title
کد خبر: 5022
00
من از ایدز نمی ترسم!

خیلی‌ها از شنیدن اسمش می‌ترسند چه برسد به اینکه روزی بفهمند به آن مبتلا شده‌اند.

به گزارش «بهداشت نیوز»ویروسی به نام «اچ. آی. وی» (‌HIV) سال‌های زیادی است که حسابی در دنیا جولان می‌دهد، بی‌خبر از اینکه روزی می‌رسد که دانشمندان آن را از پای‌درمی‌آورند و دیگر نمی‌تواند کسی را به بیماری ایدز مبتلا کند. اما تا آن روز برسد، راه پرپیچ وخمی در پیش‌رو است. یکی آزمایش‌اش مثبت می‌شود و آن را مخفی می‌کند، دیگری از ترس مثبت شدن پایش را در آزمایشگاه نمی‌گذارد، آن یکی می‌گوید مبتلاست ولی طرد می‌شود و هزارو یک داستان واقعی دیگر به‌دلیل آن ویروس، شکل می‌گیرد. حال در این میان پزشکی مثل «دکتر وحید جهانمیری‌نژاد»، بخش بزرگی از زندگی خودش را وقف این مسئله می‌کند. عوض کردن پانسمان، خون‌گیری از بیماران اچ.آی. وی مثبت یا مبتلا به ایدز، انگ‌زدایی، فرهنگسازی و... همگی تصویری از فعالیت‌های داوطلبانه و مؤثر او است. دکتر جهانمیری‌نژاد هم‌اکنون از سوی وزارت بهداشت، مشاور فرهنگی‌هنری است و وظیفه اطلاع‌رسانی در فضای مجازی را نیز بر عهده دارد.

هر چه می‌گذرد و فناوری پیشرفته‌تر می‌شود، آدم‌ها نیز به محیط اطراف‌شان توجه کمتری نشان می‌دهند و بیشتر افراد، فقط به فکر خودشان هستند. اما با این حال، هنوز هم افرادی هستند که تحت‌تأثیر خودخواهی‌هایشان قرار‌نمی‌گیرند و برای خدمت به دیگران از هیچ کاری دریغ نمی‌کنند. دکتر وحید جهانمیری‌‌نژاد هم جزو همین گروه است و نمی‌تواند بی‌تفاوت از کنار خیلی از مسائل بگذرد. او درباره اینکه چطور فعالیت‌های داوطلبانه خود را در زمینه اچ.آی. وی و ایدز آغاز کرد، می‌گوید:«علاقه زیادی به فعالیت‌های اجتماعی داشتم و زمان دانشجویی‌ام (اواسط دهه 70) با اوج گرفتن فعالیت‌های مطبوعاتی و اجتماعی، مصادف شد و من نیز فعالیت‌های اجتماعی خود را از همان زمان، آغاز کردم. آن موقع‌ها وارد مرحله بالینی پزشکی شده بودم و باید دوره بالینی را در بخش‌های مختلف بیمارستان می‌گذراندم. خوب یادم است که در آن دوران، نسبت به بیماران ایدز و مبتلایان به اچ.آی‌.وی مثبت که در بیمارستان بستری می‌شدند، انگ و تبعیض شدیدی وجود داشت تا جایی که هیچ‌کسی حاضر نمی‌شد به این بیماران خدمات بدهد. به همین دلیل تصمیم گرفتم فعالیت‌های داوطلبانه خود را با هدف مبارزه با انگ و تبعیض آغاز کنم.

نتیجه اینکه در آن زمان، از معدود کسانی بودم که در یکی از بیمارستان‌های شیراز، به‌صورت داوطلبانه از این بیماران خون می‌گرفتم. بسیاری از مبتلایان بستری، در آن مقطع زمانی به‌دلیل اعتیاد تزریقی و استفاده از سرنگ مشترک به اچ.‌آی.وی و ایدز مبتلا شده بودند و به همین دلیل زخم‌های بسیار بدی روی بدن برخی از آنها وجود داشت و هیچ‌کسی هم حاضر به پانسمان آن‌ زخم‌ها نمی‌شد. یکی از بیماران روی کشاله ران خود، یک زخم عمیق داشت که کسی آن را پانسمان نمی‌کرد و با وجود اینکه در بخش من بستری نبود، تصمیم گرفتم زخم او را به‌صورت روزانه، پانسمان کنم. تمام چیزهایی که در دوران دانشجویی و بیمارستان دیدم باعث شد متوجه شوم که چقدر این افراد، دچار عوارض روحی و روانی شدید می‌شوند و آسیب‌های اجتماعی در این زمینه چقدر زیاد است، به همین دلیل موضوع پایان‌نامه‌ام را نیز در رابطه با میزان آگاهی و نحوه نگرش مردم نسبت به اچ.آی.وی و ایدز انتخاب کردم. برای این منظور هزار نفر را به‌عنوان جامعه آماری انتخاب کردم و یک نظرسنجی با نتایجی جالب به‌دست آمد. 95درصد افراد این جامعه آماری بر این باور بودند که نسبت به مبتلایان اچ.آی.وی و ایدز باید همدلی وجود داشته باشد و از آن طرف 65درصد همان جامعه آماری معتقد بودند که این دسته از افراد باید از کار اخراج شوند، که این تناقضی بسیار بزرگ محسوب می‌شد و متوجه شدم که از نظر آگاهی و فرهنگی چقدر عقب‌هستیم. کار روی پایان‌نامه، حدود یک‌سال طول کشید. همه اینها باعث شد که تصمیم بگیرم با جدیت بیشتری در زمینه فرهنگی و آگاه‌سازی فعالیت کنم».

    وقتی هنر حرف می‌زند!

خیلی از افراد دوست ندارند مشکل‌شان به‌صورت کاملا مستقیم به آنها گفته شود و در بسیاری از مواقع، درصورت گفتن موضوعی به شکل مستقیم، دچار این سوء‌تفاهم می‌شوند که طرف مقابل هدفش سرزنش‌کردن است اما زمانی که یک موضوع خاص با کمک هنر مطرح شود، علاوه بر اینکه مردم آن را می‌پذیرند، تأثیر زیادی نیز می‌گذارد. دکتر جهانمیری‌نژاد نیز به همین دلیل برای آموزش و فرهنگسازی در زمینه اچ.آی.وی و ایدز از هنر کمک گرفته است و می‌گوید:«از زمان کودکی، علاقه زیادی به کارهای فرهنگی و هنری به‌ویژه تئاتر و ادبیات داشتم به همین دلیل تصمیم گرفتم برای افزایش آگاهی مردم، از هنر، به‌ویژه تئاتر و فیلم کمک بگیرم و فعالیت‌های زیادی در این زمینه انجام بدهم. بعد از اتمام پایان‌نامه و درسم از حدود سال 1383، به کمک دوستم «فریدون سلیمانی» و با حمایت‌های معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، شروع به تولید یکسری فیلم‌های آموزشی (تیزر) کردیم.

این کارها به‌صورت‌های مختلف ادامه داشت تا اینکه در سال 1385یک جشنواره منطقه‌ای با عنوان نخستین جشنواره منطقه‌ای فیلم و عکس با موضوع آسیب‌های اجتماعی و اعتیاد برگزار کردیم. که «مرحوم کیارستمی» هم لطف کردند و در این جشنواره حضور داشتند و این موضوع برایشان آنقدر مهم بود که به پخش فیلم‌شان اکتفا نکرده بودند. علاوه بر این از سال 1385فعالیت در زمینه تئاتر را با دوستانم آغاز کردم و 20تئاتر عروسکی با عنوان «دادگاه رسمی است» رادر فضای باز و روی صحنه، برای دانش‌آموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان اجرا کردیم. پس از آن نیز نمایش «مه‌نوردی» را نوشتم و با دوستم «مسعود حیدری»، به‌صورت مشترک، کارگردانی کردیم که علاوه بر اجرای عمومی، در نخستین جشنواره کشوری تئاتر روبان قرمز در کرمان نیز جزو نمایش‌های برتر شد. آن موقع‌ها همیشه دغدغه‌ام این بود که مخاطب بیشتری داشته باشیم به همین دلیل با همکاری دانشگاه علوم پزشکی شیراز، یک تئاتر سیار را ایجاد کردیم که در مناطق مختلف کشوربتوانیم فرهنگسازی و آموزش داشته باشیم. برای این منظور پرده‌خوانی را انتخاب کردیم و من به‌عنوان نویسنده این تئاتر بودم و با کمک گرفتن از یک داستان‌ شاهنامه، نمایشنامه نوشتم. همچنین دوستم «سلمان فرخنده» (بازیگر) مسئولیت آموزش بازیگران را بر عهده داشت. برگزاری هزار نمایش در سراسر کشور، برای ما یک‌رؤیا محسوب می‌شد ولی خوشبختانه این‌رؤیا به حقیقت پیوست. ما توانستیم این تعداد اجرا در سراسر کشور داشته باشیم و در هفتم آبان‌ماه 1395 این کارپس از اجرا در 10استان، سرانجام در پردیس ملت تهران پایان یافت. این تئاتر برای همه گروه‌های سنی درنظر گرفته شده بود و در مدارس، مساجد، خیابان‌ها، پارک‌هاو... اجرا شد و تجربه‌ خوب و مثبتی به‌حساب می‌آمد. اخیرا هم به کمک دوستان عزیزم، «غلامحسن احمدی» و «امین احمدی»، دو ویدئو کلیپ را با هدف اطلاع‌رسانی درباره ایدز، در فضای مجازی انتشار داده‌ایم که بیش از 100هزار بازدید داشته‌‌اند. امیدواریم با گذاشتن آنها در سایت رسمی وزارت بهداشت (hiv-sti.ir) بینندگان بیشتری داشته باشند.»

    دست‌ در دست هم نهیم

اچ.آی.وی و ایدز، پیر و جوان یا بزرگ و کوچک نمی‌شناسد و هر کسی می‌تواند به آن مبتلا شود به همین دلیل برای کنترل آن، باید همه دست در دست هم بدهند و تنها مسئولان، نمی‌توانند جلوی پیشرفت آن را بگیرند و مردم نیز تا جای ممکن باید در این راه گام بردارند. آقای دکتر، به‌دلیل دانستن این موضوع، بعد از فارغ‌التحصیلی نیز در کنار دانشجویان‌ فعالیت‌های خود را ادامه داد؛ «بعد از اتمام تحصیل، یک هسته دانشجویی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز با حمایت معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز راه انداختیم که دانشجویان رشته‌های مختلف عضو آن بودند. با حمایت‌های «خانم دکتر کازرونی»، مدیر گروه مبارزه با بیماری‌های واگیر دانشگاه علوم پزشکی شیراز و بعد از گذراندن کارگاه‌های مختلف، مشاوره‌های چهره به چهره در پارک‌ها، مراکز خرید و جاهایی که احتمال رفتار پرخطر وجود داشت، انجام می‌دادیم.»

    در یک قدمی ویروس!

بیشتر افرادی که پزشک می‌شوند، روحیات خاصی دارند و از هیچ خدمتی دریغ نمی‌کنند. برای یک پزشک واقعی فرقی ندارد که بیمارش ثروتمند است یا فقیر، شمال زندگی می‌کند یا جنوب، برای یک پزشک واقعی، تنها سلامتی و جان بیمار مطرح است. دکتر جهانمیری‌نژاد هم یکی از همین پزشک‌ها به‌حساب می‌آید.

او در زمان خدمت‌رسانی به یکی از بیماران، خودش در یک قدمی ویروس اچ.آی.وی قرار می‌گیرد. او می‌گوید:«حدود سال 1379یک بیمار از عسلویه که در کما بود، با شک به ابتلای مننژیت را به بیمارستان آورند و من تا صبح درگیر آن بیمار بودم. برای گرفتن سی.تی.اسکن من را با آمبولانس، همراه با بیمار به بیمارستان دیگری فرستادند. حدود ساعت 5بامداد بود که مشغول گرفتن نمونه خون از او شدم و به‌دلیل خستگی زیاد، سوزن سرنگ در دستم فرو رفت و دستم زخم شد. آن بیمار هم، فردای آن روز به رحمت خدا رفت. بعد از اینکه نتایج آزمایشگاه را اعلام کردند، متوجه شدم بیمار به اچ.آی.وی، هپاتیت بی‌و هپاتیت سی مبتلاست و من هم موضوع را به پزشک ارشد و سرپرستار بخش اعلام کردم ولی متأسفانه به‌دلیل عدم‌آگاهی، هیچ‌کسی به من نگفت که باید تا مدت یک‌ماه از داروهای پیشگیری از اچ.آی.وی استفاده کنم تا درصورت مثبت بودن جواب آزمایشم به اچ.آی.وی مبتلا نشوم.

برای اینکه از ابتلا یا عدم‌ابتلای خود آگاه شوم، آزمایش دادم و از بابت ابتلا به هپاتیت بی‌هیچ نگرانی‌ای نداشتم چون واکسن آن را زده بودم و در رابطه با هپاتیت سی هم مطالعه کردم و متوجه شدم که احتمال ابتلا در اثر زخم اینچنینی در حد 3درصد و احتمال ابتلا به اچ.آی.وی نیز 3/0درصد است به همین دلیل دچار استرس و وسواس نسبت به ابتلا نشدم و جواب آزمایشم نیز منفی شد. نه‌تنها آن موقع، بلکه الان هم ترسی از اچ.آی.وی و ایدز ندارم چون راه‌های انتقال و پیشگیری از آن مشخص است. بسیاری از مشکلات جامعه از همین ترس شروع می‌شود. اگر مردم ترسی نداشته باشند و در شرایطی که احتمال می‌دهند به ویروس مبتلا شده‌اند، سریعا به مراکز مخصوص دانشگاه‌های علوم پزشکی مراجعه کنند، می‌توان به راحتی جلوی پیشرفت ویروس را گرفت. اگرچه درمان قطعی برای اچ.آی.وی وجود ندارد ولی درمان‌ها به قدری پیشرفت کرده‌اند که فرد زندگی عادی می‌تواند داشته باشد و فقط باید برخی مسائل را رعایت کند تا ویروس را به دیگران انتقال ندهد. از همه مهم‌تر اینکه آزمایش‌ها رایگان هستند و به‌صورت محرمانه انجام می‌شوند پس در چنین شرایطی، ترس و نگرانی مفهوم چندانی ندارد».

    روبان قرمز؛ یار همیشگی دکتر!

این روزها روبان قرمز را همه به‌عنوان نماد حمایتی‌ای برای اچ.‌آی.وی و ایدز می‌شناسند. این روبان بیشتر در روزجهانی ایدز، دیده می‌شود اما آقای دکتر یک کار ابتکاری جالب انجام داده و سنجاق سینه روبان قرمز را تقریبا همیشه روی لباس خود نصب می‌کند. او می‌گوید:«گاهی این سوءتفاهم برای برخی از افراد وجود دارد که تصور می‌کنند تنها افرادی که اچ.آی.وی مثبت هستند از این روبان استفاده می‌کنند به همین دلیل متأسفانه برخی از افراد که سنجاق سینه‌ام را می‌بینند، با فاصله دورتری نسبت به من می‌ایستند. البته به نسبت حدود 15سال پیش، وضعیت فرهنگی و آگاهی افراد خیلی بهتر شده است ولی هنوز هم جای کار وجود دارد.

وقتی این سنجاق سینه را می‌زنم برخی از افراد کنجکاوی می‌کنند و سر صحبت باز می‌شود و می‌توانم افراد را راهنمایی کنم. این سنجاق سینه بارها باعث شده که در اتوبوس، مترو و... بتوانم با مردم صحبت کنم و علاوه بر راهنمایی و آموزش، به نوعی فرهنگسازی انجام بدهم. بسیاری از افراد برخوردهای خوبی دارند و برای یادگیری و آگاهی علاقه نشان می‌دهند ولی در عین حال پیش آمده که به برخی از افراد بروشور داده‌ام و واکنش نشان داده‌اند که چرا به من این بروشور را دادی، ولی با صبر و حوصله زیاد با همان افراد هم ارتباط می‌‌گیرم. این سنجاق سینه تقریبا همیشه همراهم است و تا جایی که بتوانم در این زمینه، آموزش چهره به چهره خواهم داد. به‌طور کلی فعالیت داوطلبانه در رابطه با پیشگیری، فرهنگسازی و انگ‌زدایی، فراز و نشیب‌های بسیاری دارد ولی تا به حال هیچ‌وقت خسته نشده‌ام و به نوعی این فعالیت داوطلبانه جزئی از زندگی‌ام شده است. خوشبختانه همسرم بیتا مرادی نیز، همیشه در این فعالیت‌ها همراه من بوده و از دوران نامزدی با یکدیگر در مراکز پرورش کودکان بی‌سرپرست هم به‌صورت داوطلبانه فعالیت می‌کردیم و هر کمکی از دست‌مان برمی‌آمد، انجام می‌دادیم».

    هیچ اجباری در کار نیست

انجام آزمایش اچ.آی.وی یک کار داوطلبانه محسوب می‌شود و برای اینکه خود افراد با میل و رغبت این کار را انجام بدهند، باید فعالیت‌های زیادی برای این منظور انجام شود. دکتر جهانمیری‌نژاد می‌گوید:« متأسفانه برخی از پزشکان یا مراکز درمانی و بهداشتی مختلف این آزمایش را برای موارد گوناگون، به‌صورت اجباری انجام می‌دهند که چنین کاری غیرقانونی است، ضمن اینکه درصورت انجام آزمایش اجباری، فرایند مشاوره و آموزش برای آن دسته از افرادی که اچ.آی.وی مثبت شوند، انجام نمی‌شود. اگر فرهنگسازی و آگاهی افراد در این زمینه بالا برود، خودشان به‌صورت داوطلبانه آزمایش خواهند داد و ترس از آزمایش یا حتی ابتلا نیز از بین می‌رود. برای اینکه انگ‌ و تبعیض از بین برود و فرهنگ افراد جامعه ارتقا پیدا کند، همه ارگان‌ها و سازمان‌ها، حتی خود مردم باید تلاش کنند و بی‌تفاوتی نسبت به این مسئله باید کنار گذاشته شود در غیراینصورت اچ.‌آی.وی به اپیدمی تبدیل خواهد شد و همه افراد جامعه، مستقیما درگیر این مسئله می‌شوند. رسانه‌ها به‌ویژه صداو سیما، بیش از همه می‌توانند در این راه نقش مهمی را ایفا کنند و در کنار آن آموزش و پرورش نیز باید به‌صورت مستمر یک برنامه آموزشی بگذارد و آموزش‌ها را به یک‌بار در سال محدود نکند. به این شکل می‌توان امید داشت که روزی روند پیشرفت ابتلا، به طرز چشمگیری کاهش پیدا کند».

منبع: همشهری


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.