title
کد خبر: 291547
00
«تجزیه» واکنش طبیعی ذهن در برابر فشارهای روانی طاقت‌فرساست

عضو هیأت علمی گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به افزایش فشارهای روانی در مواجهه با اخبار و شرایط تنش‌زا، گفت: ذهن انسان گاهی برای حفظ بقا، پیوند میان بخش‌هایی از تجربه را به‌طور موقت قطع می‌کند؛ فرآیندی که در روان‌شناسی با عنوان «تجزیه» شناخته می‌شود و نباید آن را با بی‌تفاوتی یا فقدان همدلی اشتباه گرفت.

به گزارش بهداشت نیوز، دکتر علی ثاقبی، روان‌پزشک و روان‌درمانگر و عضو هیأت علمی گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد،  اظهار کرد: زمانی که زندگی روزمره و اخبار تکان‌دهنده ناچارند هم‌زمان در ذهن انسان حضور داشته باشند، روان همیشه قادر به یکپارچه‌سازی این دو نیست و در چنین شرایطی، گاهی برای جلوگیری از فروپاشی، به سازوکاری به نام «تجزیه» متوسل می‌شود.

وی با توضیح این مفهوم افزود: در حالت تجزیه، ذهن به‌جای پردازش تجربه به‌صورت یک کل واحد، تماس خود را با بخش‌هایی از احساس، هیجان، بدن، خاطره یا معنا به‌طور موقت محدود می‌کند تا فشار روانی قابل‌تحمل‌تر شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه تجزیه می‌تواند در قالب‌های بسیار روزمره و به‌ظاهر عادی بروز پیدا کند، تصریح کرد: برخی افراد اخبار یا رویدادهای تکان‌دهنده را می‌بینند و می‌شنوند، اما احساس می‌کنند «انگار مربوط به من نیست»؛ نه واکنش عاطفی متناسبی نشان می‌دهند و نه هیجان قابل‌انتظاری را تجربه می‌کنند.

به گفته دکتر ثاقبی، در برخی موارد فرد ممکن است ساعت‌ها اخبار را دنبال کند و درباره آن‌ها گفت‌وگو داشته باشد، اما وقتی از احساس شخصی‌اش پرسیده می‌شود، با مکثی طولانی یا پاسخی کلی و مبهم مواجه شویم؛ گویی پیوند میان دانستن و احساس‌کردن قطع شده است.

وی ادامه داد: در گروهی دیگر، تجزیه به شکل ادامه افراطی زندگی روزمره بروز می‌کند؛ کار کردن، خرید کردن یا حتی شوخی کردن، نه از سر آرامش، بلکه برای پرهیز از تماس با آنچه در پس‌زمینه ذهن در جریان است. همچنین در برخی افراد، تجربه زمان دچار گسست می‌شود و روزها شبیه هم به نظر می‌رسند یا وقایع به‌درستی به خاطر سپرده نمی‌شوند.

این روان‌پزشک با اشاره به اینکه بی‌حسی عاطفی یکی از شایع‌ترین جلوه‌های تجزیه است، گفت: در این حالت نه غمی شکل می‌گیرد که بتوان برای آن سوگواری کرد، نه خشمی که بتوان به آن جهت داد و نه امیدی که بتوان به آن تکیه کرد؛ همه‌چیز وجود دارد، اما گویی از پشت لایه‌ای ضخیم تجربه می‌شود.

دکتر ثاقبی تأکید کرد: آنچه در همه این نمونه‌ها مشترک است، بی‌تفاوتی یا فقدان همدلی نیست، بلکه تلاشی ناخودآگاه برای ادامه دادن زندگی در شرایطی است که تماس کامل با واقعیت، فراتر از توان روان فرد شده است. تجزیه در اصل راه‌حلی موقت برای مسئله‌ای دشوار است که ذهن از طریق آن، شدت و پیوستگی درد را می‌شکند.

وی خاطرنشان کرد: مشکل زمانی آغاز می‌شود که این سازوکار موقت به الگویی پایدار تبدیل شود و قطع ارتباط با احساس، بدن یا معنا، به بهای از دست رفتن حس زنده بودن تمام شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان با بیان اینکه راه مواجهه با تجزیه، فشار برای «احساس کردن کامل» یا شکستن ناگهانی این دفاع نیست، گفت: ترمیم واقعی از مسیر بازگشت تدریجی و ایمن تجربه به ذهن می‌گذرد؛ یعنی ایجاد فضاهای کوچک اما امن برای نام‌گذاری احساس‌ها و بازسازی پیوند میان احساس، معنا و روایت شخصی. تجزیه دشمن روان نیست، بلکه پیامی است از سوی ذهن که نشان می‌دهد حجم واقعیت بیش از توان تحمل فرد بوده است و از همین نقطه، امکان ترمیم آغاز می‌شود.


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
اینستاگرام بهداشت نیوز