توحید در نگاه اسلام، فقط یک باور درباره خدا نیست؛ نوعی نگاه به جهان و انسان است. در جلسه هشتم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، آیتالله سیدعلی خامنهای با محور قرار دادن آیه ۲۵۵ سوره بقره، معروف به آیةالکرسی، توضیح میدهد که جهان چگونه در نگاه توحیدی معنا پیدا میکند و این نگاه چگونه میتواند رابطه انسان با خدا، خودش و دیگران را تغییر دهد. از دل این بحث، توحید از یک مفهوم اعتقادی به شیوهای برای فهم و ساختن زندگی تبدیل میشود.
جهانبینی؛ عینکی که با آن جهان را میبینیم
پیش از آنکه بحث توحید در جهانبینی اسلامی مطرح شود، باید بدانیم «جهانبینی» به چه معناست. در توضیح این جلسه، جهانبینی به معنای وسعتنظر یا روشنفکر بودن نیست؛ بلکه به برداشت و تلقی انسان از جهان و انسان گفته میشود.
هر انسانی درباره جهان، انسان، رابطه میان این دو و حتی آنچه فراتر از طبیعت قرار دارد، تصوری پیدا میکند. مجموعه این برداشتها، جهانبینی او را شکل میدهد. همین موضوع درباره یک مکتب، آیین یا جریان فکری هم صدق میکند؛ هر مکتب بر اساس برداشتی که از جهان و انسان دارد، جهانبینی خاص خودش را پیدا میکند.
اگر بخواهیم این مفهوم را سادهتر کنیم، جهانبینی شبیه همان «عینکی» است که انسان با آن به جهان نگاه میکند. ممکن است دو نفر یک اتفاق واحد را ببینند، اما چون برداشتشان از جهان متفاوت است، معنای متفاوتی از آن بگیرند. اسلام نیز جهانبینی خاص خود را دارد و توحید در مرکز این جهانبینی قرار گرفته است.
توحید؛ روحی در تمام اسلام
در این جلسه، توحید فقط یکی از موضوعات اعتقادی در کنار موضوعات دیگر نیست؛ بلکه اصلی است که در تمام اندیشه اسلامی جریان دارد.
توحید باید در همه بخشهای اسلام حضور داشته باشد؛ در اعتقادات، اخلاق، احکام و مناسبات اجتماعی. به همین دلیل نمیتوان توحید را تنها در ذهن نگه داشت و در بخشهای دیگر زندگی بر اساس معیارهایی کاملاً متفاوت رفتار کرد.
اهمیت بحث از همینجا روشن میشود. توحید قرار نیست فقط به این پرسش پاسخ دهد که «خدا هست یا نیست؟» بلکه میخواهد بگوید اگر خدا را بهعنوان حقیقت مطلق و قدرت برتر پذیرفتیم، جایگاه انسان در جهان چیست و این باور چه اثری بر رفتار او میگذارد.
ایمان، در این نگاه، باید آگاهانه باشد و به مسئولیت برسد؛ یعنی انسان چیزی را فقط از روی عادت یا تقلید نپذیرد، بلکه آن را بفهمد و آثار این باور را در زندگی خود نشان دهد.
آیةالکرسی؛ تصویری کامل از جهان توحیدی
محور اصلی جلسه، آیه ۲۵۵ سوره بقره، آیةالکرسی است؛ آیهای که تصویری فشرده اما عمیق از جهان توحیدی ارائه میکند: «اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» آیه با «الله لا اله الا هو» آغاز میشود. در این عبارت، «اله» فقط به معنای معبود نیست؛ بلکه میتوان آن را قدرتی دانست که انسان در برابرش خضوع میکند و اختیار خود را به او میسپارد. بنابراین «لا اله الا الله» فقط نفی بتهای سنگی نیست؛ نفی هر قدرتی است که بخواهد جای خدا را در زندگی انسان بگیرد.
بعد از آن، خداوند با دو صفت «الحی» و «القیوم» معرفی میشود؛ زندهای که حیاتش وابسته به دیگری نیست و قیّومی که همه موجودات برای بودن و ادامه حیات خود به او وابستهاند. آیه سپس میگوید: «لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ» نه چرت او را میگیرد و نه خواب. در ادامه نیز مالکیت خداوند بر آسمانها و زمین مطرح میشود: «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ» حتی شفاعت نیز بدون اجازه او ممکن نیست: «مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»
یعنی هیچ موجودی، حتی بزرگترین شخصیتهای الهی، قدرتی مستقل و جدا از خداوند ندارند.
آیه سپس از گستره علم و قدرت خداوند سخن میگوید و میفرماید: «وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» کرسی و قلمرو قدرت او آسمانها و زمین را فرا گرفته است و نگهداری آنها برای او دشوار نیست.
در مجموع، آیةالکرسی تصویری از جهانی ارائه میکند که در آن یک قدرت مطلق وجود دارد و همه هستی، با هر اندازه و جایگاهی، به او وابسته است.
توحید؛ نفی بندگی انسان در برابر انسان
وقتی همه موجودات بنده یک خدا هستند، نتیجه اجتماعی این باور هم اهمیت پیدا میکند. اگر انسانها همگی در برابر خدا بندهاند، دیگر هیچکس نمیتواند برای خودش مقام اربابی ذاتی در برابر دیگری قائل شود.
در این نگاه، ثروت، قدرت، مقام و موقعیت اجتماعی نمیتواند کسی را به موجودی برتر و مستقل از دیگران تبدیل کند. انسان موحد نه حاضر است سرش را در برابر انسان دیگری به خاک بگذارد و نه حق دارد پایش را روی سر دیگری بگذارد.
از همینجاست که توحید با نفی سلطه انسان بر انسان پیوند میخورد. بندگی خدا میتواند انسان را از بندگی قدرتهای انسانی آزاد کند؛ زیرا وقتی انسان تنها خدا را قدرت مطلق میداند، دیگر هیچ انسان یا قدرت زمینی را شایسته اطاعت بیچونوچرا نمیبیند.
توحید؛ یک نگاه برای ساختن زندگی
این معنا در آیات ۸۸ تا ۹۳ سوره مریم نیز دنبال میشود. قرآن در آیه ۸۸ میفرماید: «وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا» و در آیه ۹۳، پاسخ را روشن میکند: «إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِی الرَّحْمَٰنِ عَبْدًا» یعنی همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند، به صورت بنده نزد خدای رحمان میآیند.
در اینجا نیز مسئله اصلی، نفی هرگونه جایگاه مستقل و ممتاز در برابر خداست. همه، حتی برترین انسانها، در نهایت بنده اویند.
پس توحید فقط پاسخی برای یک پرسش اعتقادی نیست؛ نوعی نگاه است که میتواند سبک زندگی انسان را تغییر دهد. اگر جهان را وابسته به خدا بدانیم، خودمان را نیز موجودی مستقل و بیمسئولیت نمیبینیم. اگر همه انسانها را بنده یک خدا بدانیم، نمیتوانیم دیگری را ذاتاً برای فرمانبرداری از خودمان تصور کنیم.
جلسه هشتم از همین مسیر، توحید را از یک مفهوم ذهنی بیرون میآورد و به زندگی واقعی میرساند؛ توحیدی که قرار است نه فقط در زبان، بلکه در نوع نگاه، انتخابها و روابط انسان دیده شود.
تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.