بازتابی که گزارش گورخوابها داشت، بسیار گسترده بود و افراد زیادی درباره آن واکنش نشان دادند و اظهارنظر کردند ولی گزارش پیمانکار تصادفات ساختگی چنین نشد؛ هرچند این گزارش نیز بازتاب داشت ولی هیچگاه در اندازه گزارش گورخوابها انعکاس نداشت.
به گزارش «بهداشت نیوز» «اگر خوب نگاه کنیم، گزارش اخیر تأسفآورتر و حتی ناراحتکنندهتر از گزارش گورخوابها بود. پس چرا چنان واکنش مشابهی را برنیانگیخت؟ پاسخ به این پرسش زوایای گوناگونی از نحوه مواجهه ما با مسائل و مشکلات جامعه را روشن خواهد کرد.
یک علت فنی و رسانهای احتمالا مربوط به تقدم و تأخر این دو گزارش است. گزارش گورخوابها چون اول منتشر شد، بازتاب وسیعی داشت و همان گزارش ضرب بازتابهای بعدی را گرفت و حساسیتها را کاهش داد ولی علل مهمتری در ماجرا وجود دارد. مهمترین آنها اثرگذاری تصویر است.
در گزارش پیمانکار تصادفات ساختگی هیچ تصویری نبود. یک تصویر بیمعنا و آرشیوی بود که فاقد هرگونه جذابیتی مینمود. در حالی که تصویر گزارش گورخوابها، بسیار اثرگذار و درواقع رکن اصلی گزارش بود و چه بسا افراد زیادی اصل گزارش را هم نخوانده و به دیدن همان تصویر و تیتر و سوتیتر بسنده کرده باشند.
تفاوت دیگر وجود نوعی مظلومیت و سرگشتگی آشکار و قابل دیدن در گزارش گورخوابها بود. چیزی که در گزارش دیگر دیده نمیشد زیرا این مسأله از خلال تصویر یا تیتر یا سوتیتر عرضه نشده بود و بالاخره، تضاد شدیدی که میان دو کلمه «زندگی» در «گور» است، اثرگذاری آن را بیشتر و بیشتر کرد. درحالی که نگاه منصفانه به دو گزارش نشاندهنده تکاندهندهتربودن گزارش دوم است ولی چه میتوان گفت که تأثیرگیرندگان از این گزارشها تا حد زیادی احساساتی شدند و انرژی خود را در واکنش به گزارش اول تخلیه کردند. طبیعی است که واکنش ما به عنوان کسانی که در برابر همنوع خود مسئولیت داریم، فقط در حد تخلیه انرژی و احساسات نباید باقی بماند.
فارغ از این تفاوت میان دو گزارش، علت شکلگیری رویداد تأسفآوری مثل تصادفات ساختگی چیست؟ تاکنون شنیده بودیم که تصادفات ساختگی بدون صدمه بدنی انجام میشود و با همدستی برخی نیروهای درگیر ماجرا به صورت متقلبانه از بیمه پول میگیرند ولی شنیدن این که عدهای حاضر شوند با انواع ترفندها و تحمل رنج و مرارت و خطر فراوان به خود صدمه بزنند تا خسارت بگیرند و حتی عدهای نیز نقش پیمانکار ماجرا را ایفا کنند و قضات دادگاهها به دلیل شیوع ماجرا به همه تصادفات مشابه مشکوک شوند، خیلی عجیب است. در ادامه سعی میشود که چند علت مهم ماجرا توضیح داده شود.
شاید بتوان مهمترین علت را توسعه ناهمگون و تضادهای شدید طبقاتی و بیکاری در ذیل یک مفهوم کلی علت اصلی این ناهنجاریها نامید. جامعهای که از یک سو بیکاری گسترده درش وجود دارد، ضمن آن که هیچ خدمات بیمهای این بیکاران را پوشش نمیدهد و از سوی دیگر، چترهای حفاظتی موجود در یک جامعه سنتی چون خانواده و اقوام و خویشاوندان نیز برداشته شده است، در نتیجه افراد در خانواده هستهای بدون هرگونه پشت و پناهی در جامعهای بیرحم رها و یله میشوند. در کنار این شرایط ناهنجار، انواع شیوههای مدرن در جامعه ما خودنمایی میکند. از جمله الزامی بودن بیمه شخص ثالث در جامعهای که انسان سالم آن در برابر بیکاری بیمه نیست، نوعی تضاد را بازتاب میدهد. بیمه شخص ثالث یک ضرورت و الزام قانونی برای حملونقل خودرو در جامعه مدرن است ولی بیمه در این جامعه مدرن محدود به خودرو نمیشود. انسان به مراتب جایگاه بالاتری دارد و بیمه او الزامیتر است ولی ناهمگونی توسعه در ایران را میتوانیم در الزامی بودن بیمه خودرو و در عین حال بیمه نبودن انسان مشاهده کنیم. این وضعیت امکانات گوناگونی را برای سوءاستفاده افراد فراهم میکند.
دلیل دیگر تنزل جایگاه انسان است. وقتی که یک انسان، یا یک پدر خانواده در دریای متلاطم جامعه بیپناه باشد، احساس بیارزشی میکند و در نتیجه ارزشمندی جسم و سلامتی برای خودش نیز مورد سوال واقع میشود و تن به چنین کار وحشتناکی میدهد.
نارسایی دیگر جامعه ما دولتی بودن امور و ضعف نهادهای نظارتی است. یک قاعده کلی نزد مردم و نهادهای حکم کننده وجود دارد که کنده شدن پول از بیمهای که دولتی باشد، عمل غیر اخلاقی محسوب نمیشود و چون بیمه دولتی است، نظارت و دفاع موثری نیز از منافع بیمه صورت نمیگیرد. در نتیجه این نوع صحنهسازیها که از طریق کارشناسان بیمهای به راحتی قابل شناسایی هستند و مجرمان آن باید مجازات شوند، از تور قانون فرار میکنند و نتیجه همین میشود که میبینیم. اگر بخش کوچکی از این پولهای تلفشده و هزینههای سلامت و خسارات تصادفات ساختگی و... صرف بهبود رفاه مردم شود، دیگر نیازی به این اتلافهای غیر انسانی و حتی وحشیانه نیست. ولی چه میتوان گفت که توسعه ناموزون و ناهمگون در کنار دولت بزرگ و فاقد توان نظارتی موجب میشود که انسانهای بیپناه خود را کمارزش بدانند و تن به هر کاری دهند تا گلیم خود را از آب بکشند.»
منبع: روزنامه شهروند


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.