این طبیعی است که اگر کشف میکردید همسرتان به تعهداتش در ازدواج چندان پایبند نیست، واکنشهای روانی از جمله شک و تردید، گوش بهزنگی زیاد، ناراحتی و بدبینی نسبت به همسر، تمایل برای محدود یا کنترل کردن او یا حتی بیاعتمادی در شما بروز کند. اما از آنجا که همسرتان این موضوع را انکار میکند باید بدانید این موضوع، چه واقعیت داشته باشد، چه خیال یا توهم باشد واکنشهای اولیهی روانشناختی مثل شکاک شدن، به جسم شما هم کشیده خواهد شد و علائمی نظیر بدخوابی یا بیخوابی و استرس بالا، که به یقین روی امور دیگر زندگی شما مثل شغلتان هم تأثیر خواهد گذاشت، در پی خواهد داشت.
از آنجایی که ما دفاع همسر شما را نشنیدیم و طبق گفتهی شما میدانیم او انکار میکند، باید گفت این موضوع چه واقعیت داشته باشد یا نه، حالا شکی در شما ایجاد شده است که همسرتان را متهم به بیوفایی میکنید و میگویید از چارچوب ازدواج خارج شده است. سعی میکنید از طرق مختلف حرف خود را ثابت کنید و از طرف دیگر، خانم هم در تلاش برای اثبات خودش، شما را متهم به بدبینی و توهم میکند. مطمئن باشید با این دور باطل که هر دو همدیگر را متهم میکنید هیچ مشکلی حل نمیشود. پس بهتر است شما و همسرتان به توافقی مشترک برسید. مثلاً بهطور کامل و روشن برای او مشخص کنید چه رفتاری باعث شک کردن شما میشود یا بهطور واضح بگویید چطور میتواند اعتماد آسیبدیدهی شما را ترمیم کند.
بهطور کلی وقتی در رابطهای مثل زناشویی، اعتماد متقابل ترَک میخورد، نباید کسی که عامل و باعث ایجاد بیاعتمادی بوده است و طرف مقابلش، انتظار داشته باشند بهسرعت بتوان این موضوع را حل کرد. در حقیقت برای دستیابی مجدد به اعتماد، زمان لازم است.
یعنی باید در نظر داشته باشید امکان ندارد کسی که به هر نحوی در رابطه دچار بیاعتمادی شده است بتواند بهسرعت اعتمادش را بازسازی کند. این نیاز به زمان دارد و اگر همسرتان سعی در بازسازی اعتماد شما دارد باید دو چیز را بداند: اینکه هرچه بیشتر سعی کند خود را از این رابطه مبرا نشان دهد و آن را انکار کند و به شما بگوید دچار بدبینی و توهم شدید، شک و شبههی شما بیشتر خواهد شد. پس همسرتان هم باید بداند این راه هم کمکی به حل مشکلتان نمیکند و دوم اینکه بپذیرد رفتارهایی که شک شما را برمیانگیزند، انجام ندهد.
چارهی نهایی آن است که هر دو بنشینید و باهم بر سر رفتاری که مورد تأیید هردوتان است، توافق کنید اما حواستان باشد احترام و فردیت هر دو شما باید حفظ شود. مثلاً بهجای اینکه بخواهید تلفنهای همسرتان را کنترل کنید، حالا که به این تماسها حساس هستید با او توافق کنید شمارهی خود را عوض کند تا به قول شما از مزاحمت خلاصی یابید. یا اینکه اگر همسرتان میبیند تماسهایی که با او برقرار میشود سبب حساسیت شماست، میتواند در حضور شما صحبت کند تا پنهانکاری که منجر به شک و تردید میشود دیگر وجود نداشته باشد.
اگر با این روش پاسخی نگرفتید، حتماً از یک مشاور کمک بگیرید. اما بدانید ممکن است ترمیم اعتماد شما بین شش ماه تا یک سال طول بکشد.
دکتر آناهیتا خدابخش کولایی روان شناس - سپیده دانایی