سلام.من در سـن بالا مادر شدم. همیشه با دختــرانم در منزل بگو مگـــو دارم. لطفاً کمکم کنید.
به گزارش بهداشت نیوز از سپیده دانایی، اختلاف سنی والدین و فرزندان به طور طبیعی میتواند موجب اختلاف عقیده و سلیقه و نظر هم شود. بهعبارت بهتر وقتی در فواصل سنی مختلفی زندگی میکنیم، به طبع رشد، تجربیات، نگرشها و سلیقهای که داریم، خود به خود ممکن است موجب رفتارهای متفاوت شویم اما این تفاوت نباید به معنای کشمش و درگیری تلقی شود. میتوان تأکید کرد اختلاف عقاید و سلایق و سن نباید لزوما باعث تقابل و درگیری شود.
این مسئله که والدین با فرزندانشان در زمینههای مختلف با مشکل مواجه میشوند، موضوع شایعیاست. با این تفاوت که هر کدام با نوعی از درگیریها روبهرو هستند. حواسمان باشد وقتی مسئلهی مهمی، چون اختلاف سنی، در میان است، انگار افراد در دو دنیای متفاوت زندگی میکنند، بنابراین رفتهرفته باید سعی کنند زبان یکدیگر را یاد بگیرند تا بتوانند بهخوبی با هم تعامل کنند.
این اختلافات ناشی از سن، حتی بین خود فرزندان هم بسیار شایع است. فرض کنید یکی از دختران خانواده دورهی بلوغ را پشت سرگذاشته و از آن فاصله گرفته و دختر دوم تازه وارد این دوره شده است. این خود میتواند سببساز بعضی ناسازگاریها و کجفهمیها شود.
کمکی که از ما مشاوران برای این قبیل والدین، که با فرزندان خود ناسازگاریهایی دارند، بر میآید، این است که اول توصیه کنیم قدری نگرش مثبتتری به این مقوله داشته باشند. مهم این است که والدین گمان نکنند چون سن بیشتری دارند و صاحب تجربهی بالاتری هستند، حتماً حرف، نظر، تصمیمات و انتخابهای آنان درست است.
این نگرشهای منفی به اختلاف والدین و فرزندان دامن میزند و بگومگوها و کشمکشها را زیاد میکند؛ آنهم بر سر هر موضوعی، از انتخاب و نوع پوشش گرفته تا خرید کردن و رفتوآمد و دوستیابی و ارتباطات اجتماعی و…
پس توصیهی اکید ما داشتن نگرش مثبت است و اینکه به هیچ روی احترام هم را خدشهدار نکنید. اختلاف نظر و سلیقه و انگیزه به معنای بیاحترامی به عقاید هم نیست.
حتی اگر بچهها به خاطر سن و تجربهی کمشان متوجه بعضی مسائل نیستند، والدین باید این درک را داشته و از آنها انتظار فهمیدن هم سطح با خود نداشته باشند. تجربه و سن بیشتر، فقط به شما این امکان را میدهد که احترام و درک متقابل را به آنها بیاموزید.
مراقب باشید هر بیاحترامی، بیاحترامی بعدی را سبب خواهد شد. بهطور مثال اگر فرزندی خواست با دوستش بیرون برود و مادر مخالف بود، به جای کلنجار و اعمال قدرت و ایجاد محدودیت که منجر به پنهانکاری از طرف فرزند و خدای ناکرده بیاحترامیهایی میشود؛ با فرزند خود گفتوگو کند که من تو را درک میکنم و ممکن است مثلاً فلان پوشش تو را دوست نداشته باشم اما چون تو این رنگ را میپسندی به سلیقه و خواست تو احترام میگذارم. در این صورت زمینهی احترام متقابل از سوی فرزند هم فراهم میشود.
در مواردی که احتمال میدهیم اختلاف نظر پیش بیاید، بهتر است سعی کنیم شفاف عمل کنیم و نظر یکدیگر را بپرسیم و با قدری تساهل و تسامح دربارهی تصمیمگیریها؛ شنوندهی خوبی برای سلایق و علایق فرزندانمان باشیم.
نکتهی مهم بعدی این است که به فرزندان بفهمانیم آنچه مورد نظر ماست به خیر و صلاح آنهاست. یعنی به آنها این اطمینان را بدهیم که با مشورت خودشان تصمیمی را خواهیم گرفت و اینگونه نیست که چون ما بزرگتریم قصد تحمیل خواست خود را داریم.
یک راهکار اساسی در این زمینه این است که قبل از آنکه با اختلاف سلیقه از سوی فرزندان روبهرو شویم، نظر آنها را بپرسیم. وقتی ما در عمل نشان دهیم هر رفتارمان به خاطر دلسوزی و از سر آگاهی است، طبیعتاً آنها هم متوجه خواهند شد ما مقابلشان قرار نگرفتهایم و قصد مخالفت و مقابله نداریم، بلکه در کنارشان و بهدنبال همراهی و همکاری با آنها هستیم.
یک مثال عینی در اینباره که میتواند مسئله را روشن کند این است که مثلا مادری به فرزندش بگوید «من این نوع رفتار تو را نمیپسندم اما اگر تو اینطور راحتی و فکر میکنی مناسب است، مدتی بهصورت امتحانی آنرا ادامه بده، تجربهی من نشان میدهد به نتیجهی مطلوبی نخواهی رسید.» حال اگر فرزند تجربه کرد و با شکست روبهرو شد بعد از آن به پیشنهادات شما بهای بیشتری خواهد داد، اما اگر از ابتدا موضع مخالف او را بگیرید او هم جبهه خواهد گرفت. شکست قطعی در روابط والدین و بچهها این است که شما سعی به اثبات این کنید که بیش از آنها میدانید و تجربه دارید و میفهمید.
نکتهی بسیار مهم دیگر این است که سعی کنید خصوصیات فرزندان خود را به لحاظ عاطفی، اجتماعی، روانی، رفتاری، هیجانی و غیره بهخوبی بشناسید تا بدانید در چه مواقعی نیازهست ملایمت به خرج دهید و چه موقع باید قاطعانه برخورد کنید.
در نهایت، در مواقعی که بحران پیش میآید لازم است مشکل بین خود را حلاجی کنید و ببینید ریشه از کجاست. در چه مواردی معمولاً این اختلافات پدید میآید و در آن موارد خاص (مثل خرید کردن یا مهمانی رفتن) راجع به این اختلاف سلیقه حرف بزنید و آسیبشناسی و ریشهیابی و آنرا حل کنید. تا در دفعات بعد، به این مشکلات بر نخورید و با هم شروطی بگذارید که هر دو طرف راضی شوند مثلاً «من اینبار به خاطر تو به مهمانی میآیم و تو دفعهی بعد به خاطر من خرید یا کوهنوردی یا هر فعالیت دیگری را انجام بده.» اینطور والدین و فرزندان کمتر مقابل هم قرار میگیرند و در طولانیمدت دوستی و صمیمیت بینشان بیشتر میشود.
دکتر فرخنده مفیدی روانشناس


نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.