title
کد خبر: 298182
00
گوش کردن به کدام موسیقی واقعا درد را کم می کند؟

وقتی افراد احساس درد دارند اغلب با این تصور که موسیقی توجه را از درد منحرف می‌کند، به آن گوش می‌کنند اما به‌نظر نمی‌رسد که تاثیر آن فقط پرت کردن حواس باشد.

به گزارش بهداشت نیوز، محققان دریافتند حتی موسیقی ناخوشایند می‌تواند بدون کاهش درد، توجه شنونده را به‌همان اندازه به‌خود جلب کند و در چندین آزمایش، موسیقی حتی زمانی که پیش از شروع درد قطع می‌شد، همچنان موثر واقع شده بود.

نتایج بررسی ۵۷ پژوهش نشان داد آنچه در تاثیر موسیقی بر درد اهمیت دارد، فقط خود صدا نیست بلکه رابطه شنونده با موسیقی است، ازجمله اینکه فرد موسیقی را دوست دارد و خودش آن را انتخاب کرده باشد.

جوک برادت، استاد دانشگاه درکسل آمریکا، سرپرست این پژوهش، بیشتر پژوهش‌هایی که جمع‌آوری کرد، داوطلبان سالم را در معرض دوره‌های کوتاه‌مدت درد آزمایشگاهی قرار داده بودند، نه افرادی را که هر روز با درد زندگی می‌کنند؛ موضوعی که مهم‌ترین محدودیت این بررسی به شمار می‌رود.

برادت گفت: یافته‌های پژوهش ما به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا موسیقی می‌تواند رویکردی موثر و کم‌خطر برای کنترل درد باشد و چگونه می‌توانیم تاثیر آن را به حداکثر برسانیم.

تاثیر فقط حواس‌پرتی نیست

اگر فقط جلب‌توجه چاره کار بود، هر صدای گیرایی می‌توانست موثر واقع شود اما چنین نیست.  در آزمایشی، پخش موسیقی دلپذیر و آرام‌بخش باعث کاهش شدت درد ناشی از تحریک الکتریکی شد، در حالی که موسیقی ناخوشایند آن را افزایش داد.

در آزمایشی دیگر، داوطلبان اظهار کردند بر موسیقی ناخوشایند، موسیقی دلپذیر و  تکلیف شنیداری، به یک اندازه تمرکز کرده‌اند، با این حال، تنها موسیقی دلپذیر و تکلیف شنیداری توانستند وضعیت درد آنان را بهبود بخشند.

زمان‌بندی، این استدلال را تقویت می‌کند. در چندین تحقیق، موسیقی پیش از اعمال محرک دردناک پخش شد نه هم‌زمان با آن، با این حال، افراد درد کمتری احساس کردند. هنگام بروز درد، هیچ عامل دیگری برای جلب توجه با آن رقابت نمی‌کرد.

توجه، همچنان حائز اهمیت است اما تصور اینکه یک آهنگ فقط با اشغال فضای ذهنی، مانع از احساس درد می‌شود، با آنچه آمار و ارقام نشان می‌دهند، همخوانی ندارد. مشاهده طبیعت نیز، فراتر از  حواس‌پرتی ساده، با تغییراتی در فعالیت مغزی مرتبط با درد پیوند داده شده است.

انتخاب موسیقی درد را تغییر داد

دو آزمایش توسط یک گروه مشابه، نتایج متفاوت نشان داد.  در آزمایش اول، ۵۱ بزرگسال دست خود را در آب یخ نگه داشتند. کسانی که حق انتخاب بیشتری داشتند، مدت بیشتری درد را تحمل و درد را کمتر ارزیابی کردند و این تاثیر در کسانی که گفتند از آنچه شنیده‌اند لذت برده‌اند، قوی‌تر بود.

تحقیق دوم ۲۸۶ بزرگسال مبتلا به درد شایع را از طریق طرحی که انتخاب و پیچیدگی موسیقی را به‌طور همزمان تغییر می‌داد، اجرا کرد. انتخاب، شدت درد را کاهش داد و پیچیدگی هیچ تاثیری نداشت.

نتایج کارآزمایی بالینی نیز همین نتیجه را نشان داد. در این پژوهش، ۹۲ بزرگسال مبتلا به سرطان پیشرفته به‌طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند، گروهی که در ۶ جلسه با یک موسیقی‌درمانگر شرکت کردند و گروه شاهد که بدون حضور درمانگر، همان میزان توجه و رسیدگی را دریافت می‌کردند.

عامل اصلی ایجاد این فایده، «خودکارآمدی در کنترل درد»، همان احساس توانایی فرد برای انجام کاری در جهت تسکین درد خود بود. از میان ۲۴ تحقیقی که با هدف بررسی سازوکار تاثیر موسیقی انجام شدند، این تنها پژوهشی بود که تحلیل آماری کامل را به اجرا درآورد.

تحرک همراه با موسیقی، حس آرامش را دو چندان کرد

تعداد ۵۹ بزرگسال با موسیقی همراه شدند، در سکوت ضربه می‌زدند، بدون ضربه زدن گوش می‌دادند، یا در حالی که دستگاهی به آنان  فشار می‌آورد، بی‌حرکت می‌نشستند. ضربه زدن همراه با موسیقی از هر تنظیم دیگری بهتر بود.

آواز خواندن حتی تاثیر بیشتری داشت؛ در تحقیقی روی ۴۰ نفر که دستانشان در آب یخ قرار داشت، آواز خواندن آهنگ منتخب، هم نسبت به گوش دادن به آن آهنگ و هم نسبت به نشستن در سکوت، نتیجه بهتری به‌همراه داشت. گوش دادن صرف، از نظر هیچ‌یک از شاخص‌های سنجش درد، تفاوتی با سکوت نداشت و ۸۳ درصد افراد، آواز خواندن را به‌عنوان عامل اصلی حواس‌پرتی معرفی کردند.  

برادت اظهار کرد نتایج این پژوهش همچنین نشان داد که همراهی با آواز، موثرتر از فقط گوش دادن به موسیقی است.

اسکن‌های مغزی دو جهت را نشان می‌دهند

نتایج تصویربرداری به‌طور واضحی متفاوت بود. موسیقی فعالیت مرتبط با درد را در مناطقی از مغز که در مراحل اولیه پردازش درد، به‌طور مستقیم از نخاع و تالاموس پیام دریافت می‌کنند، کاهش داد. همچنین فعالیت در قشر پیش‌پیشانی نیز تغییر یافت، بخشی از مغز که در شکل‌گیری پاسخ‌های شناختی و عاطفی به درد نقش دارد.

دو پژوهش نیز افراد مبتلا به فیبرومیالژیا، بیماری درد مزمن را بررسی کردند. در این افراد، پس از گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود، ارتباط میان مجموعه‌ای از نواحی مغزی که هنگام تفکر درباره خود فعال می‌شوند، بیشتر به الگوی مشاهده‌ شده در افراد بدون این بیماری شباهت پیدا کرد. درد مداوم ممکن است این نوع تفکر درونی و خودمحور را تقویت کند و این یافته‌ها شواهد اولیه‌ای ارائه می‌دهند که موسیقی می‌تواند این الگو را تغییر دهد.

برادت توضیح داد: مطالعات تصویربرداری مغز نشان داده‌اند که موسیقی ممکن است هم بر پردازش اولیه درد در مغز و هم بر پاسخ‌های شناختی و عاطفی پیچیده‌تر به درد تاثیر بگذارد.

سایر پژوهش‌ها درباره چگونگی تاثیر موسیقی بر مغز نیز به همین نواحی اشاره دارند. موسیقی همچنین می‌تواند احساسات جسمانی ایجاد کند که افراد قادرند محل آن‌ها را در بدن خود تشخیص دهند.

در بیشتر تحقیقات از داوطلبان سالم استفاده شده بود

 این گروه پژوهشی پنج پایگاه داده را تا فوریه ۲۰۲۶ جستجو کرد، ۶۶۳ مورد را بررسی اولیه نمود و ۵۷ مورد را برگزید. این تحقیقات در ۲۰ کشور انجام شده و شمار شرکت‌کنندگان در هر یک از آن‌ها بین ۱۲ تا ۲۰۰ نفر بود، هیچ‌یک از این تحقیقات کودکان را شامل نمی‌شد.

حدود سه چهارم تحقیقات از درد آزمایشگاهی روی داوطلبان سالم استفاده کردند و ۹۳ درصد موسیقی ضبط شده را که برای یک شنونده پخش می‌شد، آزمایش کردند. چهار تحقیق به افرادی که خودشان موسیقی می‌ساختند، پرداخته بود. در یک مورد، یک موسیقی‌درمانگر آموزش‌دیده مشارکت داشت.

مشکل بزرگ‌تر، فاصله میان آن چیزی است که پژوهش‌ها اندازه‌گیری کرده‌اند و آنچه درباره نتایج آن‌ها ادعا شده است. برادت گفت: بررسی چگونگی تاثیر موسیقی بر درد ممکن است ساده به‌نظر برسد اما به‌دلیل پیچیدگی هم موسیقی و هم درد، در واقع بسیار دشوار است.

تحقیقات در مورد درد مزمن همچنان ضعیف است

درد در بدنی که سال‌ها درد داشته، عملکرد متفاوتی دارد. نتیجه‌ای که از یک داوطلب سالم که یخ را در دست گرفته، ممکن است به فردی مبتلا به فیبرومیالژیا یا درد سرطان منتقل نشود. آسیب‌های گذشته نحوه برخورد مغز با آسیب بعدی را تغییر می‌دهند و نتایج نشان داد که تحقیقات کمی در مورد ماندگاری این انتقال انجام شده است.

برادت اظهار کرد: در کار بالینی، بیشتر از فعالیت‌های موسیقی فعال مانند آواز خواندن، بداهه‌خوانی و نواختن ساز، استفاده می‌کنم زیرا دریافته‌ام که این روش‌ها برای تسکین درد مزمن، بسیار موثرتر از فقط گوش دادن به موسیقی هستند.

طبق گزارش سایت ارث، بررسی چنین چیزی سخت‌تر از بررسی فهرست پخش است. می‌توانید از کسی که در دستگاه اسکنر است بخواهید که بی‌حرکت دراز بکشد و همان صدای ضبط شده را مانند بقیه بشنود. هیچ‌کس نمی‌تواند بداهه‌نوازی یک فرد را استاندارد کند.  تا زمانی که محققان این مشکل را حل نکنند، یکی از قوی‌ترین حدس‌های بالینی در این حوزه، همچنان بدون آزمون‌های کافی خواهد ماند.

نتایج این تحقیق در مجله‌ گزارش‌های درد (PAIN Reports) منتشر شده است.

منبع: ایسنا


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.