چون، قضاوت کسی که شما درخواستش را رد میکنید برایتان اهمیت دارد، گفتن "نه" برای شما، سخت است. بهتر است بدانید که اگر شما جملات را مودبانه و غیر تهاجمی بیان کنید، هیچ دلیلی ندارد که طرف مقابل از شما برداشت بدی کند. آرام و خونسرد باشید و به درستیِ کارتان اطمینان داشته باشید.
به گزارش بهداشت نیوز: چون، قضاوت کسی که شما درخواستش را رد میکنید برایتان اهمیت دارد، گفتن "نه" برای شما، سخت است. بهتر است بدانید که اگر شما جملات را مودبانه و غیر تهاجمی بیان کنید، هیچ دلیلی ندارد که طرف مقابل از شما برداشت بدی کند. آرام و خونسرد باشید و به درستیِ کارتان اطمینان داشته باشید.
۱- آرامش خود را حفظ کنید
چون، قضاوت کسی که شما درخواستش را رد میکنید برایتان اهمیت دارد، گفتن "نه" برای شما، سخت است. بهتر است بدانید که اگر شما جملات را مودبانه و غیر تهاجمی بیان کنید، هیچ دلیلی ندارد که طرف مقابل از شما برداشت بدی کند. آرام و خونسرد باشید و به درستی کارتان اطمینان داشته باشید. همچنین شما میتوانید یکسری اقدامات احتیاطی به صورت کلامی انجام دهید تا به صورت خوشایندی شرایط را بیان کنید. مثلا بگویید: "من شما را درک میکنم ولی برایم مشکل است که این خدمات را به شما بدهم" یا "گفتن این موضوع به شما راحت نیست ولی..." یا " من میدانم از این پاسخی که به شما خواهم داد متعجب خواهید شد، ولی..." به این ترتیب پیام شما بهتر منتقل خواهد شد و در عین حال شما کمتر احساس گناه خواهید کرد.
۲- چگونه موقعیت خود را حفظ کنید
درمانهای رفتاری دو روش برای جلوگیری از رها کردن موقعیت به شما معرفی میکنند. روش اول "دیسک خشدار" نام دارد. یعنی شما جملهای که میخواهید به طرف مقابل بگویید به صورت، آرام، قاطعانه و صریح تا زمانی که طرف مقابل متوجه شود، دایم تکرار کنید. روش دوم "دیوار مه" نام دارد، پدیده "دیوار مه" حالتی جوی است که در آن، یک منطقه از زمین، مه، بهطور ناگهانی کاملا منجمد میشود و دیواری یخزده و غیر قابل نفوذ، تشکیل میشود. در روش "دیوار مه" شما شرایطی ایجاد میکنید که طرف مقابل دیگر به هیچ طریقی نمیتواند بحث را ادامه دهد و در شما نفوذ کند. مثلا، اگر طرف مقابل به شما گفت: "تو آدم ناخوشایندی هستی که درخواست من را رد میکنی." بگویید: "بله حق با شماست، من گاهی ناخوشایند میشوم، چارهای نیست."
۳- عواقب واقعی عملکرد خود را ارزیابی کنید
ترس از آنکه کمتر از شما قدردانی شود، مورد قضاوت قرار بگیرید و یا احساس مقصر بودن کنید مواردی هستند که شما را از "نه" گفتن باز میدارند. برای اینکه از تصمیمتان شانه خالی نکنید، لازم است از کمی قبلتر موضوع را ارزیابی کنید. از طرفی خطرات واقعی ناشی از عدم پذیرش درخواست و از طرف دیگر آنچه که به این ترتیب به دست میآورید را ارزیابی نمایید. بهطور خلاصه، یعنی نکات مثبت و منفی را سبک، سنگین کنید. اغلب متوجه میشوید که نتایج، آنقدرها هم وحشتناک نیستند. ترفند دوم آن است که کمی زودتر از موعد، سعی کنید چگونگی عکسالعمل خود را در مقابل درخواست کنند، آنچه خواهید گفت و جوابهای احتمالی طرف مقابل و اینکه چگونه میخواهید با او بحث کنید را مجسم کنید. بهطور خلاصه، نیزه خود را قبل از پرتاب خوب تیز کنید.
۴- پس از هربار موفقیت به خودتان تبریک بگویید
برادرتان برای چهارمین بار در این هفته به شما مراجعه کرده و درخواست کرده نحوه عملکرد یک دستگاه را برایش شرح دهید و این بار موفق شدید بگویید "نه". موفق شدید از جلوی اتاق نگهبانی رد شوید بدون آنکه مجبور شوید دو ساعت داستان اتفاقات رخ داده برای همسایهها که هیچ اهمیتی برایتان ندارد را گوش کنید. آفرین، قدم بزرگی برداشتید و میتوانید بابت این پیشرفت بزرگ به خودتان تبریک بگویید. خیلی مهم است که در مورد کاری که موفق به انجام آن شدهاید آگاه باشید. به خودتان بگوید از خودم راضی و خشنودم. حتی اگر حس شما این است که این یک "نه گفتن" کوچک بوده یا به نظرتان آنقدرها هم مهم نبوده است. این خوشحالی حق شماست و یک نقطه عطف در به دست آوردن عزت نفس است.
۵- چرا در "نه" گفتن مشکل دارید؟
دلایل مختلفی دارد. حدود دو سالگی دورهای است که توانایی مخالفت کردن در انسان شکل میگیرد و کودک میخواهد به عنوان فردی مستقل پذیرفته شود. در این دوران با درخواستهای والدین مخالف میکند و سعی میکند که درخواستهای آنها را اطاعت نکند. این رفتار گاهی اوقات والدین را به سمت نوعی رفتار تهدیدآمیز هدایت میکند. مثلا به کودگ گفته میشود: "اگر از خواسته ما اطاعت نکنی، دیگر تو را دوست نخواهیم داشت." بنابراین، ترس از ازدست دادن عشق و محبت پدر و مادر، کودک را نگران میکند. با گذشت زمان این حس که با "نه" گفتن، دیگر دوستداشتنی نخواهیم بود، با فرد باقی میماند. پس از آن، مدرسه و جامعه هم فرد را به سمت قبول کردن همه چیز و اجتناب از انتقاد کردن سوق میدهند. دلیل دیگری که افراد معمولا "نه" نمیگویند آن است که زندگی راحتتری داشته باشند، باز هم به خاطر ترس از دست دادن چیزهایی. حتی این ترس برای بعضی افراد کاملا ناآگاهانه است، به این صورت که با اینکه قدرت زیادی دارند، هیچگاه "نه" نمیگویند چون میخواهند همیشه همه چیز را با هم داشته باشند و هیچ چیز را از دست ندهند.


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.