ترور فرانتس فردیناند، ولیعهد اتریش-مجارستان، در سارایوو جرقه بحرانی بود که در تابستان ۱۹۱۴ اروپا را به سوی جنگ برد؛ اما از نگاه کریستوفر کلارک، علت آغاز جنگ جهانی اول را نمیتوان در یک ترور یا تصمیم یک کشور خلاصه کرد. رقابت قدرتهای بزرگ، بحرانهای بالکان، اتحادهای نظامی، ترس از افزایش قدرت رقبا و محاسبات اشتباه رهبران، در کنار هم شرایطی ساختند که یک بحران منطقهای را به جنگی گسترده تبدیل کرد.
سارایوو؛ جرقهای در انبار باروت اروپا
در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴، فرانتس فردیناند و همسرش در سارایوو ترور شدند. این حادثه در منطقهای رخ داد که سالها یکی از حساسترین نقاط سیاسی اروپا بود. روابط اتریش-مجارستان و صربستان از مدتها قبل پرتنش بود و رقابت بر سر نفوذ در بالکان، نگرانی قدرتهای بزرگ را افزایش داده بود.
به همین دلیل، ترور فردیناند در فضایی اتفاق افتاد که اروپا از پیش شکننده بود. خود ترور بهتنهایی نمیتوانست جنگ جهانی را توضیح دهد؛ آنچه اهمیت داشت، واکنش دولتها به این حادثه بود.
اولتیماتوم اتریش به صربستان
اتریش-مجارستان پس از ترور، صربستان را مسئول دانست و تصمیم گرفت با شدت با آن برخورد کند. وین در ۲۳ ژوئیه اولتیماتومی سخت به بلگراد داد که بخشهایی از آن عملاً دخالت گسترده اتریش در امور داخلی صربستان را در پی داشت.
صربستان بخش عمده خواستهها را پذیرفت، اما همه شروط را قبول نکرد. اتریش-مجارستان این پاسخ را کافی ندانست و در ۲۸ ژوئیه به صربستان اعلان جنگ کرد.
در این مرحله هنوز امکان داشت بحران محدود بماند؛ اما پای قدرتهای بزرگ بهسرعت به میان آمد.
حمایت آلمان و ترس از قدرت روسیه
آلمان از متحد خود، اتریش-مجارستان، حمایت کرد. این حمایت که بعدها به «چک سفید» یا تضمین حمایت آلمان معروف شد، به رهبران اتریشی اطمینان بیشتری برای مقابله با صربستان داد. در عین حال، برخی از تصمیمگیرندگان آلمانی از رشد قدرت نظامی و اقتصادی روسیه نگران بودند و تصور میکردند اگر رویارویی با روسیه به آینده موکول شود، شرایط برای آلمان دشوارتر خواهد شد.
اما در آلمان نیز یک دیدگاه واحد وجود نداشت. میان رهبران سیاسی و نظامی درباره خطر جنگ و امکان مذاکره اختلاف نظر وجود داشت. همین موضوع نشان میدهد که تصمیمگیریهای آن روزها بسیار پیچیدهتر از روایت ساده «یک کشور جنگ را خواست» بود.
چگونه یک بحران محلی جهانی شد؟
کلارک بهجای جستوجوی یک مقصر واحد، زنجیرهای از تصمیمها و واکنشهای قدرتهای اروپایی را دنبال میکند؛ تصمیمهایی که در کنار هم، بحران منطقهای را به جنگی جهانی تبدیل کردند.
پس از آغاز جنگ میان اتریش-مجارستان و صربستان، روسیه برای حمایت از صربستان وارد بحران شد و به سمت بسیج نیروهای خود رفت. این اقدام از سوی آلمان تهدیدی جدی تلقی شد.
فرانسه نیز که با روسیه اتحاد داشت، در کنار این کشور قرار گرفت. بریتانیا هم در روزهای پایانی بحران تلاشهایی برای میانجیگری انجام داد، اما با گسترش درگیری و بهویژه ورود آلمان به بلژیک، سرانجام وارد جنگ شد.
به این ترتیب، شبکهای از اتحادها که قرار بود امنیت کشورهای اروپایی را تضمین کند، در شرایط بحرانی به عاملی برای گسترش سریع جنگ تبدیل شد.
مشکل فقط اتحادها نبود؛ ترس و سوءبرداشت هم نقش داشت
یکی از نکات مهم در روایت کلارک، نقش اطلاعات ناقص و برداشتهای متفاوت رهبران از رفتار یکدیگر است. هر دولت ممکن بود اقدام خود را دفاعی و ضروری بداند، در حالی که همان اقدام از سوی رقیب، تهدیدی برای امنیتش تلقی میشد.
این چرخه را میتوان ساده چنین توضیح داد: یک کشور برای افزایش امنیت خود ارتش و تسلیحاتش را تقویت میکند؛ کشور رقیب از این اقدام میترسد و خود نیز قدرت نظامیاش را افزایش میدهد؛ نتیجه، افزایش متقابل ترس و بیاعتمادی است.
در چنین فضایی، حتی تصمیمی که با هدف جلوگیری از شکست یا حفظ امنیت گرفته میشد، میتوانست بحران را یک مرحله دیگر جلو ببرد.
آیا جنگ جهانی اول اجتنابناپذیر بود؟
شاید مهمترین پیام «خوابگردها» همین پرسش باشد. کلارک جنگ را نتیجه یک مسیر کاملاً از پیش تعیینشده نمیداند. حتی در روزهای پایانی پیش از جنگ، تلاشهایی برای مذاکره و میانجیگری وجود داشت و برخی رهبران همچنان امیدوار بودند بحران کنترل شود.
اما سرعت وقایع، بسیج ارتشها و افزایش بیاعتمادی فرصت دیپلماسی را محدود کرد. هر طرف نگران بود که اگر زودتر اقدام نکند، در موقعیت ضعیفتری قرار گیرد.
از این منظر، جنگ نه حاصل یک تصمیم واحد، بلکه نتیجه زنجیرهای از تصمیمها بود؛ تصمیمهایی که هر کدام در زمان خود ممکن بود برای صاحبانشان منطقی به نظر برسند، اما در کنار یکدیگر به فاجعهای بزرگ منجر شدند.
نتیجهگیری؛ جنگی که فقط یک مقصر نداشت
«خوابگردها» تلاش نمیکند تاریخ جنگ جهانی اول را با پیدا کردن یک مقصر واحد ساده کند. کلارک نشان میدهد که مسئولیت و نقش قدرتهای مختلف را باید در بستر مجموعهای از بحرانها و تصمیمها بررسی کرد؛ از سیاست اتریش-مجارستان در قبال صربستان و حمایت آلمان گرفته تا واکنش روسیه، موضع فرانسه و ورود بریتانیا.
ترور فرانتس فردیناند بدون شک جرقه بحران بود، اما جرقه بهتنهایی جنگ جهانی ایجاد نمیکند. آنچه این جرقه را به آتش تبدیل کرد، سالها رقابت، بیاعتمادی، اتحادهای نظامی، نگرانی از قدرت رقبا و تصمیمهایی بود که در شرایطی پر از ابهام گرفته شدند.
شاید عنوان کتاب، «خوابگردها»، دقیقاً به همین وضعیت اشاره دارد: قدرتهای اروپایی به سوی جنگ حرکت کردند، در حالی که بسیاری از تصمیمگیرندگان تصور نمیکردند مجموعه اقداماتشان سرانجام به چنین فاجعهای منجر شود. جنگ جهانی اول بنابراین فقط داستان یک ترور نیست؛ داستان چگونگی از دست رفتن فرصتهای صلح در میان ترس، رقابت و محاسبات اشتباه است.
تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.