توحید در نگاه اسلام، فقط پاسخی به این پرسش نیست که «خدا یکی است یا چند خدا؟»؛ مسئله از جایی جدی میشود که این باور قرار است مسیر زندگی انسان را تغییر دهد. در جلسه نهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، آیتالله خامنهای با محوریت آیه ۱۶۵ سوره بقره، توحید را از یک اعتقاد ذهنی بیرون میآورد و به عرصه زندگی فردی و اجتماعی میکشاند؛ از عدالت و حکومت و روابط اجتماعی گرفته تا آزادی انسان از بندگی قدرتهای غیرالهی.
توحید؛ فقط پاسخ به یک سؤال نیست
آیه ۱۶۵ سوره بقره با اشاره به کسانی که برای خدا همتایانی قرار میدهند و آنها را همچون خدا دوست میدارند، نقطه مقابل این نگاه را نیز معرفی میکند: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ»؛ مؤمنان، محبت و وابستگی عمیقتری به خدا دارند.
اما در این جلسه، توحید در همین سطح باقی نمیماند. سخن اصلی این است که توحید اسلامی نباید صرفاً به یک پاسخ نظری درباره وجود خدا یا یگانگی او محدود شود. اگر قرار است توحید در زندگی انسان حضور داشته باشد، باید به او بگوید چگونه زندگی کند، چه نسبتی با جامعه داشته باشد و در برابر قدرت، ثروت، ظلم و بیعدالتی چه موضعی بگیرد.
آیه ۱۶۵ بقره؛ وقتی قدرت واقعی را بشناسیم
آیه ۱۶۵ سوره بقره از کسانی سخن میگوید که برای خدا «انداد» و همتایانی قرار میدهند و آنها را چنان دوست میدارند که باید خدا را دوست داشت؛ اما مؤمنان محبت و وابستگی شدیدتری به خدا دارند: «وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ». در ادامه آیه، از حقیقت دیگری پرده برداشته میشود: همه قدرتها در نهایت از آنِ خداست؛ «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا». در منطق این آیه، مسئله فقط این نیست که انسان در زبان بگوید خدا یکی است. مسئله این است که در عمل، چه کسی را صاحب اختیار و قدرت نهایی بداند. اگر انسان در برابر قدرتها، ثروتها یا صاحبان نفوذ چنان سر فرود آورد که گویی اختیار مطلق دارند، در حقیقت از معنای توحید فاصله گرفته است. از همینجا میتوان فهمید چرا در جلسه نهم، توحید مستقیماً به مسئله زندگی، جامعه، عدالت و آزادی انسان پیوند میخورد.
مسئله توحید؛ تعیینکننده مسیر زندگی
در این جلسه، برای توضیح اهمیت توحید، از یک تصویر ساده استفاده میشود: انسان در حال حرکت است و مقصدی دارد؛ اگر در میانه راه متوجه شود مسیری که انتخاب کرده خلاف جهت مقصد است، دیگر نمیتواند بیتفاوت از کنار آن بگذرد. باید مسیرش را اصلاح کند.
مسئله توحید نیز از همین جنس است. دانستن اینکه انسان جهان را چگونه میبیند و چه کسی را صاحب اختیار حقیقی آن میداند، یک مسئله فرعی و تشریفاتی نیست؛ چون همین نگاه میتواند جهت حرکت او را تعیین کند. به همین دلیل، توحید در اندیشه اسلامی یک بحث خشک فلسفی نیست؛ مسئلهای است که میتواند در انتخابها و رفتار انسان اثر بگذارد.
اعتقاد راسخ به توحید؛ مؤثر در زندگی فردی و اجتماعی
اگر توحید فقط در ذهن بماند و هیچ تغییری در زندگی ایجاد نکند، پرسش اصلی این است که چه اثری بر زندگی انسان گذاشته است؟
در نگاه مطرحشده در جلسه نهم، توحید باید در زندگی فردی و اجتماعی خودش را نشان دهد. یعنی اگر کسی به توحید باور دارد، این باور نمیتواند نسبت به مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی او بیتفاوت باشد. توحید باید در نوع نگاه انسان به ثروت، قدرت، روابط میان افراد و حتی ساختار جامعه اثر بگذارد.
از همینجاست که توحید از یک «اعتقاد» به یک «نقشه زندگی» تبدیل میشود؛ نقشهای که قرار است مسیر حرکت فرد و جامعه را مشخص کند.
دینی که در برابر ظلم بیتفاوت نیست
یکی از بخشهای مهم جلسه، نقد این تصور است که دین صرفاً مجموعهای از توصیههای فردی و عبادی است و کاری به اداره جامعه ندارد.
در این جلسه تأکید میشود که اگر دینی با ظالم همراه شود، به مستبد مشروعیت بدهد، در برابر تبعیض سکوت کند و نتواند گرهی از مشکلات مردم باز کند، نمیتوان چنین تصویری را نماینده دین حقیقی دانست.
برای همین، آیه ۲۵ سوره حدید نیز در این بحث مورد توجه قرار میگیرد: خداوند پیامبران را با دلایل روشن و کتاب و میزان فرستاد تا مردم به قسط و عدالت قیام کنند. بنابراین، عدالت اجتماعی در حاشیه پیام انبیا قرار ندارد؛ یکی از نتایج مهم آن است.
توحید؛ الهامبخش عدالت و اداره جامعه
اینجا معنای «توحید در ایدئولوژی اسلام» روشنتر میشود. توحید اسلامی، فقط یک گزاره درباره خدا نیست؛ در نگاه مطرحشده در جلسه، الهامبخش حکومت، روابط اجتماعی، مسیر حرکت جامعه، هدفهای جامعه و مسئولیتهای انسان در برابر خدا، دیگران و جامعه است.
به بیان سادهتر، وقتی خداوند تنها صاحب اختیار مطلق شناخته میشود، انسانها نمیتوانند برای خودشان جایگاهی شبیه خدایی تعریف کنند و دیگران را به اطاعت مطلق از خود وادارند.
از این منظر، توحید مستقیماً به مسئله آزادی و عدالت اجتماعی گره میخورد.
توحید؛ نفی تبعیض و برتریجویی
اگر همه انسانها بنده یک خدا هستند، دیگر جایی برای این تصور باقی نمیماند که گروهی ذاتاً «بالا» و گروهی ذاتاً «پایین» باشند.
در جامعه توحیدی، انسانها از نظر بندگی خدا در یک تراز قرار میگیرند. ثروت، موقعیت اجتماعی، قدرت یا وابستگی به یک طبقه خاص نمیتواند برای کسی حق سلطه ذاتی بر دیگری ایجاد کند.
این نگاه، توحید را به یک مسئله اجتماعی تبدیل میکند؛ یعنی اعتقاد به خدای یگانه، باید در شکل روابط میان انسانها نیز خودش را نشان دهد. جامعهای که در آن انسانها به بندگی یکدیگر کشیده شوند، با روح توحید فاصله دارد.
توحید؛ بندگی خدا و آزادی از بندگی غیرخدا
یکی از مهمترین نتایجی که در این جلسه از توحید گرفته میشود، همین پیوند میان «بندگی» و «آزادی» است.
در نگاه نخست ممکن است بندگی خدا و آزادی دو مفهوم متضاد به نظر برسند؛ اما در منطق توحیدی، ماجرا برعکس است. بندگی خدا یعنی آزادی از بندگی غیر خدا.
انسانی که خدا را تنها صاحب اختیار مطلق میداند، نباید سر تسلیم مطلق در برابر قدرتهای انسانی، ثروت، طبقه اجتماعی یا هر قدرت دیگری فرود آورد.
توحید در این معنا، فقط یک باور درباره عالم نیست؛ نوعی رهایی است. انسان را از اینکه در برابر انسان دیگری به زانو درآید، آزاد میکند.
توحید؛ از یک باور ذهنی تا نقشه زندگی
در نهایت، جلسه نهم میخواهد یک نکته را روشن کند: توحید زمانی در زندگی انسان معنا پیدا میکند که از ذهن و زبان عبور کند و به رفتار و ساختار زندگی برسد.
توحید باید به انسان بگوید در برابر خدا چه مسئولیتی دارد، در برابر دیگر انسانها چه وظیفهای دارد، با قدرت و ثروت چگونه برخورد کند و جامعه را بر چه اساسی بسازد.
به همین دلیل، توحید در این جلسه نه یک بحث انتزاعی، بلکه نقطه آغاز یک سبک زندگی و یک نگاه اجتماعی است؛ باوری که اگر جدی گرفته شود، مسیر حرکت انسان را تغییر میدهد و او را از پذیرش سلطه غیر خدا، تبعیض و بیعدالتی بازمیدارد. این همان معنایی است که «توحید در ایدئولوژی اسلام» را از یک بحث صرفاً نظری جدا میکند و آن را به مسئلهای زنده برای زندگی انسان تبدیل میسازد.
تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.