ترس از گفتن “من نمی دانم” از گذشته های خیلی دور در آدم ها وجود داشته است. در گذشته معیار استخدام میزان دانش و استعداد افراد در یک زمینه خاص بود. همه کارمندها قبل از این که آدم های حرفه ای باشند دوره های کارآموزی و آموزش های سختی می دیدند و معیار احترام به آن ها حرفه ای بودنشان بود. جمله “نمی دانم” نوعی اعتراف به بی کفایتی به شمار می آمد.
به گزارش «بهداشت نیوز»
اما امروزه پتانسیل و گنجایش فرد در یادگیری مهم تر از علم و دانش فرد نسبت به موضوعی خاص است.
زیبایی ندانستن
حضور اینترنت تغییرات بزرگی در الگوی اطلاعات ایجاد کرده است. امروزه به اشتراک گذاشتن اطلاعات در هر سطح و موضوعی مثل یک شمشیر دو لبه است. اطلاعاتی که فقط افراد خاصی داشتند و در یک دایره بسته قرار داشتند اکنون همه به آن ها دسترسی دارند. پس اگر بخواهید بدانید می توانید.
مقدار اطلاعات موجود کمی غافلگیرکننده است و متخصص موضوعی شدن تا حدودی غیرممکن شده است. این تضاد ایجاد شده که نه می توان گفت همه متخصص هستند نه این که هیچکس متخصص نیست.
این تغییر در به اشتراک گذاشتن اطلاعات در اصول محیط های کاری که جمله “نمی دانم” را ممنوع می دانستند هم تاثیر گذاشته است. اکنون در محیط های کاری حرفه ای جمله “نمی دانم” قابل قبول و پذیرفتنی شده است. امروزه کارمندان بر اساس توانایی ارزیابی اطلاعات شان استخدام می شوند نه بر اساس توانایی حفظ اطلاعات.
توانایی جمع آوری، درک، ارزیابی، سنتز، کاربرد و خلق اطلاعات جدید شما بیشتر اهمیت دارد تا اطلاعات پایه کنونی تان.
“نمی دانم” ها را بپذیرید
اگر این واقعیت را بپذیرید که درباره هر چیزی اطلاعات کافی ندارید فشار استرسی که در محیط کار دارید کم می کنید و ذهن تان را به مکانی برای یادگیری تغییر می دهید.
ارزش گفتن جمله “نمی دانم” و پذیرفتن آن این است که اجازه نمی دهید اطلاعات غلط به سیستم اطلاعاتی تان نفوذ کند. واقعیت این است که برای رئیس شما مهم نیست که آیا می توانید در زمینه خاصی اطلاعات تولید کنید یا نه. برای او مهم این است که آیا می توانید اطلاعات صحیحی پیدا کنید و آن ها را به کار بگیرید؟
چگونه بفهمیم که چه چیزهایی را نمی دانیم
ندانستن قابل قبول است اما شکست در پر کردن این شکاف دانش نه.
ببینید چه چیزهایی را نمی دانید
اولین قدمی که بر می دارید این است که واقعا درک کنید چه اطلاعاتی از شما خواسته شده است. هیچ چیزی بدتر از این نیست که چیزی که از شما خواسته شده را اشتباه بفهمید. مطمئن شوید که می دانید چه اطلاعاتی از شما خواسته شده آن ها را جمع آوری، ترکیب و در نهایت دریابید که چگونه باید آن ها را ارائه دهید.
روی اطلاعاتی که کسب کرده اید فکر کنید
مطمئن شوید منابعی که استفاده کرده اید موثق هستند. اطلاعات را بخوانید و به دو دسته تقسیم کنید: چه چیزهایی را می دانید و چه چیزهایی را نیاز دارید که بدانید.
شکاف دانش را پر کنید
انرژی خود را روی تحقیق درباره چیزهایی که نمی دانید بگذارید. همیشه روی تحقیقات معروف کار کنید و از منابع اورجینال مثل مطالعات تحقیقی شروع کنید. ابتدا چکیده ها را بخوانید تا راحت تر بتوانید مقالات و کتاب هایی که بر اساس این تحقیقات پایه نوشته شده اند را پیدا کنید. این روش کمک می کند صحیح بودن یا نبودن منابع ثانوی را بفهمید. این کار هم درک مطالب را آسان تر می کند و هم به یافتن لغات، و ابزارهای دیگری مثل (جدول ها، نمودارها و اینفوگراف ها) کمک می کند تا راحت تر بتوانید محتوی را شرح دهید.
پیشنهادهای عملی
بعد از این که اطلاعات را جمع آوری کرده و درک کردید یک برنامه عملی بریزید. برنامه عملی بستگی به پیشنهاد اولیه دارد. اگر از شما خواسته شده که فقط اطلاعات را ارائه بدهید روی نحوه سخنرانی برنامه ریزی کنید. اگر از شما خواسته شده که راه حلی پیدا کرده و ارائه بدهید از روش های تحقیقی ساختار یافته استفاده کنید چون باعث می شود یک تصمیم منطقی بر پایه تحقیقات بگیرید که چندین آزمایش پیچیده را طی کرده است.
بحث کنید
هنگامی که چند راه حل پیدا کردید درباره آن با افرادی بحث کنید. با رئیس یا با همکارتان تا به راه حل های خلاقانه تر و سازنده تری برسید. اطلاعات تان هر چقدر هم کامل باشند باید از پیشنهادات دیگران هم استفاده کنید. چون دیدگاه تان را وسیع تر می کند.
زمانی که جواب سوالی را نمی دانید “نمی دانم” معتبرترین، منطقی ترین و قابل قبول ترین پاسخی است که می توانید بدهید.اعتبار شما بر پایه توانایی شما در فراهم کردن اطلاعات دایره المعارفی نیست. چون دنیای اینترنت پر از این اطلاعات است. بلکه اعتبار شمابر پایه توانایی تحقیق و سنتز اطلاعات و فراهم کردن اطلاعاتی صحیح است.
منبع: بدونیم


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.