وقتی یک ازدواج ناموفق دارید، ممکن است خیلی چیزها به خودتان بگویید، و از آنها به عنوان بهانههایی برای ماندن استفاده کنید، چون میترسید. از جمله حرف و حدیثهایی مثل”من برای اینکه این ازدواج سر بگیره کلی وقت گذاشتم” یا “من بارها برای این رابطه از چیزای زیادی مایه گذاشتم و از خیلی چیزام گذشتم. به همین سادگی ولش نمیکنم.”
به گزارش «بهداشت نیوز» وقتی رابطهای، دیگر همان رابطهی سالم و عاشقانه نیست، نگاه به ازدواج به عنوان سرمایهی زمانی، ثمری جز طولانیتر کردن رنج شما ندارد. اگر گرفتار چنین موقعیتی هستید، پنج درس مهم وجود دارد که برای بهدست آوردن فرصت پیشرفت باید آنها را بیاموزید.
. از این طرزفکر که سالهای ازدواجتان را نوعی سرمایه به حساب بیاورید دست بردارید. اصلا اینطور نیست
زمانی که برای ازدواج تان صرف کردهاید یک پرداختِ غیرقابل استرداد نیست، پس با آن اینگونه برخورد نکنید. کسانی که ماندنشان در ازدواج ناموفق را توجیه میکنند، معمولا آن را از زاویهی گذر زمان میبینند، نه از زاویهی سالم و موفق بودن. در یک ازدواج سالم و موفق، زمانی که درکنار هم میگذرد– بهخاطر داشتن خاطرات خوب، لذت تشکیل خانواده، و زندگی راحتتر- زمانی مفید است. ولی وقتی ازدواجی از هم میپاشد، دیگر نمیتوانید با یادآوری سالهای سپری شده ماندنتان را توجیه کنید، بهویژه زمانیکه رابطه گسسته شده است و هیچیک از طرفین دیگر ارزشی برای آن قائل نیست.
۲. قبول کنید که شایستهی موقعیتهای بهتری هستید. با زندگی و خوشبختی خود مثل یک شیء بیروح برخورد نکنید.
این جملهی غلط را که وقتِ صرف شده = بازگشت قطعی، از ذهن تان پاک کنید، مگر اینکه در حال آموختن پیانو باشید، ورزشکاری باشید که برای حفظ آمادگیجسمانی باید ۸ ساعت در روز تمرین کند، یا کسی که میخواهد کلیسای سیستین را با دست رنگ بزند. لیاقت شما بیش از آن است که خودتان، رابطهتان، و زندگیتان را به چشم کالاهایی ببینید که باید بر سرشان چانه بزنید. وقتی ازدواج تان را صرفا یک سرمایهی زمانی به حساب بیاورید، و از آن زمان برای توجیه ماندن در رابطهای استفاده کنید که دیگر سالم نیست، فقط خودتان را خوار و خفیف کردهاید.
۳. سالهای ازدواجتان چیزهای زیادی به شما آموختهاند، اما این شما را بدهکار نمیکند.
معنی این درس این نیست که باید خشن باشید. بیشترِ ما از ازدواجمان خاطرات بینظیری داریم، و مهم این است که آن زمانهای خوبی را که داشتهایم از یاد نبریم. آن لحظات به ما شادی بخشیدند و کمک کردند پیشرفت کنیم. اما در مورد انتخاب خاطرههایتان محتاط باشید. شما باید بدانید که سالهای بین این خاطرات – همان سالهای نهچندان خوب- تضمین و بهانهای برای ماندن در ازدواج ناموفق که دیگر جواب نمیدهد، نیستند. شاید ۵، ۱۰، یا ۲۰ سال از ازدواجتان میگذرد و شما در این مدت فداکاریهای زیادی کردهاید. شاید فکر میکنید به خاطر آن سالهای ناموفق چیزی بدهکار هستید. اما با آن فداکاریها و سالهای ناموفق به دید ابزاری برای چانهزنی نگاه کردن، و با این تفکر که حق شادمانی را به شما بازمی گردانند، راه به جایی نخواهید برد.
باید به سالهای ازدواجتان به چشم تجربه نگاه کنید؛ شما به خاطر همان مدت زندگی مشترک، درمورد رابطهها، خانواده، و این که چهگونه آدمی هستید چیزهایی آموختید. قدر آن درسها را بدانید، اما سعی نکنید از آنها به عنوان ابزار چانهزنی برای ماندن در ازدواجی که دیگر دوامی ندارد استفاده کنید. انجام چنین کاری مانع پیشرفتتان خواهد شد.
۴. شاید چون ترسیدهاید از عنصر زمان برای ماندن در یک ازدواج ناموفق استفاده میکنید. و این طبیعی است.
زمانی که صرف یک رابطه کردهاید، حتی اگر شما یا همسرتان دیگر احساس خوشبختی نکنید، لااقل زمانی بوده است که در آن احساس راحتی کردهاید و زندگیتان، تاحدود زیادی، قابل پیشبینی بوده است. پایان آن رابطه یعنی پایان دیدگاهی- توهم عادی بودن که به شما اطمینان میداد مثل بقیهی مردم هستید – که نسبت به زندگی برای خودتان ساخته بودید. شاید – به هر دلیلی – میترسید از اول شروع کنید، میترسید به آغاز بازشد چون فکر میکنید سن و سالی از شما گذشته است، شرایط مالیتان بسیار متزلزل است، یا با این کار به لحاظ عاطفی بههم میریزید.
بیشتر از اینها به خودتان بها بدهید – بدانید که شما باهوشتر، سازگارتر، و بسیار بسیار قویتر از آن چیزی هستید که فکر میکنید.
این که از شروع دوباره میترسید، طبیعی است. ترس همان چیزی است که نشان میدهد شما انسان هستید، ولی چیزی که شخصیت شما را بهدرستی نشان میدهد، شجاعت شما است مبنی بر این که فرصت دیگری برای خوشبختی به خودتان بدهید. بر تزلزلتان و بر این بهانه که “من زمان زیادی صرف این رابطه کردهام” غلبه کنید و از آن ترس کذایی و چانهزنی بگذرید تا فرصت دوبارهای در زندگی پیدا کنید.
۵. زمانی که گذاشتهاید برابر با خوشبختی نیست. اما شما میتوانید خوشبختی را در درون خودتان پیدا کنید.
هرچند ناراحتکننده است، اما ازدواجها گاهی راه خودشان را میروند، بیتوجه به سالها تلاش و فداکاری شما. پیشرفت خوب است، خوب است که از اول شروع کنید، خوب است که خوشبختی را درون خودتان بیابید.
اما به جایی میرسید که زمان صرف شده برایتان مسئولیت میشود. همین که برای خودتان زندگی جدیدی را شروع میکنید، با انتخاب زمان روبهرو میشوید. شاید تصمیم بگیرید زندگی را در لحظههای پایانی زندگی مشترکتان با عصبانیت، تلخی، یا اندوه بگذرانید، یا تصمیم بگیرد وقت را صرف خودتان و خوشبختیتان کنید. قرار نیست چون میخواهید متارکه کنید یا طلاق بگیرید، در رنج و فلاکت زندگی کنید. میتوانید برای رسیدن به سرفرازی و فرصت پیشرفت مصمم باشید و به شخصی قویتر، مهربانتر، و خوشبختتر تبدیل شوید. و مطمئن باشید توانی که برای رسیدن به این خوشبختی میگذارید به بهترین شکل ممکن صرف شده است.
منبع: بازده


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.