title
کد خبر: 9271
00
خانواده ام با به رخ کشیدن وضعیت اقتصادیمان، خواستگارانم را فراری می دهند!

باسلام.دختری ۲۷ساله ‌‌‌ام که مشکلی بزرگ دارم. خانواده ‌‌‌ام از وضعیت مالی بسیار مناسبی برخوردارند و همین موضوع سبب شده است تا با خواستگارانی که به خانه ‌‌‌یمان می ‌‌‌آیند، با غرور رفتار کنند و آنها را فراری دهند. پدر و ماردم در چند سال گذشته تقریباً به هیچ ‌‌‌ کدام از خواستگاران من جواب منفی نداده ‌اند و از آنها خواسته ‌‌‌اند که به خانه مان بیایند. اما همین که جلسه خواستگاری شروع می ‌‌شود، آنها با غرور از وضعیت مالیشان می ‌‌‌گویند و مدام از وضعیت اقتصادی خواستگارانم و خانواده ‌‌هایشان سؤال می کنند. چند ‌‌باری این نوع رفتار به خانواده خواستگارم به ‌‌‌شدت برخورده و آنها رنجیده خاطر از خانه ‌‌‌ما رفته اند. باوجود اعتراض های من آنها تنها براین نکته تأکید می ‌‌‌ کنند که یک جلسه خواستگاری خوب جلسه ای است که باید بدون مقدمه وضعیت مالی خانواده خواستگار را جویا شد وگرنه جلسه ‌‌ای بی ‌‌معنا است. شما بگویید که با آنها چگونه برخورد کنم؛ می ‌‌ترسم هرگونه واکنشی نشان دهم رفتارشان بدتر شود.

سلام و درود گرم ما را بپذیرید. درسال‌‌‌های اخیر، در حوزه ازدواج، شاهد تغییرات چندی هستیم که نمایان‌‌‌ترین آنها بالارفتن سن ازدواج دختران و پسران و افزایش نگران‌‌‌کننده شمار دخترانی است که پدیده تجرد ناخواسته را تجربه می‌‌‌کنند. اگرچه تحولات اجتماعی، عامل اساسی بروز این رویدادهاست اما ناآگاهی و بدفهمی در مورد ملاک‌‌‌های همسرگزینی و روش‌‌‌های سنجش آنها از سویی و دلبستگی به روش‌‌‌های ظاهری و دنیوی از سوی دیگر تشکیل خانواده را برای جوانان با دشواری و درگیری روبرو ساخته است. از نوشته شما برمی‌‌‌آید که پدرتان با پیش‌‌‌گرفتن دو روش نادرست باعث تاخیر در ازدواج دخترش شده است: ۱- بهادادن بیش از اندازه به موقعیت مالی خواستگاران ۲- برخورد ناپخته در دعوت و گفتگو با آنان. در امر ازدواج، وضعیت اقتصادی از دو نظر باید بررسی شود: اول میزان توانمندی مرد برای تشکیل و ادامه زندگی و دوم همسانی و ضعیت اقتصادی دوخانواده. توانمندی مرد شامل سه جنبه است: داشتن شغلی سالم، ثابت و با درآمد کافی، امکان تهیّه مسکنی مناسب (چه ملکی و چه اجاره‌‌‌ای) و داشتن مخارج برگزاری عروسی. مهم‌‌‌ترین این سه شغل سالم، ثابت و شایسته است. درجامعه ما به‌‌‌طور سنتّی پدر داماد، اگر توان مالی داشته‌‌‌باشد، هزینه‌‌‌هایی مراسم ازدواج و مسکن پسر و عروسش را، دست‌‌‌کم تا چند سال اول زندگی آنها، تأمین می‌‌‌کند. اما شغل، هویت اجتماعی پسر  و یکی از جلوه‌‌‌های آشکار و اساسی شخصیت او است. با این توضیح، حساسیت دختران و والدین آنها باید به توانمندی اقتصادی خود پسر و به ویژه وضعیت شغلی و کاریش بیشتر باشد تا موقعیت اقتصادی پدر و مادر او. راستی از میان دو پسر جوان: یکی دارای شغل و دیگری دارای مسکنی شخصی، اتومبیلی گران‌‌‌قیمت اما بیکار یا باسابقه پرداختن به شغل‌‌‌های پراکنده و کوتاه‌‌‌مدت، کدام یک بیشتر قابل اعتماد و اطمینان‌‌‌بخش هستند؟

به‌‌‌جز این جنبه اصلی، خوبست به هماهنگی سطح مالی در خانواده هم توجه شود. اما سهم توان اقتصادی درکنار دیگر ملاک‌‌‌ها چه قدر است؟ روشن است که سلامت شخصیتی، اعتقادی و خانوادگی بسی مهم‌‌‌تر از وضعیت و هماهنگی اقتصادی است. اشتباه پدر شما در همین اولویت قرار دادن پولداری به دینداری، سلامت اخلاقی و اصالت خانوادگی است. اشتباه دیگر، ناپختگی در شیوه  دعوت و گفتگو با خواستگاران است. ضروری است دختر  و والدین او ملاک‌‌‌هایشان را برای ازدواج مشخص کنند و چندتایی از آنها را که براحتی می‌‌‌توان ارزیابی کرد، مانند سن، سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده پیش از آمدن خواستگار به منزل دختر از او یا معرف‌‌‌هایش بپرسند و اگر این معیارها مطابق خواستشان نبود وعده حضور و دیدار را نگذارند. و به این ترتیب دریک فرایند چند مرحله‌‌‌ای به خواستگارانی برسند که در آخرین مراحل باید مسائل عمیق‌‌‌تر اعتقادی، شخصیتی و خانوادگی‌‌‌شان را ارزیابی کرد. آمد و رفت خواستگاران فراوان به خانه یک دختر اگر چه در آغاز به نظر می‌‌‌رسد نوعی تفاخر به دیگران است اما باعث پایین‌‌‌آمدن اعتماد به‌‌‌نفس دختر، سرخوردگی و شاید افسردگی او شود. امیدواریم پدر شما فرصتی برای شنیدن و خواندن این تذکرات بگذارند تا با تغییر رویه خود شانس ازدواج‌‌‌تان را بالا ببرد.

دکتر محمود گلزاری روان‌شناس و خانواده درمانگر - سپیده دانایی


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
1395/12/01 - 09:330 0
تویی که پول داری مگه مرض داری میخوای ازدواج کنی؟
برو پی زندگیت کوچولو. یه پسر مادر مرده رو بدبخت نکن