روانشناسان ریشه اینگونه وابستگیها را «دلبستگی ناایمن» میدانند. اگر وجود ما آکنده از گرمای آرامش و امنیتخاطر باشد و اگر عواطف، افکار و رفتارهای خود را به گونهای تنظیم کنیم که در وهله اول برنامههای روشن و سازندهای برای رشد شخصی داشته باشیم و در وهلههای بعد به دیگران متناسب با حقوقی که به گردن ما دارند بپردازیم، با فردی رشدیافته و بدون نگرانیهای بزرگ و آسیبرسان هستیم.
کسی که بیش از حد معمول به دیگری وابسته میشود، هم خودش از پیمودن مراحل رشد باز میماند و هم طرف مقابل را در مرداب وابستگیهای کودکانه و بیمارگونه غرق میسازد و البته موجب رنجش و کینه درونی او میشود. از این رو سعی کنید: ۱- آرامآرام و با محبت و بدون صحبتهای طولانی و اعتراضآلود، از دایره وابستگی مادرتان دور شوید. در همه کارهای خود او را سهیم نکنید، بلکه بکوشید با پرداختن به برنامههای منظم و رسمی که نتواند آنها را به هم بزند، از او فاصله بگیرید تا قادر شود جدایی و تنهایی از شما را تجربه کند. ۲- برایش فعالیتهای فردی و شادیبخش در حیطههای ورزش، هنر و مطالعه تدارک ببینید. ۳- دوستانی همسن و صمیمی برایش پیدا کنید تا بتواند بخشی از اوقات فراغت خود را با آنها بگذراند. ۴- از برادر و خواهرتان هم بخواهید که سهمی در تماسهای صمیمانه و حمایت از مادرتان را به عهده بگیرند. ۵- سرزدن منظم به فامیل، گام مؤثر دیگری است که برکات صله رحم را با خود خواهد داشت.
دکتر محمود گلزاری روانشناس - سپیده دانایی