برشمرد؟ پل بروکا، انسانشناس فرانسوی که مدعی کشف ویژگیهایی در جمجمه و مغز بزهکاران بود، آنها را از افراد پیرو قانون متمایز میکرد. همچنین جرمشناس ایتالیایی چزاره لومبروزو که در سالهای دهه ۱۸۷۰ کار میکرد، ادعا میکرد که بعضی افراد با تمایلات بزهکارانه متولد میشوند و در حقیقت رویآوردن به بزهکاری در آنها؛ نوعی بازگشت به اصل یا انسان ابتداییتر است. او معتقد بود انواع بزهکاران را میتوان از روی شکل جمجمه تشخیص داد. لومبروزو میپذیرفت که یادگیری اجتماعی میتواند بر تکامل تمایلات بزهکارانه تأثیر مستقیم بگذارد، درحالی که بزهکاران را از نظر زیستشناختی ناقص میدانست .ریچارد داگدیل برای بررسی رفتار بزهکارانه به شجرهنامههای خانوادگی توجه نشان داد تا تفاوت در تمایلات ارثی نسبت به بزهکاری را نشان بدهد. اندیشه ارتباط میان ساختمان زیستی و بزهکاری در مطالعات ویلیام شلدن در سال۱۹۴۰ از سر گرفته شد. این مقولات همگی بیانگر این موضوع هستند که بزهکاری پدیده جدیدی نیست و از دیرباز مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است اما به راستی چرا راهحلی برای ازبینبردن اشتیاق نوجوانان به پدیده بزهکاری درنظر گرفته نشده است. تا چه میزان آزادی بیان و بزهکاری رابطه مستقیم دارد؟ آیا صرف قانون راهحل مناسبی برای ازبینبردن علاقهمندی به بزهکاری است؟ آیا رسانهها میتوانند در این مقوله به صورت راهگشا عمل کنند؟
ریشههای ماجرا
۶۶درصد زنان ایرانی حداقل یکبار مورد خشونت قرار گرفتهاند
در یکی، دو دهه اخیر پژوهشهای فراوانی در مورد خشونت خانگی انجام شده که آخرین آن بررسیای است که در مورد ۲۸استان کشور انجام گرفته است. کارفرمای این طرح دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و شریک پژوهشی آن با مشارکت امور زنان ریاستجمهوری و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است. این گزارش شامل ۳۲جلد و هر جلد شامل بیش از ۲۰۰صفحه است که در سال ۱۳۸۳ به پایان رسیده است. این پژوهشها نشان میدهد که ۶۶درصد زنان ایرانی از اول زندگی مشترکشان تاکنون، یکبار مورد خشونت قرار گرفتهاند، با این حال میزان و انواع خشونت در استانهای کشور تفاوتهای معناداری دارد. در این پژوهش ۲۵مورد خشونت خانگی طبقهبندی شده که در این طبقهبندی خشونت روانی و کلامی رتبه نخست و خشونت جنسی رتبه آخر را به خود اختصاص داده است؛ البته آمار پایین خشونت جنسی مربوط به هنجارهای عرفی و حتی شرعی جامعه ایران درباره اظهار چنین خشونتهایی در جامعه و فرهنگ ایران است. عدم حمایت از قربانیان و عدم مجازات عاملان خشونت جنسی، زنان را به خودسانسوری وامیدارد و آمار درستی از میزان واقعی آن در دسترس نیست. همچنین بنا به گزارشی در آفتاب نیوز به تاریخ ٢مهر ۱۳۹۳، روزانه یک قتل خانگی در کشور ایران اتفاق میافتد. قتلهای خانگی درحالی ۳۰درصد کل قتلها را به خود اختصاص دادهاند که در بیش از ۹۰درصد این جنایتها از چاقو بهعنوان آلت قتل استفاده شده است. امسال طبق آمار ارایهشده ما شاهد کاهش سن زندانیان هستیم که هرکدام به دلیلی راهی زندان شدهاند. «وزیر دادگستری در هفته قوه قضائیه اعلام کرده بود که در حالحاضر موجودی زندانیان ۲۲۸هزار نفر است و بیشترین رده سنی زندانیان بین ۲۶ تا ۳۲سال است. براساس آمارهای موجود و گزارشی که امسال وزیر دادگستری در هفته قوهقضائیه ارایه کرد، میانگین موجودی زندانهای کشور تا پایان سال گذشته (٩٤)، ٢٢٨هزار و ٢٦٥نفر است، به عبارتی در ازای هر یکصدهزارنفر جمعیت، ٢٩٠نفر در زندانها بهسر میبرند. جمعیت زندانیان کشور در سال ٩٤ نسبت به سال ماقبل(٩٣)، ١,٧٥درصد رشد داشته و از مجموع زندانیان، ٩٧درصد را مردان و ٣درصد را زنان تشکیل میدهند. جالب اینکه در سال ٩٤ نسبت بهسال ٩٣، تعداد زندانیان زن، ٤.٠٧درصد کاهش و تعداد زندانیان مرد، ١.٩٤درصد رشد داشته است.» همچنین آمار ارایهشده توسط سازمان پزشکی قانونی ایران درسال ١٣٩١مهر تاییدی بر افزایش بزهکاری در جامعه است. این سازمان از ثبت روزانه یکهزار و ۶۰۰ پرونده نزاع منجر به جرح خبر داده و مسائل اجتماعی، روانی، فرهنگی و اقتصادی را دلایل اصلی بروز نزاعها برشمرده است. پزشکی قانونی در گزارش مربوط به سال گذشته این سازمان آورده است که در این سال بیش از ۵۹۰هزار شهروند بهدلیل ضربوجرح در نزاع راهی پزشکی قانونی شدهاند. با وجود آمار بالای نزاع در ایران اما رئیس شعبه ۷۱ دادسرای کیفری استان تهران که به قتل اختصاص دارد، این آمار را واقعی نمیداند و معتقد است آمار نزاع بیش از این میزان است. از آنرو که برخی از نزاعها به ضربوجرح ختم نشده، جایی هم ثبت نمیشوند.
نگاه اصولگرا
تندروی سیاسی با بزهکاری رابطه مستقیم دارد
احمـد توکلی
فعال سیاسی| این روزها در جامعه ما و بسیاری از جوامع بزهکاری و جرم بهشدت افزایش پیدا کرده است؛ اما آیا تندروی سیاسی و یا عدم آزادی رسانهها میتواند در این مقوله موثرواقع شود؛ احمد توکلی، فعال سیاسی از موافقان این موضوع است و در گفتوگو با «شهروند» بیان کرد: بزهکاری ثمره فقر و ضعف ایمان است؛ دشمن توحید و عدالت اجتماعی فساد است و با فساد نمیتوان مبارزه کرد مگر آنکه از آزادی رسانهها استفاده شود.
جامعه نباید از فضای گفتوگو فاصله بگیرد
این فعال سیاسی با اشاره به اینکه در جوامع مختلف آحاد جامعه الگوپذیریهای متفاوتی دارند و یکی از این الگوها میتواند سیاستمداران ما باشند و در این زمینه ادامه میدهد: «اگر بخواهیم تعریفی از بزهکاری در جامعه کنونی به میان آوریم، باید گفت طبیعی است زمانی که سیاستمداران رفتاری را موجه میکنند، مردم نیز به آن تمایل پیدا میکنند؛ زیرا تندروی حاصل تعصب است و تعصب به منزله شیطان است. با نگاهی به آیات قرآن متوجه میشویم شیطان بود که برای نخستینبار به انسان سجده نکرد و خود را نسبت به انسان برتر میدید. (من از آتش خلق شدهام و انسان از خاک آفریده شده است) به همین جهت تعصبورزیدن نسبت به موضوعی باعث تأثیرپذیری مردم میشود.»
با نگاهی اجمالی به جامعه امروزی متوجه رشد چشمگیر بزهکاری، جرم و جنایت میشویم. این فعال سیاسی در اینباره میگوید: «بسیاری از نزاعها حاصل تعصبات بیمورد افراد جامعه است، همین امر در افزایش بزهکاری تأثیر بسزایی دارد. همچنین نباید وجود بزهکاری را تنها در تعصبات جستوجو کرد. بلکه مقولات دیگری چون فرهنگ، فساد، فقر و... در این امر موثرند. زمانی که مردم در فقر به سر برند، برای دستیابی به شرایط مطلوب به دزدی روی میآورند و چنین نتیجهای را در پی دارد.» این فعال سیاسی با اشاره به تندرویهای سیاسی که باعث از بین رفتن تفاهم میشود و باعث فاصلهگرفتن جامعه از فضای گفتوگو میشود، ادامه داد: «با وجود چنین شرایطی جامعه به سمت بزهکاری سوق داده میشود؛ زیرا در جامعهای که تفاهم وجود نداشته باشد، باعث تشدید فقر میشود و مردم را به سمت بزهکاری تحریک میکند. همچنین باید دانست با تندروی سیاسیون افراد عادی جامعه نیز به خود این اجازه را میدهند که همان برخورد را نسبت به افراد زیردست خود داشته باشند به نوعی الگوپذیری دارند، برای مثال زمانی که افراد به گرایش سیاسی به راحتی خطاب به گرایش سیاسی خاص دیگری توهین میکنند، مردم هم به سمت و سوی بزه سوق پیدا میکنند.»
رسانهها از فقر و فساد غافل نمانند
احمد توکلی در خاتمه با اشاره اینکه فقر و فساد از دیگر مقولات حایز اهمیت در این زمینه هستند، بیان کرد: «از دیگر مسائلی که آحاد جامعه را به سمت بزه و بزهکاری میکشاند فقر و فساد است؛ زیرا زمانی که مردم از رفاه نسبی برخوردار نباشند دست به بزهکاری میزنند تا رفاه خود را تأمین کنند. همچنین زمانی که فساد در جامعه تار و پود دوانده باشد، موجب میشود که مردم از الگوهای نادرست حکومتی پیروی کنند مقوله مهمی که در این موضوع گنجانده میشود این است؛ زمانی که حاکمان به دنبال مالاندوزی باشند، چون سمی در جامعه انتشار پیدا میکند و بخشی از مردم جامعه به بزهکاری مشغول میشوند که این موضوع خود جای بررسی دارد. متأسفانه ما در جامعهای زندگی میکنیم که فقر در آن به صورت گستردهای دامنگیر مردم شده است، حال آنکه تندرویهای سیاسی نیز در کنار آن قرار بگیرد، خود جای تأمل دارد. به عقیده بنده فعالان سیاسی باید به گونهای عمل کنند که مردم را از بزهکاری بازدارند نه اینکه خود علتی باشند برای انجام بزه. همچنین نباید از نقش رسانهها در بزهکاری غافل شد، با نگاهی اجمالی به سایر کشورهایی که رسانهها آزادی بیشتری دارند، متوجه میشویم بزهکاری بهشدت کاهش یافته است، البته این موضوع نباید چندان دور از ذهن به نظر برسد زیرا زمانی که جامعه شاهد بازتاب اخبار به صورت کامل هستند، دست از بزهکاری میکشند و متوجه میشوند که حاکمیت متوجه اعمال خود و آنها است. به همین جهت زمانی که فردی قصد امر به معروف و نهی از منکر دارد، ابتدا باید خود را از موضوعی که میخواهد امر به معروف کند، مبرا داند و سپس امر به معروف و نهی از منکر کند؛ زیرا اگر خود مبرا نباشد، این موضوع مورد قبول افراد قرار نمیگیرد و بیاثر است. بنابراین حاکمیت ابتدا باید بزه را در بطن خود ریشهکن کند و سپس بهطور گستردهای در جامعه رواج دهد تا بتواند در این مقوله موفق
عمل کند.»
نگاه اصلاحطلب
تقابل بزهکاری و تندروی سیاسی ریشه علمی ندارد
صادق زیباکلام فعال سیاسی| استاد دانشگاه و فعال سیاسی در زمینه بزهکاری و رابطه متقابل آن با تندروی سیاسی در گفتوگو با «شهروند» بیان کرد: «در هر جامعهای از ناهنجاریهای اجتماعی بهعنوان بزهکاری یاد میشود.» این استاد دانشگاه با اشاره به سابقه طولانیمدت بزهکاری در ایران و سایر کشورها در این زمینه ادامه میدهد: «از دیرباز تا کنون مسألهای که مورد توجه همگان قرار داشته است، چگونگی کاهش بزهکاری در جامعه است. به همین جهت سوالی که همواره فکر اندیشمندان را به خود مشغول کرده این است که ناهنجاریهای اجتماعی را چگونه میتوان کاهش داد؟ شاید بتوان زندانی کردن مجرمان را یک راه حل دانست، اما برای مدت طولانی کارآمد نیست، زیرا در این مورد موانعی نیز وجود دارد و برای بازه زمانی طولانیمدت نمیتواند موثر واقع شود. اما باید دانست که بسیاری از علما به دنبال ریشهیابی این موضوع هستند، به علاوه بزهکارانی که راهی زندان میشوند، ضرر و زیانهایی به جامعه و قربانیان وارد میکنند، به همین دلیل این سوال که بزهکاری را چگونه میشود کاهش داد، همیشه مورد پرسش همه جوامع قرار گرفته است.»
این فعال سیاسی با اشاره به اینکه روزبهروز شاهد رشد چشمگیر بزهکاری در جامعه هستیم، ادامه میدهد: «طبق آمار ارایه شده به تعداد هر ١٠٠هزار نفر، چند نفر مجرم وجود دارد. این آمار یکی از شاخصهای سنجش توسعه اجتماعی است که میتواند بهعنوان شاخص سنجش بزهکاران مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به این شاخص متاسفانه جمهوری اسلامی ایران از حد معمول بینالمللی بالاتر است. البته لازم به ذکر است که این افزایش روزافزون فقط گریبانگیر کشور ما نیست و در برخی از کشورهای توسعهنیافته این موضوع مشاهده میشود. اما باید دانست نکته حایز اهمیت این است که چنین شاخصی از انقلاب تاکنون به شدت افزایش داشته است. شوربختانه در این بازه زمانی ما شاهد ارتکاب بزهکاری و انواع آن بودهایم، بنابراین چنین موضوعی باید دغدغه مهمی برای مسئولان نظام باشد. البته لازم به ذکر است از انقلاب تاکنون تنها بزهکاری افزایش نیافته است بلکه جمعیت کشور ما تقریبا دو برابر شده است که متاسفانه آمار ارایه شده خبر از افزایش بیش از دوبرابری اعتیاد، فحشا و انواع جرم میدهد.»
صادق زیباکلام در پاسخ به اینکه آیا تندرویهای سیاسی موجب بزهکاری در جامعه میشود، بیان کرد: «به عقیده بنده مطالعه مستقیمی که بین بزهکاری و تندروی سیاسی وجود دارد، دیده نشده است. اما ممکن است مطالعاتی در این زمینه صورت گرفته شده باشد. درعینحال معتقدم اگر در جوامعی که تندروی سیاسی وجود دارد آمار بالاتری از بزهکاری وجود دارد. به همین جهت باید دانست این موضوع امری غیرعادی نیست، زیرا تندروی سیاسی باعث افزایش خشونت در جامعه میشود و زمینه را برای بزهکاری مساعد میکند»
نظر کارشناس بیطرف
ارزشهای انسانی عامل تعیینکننده
مصطفی آبروشن، عضو انجمن جامعهشناسی ایران به «شهروند» میگوید: «بزهکاری پدیدهای است جهانی و بهعلت اهمیت بالا و پیچیدگی عوامل موثر در آن متخصصان علوم رفتاری و اجتماعی از منظرهای مختلف این پدیده اجتماعی را واکاوی کردهاند. از منظر جامعهشناختی عوامل درونی و بیرونی در بزهکارشدن نوجوانان موثر است، درواقع نوع و میزان وابستگی نوجوان به خانواده و جامعه و در همین راستا شیوه نگرش او بهعنوان عوامل درونی و از سوی دیگر شدت تماس با بزهکاران نیز بهعنوان عوامل بیرونی از مولفههایی است که توأمان وزن بالایی در بزهکاری نوجوانان دارد. وابستگی نوعی حساسیت، الزام و قیدوبند اخلاقی است که فرد را به رعایت هنجارهای اجتماعی وامیدارد که این وابستگی معلول حضور موثر والدین در کانون خانواده، توجه و تشویق پدر و مادر، آرامش در خانواده و بهطورکلی ارتباط صمیمانه میان نوجوان و والدین بوده که از عوامل موثر در کاهش انحرافات و کجرویهای اجتماعی است.
با توجه به اینکه مفهوم بزهکاری به معنای انحراف نوجوانان است، این جامعهشناس در این زمینه ادامه میدهد: «نوجوانی بحرانیترین و مهمترین مرحله از زندگی هر انسانی است، زیرا در این دوران است که افراد بهدنبال کسب هویت هستند و اگر در این برهه زمانی حساس، وابستگی عاطفی میان نوجوان و والدین کمرنگ شده باشد، او در روبهرو شدن با خردهفرهنگ بزهکاری به الگوپردازی از آنها خواهد پرداخت. درواقع با حذف وابستگیهای خانوادگی، مکانیسمی که گرایش به گروههای بزهکاری را تعدیل و تصحیح کند عملا وجود نخواهد داشت. بنابراین نظام خانوادگی پایدار در پیشگیری از وقوع جرم، موثر اصلی است، به همین جهت زمانی که نوجوان به دنبال کسب استقلال و الگوهای شخصیتی است، نقش والدین در این الگوپذیری موثرتر میشود .پژوهشها نشان میدهد که فقدان پدر در خانواده پیامدهای غیرمستقیمی را در قالب کاهش درآمد خانواده، فقدان کنترلهای لازم یا الزام نوجوان به کارکردن خود را نشان میدهد که این شرایط تحمیلشده، زمینه کجروی برخی از نوجوانان را فراهم میکند.
آبروشن با اشاره به اینکه عاملهای درونی ایجادکننده بستر بزهکاریاند، در این زمینه ادامه داد: «باورهای جوانانیکی از موضوعات حائز اهمیت است، بهعبارتی باور؛ ارزش و اعتباری است که فرد برای معیارها و الزامات اجتماعی قایل است، بهمعنای اینکه شخص میتواند از استانداردهای اجتماعی عدول کند. اما به این ارزشهای جمعی پایبند باقی میماند، بهطور مثال باور به انساندوستی، پذیرش حسن شهرت در اجتماع و خانواده، اخلاقمحوری و دوریجستن از مردمآزاری که بهطور قطع این عوامل به عنوان کدهایی است که انگیزههای کجروی را در ذهن کاهش خواهد داد.»
این جامعهشناس با اشاره به اهمیت خانوادهها در سوق پیداکردن به سمت بزهکاری میگوید: «خانوادههای بیقیدوبند، بیتوجهی متولیان تربیتی و از سوی دیگر ضعف در نظام تعلیم و تربیت از قبیل نبود کنترلهای غیرمستقیم باعث کجروی نوجوانان شده و زمینه استمرار بزهکاری را آماده میکند. خانوادههای آسانگیر که بهعلت نبود مقررات و استانداردهای مشخص در قبال رفتارهای غیرقابلقبول بر اعمال و رفتار فرزندان خود نظارتی ندارند، ناخواسته بستر بزهکاری فرزند را مساعدسازی میکنند، درواقع دوستی با بزهکاران کدهایی است که ما را به این نتیجه میرساند که نظام خانواده از استحکام شایسته برخوردار نیست. مبحث دیگری که باید مورد توجه والدین قرار گیرد، تشویق رفتارهای صحیح نوجوانان است که باعث رشد الگوهای مناسب در رفتار آنها میشود، درواقع تشویق باعث تکرار بیشتر رفتارهای پسندیده میشود، زمانی که نوجوان به دلیل رفتار صحیح مورد تشویق و تأیید بزرگسال، بهخصوص پدر و مادر قرار میگیرد، احساس خودبسندگی میکند و انعکاس این احساس، دوری از اعمال ناپسند است. نگرش منفی نسبت به پلیس، ضابطههای قانونی، حلال و حرام بودن؛ ارتکاب جرم را افزایش میدهد. به بیان دیگر باورهای منفی و نادرست خانواده، دوستان و معاشران، نگرش نوجوان را تحتتأثیر قرار میدهد و تکرار رفتارهای ناپسند سبب ازبین رفتن قبح این اعمال در نزد آنان میشود.» آبروشن در خاتمه با ابراز تاسف نسبت به افزایش چشمگیر بزهکاری میگوید: «یافتههای پژوهشها ما را به این نتیجه میرساند که توجه به نوجوان و فراهمکردن زمینههای مساعد در خانواده برای رشد و تقویت رفتارهای صحیح در او از عوامل کاهش کجروی در جامعه است، بنابراین ایجاد انگیزه، تشویق، ترغیب و در همین راستا کنترل و نظارت معتدل بر رفتار، معاشرت و دوستان وی، از مولفههایی است که به کاهش بزهکاری نوجوانان کمک میکند و از سوی دیگر نشاندادن واکنش مناسب در مقابل نخستین کجرفتاری به همراه تقویت نگرشهای مثبت اعتقادی، باورهای صحیح مذهبی و اخلاقی، سبب واکسینهشدن ذهن جوان شده و زمینههای مساعد را برای رشد اجتماعیاش فراهم میکند و او را از گرفتارشدن در دام گروههای بزهکار میرهاند.»
تجربه دیگران
تقابل رسانه و بزهکاری در جهان
در عموم کشورهایی که رسانهها آزادی بیشتری دارند، میزان جرم وجنایت و حتی بزهکاری کمتر دیده میشود. با نگاهی اجمالی به این مقوله درمییابیم تنها رسانه عامل تأثیرگذار در کاهش جرم و بزهکاری نیست، بلکه فرهنگ هم میتواند به عنوان عاملی موثر ایفاینقش کند. برای مثال کشور ژاپن بهعنوان یک کشور آسیایی جزو ٥کشوری است که کمترین میزان جرم در آنجا اتفاق میافتد. برای ملموستر شدن این موضوع به تقابل رسانهها و جرمخیزبودن کشورها از نظر جایگاه اشاره کردهایم.
٥ کشوری که بالاترین نرخ جرم و بزه را دارد
South Africa آفریقا
«آفریقایجنوبی با اینکه آزادی رسانهاش در جایگاه ٣٩ کشور جهان قرار دارد، با این وجود دارای بالاترین نرخ قتل و بزهکاری در میان کشورهای با جمعیت ٣٥میلیون نفر یا بیشتر است که قتل خود نوعی بزه محسوب میشود.»
Honduras هندورأس
«آزادی رسانه کشور هندورأس در جایگاه ١٣٧جهان قرار دارد، همچنین طبق آمار ارایهشده، جرم و بزهکاری در آن کشور بهعنوان یک مسأله جدی شناخته شده است. این کشور در مرکز آمریکا دارای بالاترین نرخ قتل در جهان است و با بیش از ٩٠قتل در هر ١٠٠هزارنفر در مقایسه با میانگین ٦,٢درصد با توجه به دفتر سازمان ملل متحد در مورد موادمخدر و جرایم قرار دارد.»
Venezuela ونزوئلا
«آزادی رسانههای ونزونلا در جایگاه ١٣٩ قرار دارد. این موضوع بیانگر تقابل رسانه و بزهکاری است، زیرا در یک نظرسنجی در سال ٢٠١٣ بهعنوان ناامنترین کشور در جهان شناخته شده است.»
Belize بلیز
«با وجود آنکه بلیز جزو کشورهای ناامن است اما اغلب در رتبهبندی میان بالاترین نرخ قتل در جهان، با توجه به دفتر سازمان ملل متحد موادمخدر و جرم قرار دارد، این درحالی است که در آزادی رسانه جایگاه ٣٧ را به خود اختصاص داده است، به همین جهت این موضوع کمی عجیب بهنظر میرسد زیرا تا بوده رسانهها و بزهکاری در تقابل مستقیم با یکدیگر قرار داشتند»
India هند
«هند در آزادی رسانه در جایگاه ١٣٣جهانی قرار دارد، شاید همین امر موجب شده است که یکی از ٥کشور جرمخیز جهان باشد.»
٥ کشور در جهان با کمترین میزان جرم و جنایت
Switzerland سوییس
«این کشور در آزادی رسانهها در جایگاه هفتم قرار دارد و جزو کشورهایی محسوب میشود که دارای پایینترین آمار بزهکاری است. شاید برای همین است که سوییس یکی از کشورهایی است که با پایینترین آمار جرم و جنایت شناخته شده است.»
Singapore سنگاپور
«سنگاپور جایگاه ١٥٩ را در مورد آزادی رسانهها درجهان به خود اختصاص داده، این درحالی است که از پایینترین آمار جرم و جنایت در آسیا برخوردار است. امنترین کشور در آسیا، سنگاپور است که دارای یکی از پایینترین نرخ قتل در جهان بوده (٠,٣ در هر ١٠٠هزار) و جرم و جنایت خشونتآمیز وجود نادر دارد. بهگزارش پلیس سنگاپور نیروی اظهار داشت که ١٧٥جنایت خشونتآمیز در نیمه نخست سال ٢٠١٥ وجود دارد، کاهش از ٣١٥ جنایت بیش از مدت مشابه در سال ٢٠١٤. آمار برای جرایم موادمخدر نیز پایین است، بهعنوان مثال سنگاپور برای موادمخدر بدنام سخت آن شناخته شده است در صورتی که با افزایش کلاهبرداریهای آنلاین و تقلب کارت اعتباری نیز روبهرو است.»
Iceland ایسلند
«ایسلند جایگاه ١٩ در آزادی رسانهها را به خود اختصاص داده است و جزو صلحآمیزترین کشورها در جهان توسط شاخص صلح جهانی نام برده شده است.»
Japan ژاپن
«ژاپن جایگاه ٧٢ را در آزادی رسانهها در میان کشورهای جهان دارد، اما با این وجود طبق آمار ارایهشده یکی از امنترین کشورها در آسیا است. در ژاپن دارای جمعیت ١٢٧میلیون، هنوز جرم و جنایت خیابانی عملا غیرموجود وجود دارد و استفاده از موادمخدر کم است. این موضوع تا حد زیادی به فرهنگ ژاپن نسبت داده، شده است. بهعنوان مثال استفاده از موادمخدر یا درحال حکم به زندان میشود از شخصیت بد است. جرایم سازمانیافته یک موضوع در ژاپن، با سندیکاهای جرایم سازمانیافته (شناختهشده بهعنوان یاکوزا) در اخاذی، باج خواهی، پورنوگرافی، آتشسوزی و نفوذ مقامات دولتی درگیر است.»
Luxembourg لوکزامبورگ
«لوکزامبورگ جایگاه ١٥ را در آزادی رسانهها در جهان به خود اختصاص داده است. اینکشور کوچک هزار مایل مربع و جمعیت تحت ٦٠٠هزار، لوکزامبورگ است قتل پایین و نرخ جرم و جنایت خشونتآمیز، فکر جرایم، مانند جیببری و کیف پول ربودن، شناخته شده ویکی از مناطق توریستی است. اتهام فساد پلیس نادر است. در همین حال، لوکزامبورگ دارای بالاترین تولید ناخالص داخلی سرانه در سال ٢٠١٤، با توجه به سازمان ملل است.»
منبع: روزنامه شهروند


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.