title
کد خبر: 8193
00
عصبانیت بچه ها را چطور باید کنترل کرد

کنترل خشم، حتی برای بزرگ‌ترها هم دشوار و چالش برانگیز است، اما بسیاری از ما طی سال‌هایی که در گذر عمر خود سپری کرده‌ایم، روش‌هایی برای کنترل عصبانیت یاد گرفته‌ایم و کم‌وبیش در موقعیت‌های مختلف می‌دانیم باید چه کار کنیم.

به گزارش «بهداشت نیوز» کنترل خشم، حتی برای بزرگ‌ترها هم دشوار و چالش برانگیز است، اما بسیاری از ما طی سال‌هایی که در گذر عمر خود سپری کرده‌ایم، روش‌هایی برای کنترل عصبانیت یاد گرفته‌ایم و کم‌وبیش در موقعیت‌های مختلف می‌دانیم باید چه کار کنیم. براستی اگر نتوانیم از پس خشم بربیاییم، تحمل هرروز زندگی برایمان دشوارتر از دیروز خواهدبود و به همین دلیل، هر فرد عادی که می‌خواهد در این دنیا زندگی کند باید روش‌هایی برای تحلیل برآشفتگی‌های روحی خود آموخته باشد.اما تکلیف کودکان و نوجوانان چیست؟ آیا آنها هم به این حد بلوغ فکری رسیده‌اند که از قدرت تخریب خشم مطلع شده باشند و راهکاری برای آن پیداکرده باشند؟ شاید پیش خود فکر می‌کنید که آنها چندان در کوران زندگی نیستند و دلیل خاصی برای عصبانی شدن‌شان وجود ندارد. در حالی که این طرز فکر درست نیست و آنها، بخصوص در سنین بحرانی نوجوانی بشدت درگیر مسائلی هستند که به نظرشان ناعادلانه‌اند.برای کمک به فرزند خشمگین‌تان، راهکارهایی به شما پیشنهاد می‌کنیم تا با به کاربستن‌شان، به او کمکی موثر کرده باشید:

عوامل تحریک‌کننده را به حداقل برسانید: اگر عواملی را می‌شناسید که قطعا فرزند شما را عصبانی می‌کنند، آنها را به حداقل برسانید. دوستی زورگو، ندیدن سریال مورد علاقه و مانند اینها. درباره مواردی که احساس می‌کنید حق با اوست، به یاری‌اش بشتابید. درست است که فرزندتان در آینده با تمام این مشکلات روبه‌رو خواهدشد، اما وضع روحی‌اش در بزرگسالی با سنین بحرانی کنونی‌اش تفاوت خواهد داشت. عوامل تنش‌زا را به حداقل برسانید و به خود او هم یاد دهید که درموارد غیرضروری از شر بپرهیزد.

شرایط را به خوبی مدیریت کنید: هنگامی که فرزندتان عصبانی است، به دنبال انجام کاری باشید که او را آرام می‌کند. چند دقیقه تماشای برنامه‌ای شاد، تماس با دوستی خوب، پیاده‌روی کوتاه، رفتن به پارک نزدیک خانه و امثال اینها نمونه‌هایی هستند که می‌توانند به آرامش فرزند شما کمک کنند.

مواظب سوءتفاهم‌ها باشید: عوامل زیادی برای ایجاد هر سوءتفاهم وجود دارند، اما به طور کلی دنیای کودکی و نوجوانی سرشار از سوءتفاهم‌ها و برداشت‌های اشتباه است. کافی است شما برای پسر کوچک‌تان سیب پوست بکنید تا صدای پسر بزرگ‌تان از بی‌علاقگی‌تان نسبت به او درآید. یا دخترکوچولوی تازه به دنیا آمده را بیشتر بغل کنید و تماشاگر گریه‌های بی‌امان خواهرش باشید. مواظب سوءتفاهم‌ها باشید و به فرزندتان هم بگویید به جای برخورد بد، ابتدا حرفش را با لحنی درست ابرازکند تا طرفین راضی باشند.

به او کمک کنید تصویری مثبت از خود داشته باشد

دختری هربار که با برادرش بسکتبال بازی می‌کرد، می‌باخت و از این بابت بشدت خشمگین می‌شد. روزی مادرش به او گفت: علت این عصبانی شدنت چیست؟ ابتدا دختر پاسخ درستی نمی‌داد، اما پس از چند سوال وجواب پاسخ داد: برای اینکه همیشه بازنده ام. من فردی بدبخت و ناتوانم. تا حالا حتی یک بار هم نشده از برادرم ببرم. در این جا وقت آن رسیده بود که مادر به کمک دخترش بشتابد. او گفت: اینکه برادرت بسکتبال را از تو می‌برد به دلیل ناتوانی تو نیست. تو تلاشت را می‌کنی و مرتب هم داری تمرینات مختلف بسکتبال را انجام می‌دهی. اما برادرت دو سال از تو بزرگ‌تر است و قدی بلندتر از تو دارد. طبیعی است که او همیشه برنده شود. تصویر ذهنی بد جزو عواملی است که باعث ایجاد خشم می‌شود. پس به فرزندتان کمک کنید نظر مثبتی راجع به خود داشته و به او بفهمانید شکست و باخت، هرگز مانع رسیدنش به موفقیت‌های بعدی نیست.

 قانون‌های تربیتی برای راستگویی فرزندان

بچه‌ها همیشه دروغ را از همسن و سالانشان یا حتی از شما یاد نمی‌گیرند.وقتی فرزندتان را از چیزی می‌ترسانید و تهدید می‌کنید، وقتی او را از کنجکاوی‌اش دور نگه می‌دارید، یا وقتی کار اشتباه او را به بدترین شکل پاسخ می‌دهید، به طور غیرمستقیم این پیام را به او می‌دهید که برای تنبیه نشدن، واقعیت را از من پنهان کن.اگر می‌خواهید فرزند صادق و راستگویی داشته باشید این توصیه‌ها را عملی کنید:

قبل از هر چیز در شیوه‌های تربیتی‌تان تغییر ایجاد کنید. وقتی فرزندتان کار اشتباهی انجام می‌دهد، او را تنبیه کنید اما بگوئید به خاطر راستگویی‌اش، در مجازات او تخفیف قائل می‌شوید. به او یاد دهید که راستگویی در هر حال، بهتر از دروغگویی است، حتی اگر عواقبی درپی داشته باشد.

رابطه‌ای دوستانه با فرزندتان داشته باشید و فضا را طوری پیش ببرید که او بتواند به راحتی درباره اشتباهاتش،خواسته‌ها یا افکارش با شما صحبت کند. از فرزندتان بازجویی نکنید و وقتی می‌خواهید با صداقت چیزی را با شما درمیان بگذارد، دوستانه درباره موضوع با او صحبت کنید. در این صورت، احتمال اینکه به دروغ و پنهان کاری متوسل شود کمتر است.

مسئولیت‌پذیری را به او یاد دهید. به او بگویید هر کدام از ما اشتباهاتی داریم اما به هر حال باید مسئولیت کاری را که کرده‌ایم بپذیریم و اگر لازم است، به خاطرش عذرخواهی کرده یا تنبیه شویم.

از سنین خیلی پایین با فرزندتان درباره ارزش صداقت صحبت کنید. به خاطر راستگویی‌هایش به او جایزه بدهید و بگویید چه عواقبی در انتظار افراد دروغگو است.

برای فرزندتان الگوی صداقت باشید. اگرخودتان صادق نباشید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که فرزندتان هم صداقت را یاد بگیرد. صداقت را باید در جزئی‌ترین مسائل زندگی هم رعایت کنید و حتی دروغ مصلحتی نگویید. فرزندتان باید یاد بگیرد که دروغگویی هیچ توجیهی ندارد و راستگویی ارزشی مطلق است که در همه حال باید رعایت شود.

گاهی دروغگویی کودک در قالب مبالغه و بزرگنمایی یک واقعیت است تا به این شیوه محبوبیت بیشتری پیدا کند. در این موارد، به هیچ عنوان به خیال‌پردازی‌های فرزندتان پر و بال ندهید و به او بگویید او را همین گونه که هست بیشتر دوست دارید تا اینکه بخواهد با دروغگویی تصویر بهتری از خودش نشان دهد.

منبع: روزنامه آرمان


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.