دوست انسان، به خصوص در دوران کودکی، نقش مهمی در آموختن صفات حسنه دارد. کودک وقتی به سن سه تا چهار سالگی می رسد به بازیهای بیرون از خانه، گروهی و اجتماعی علاقه پیدا کرده، به راحتی شروع به ارتباط برقرار کردن با کودکان دیگر می کند و از بازی ها و لطیفه هایی که با هم میگویند، لذّت می برد.
به گزارش بهداشت نیوز: در این سن او به کمک شما هم نیاز دارد، تا چگونگی دوست یابی را بیاموزد؛ به او آموزش دهید، با کودکان با لبخند رو به رو شود و چنین عبارتهایی را به کار ببرد: «آیا من می توانم با شما بازی کنم»، «آیا می خواهی عروسک مرا بگیری» زیرا توسعه روابط کودک با همسالان و ایجاد روحیه همدلی و همبازی با آنها، شخصیت او را به بلوغ و پختگی عاطفی نزدیک می کند و موجب گسترش استعدادهای نهفته اش می گردد.
با گذشت زمان و ادامه یافتن دوستی، خلق و خو و افکارش تغییر می کند؛ چون او عاشق دوستانش شده و می خواهد نحوه غذا خوردن، لباس پوشیدن و شیوه صحبت کردنش شبیه آن ها باشد. بر همین اساس، امام مجتبی (علیه السلام) در تربیت، به نقش حساس دوست و هم بازی کودک عنایت ویژهای داشته و به فرزندش می فرماید:
فرزندم! با هیچ کس دوستی مکن مگر این که از وقت و آمد (و ویژگی های روحی، اخلاقی و رفتاری) او آگاه شوی، هنگامی که دقیقاً بررسی و تحقیق کردی و معاشرت و دوستی با او را انتخاب نمودی، آنگاه با او بر اساس گذشت، چشم پوشی از لغزشها و بازی کردن در سختیها همراه باشد.
هم چنین امیرالمومنین (علیه السلام) فرزندش امام حسن (علیه السلام) را در انتخاب دوست راهنمایی کرده و ایشان را از دوستی یا بخیل، احمق، بدکار و دروغگو پرهیز داده است.
برای کودک زیر هفت سال تشخیص این نکته مشکل است که ویژگیهای روحی، اخلاقی و رفتاری طرف مقابل را دریابد و در صورت مثبت بودن با او دوست شود. این مسئله بر عهده والدین است که با توجه به پدر و مادر طفل و اخلاق و روحیات آنها و فرزندشان و یا در نظر گرفتن روابط خانوادگی یا شغلی، محل زندگی، محل تفریح و گردش و ... اجازه دوستی را بدهند. تا به نتایج نامطلوب دست نیابند؛ زیرا تأثیر دوست بر انسان، یکی از عوامل سازنده شخصیت محسوب شده تا اندازهای که گاه می تواند بر تأثیر مثبت والدین غلبه نماید؛ حتی اگر خانواده کودک، متعهد به انجام فضایل اخلاقی باشند.
منع از صفات غیراخلاقی
والدینی که در تربیت دینی فرزندان خود اهتمام جدی دارند، تنها با آموزش صفات حسنه نمی توانند به این هدف دست یایند، بلکه با دور ساختن کودک از صفات غیراخلاقی باید روند تربیت را استوارتر سازند. اگر تربیت، نادرست باشد به سقوط و انحراف فرزند از مسیر حق، کمک کرده و خود نیز از شرّ او در دنیا و آخرت در امان نیستند.
اما اگر تربیت صحیح و دارای شرایط لازم باشد، آثار آن نه تنها به خانواده شهر، کشور و نسل کنونی در جهان می رسد، بلکه نتایجش در نسل های آینده نیز ادامه خواهد یافت؛ بدین جهت که در تربیت شایسته، آموزش صفات مثبت اخلاقی، در کنار پرهیز از رذائل، تأثیر زیادی در روابط اجتماعی دارد.
بنابر آنچه آمد، باید علاوه بر آموزش اخلاقی نیکو به فرزند، مشکلات اخلاقی او را نیز مد نظر داشت و با توجه به سن و علائقش، وارد عمل شده و در مسیر رفع آنها قدم برداشت؛ نه آنکه به تنبیه و اجبار متوسل شد؛ به عبارت دیگر، روح و جانش را از ناحیه میل او پرورش دهید و به زور وادارش نکنید؛ قلب اگر مورد اکراه و اجبار قرار گیرد، کور می شود. امیرالمومنین (علیه السلام) در این باره می فرمایند:
دلها را حالت خواستن و ناخواستن و روی آوردن و پشت کردن است از راه خواسته ها و تمایلات، سراغ قلبها بروید، چرا که اگر دل را به کاری مجبور کنند، کور می شود.
بنابراین روایت، هرگاه زمینه سازی مناسب صورت گرفت و کودک از لحاظ روحی با نشاط بود، اقدام به دفع رذایل اخلاقی کنید.
سوالی که در اینجا به ذهن خطور می کند آن است که ملاک منع کودک از رفتارهای منفی چیست؟
ملاک، شرع مقدس و عقل است اگر خلاف کودک مربوط به حقالناس باشد؛ مثلاً در حال خراب کردن وسیله ای عمومی و یا خصوصی (مربوط به غیر خود) بود باید او را منع کرد؛ یا اگر بازی فرزند و سر و صدای او، مزاحمت برای دیگران ایجاد می کند، باید او را به آرامش دعوت کرد. این اقدام به موقع والدین در برابر اعمال بد کودک، او را از رفتارهای نابهنجار بعدی مصون خواهد داشت.
هدف، کنترل کردن فرزند نیست که اجازه ندهید خطایی انجام دهد؛ بلکه «تأثیرگذاری» مدّنظر است؛ به گونه ای که خود او متوجه شود، نباید اشتباهی را انجام دهد. اگر در منبع از رفتارهای منفی، اجبار و زور را به کار ببرید، این تربیت تنها در کوتاه مدت نتیجه بخش خواهد بود، بلکه نهایتاً ارتباط بین دو طرف تبدیل به مبارزه می شود. در واقع، وقتی از فرزند می خواهید که حرفتان را گوش دهد و تسلیم شود، رابطه قدرت محوری ایجاد کرده اید و فرزند یاد می گیرد، با قدرت می تواند پیروز شود.
هنگام بروز صفت اخلاقی منفی، باید واکنشهای احساسی خود را کنترل کنید و به جای فریاد زدن و دعوا کردن، آرام برخورد نمایید؛ نه تنها خشمگین نشوید، بلکه نیاز به داشتن دلیل را کنار بگذارید، زیرا در بیشتر موارد، کودک انگیزه خود را نمی داند و پرسیدن از انگیزه هر کس در زمان ارتکاب خطایش، کاری بی فایده است. باید به گونه ای با او رفتار کنید که متوجه شود هر قدر پدر و مادر با او موافق باشند، اما اجازه نمی دهند که او بی تربیت باشد
کتاب عطیه الهی


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.