وی نوشت:
" زیاد شده که در توجیه کملطفیها، وقت نگذاشتنها، دور شدنهامان بگوییم « گرفتاریم. میدانید که!» یا این جمله را که «اینقدر گرفتاریها زیاد شده که دیگر آدم به خودش هم نمیرسد چه برسد به دیگران» و جالب اینکه همه سر به تایید و تاسف تکان میدهیم که درست است؛ وقت نمیکنیم. میرسیم دقایق و حتی ساعات زیادی را در شبکههای مجازی بگذرانیم، اینقدر پای تلویزیون دراز بکشیم که بازومان گز گز خواب کند، روز جمعه اینقدر وقت تلف کنیم که حوصلهمان سر برود. اما پای سر زدن به دوست، عیادت بیمار، رساندن دست کمک به دیگری که میرسد گرفتاریم، وقت نداریم، پول هم. «مهربانی کردن» از اولویتهامان خارج شده، و از ترس قبول کردنش اینقدر توجیه برایش تراشیدهایم که خودمان هم باورمان شده و مهربانی را فقط ادعا میکنیم. نه اینکه دلمان سرد شده باشد و با دیدن غم و غصه و گرفتاری دیگران متاثر نشویم. اتفاقا وقتی عکسی از مثلا گورخوابها میبینیم، دلمان ریش میشود. اما در واکنش به این دلریشه همین کافی است که نامهی گلایهآمیز بنویسیم، عکسی را بازنشر کرده، یا چند بد و بیراه حوالهی کسانی کنیم که مسئولشان میدانیم. بیش از این انگار ازمان برنمیآید. در مهربانی ما همین بس که آه بکشیم، بنالیم، و صورتمان را جمع کنیم که یعنی ناراحتیم. حالا البته نه همهی ما، که همین یک عکس نشان میدهد هنوز هستند کسانی که فارغ از تعریف و تقسیم وظایف، برای خودشان رسالت قایلاند. که عافیتطلبی زورش به مهربانیشان نرسیده. انسانهایی که دست به زانو میگیرند، دست به کار شده و سهمشان را ادا میکنند. معلمانی که وظیفهشان را فقط در کلاس درس نمیدانند و با همین یک حرکت، موجی بزرگ به دل و وجدان بعضا خفتهی ما مهربانان همیشه خسته میاندازند! "
تاریخ انتشار: دوشنبه 13 دي 1395 - 18:42
کد خبر: 5262
یادداشت رییس نظام پزشکی تهران برای معلم فداکار
به گزارش بهداشت نیوز، دکتر علی اصغر پیوندی در کانال تلگرام خود برای معلمی که به خاطر بستری بودن شاگردش، هر روز به بیمارستان میرفت و به او درس می داد، یادداشت جالبی نوشت.