title
کد خبر: 10639
00
 اعتماد اجتماعی را تضعیف نکنیم

«این یادداشت در مقام پاک و منزه جلوه دادن جامعه پزشکی کشور نیست چرا که به قول مرحوم مظفرالدین‌شاه «همه‌ چیزمان باید به همه‌چیزمان بخورد»، ولی اگر قرار است گریبان گروهی از ایرانیان در این زمینه‌ها گرفته شود، به‌ طور قطع پزشکان اگر آخرین نباشند، نخستین نخواهند بود. خوب است همه کسانی که از پزشکان انتقاد می‌کنند، یک سوزن هم به خود بزنند بعد جوالدوز را حواله پزشکان کنند.»

به گزارش «بهداشت نیوز» عباس عبدی، روزنامه‌نگار، در ستون نگاه روز روزنامه اعتماد نوشت: «نظام بهداشت و درمان در کنار نظام آموزشی، دو وجه مهم‌تر از خدمات و نظام اجتماعی در هر جامعه‌ای است که دولت‌ها هزینه و بودجه قابل توجهی را صرف تامین و تجهیز آنها می‌کنند. در این میان بهداشت و درمان به دلیل فوریت‌ها و مشکلاتی که می‌تواند ایجاد کند، از حساسیت بیشتری برخوردار است. یک عامل دیگری که موجب حساسیت‌های مذکور می‌شود، الزامی‌تر بودن هزینه‌های درمان نسبت به آموزش است. هنگامی که این ضرورت با حضور پزشکان به عنوان کسانی که بخش بیشتر هزینه‌ها را دریافت می‌کنند، همراه شود، توجهات و انتقادات را بیشتر می‌کند زیرا به‌ طور معمول دستمزد پزشکان در سطوح بالای دستمزدها و درآمدهاست و از آن طرف نیاز مردم از جمله فقرا به خدمات درمانی غیر قابل چشم‌پوشی است. در نتیجه پایین بودن منابع مادی بیماران و ضعف نظام بیمه‌ای، در کنار مطالبات پزشکان فشاری اخلاقی را بر جامعه پزشکی وارد می‌کند که اگر با مواردی از اشتباهات پزشکی مواجه شود، فضای تبلیغاتی تندی علیه آنان شکل می‌گیرد. حال اگر این اشتباهات یا گمان بر اشتباهات، درباره اشخاص مهم و مشهور باشد، فشار تبلیغاتی به صورت انفجاری رخ خواهد داد. بدتر از همه این که ممکن است دفاعیه مناسبی هم از سوی پزشکان ارایه نشود و این بحران را عمیق‌تر و پیچیده‌تر کند. همه اینها به یک سو، هنگامی که تئوری‌پردازی علیه پزشکان هم به ماجرا اضافه شود، اوضاع خراب‌تر از پیش خواهد شد. این که از پزشکان انتظار حکمت و خواندن کتاب رمان و حتی آشنایی با جامعه‌شناسی و تاریخ و... داشته باشیم و اگر مثلا اطلاعات عمومی آنان کم باشد (چگونه ثابت شدن این ادعا بحث دیگری است) آنان را باید محکوم کرد که چرا واجد این اطلاعات نیستند، یک مطالبه جدید است که تکلیف مالایطاق می‌کند. بنده در حد تجربه خودم می‌کوشم که برخی از این دیدگاه‌ها را نقد کنم تا بلکه به تلطیف فضای عمومی در این زمینه کمک شود.

۱-‌ اگر قرار باشد که حوزه‌های گوناگون دانش یا فناوری یا خدمات اجتماعی و مدیریتی ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم، بعید است که در هیچ حوزه‌ای پیشرفته‌تر از پزشکی باشیم. نمونه روشن آن آمدن بسیاری از ایرانیان برای انجام امور دندانپزشکی و حتی پزشکی در داخل کشور است. این ادعا یک فرضیه است، ممکن است نادرست هم باشد، ولی گمان نمی‌کنم که برتری آن در مقایسه با دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی ایران حتی نیازمند به آزمون جدی باشد؛ چرا که واضح‌تر از آن است که دیده نشود.

۲-‌ به لحاظ سطح آگاهی‌های عمومی و اجتماعی نیز گمان می‌کنم پزشکان در مجموع وضعیت بهتری از سایر حوزه‌ها دارند. کافی است که با تعدادی از آنان گفت‌وگو کنیم. آنان بر خلاف سایر اقشار و متخصصان ارتباط بی‌واسطه‌ای با مردم از هر نوع آن دارند. اتفاقا به دلیل وضعیتی که میان رابطه بیمار و پزشک وجود دارد، این ارتباط بدون پرده‌های مرسوم اجتماعی است. آنان روزانه حداقل با ده‌ها نفر از انواع طبقات مردم تماس و ارتباط دارند در حالی که کمتر جامعه‌شناسی هست که این حد از تماس را با مردم داشته باشد. البته نمی‌خواهم بگویم که صرف داشتن تماس موجب فهم و شعور اجتماعی می‌شود ولی با توجه به وضعیت عمومی پزشکان می‌توان گفت که این تماس‌ها به بالاتر بودن بینش اجتماعی آنان کمک می‌کند.

البته بنده با پزشکان معدودی ارتباط دارم و شاید آنها نیز معیار قضاوت نسبت به کل پزشکان نباشند ولی در مقایسه با سایر اقشار همیشه حس کرده‌ام که آنان در سطوح بالاتری از آگاهی‌های عمومی و اجتماعی قرار دارند. به‌ طور طبیعی موارد نقض این ادعا هم هست.

۳-‌ مشکل مهم تفاوتِ نتایجِ ناشی از خطا یا فساد در حوزه‌های گوناگون است. متاسفانه فساد در اقشار دیگر از جمله دانشگاه‌ها به چشم کسی نمی‌آید. وقتی که کنار خیابان انقلاب پایان‌نامه را مثل سیب‌زمینی‌ پیاز می‌فروشند، کسی ککش گزیده نمی‌شود ولی خطای پزشکی که موضوعی غیر از فساد است، مهم می‌شود. هر چند علت روشن است ولی نباید دچار برداشت ناصواب شویم. علت این است که خطای پزشکی می‌تواند منجر به نقص عضو یا مرگ یک نفر شود ولی فساد دانشگاهی و پایان‌نامه جعلی و صوری نوشتن و برای راهنمایی نکردن آن پول گرفتن، ظاهرا به جایی برنمی‌خورد! و حساسیتی را برنمی‌انگیزد. چه بسا عمل خیری هم محسوب شود! (رجوع کنید به توجیهات پایان‌نامه‌نویسان!)

۴-‌ از سوی دیگر برخی از جامعه شناسان در نقد پزشکان نقش ساختار را فراموش می‌کنند. اگر ایرادی در پزشکان وجود دارد به خاطر پزشک بودن شان است یا به خاطر معایب نظام پزشکی؟ چرا وقتی فساد دانشگاهی را در پایان‌نامه‌ها می‌بینند، استادان دانشگاه را خطاب قرار نمی‌دهند؟ اصلا استادان دانشگاه و به ویژه همین منتقدان بگویند چند بار مانع دفاع از پایان نامه‌ای شدند که صوری بوده یا از بنیان قابل دفاع نبوده است؟ چند نمره ۱۳- ۱۲ به پایان نامه‌های ضعیف داده‌اند؟ به‌ علاوه همه ما تجربیات بسیار خوب و مثبتی از پزشکان داریم. هم تجربیات خوب درمانی و هم رفتاری، چرا این موارد را برجسته نمی‌کنیم؟ اشتباه نشود منظورم نقد نکردن نیست که همه از جمله پزشکان به آن نیاز دارند، منظور زمانی است که داوری کلی و اخلاقی می‌کنیم حق نداریم یکسویه نظر دهیم. مردم هم در عمل چنین رفتاری دارند. برای نمونه با وجود تمامی تبلیغات علیه پزشکان هنوز هم در اعتماد تعمیم‌یافته از میان ۱۳ حرفه مهم جایگاه سوم را دارند.

۵-‌ این یادداشت در مقام پاک و منزه جلوه دادن جامعه پزشکی کشور نیست چرا که به قول مرحوم مظفرالدین‌شاه «همه‌ چیزمان باید به همه‌چیزمان بخورد»، ولی اگر قرار است گریبان گروهی از ایرانیان در این زمینه‌ها گرفته شود، به‌ طور قطع پزشکان اگر آخرین نباشند، نخستین نخواهند بود. خوب است همه کسانی که از پزشکان انتقاد می‌کنند، یک سوزن هم به خود بزنند بعد جوالدوز را حواله پزشکان کنند. خودمحوربینی برخی افراد بدترین بیماری است که در جامعه می‌بینیم. همیشه گفته‌ایم که جامعه ما نیازمند اعتماد اجتماعی است ولی متاسفانه خودمان در تضعیف پایه‌های آن کوشیده‌ایم. هیچ قشر و گروهی نیست که خود را محور عالم نداند و بقیه را با انگ‌های گوناگون ننوازد. یکی گریبان پزشکان را می‌گیرد، دیگری علیه مهندسان می‌نویسد، وکلا هم در این میان بی‌نصیب نمی‌مانند و... همه کمابیش دچار مشکلاتی هستیم، ولی این که در مقام رفیع اخلاقی بنشینیم و به دیگران نمره دهیم کار پسندیده‌ای نیست و اثرگذار هم نخواهد بود.

۶-‌ حال که این مطلب را نوشتم بد نیست نکته‌ای را هم خطاب به پزشکان بنویسم. متاسفانه به علل گوناگون، سازمان نظام پزشکی نتوانسته است نقش فراگیری را در میان پزشکان ایفا کند. به همین دلیل بسیاری از پزشکان مردم‌دوست و خیرخواه کم‌کم خود را از این سازمان کنار کشیدند و این سازمان که باید نماینده واقعی این گروه باشد از رسالت خود دور شده است و به جای آن که پناهگاه مردمی باشد که از اشتباهات و خطاها و حتی فسادهای پزشکی متضرر شده‌اند، بیشتر وکیل مدافع پزشکان شده است. آنان می‌توانند وکیل مدافع پزشکان در برابر دولت یا هر نهاد دیگری باشند ولی در مواجهه پزشک و بیمار باید وکیل مدافع بیمار و نظام سلامت کشور باشند، چون بیمار هیچ پناه دیگری ندارد. صادقانه باید گفت تا وقتی که این سازمان به جایگاه واقعی خود دست نیابد، این مشکلات ادامه خواهد داشت. حداقل بخشی از مسوولیت این کار به عهده پزشکان است.»

منبع: روزنامه اعتماد


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
farshad
1395/12/14 - 23:200 0
ای مهندس پلیمر ای فعال اجتماعی ای حمله کننده به سفارت آمریکا ای اصلاح طلب ای عضو وزارت اطلاعات ای نماینده مجلس ای نگهدارنده اعتماد اجتماعی دوست داریم پای منبرت بنشینیم اعتماد اجتماعی را برایمان تعریف کنی که کشور سخت نیازمند امثال شما است وقتی ریشه حل مشکلات وزارت بهداشت را در سکوت متفکران میدانی تا اعتماد اجتماعی پزشکان !!لطمه نخورد...من فکر میکنم درامد دویست برابری و گاه پانصد برابری پزشکان در مقابل دیگر تحصیلکرد های جامعه را از این به بعد باید فراموش کنیم.همچنین جدا شدن رشته های علوم پزشکی از وزارت علم که فقط دز ایران وکوبا است را هم باید فراموش کنیم ت ااعتماد اجتماعی مدنظر شما لطمه نخورد .باید ارباب رعیتی پزشکا ن با دیگر بخش های درمان را به ناخوداگاه بفرستیم .پزشکان شلاق به دست در برابر بیماران را هم باید به خاظر اندیشه های متعالی و متفکرانه شما به فراموشی بسپاریم سیستم در حال مرگ و ناکارامد نظام پزشکی که به گفته خود شما وکیل مدافع پزشکان است را نادیده بگیریم...مهندس گرامی و رجال سیاسی عزیزشما که تخصص فعال اجتماعی!! هم دارید خودتان به خوبی میدانید که وزارت بهداشت در بسیاری کشورهادست پزشکان نیست و پزشکان در مطبشان طبابت میکنند وحقوقی به عنوان کارمند از دولت میگیرند و حق کار خصوصی ندارند اگر هم خصوصی کار کنند دولتی کار نمیکنند ضمنا درامدشان هم از سقفی معمول بیشتر نمیرود مثل سایر مشاغل.الان در ایران کدام پزشک کمتر از سیصد میلیون درامد دارد ماشالله همه خصوصی و دولتی وبیزینسمن وبرج و خیابان خریدن و رستوران داری و...انجام میدهند و مریضانشان را به امان خدا رها کرده ودر جزایر یونان به تفریح میپردازند.....اگر فلان متفکر از درد جامعه پزشکی میگوید نه از سر منافع حرف میزند بلکه وظیفه انسانی وعلمی خود را انجام میدهد چرا که اساتید دانشگاه هیچگاه رنگ عوض نمیکنند و از
موضعی به موضع دیگر تغییر جهت نمیدهند اگر اساتید دانشگاه انتقادی از این میکنند که چرا سیستم پزشکی
اخلاق را رعایت نمیکند


و اخلاق در ان نابود شده است از سر دلسوزی است اگر به این مسئله انتقاد میکنند که چرا ویزیت های سی ثانیه ای انجام میشود و ازمایشهای بیجا نوشته میشود به خاطر این است که درد اجتماع را لمس میکنند اگر از سیستم ارباب رعیتی پزشکان با دیگر بخش های درمان حرف میزنند اگر از پزشکان شلاق به دست که بیمار ار در موضع ضعف قرار میدهند حرف میزنند میخواهند پزشکان به خودشان بیایند.مهندس عزیز شما که خوتان رجال سیاسی هم بوده اید و تخصص فعال!اجتماعی هم دارید خوب میدانید که در کشورهای پیشرفته سیستم سلامت دست پزشکان نیست چون مفهوم سلامت بسیار گسترده تر از خط سوم درمان که کار پزشکان است میباشد اتفاقا کار پزشکان کم اهمیت ترین است در میان تصمیم گیری های کلان و کمترین بودجه به درمان اختصاص پیدا میکند ضمن آنکه رشته های متعددی در سلامت نقش دارند و سلامت جزیره ای نیست که از همه علوم جدا شود.و هزینه ای وحشتناکی را بدون هیچ برنامه ریزی به کام یک قشر ریخته شود و هرروز بیماریها و مرگ و میر بیشتر شود.شاید پس از انتشار این متن امارهایی را منتشر کنند اما گوشت وخون و پوست مرد م دیگر به این حرفهای پزشکان اهمیت نمیدهد چون کمرشان در زیر بار فشار عملهای جراحی بیست میلیونی به حد کافی خورد شده است.


اقای مهندس فعال اجتماعی گرامی اگر اساتید دانشگاه نقدی درست بر کمبود اطلاعات عمومی پزشکان میکنند بیراه نگفته اند پزشکی که از 18 سالگی در قرنطینه بوده و از همه دانشجویان رشته ای دیگر جدا است چه اطلاعات عمومی میتواند داشته باشد به جز کتابهایی که برای کنکور سراسری خوانده است..اگر این دانشجویان پزشکی کمی به علوم انسانی و فلسفه اخلاق اشنایی داشتند و کمی با مفهوم عدالت اشنایی داشتند اگر کمی فلسفه زندگی میدانستندو دیدی بسته و محدود نداشتند معنی و ارزش زندگی را فقط را در پول نمیدیدند و لااقل خودشان در مقابل این سیستم غلط بهداشت که درامدهای پانصد میلیونی و میلیاردی به تک تک انها داده است مقابله میکردند و میگفتند ما نیاز به این سرمایه نداریم و عدالت انسانی باید برقرار شود البته این نوع تفکر مخصوص کسانی است که رشد تفکر داشته اند و در نظریه رشد اخلاقی کلبرگ به مرحله پس عرفی رسده باشند نه کسانی که هنوز در مرحله کودکی ونوجوانی باقی مانده باشند.اقای فعال اجتماعی عزیز اساتید دانشگاه اگر صحبتی میکنند حاصل سالها تجربه و تحقیق و مطالعه در رشته تخصصی خودشان است خودتان نیک میدانید این اساتید گرامی نه دنبال منفعت مالی بوده اند نه دنبال پست سیاسی و در عمل این را نشان داده اند این اساتید سخنشان برگرفته از سیستم پزشکی رایج در دنیا است اگر اساتید سخنی راجب سیستم وساختار غلط پزشکی ایارن و نحوه غلط اداره ان توسط پزشکان!!!میکنند استنادشان به سخنان اندیشمندان است نه اینکه از روی رفاقت با پزشکان واحتمالا داشتن دختر یا داماد پزشک حرف بزنند قطعا این اساتید بزرگ هم در میان دوستان و اقوام پزشک دارند اما قرار نیست ما سیستم پزشکی را نقد نکنیم تا فالن دوست و فامیلمان ناراحت نشود.یاد سخن دکتر محمد معین افتادم که در مصاحبه ای گفته بود زمانی که پزشکان رشته ای علوم درمانی بالینی را از وزارت علوم جدا کردند میدانستم این کار غلط است اما به خودم گفتم درست نیست که میان دو وزیر حرف پیش بیاید و سکوت کردم!!!ایا شما میدانید چیزی که بسیار یاز ان به عنوان مافیا یاد میکنند واجازه نمیدهد تعداد پزشکان زیاد شود ریشه در همین تصمیم غلط جداسازی رشتهای پزشکی از وزارت علوم دارد چرا باید در هر روستا و بخش و شهرستان ما انواع واقسام پزشک رادیولوزی و قلب و پوست و کلیه و..نباشد چرا در پنج شهرستان یک استان فقط باید پزشک عمومی باشد و فاقد ابتدایی ترین امکانات پزشکی باشند این انحصار طلبی نتیجه اش میشود عدم رعایت اخلاق و درامدهای میلیاردی ورنج مردم و عدم نیاز پزشکان به مردم و ویزیت سی ثانیه ای و توضیح ندادن به بیمار و....امروز سلامت یک رشته میان رشته ای است اقتصد منابع مالی سیستم پزشکی مدیریت جامعه شناسی سلامت چه نقشی دارد در سیستم پزشکسالار وزارت بهداشت . من نمیدانم چرا شما گفته اید حالا نوبت پزشکان است مگر قبلش نوبت که بوده است ؟این حرفتان واقعا تعجب انگیز بود کاش واضح حرف میزدید.فعال اجتماعی عزیز من فعالیتی از شما ندیده ام کار یک فعال اجتماعی این است که مشکلات اجتماعی از اعتیاد و بیکاری و سیتم پزشک سالار ی و..را تحلیل کند شما چرا براشفته شده اید.این اولین بار نیست که در حمایت از پزشکان به متفکران حمله میکنید ریشه این دفاع شما مهندس سیاستمدار فعال اجتماعی از پزشکان به کجا برمیگردد.دانشگاه و دانشگاهیان قلب تفکر و پیشرفت هستند نه دنبال مقامند نه دنبال ...فقط تحلیل میکنند ونتایج مطالعات ارزشمند وگهربار خود ار در اختیار ما قرا میدهند .امیدوارم هر کسی از حوزه تخصصی که دارد سخن بگوید کاش سری به کامنت هایی که در زیر متن شما در سایتها یمختلف هست میزدید تا ببینید مردم حرف متفکران را قبول دارند یا حرف شما باقی بقای عمرتان