کد خبر: 82484

آسیب های کودکان پس از زلزله

پژوهش های بین المللی و داخلی و نتایج مشاهدات مناطق مختلف زلزله زده کشور بیانگر این مطلب است که آسیب پذیری روانی کودکان از آثار غیر قابل اجتناب حوادث طبیعی است.

به گزارش بهداشت نیوز: نگاه بهت زده کودکان زلزله زده سرپل ذهاب چشم انتظار یاری و کمک مردمی است که همواره در همه شرایط به یاری هموطنان خویش شتافته اند.
امروز کودکان سرپل ذهاب که زمین لرزه تمام خاطرات کودکی آنها را از بین برده، خاموش و خسته در کانکس های سفید بی روح، روزها را به شب می رسانند، آنان نیازمند یاری دستان مهربانی هستند که آنها را در آغوش بگیرد و مرهمی بر خستگی و تنهایی شان باشد.
این کودکان که هنوز غروب خورشید را باور نکرده اند در میان آوارهایی از خاک در جست و جوی روزنه ای برای زندگی دوباره هستند، چرا که باور دارند از میان این آوارها باز هم آهنگ زندگی نواخته خواهد شد. 
نگاه های کودکان زلزله زده سرپل ذهاب همان نگاه دیروز کودکان زلزله زده بوشهری، آذری و بمی است که فریاد تنهایی و بی کسی را سر می دهند.
وقتی سرزده از روستاهای زلزله زده سرپل ذهاب، ازگله و ثلاث باباجانی دیدن می کنی، عمق تنهایی این کودکان خسته به خوبی احساس می شود که چگونه با پای برهنه بر روی زمینی که لرزش آن هستی شان را به یکباره از بین برد و عزیزانشان را از آنها گرفت، راه می روند. 
با گذشت 9 ماه از وقوع زلزله ای به بزرگی 7.3 ریشتر ساعت 21 و 48 دقیقه شامگاه یکشنبه (بیست و یکم آبان) استان کرمانشاه، هنوز هم کودکان روستاهای سرپل ذهاب، ازگله، دشت ذهاب و ثلاث باباجانی احساس می کنند که زمین در زیر پاهایشان می لرزد، این بار ترس از ریزش سقف را بر سر خود ندارند بلکه همه دغدغه و هراس آنها از تشدید تنهایی شان است.
تنها دلخوشی ستایش 10 ساله در میان آوارها، عروسکی است که برای او باقیمانده، او همدم تنهایی های خود را هر شب به آغوش می گیرد و به خواب می رود.
ستایش به آینده فکر می کند و نمی داند چگونه آرزوهای کودکی او بر آورده می شوند. هر گاه از مادر سراغ پدر را می گیرد به او یک جواب داده می شود که پدر به مسافرت رفته است. 
امروز کودکان زلزله زده سرپل ذهاب اگر چه به مایحتاج اولیه زندگی نیاز دارند اما از نظر عاطفی نیازمند محبت و توجه هستند، محبتی بیشتر از آنچه در نگاه اولیه هر بیننده ای که به مناطق زلزله زده می آید. 
روزی این کودکان برای همسالان زلزله زده خود در آذربایجان شرقی، بوشهر و بم نامه نوشتند و اسباب بازی های خود را به آنان اهدا کردند تا شاید غم خود را فراموش کنند. 
اما امروز هیچ کس بغض های در گلو مانده و اشک حلقه زده در چشم های کودکان زلزله زده سرپل ذهاب را نمی بیند آنانی که آرزو دارند دوباره در آستانه فصل پاییز و ماه مهر به مدرسه بروند اما لوازم التحریر و کیف و کفش ندارند. پدران و مادرانشان نیز با توجه نداشتن بضاعت مالی توانایی خرید این گونه وسایل را ندارند. 
سرپل ذهاب امروز همان اهر، هریس و ورزقان و بم دیروز است که کودکانش تا مدتها پس از وقوع زلزله در شرایط عادی به سر نمی بردند و از نظر روحی و روانی تعادل لازم را نداشتند.
امروز غم نداشتن لباس مناسب و غذای خوب را می توان با لبخندی از چهره کودکان زلزله زده سرپل ذهاب از بین برد اما درمان زخم های عاطفی به گذشت زمان نیاز دارد.
بی تفاوت نباشیم و اجازه ندهیم، روحیه کودکان زلزله زده سرپل ذهاب، ازگله و ثلاث باباجانی بیش از این دچار آسیب های روحی و روانی شوند به خود آییم و فراموش نکنیم که زلزله اگر چه در چند ثانیه به وقوع می پیوندد اما اثرات زیانبار آن تا سالها برجا خواهد ماند. 
کودکان آسیب دیده از زلزله سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی که برای ادامه زندگی خود با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند چشم انتظار کمک های مردم خیر خواهی هستند که بعد از مدت ها طعم غذایی گرم و دلچسب را به آنها بچشانند. 
برای کمک کردن به کودکان زلزله زده غرب کرمانشاه فقط کافی است به چهره معصوم آنها در روستاهای کوئیک مجید، کوئیک عزیز، کوئیک حسن، سراب ذهاب و قلعه بهادری شهرستان سر پل ذهاب و چم زرشک، ده عباس، پالان نرگس، زمکان و هلول مناطق زلزله زده تازه آباد مرکز شهرستان ثلاث باباجانی نگاه کرد تا فهمید که آنها در دنیای بزرگ آمال خود، مسائل کوچکی را آرزو می کنند. 
آری بلایای طبیعی به مجموعه ای از حوادث زیانبار گفته می شود که منشاء انسانی ندارند و به طور معمول غیرقابل پیش بینی بوده و یا حداقل از مدت ها قبل نمی توان وقوع آنها را پیش بینی و اعلام کرد.
بلایای طبیعی دارای انواع گوناگونی هستند که زلزله، سیل، طوفان، گردباد، سونامی، تگرگ، بهمن، رعد و برق، تغییرات شدید درجه حرارت، خشکسالی و آتشفشان نمونه هایی از این بلایای طبیعی به شمار می آیند.
در این رهگذر جمهوری اسلامی ایران به لحاظ وضعیت جغرافیایی، شرایط آب و هوایی و ویژگی های ژئوپلتیک در زمره کشورهای بلاخیز دنیا به شمار می رود که در طول تاریخ شاهد حوادث و سوانح بسیاری بوده است.
بنابر گزارش های منتشر شده از سوی سازمان ملل متحد، این سازمان ایران را به دلیل امکان وقوع 31 حادثه طبیعی، غیرطبیعی و انسان ساخت در زمره 10 کشور نخست بلاخیز دنیا قرار داده به طوری که از مجموع 40 بلای طبیعی شناخته شده در جهان امکان وقوع 31 نوع آن شامل زلزله، سیل، رانش زمین، روانه های گلی، سنگ لغزش، فرسایش خاک، نفوذ و پیشروی آب دریا، رسوب زایی، تخریب ساحلی، مرداب زایی، کویرزایی، انجماد و سرمازدگی، تگرگ، بهمن، طوفان، آلودگی آب و هوا، آلودگی محیط زیست، آفات و بیماری های نباتی و نیز خشکسالی وجود دارد.
تحقیقات انجام شده از سوی کارشناسان خبره دخیل در امر مدیریت بحران و سوانح در کشورمان نشان می دهد، آتش سوزی خود به خودی جنگل ها، صاعقه، خطرات ژئوترمال(زمین گرمایی)، ریزش حوضه های آهکی، نشست های زمین در نواحی استخراج مواد معدنی، ریزش های زیر دریایی، لغزش های زیر دریایی، باتلاق زایی، آتشفشان و خود سوزی میدان های ذغالی در مراحل بعدی وقوع حوادث و بلایای شایع در کشور قرار دارند.
اما در این میان زلزله مهمترین بلای طبیعی است که تقریبا همه ایرانیان لرزش آن را زیر پای خود حس کرده اند اما به راستی این بلای ناگهانی چگونه انسان را در زمان ها و مکان های مختلف غافلگیر کرده و خسارات جانی و مالی فراوانی را برای آن به جای می گذارد و سلامت روح و روان انسان ها را تا سال های متمادی درگیر کرده و به آن آزار می رساند.
«به راستی برای ایجاد آرامش پس از طوفان زلزله و همدردی و همنوایی با زلزله زدگان چه کارهای را باید انجام داد؟» 
در جریان وقوع بلایای طبیعی به ویژه پس از وقوع زلزله های مخرب و ویرانگر احساس نیاز واقعی برای مشاوره و حمایت حضوری و همراهی افـراد خاص مانند مسئولان عالی رتبه دولتی، روانپزشکان، روان شناسان و مددکاران اجتماعی کاملا محسوس است.
به رغم سیاست گذاری های کلان بهداشتی و اجتماعی در برخورد با وقایع مصیبت زا متاسفانه عوارض روان شناختی فجایع، کمتر مورد ملاحظه قرار گرفته اند.
نمونه گویای آن تعریف دفتر فاجعه سازمان ملل متحد از «فاجعه» است که در آن کشتـه شدن 10 نفر یا خسارت مالی بالغ بر یک میلیون دلار را از جملــه معیــارهای فاجعه معرفی کردهو به درد و رنج و واکنش های روان شناختی و رفتاری قربانیان اشاره نشده است.
تجربه در کشورهایی که در معرض سوانح و فجایع مهیب بوده اند، نشان داده است خدمات روان شناختی ارائه شده متعاقب این حوادث به افراد مصیبت دیده، در کاهش عوارض بعدی آنها نقش بسیار مفیدی داشته است.
در تمام کشورهای توسعه یافته و پیشرفته دنیا برای برخورد منطقی و صحیح از نظر بهداشت روانی با بازماندگان بلایای طبیعی راهکارهای مختلفی ارائه شده و بر تخلیه عاطفی و هیجانـی حادثه دیدگان در درجه اول تاکید شده است.
این کشورها با راه اندازی گروه های تخصصی حمایت های روانی و اجتماعی زلزله زدگان فعالیت های روانشناختی خود را به بهترین شکل ممکن و با بهترین امکانات موجود به زلزله زدگان و افراد متاثر از آلام مختلف ارائه می دهند.
این گروه های حمایت های روانی به خوبی می دانند که پس از وقوع حوادثی مانند زلزله های شدید و ویرانگر، حادثه دیدگان تا مدتی حالت انکار دارند و این مصیبت را باور نمی کنند و پس از مدتی حالت خشم در این افراد پدید می آید و به زمین و زمان ناسزا می گویند.
نیروهای آماده این گروه های حمایت های روانی بنا بر تجربیات کسب شده از زلزله های مخرب سالیان قبل دریافته اند که بعد از مدتـی حالت رخوت و بی تفاوتی و حتی تغییر حالات هورمونی در برخی حادثه دیدگان از زلزله به وجود می آید.
آنان برای رهایی از این رخوت و بی تفاوتی پیشنهاد می کنند که برای ترمیم روحی مصیبت دیدگان باید برنامه های خاصی طراحی و انجام شود که می توان سرگرم شدن حادثه دیدگان به ویژه زنان و دختران به کارهای منزل و فعالیت های فرهنگی و هنری را در کاهش آلام روحی و روانی آنان موثر ارزیابی کرد.
همچنین به اعتقاد نیروهای همراه این گروه های حمایت های روانی ایجاد مراکز مشاوره و تخلیه روحی عاطفی حادثه دیدگان و نیز راه اندازی مراکزی برای آموزش های فنی و حرفه ای و اشتغالزایی بانوان و دختران نیز می تواند در این راه گرهگشا باشد. 
آنان می گویند: کنار آمدن با مصیبت های جمعی آسان تر از مصیبت های فردی است؛ در صورت وقوع حوادثی که جمع زیادی دچار مصیبت می شوند داغداران و حادثه دیدگان می دانند که تنها نیستنـد و افراد زیادی مشابه آنان نیز وجود دارد، در این صورت آنان راحت تر این مصیبت را می پذیرند و با آن کنار می آیند.
به اعتقاد اعضای این گروه های حمایت های روانی در کنار هم بودن و جمع شدن با هم مانند دانش آموزان حادثه دیده ای که در مدارس دور هم قرار می گیرند به آرامش آنها کمک می کند. 
به گفته کارشناسان این گروه های حمایت های روانی در حوادث طبیعی، ارائه خدمات روانشناسی به مصیبت دیدگان به ویژه دخترانی که دچار این غم و مصیبت شده اند امری ضروری است چرا که آنان مادران آینده جامعه هستند، از این رو بازگشت آرامش روحی و روانی آنان مهم و حائز اهمیت است. 
در حوادث این چنینی، مسائل و مشکلات روحـی و روانی معمولا از شش ماه بعد از حادثه شروع می شود که در مورد زلزله زدگان سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی باید از هم اکنون به فکر آن بود.
یادآوری مجدد این واقعیت تلخ و بیان آن از سوی حادثه دیدگان، بروز احساسات ناشی از حـادثه و مسائل پس از آن در آرامش روحی، روانی این افراد و تخلیه عاطفی، هیجانی آنان موثر است.
در گذشته اگر عزیزی در خانواده ای از دست می رفت همه آثار متعلق به او را از بین می بردند یا جمع می کردند اما اکنون ثابت شده که این کار درست نیست. 
هر چه این شرایط و آثار بیشتر فراهم باشد فرد مصیبت دیده بهتر می تواند از آن جدا شود و این قضیه را بهتر می پذیرد. باید تدابیری اندیشیده شود تا فکر حادثه دیدگان و متاثران از زلزله های مخرب و ویرانگر مشغول باشد تا آنان بتوانند مساله اصلی را فراموش کنند.
انکار قضیه یا فرار از آن هر دو آسیب زننده است، هم به فرد و هم به کسانی که پیرامون او هستند. باید با روحیه دادن به آنان امید به زندگی را در آنها زنده نگه داریم.
دانش آموزان حادثه دیده نیز نباید نگران ورود دوباره خود به مدرسه و محل تحصیل خود باشند زیرا این نگرانی فشارهای روانی و آلام روحی آنان را مضاعف می سازد.
زمین لرزه 7.3 ریشتری 21 آبان 96 در 11 کیلومتری بخش ازگله و 32 کیلومتری شهرستان سرپل ذهاب در غرب کرمانشاه 620 کشته و 12 هزار و 386 مصدوم داشته است. 
این حادثه به 10 شهرستان و هزار و 930 روستای استان کرمانشاه خسارت وارد کرد و بیش از 100 هزار واحد مسکونی شهری و روستایی آسیب کلی و جزیی دید.
 
منبع: ایرنا