به گزارش «بهداشت نیوز» از پلههای خانهای محقر بالا میروی، در راهپله استشمام بوی تندی که ناشی از مصرف مواد مخدر است، دلهره عجیبی در وجودت ایجاد میکند، پله پله که بالا میروی بوی مواد مخدر شدت بیشتری میگیرد، بعد از آخرین پله از درب چوبی قدیمی عبور میکنی و وارد اتاق میشوی.
دود بدبویی تمام اتاق را فراگرفته و در میان دودی که بوضوح در اتاق موج میزند، چهره دختربچه معصومی را میبینی و چشمانش که هیچ حسی را به تو منتقل نمیکنند.
غرق در بهت و حیرت و دلهرهای که حالا چند برابر شده وارد اتاقی که در واقع تمام خانه است، میشوی، تعارفت میکنند و در گوشهای از اتاق مینشینی، مادر و پدر خانواده و برادر هم مینشینند.
اینجا فضای یک داستان خیالی نیست، اینجا محل زندگی یک خانواده است که در عصری پاییزی به آن پا گذاشتیم. دختر بچه این داستان واقعی روبروی ما نشسته، اتاقی تقریبا 18 یا 20 متری و یک آشپزخانه که کابینتهای سوخته آن حکایتها از مصرف مواد مخدر در این خانه و خانواده دارد، اینها تمام آنچیزی است که باعث میشود به این مکان عنوان "خانه" اطلاق شود.
بعد از دقایقی از اطراق ما و در لابلای خوش و بش کردن با دختر بچه، چرت زدنهای مادر، پدر و برادر شروع میشود. نگاهی به این سه نفر و بویژه مادر و بعد نگاهی به دختر بچه، در اینگونه مواقع عموما بچهها از وضعیت والدینشان شرمنده میشوند، اما بیتفاوتی دختر بچه 12 ساله خبر از تکراری و عادی شدن چرت زدنهای پدر و مادر برای او دارد.
از مادر سوال میکنم، کجا مواد مصرف میکنی؟ به گوشهای از اتاق اشاره میکند و با بیتفاوتی میگوید " همین جا"!! میگویم "پس این دختر ... " میگوید " خب چارهای ندارم"!
از پسر 24 ساله خانواده میپرسم، "چه شد که به سمت استفاده از مواد رفتی؟" مادر میخواهد چیزی بگوید ولی پسر با عصبانیت مانع میشود و با بغض میگوید: " از کودکی با دود مواد مخدر در این خانه بزرگ شدم، من از همان کودکی درگیر شده بودم و وقتی بزرگتر شدم بدنم دیگر به دود راضی نشد، هیچ پناهی هم نداشتم، مادر و پدرم همیشه مصرف میکردند و خانه ما پاتوق مصرف کنندگان بود ... "
با همان بغض نگاهی به خواهرش میاندازد و طلبکارانه خطاب به مادر و پدر میگوید: "فکر میکنید این بچه سالم است، نه با همین دود درگیر شده ... "
راست میگفت صورت دختر بچه معصوم به شکل عجیبی ورم داشت و بیحال بود، این دختربچه امروز مثل دیروز برادرش هیچ پناهی ندارد...
مادر خانواده از نبود پدر میگوید و اینکه امروز هم تصادفی این اطراف پیدایش شده و اضافه میکند: " برای امرار معاش، آشنایان را جهت مصرف مواد به خانه راه میدهم."
منظورش از آشنایان زنان و مردانی هستند که برای مصرف مواد مخدر آنهم بدون مزاحمت گوشهای دنج را طلب میکنند و این اتاق در قبال مبلغی در اختیار آنها قرار میگیرد، اتاقی که دخترکی در گوشهای از آن کتابهای درسیاش را روبرویش گذاشته و با استشمام دود مواد مخدر نشئه شده و چیزی از درس و کتاب نمیفهمد.
اوضاع زمانی ترسناکتر و در واقع درناکتر میشود که مردان و زنانی غریبه در این پاتوق به مصرف مواد مشغولند و مادر و برادر خمار مصرف مواد؛ و دختر در این میانه بیپناه و در معرض انواع آسیب. شاید پیش از این آن زمان که اینهمه بیتفاوتی در صورتش هویدا نبود، این وضعیت برایش ترسناکتر بود، کسی چه میداند آیا بودن در اتاقی کوچک در میان آنهمه مرد غریبه ترسناک ضربان قلب کوچکش را تا کجاها بالا برده و این سوال با وجود تمام زشتی و ترسناکیاش مدام به ذهن هجوم میآورد که... دختربچه 12 ساله تا بحال چندبار مورد تعرض قرار گرفته است؟ و در این بیغوله این ماتمسرا چه کسی به دلهرههای این دختر اهمیت داده و آن بیرون در میان مردم خوشبخت چه کسی از اینهمه دلهره و نامردمی خبردار شده است؟
اینها داستان نیست، واقعیت یک بعد از ظهر زیبای پاییزی است، واقعیت زندگی پر آسیب یک دختربچه بدسرپرست از میان صدها نمونه موجود زیر سقفهای همین شهر و دیگر شهرها و استانها، حقیقتی تلخ که قربانیانش را از میان معصومترین و بیدفاعترین انسانها انتخاب میکند.
"کودکانی" که در دستهبندیهای جامعهشناسانه "بدسرپرست" نام گرفتهاند و به نظر میرسد سهم آنان از زندگی سایه همین عنوان است. آنان واقعیات تاریک زندگی امروز ما هستند که متاسفانه هیچ اقدام موثری، برای برداشته شدن این سایه سنگین از زندگیشان از سوی هیچ نهاد یا ارگانی انجام نشده است.
نمونه بارز دیگر این حقیقت مادری است که در سال 88 به عنوان زن آسیبدیده به مرکز ارتقای سلامت بانوان مراجعه داشت و امروز دختربچه 13 سالهاش! با همین عنوان به این مرکز مراجعه میکند. این بچهها خیلی خیلی زودتر از آنچه باید بزرگ میشوند با قلبهایی پر از کینه از همه کس و همه چیز و آتشی که در این قلبها زبانه میکشد، در آیندهای بسیار نزدیک خشک و تر را با هم میسوزاند.
از اینگونه موارد فراوان است و مروری بر سرنوشت و داستان زندگی تکتک آنان نشان میدهد که نه تنها برنامه کارآمدی برای حمایت از کودکان بدسرپرست وجود نداشته و ندارد، بلکه اقدامات بسیار محدودی هم که انجام میگیرد به دلیل نقصهای بسیار، خود آسیبزننده هستند.
کودکان فاقد شناسنامه حاصل ارتباطات نامشروع به عنوان یکی از مصادیق کودکان بدسرپرست، سالها بدون هویت زندگی کردهاند.
عضو هیات مدیره سرای یاری کودکان امید(سیکا) با اشاره به استقرار این موسسه در یکی از مناطق حاشیهنشین اراک گفت: جامعه هدف موسسه کودکان بیسرپرست و بدسرپرستی هستند که اغلب در این منطقه سکونت دارند.
حسین اکبری با بیان اینکه کودکان بدسرپرست مشکلات عدیدهای دارند که ما روزانه با این مشکلات مواجه میشویم، از کودکان فاقد شناسنامهای که سالهاست بدون هویت زندگی میکنند گفت و افزود: اغلب این کودکان یا در سنین مختلف فروخته شدهاند یا حاصل ازدواجهای موقت و ارتباطات نامشروع و در کل "بدسرپرست" هستند.
وی با بیان اینکه این کودکان طبق قانون نمیتوانند از تحصیل در مراکز آموزشی بهرهمند شوند، با اشاره به مصداقی عینی اظهار کرد: از طریق سیکا هشت کودک فاقد شناسنامه شناسایی شدند و جهت گرفتن شناسنامه برای این کودکان اقدام شد ولی در نهایت تنها برای دو کودک بعد از حدود 6 ماه طی کردن پروسههای طولانی در سازمانهای مختلف توانستند شناسنامه دریافت کنند.
اکبری تاکید کرد: کودکان فاقد شناسنامه بخشی از کودکان بازمانده از تحصیل را تشکیل میدهند که متاسفانه برنامه مشخص و واضحی برای تعیین تکلیف زندگی آنان وجود ندارد و در واقع به دلیل بدسرپرست بودن محکوم به دیده نشدن و محکوم به بازماندن از تحصیل هستند و این روند آنان را به سمت آسیبهای بیشتر سوق میدهد.
وی در معرض آسیب بودن کودکان بدسرپرست را موضوعی حائز اهمیت دانست و عنوان کرد: این کودکان اغلب در مناطقی زندگی میکنند که والدین و بعضا خواهر و برادرانشان آسیبدیده هستند، به عنوان نمونه خانوادههای مصرفکننده مواد مخدر را میتوان مثال زد که کودکان در این خانوادهها به مرور به سمت انواع آسیب سوق داده میشوند.
عضو هیات مدیره موسسه مردمنهاد سیکا بیان کرد: در این موسسه با وجود امکانات محدود، داوطلبان فضایی را ایجاد کردهاند که بخشی از کودکان بدسرپرست بخشی از اوقات خود را در این مکان سپری کنند.
اکبری با بیان اینکه سعی داریم با اجرای برنامههایی این کودکان را از معضلات موجود در خانواده دور کنیم، یکی از مواردی که در آموزشها مورد توجه قرار میگیرد را تقویت اعتماد به نفس کودکان بدسرپرست جهت مقابله با معضلات عنوان کرد که در پیشگیری از ورود آسیب به کودکان موثر خواهد بود.
وی با بیان اینکه به همت سیکا کلاسهای ورزشی برای این کودکان برگزار میشود، افزود: به عنوان نمونه یکی از کودکان در ابتدا از جمع فاصله میگرفت و به مکانی تاریک پناه میبرد ولی از طریق کلاسهای ورزش به مرور با دیگر کودکان ارتباط برقرار کرد و به یکی از کودکان فعال سیکا تبدیل شد.
وی با بیان اینکه تنها نمیتوان به آموزش این کودکان اکتفا کرد و در بسیاری از موارد محیط خانواده برای آنان اصلا مناسب و امن نیست و نمیتوان انتظار داشت که تنها آموزشهای محدود یک موسسه کودک را از آسیب مصون نگهدارد، افزود: این کودکان نیازمند حمایتهای گستردهتری هستند.
کودکان بدسرپرست، قربانیان آزار جنسی
وی در رابطه با کودکان آسیبدیده نیز اظهار کرد: در خصوص این کودکان نیاز به اقدامات گستردهتری داریم، ما کودکانی را شناسایی کردهایم که مورد اذیت و آزار جنسی قرار گرفتهاند. کودکانی که به شدت احساس ترس دارند و بعد از روزها کار مددکاری به این قضیه اعتراف میکنند، اما متاسفانه به دلیل غیرقابل اثبات بودن این موارد و پیچیدگی قوانین در حمایت از این کودکان عملا هیچ اقدام موثری جز اکتفا به آموزش برای بازگرداندن کودک به زندگی عادی نمیتوان انجام داد و هیچ تضمینی وجود ندارد که کودک دوباره مورد آزار قرار نگیرد.
اکبری تاکید کرد: این کودکان ابتدا باید از محل آسیب به مکان امن منتقل شده و اقدامات لازم جهت بازگرداندن کودک به زندگی عادی انجام شود که این مرحله پروسهای زمانبر است و مدت درمان آنان به میزان و نوع آسیب بستگی دارد.
عضو هیات مدیره موسسه مردمنهاد سیکا گفت: برای کودکانی که تحت آزار جنسی و آسیبهایی از این قبیل قرار گرفتهاند برنامه مشخصی وجود ندارد، در بهترین وضعیت، این کودکان توسط اورژانس اجتماعی به مراکز نگهداری کودکان منتقل میشوند، اما در اغلب موارد بعد از مدت بسیار کوتاهی کودک دوباره به خانواده بازگردانده میشود!
استان مرکزی مرکز ترک اعتیاد کودکان ندارد
کودکی که بواسطه خانواده درگیر استفاده از مواد مخدر شده نیازمند خارج شدن از خانواده و نگهداری در کمپ ترک اعتیاد کودکان است که چنین امکانی در استان وجود ندارد.
اکبری ادامه داد: بواقع مشخص نیست برای کودکان معتاد هشت ساله و حتی دارای سنین کمتر که توسط این موسسه شناسایی شدهاند، چه اقدامی میتوان انجام داد. یکی از این کودکان را با همت داوطلبان موسسه تحت درمان قرار دادیم و کودک اعتیاد را ترک کرد، اما طولی نکشید که بعد از بازگشت به خانه بواسطه اعتیاد پدر و مادر دوباره به مصرف مواد مخدر اقدام کرد.
وی تاکید کرد: این کودکان هیچ دفاعی ندارند و به هیچ عنوان نمیتوان کودکی را که معتاد به دنیا آمده و تحت تاثیر دود مواد مخدر اعتیاد ادامه پیدا کرده را مقصر و گناهکار دانست.
در یکی از همان بعدازظهرهای زیبای پاییزی به منزلی دیگر مراجعه کردیم. از حیاط کوچکی گذشتیم و به خانه کوچکی که باز هم در دود مواد مخدر غرق شده بود وارد شدیم. دختربچه شیرین زبان سه ساله از ورود ما به این منزل دود زده به وجد آمده بود و با معصومیتی که در چشمان شفافش برق میزد در آغوش ما جای میگرفت.
مادر نمیدانم خمار بود یا حال خیلی خوبی نداشت، دائم حرف میزد و قصه میبافت. در لابلای حرفهایش سیگاری هم روشن کرد ... از همسر قاچاقچیاش که ناپدری دخترش است میگفت، از قصه ازدواج صوری با این مرد که دیگر رهایش نکرده و تنها بعضی شبها به خانه میآید.
لابلای حرفهایش گریه هم میکرد و از نگرانیهایش برای دخترش هم گفت، دختری که معلوم نیست چه آیندهای در انتظارش است و در زمانی که مادر خمار یا نشئه مواد مخدر است با وجود غریبههایی که به این خانه مراجعه دارند چه کسی امنیت این دختر خردسال را تامین می کند.
مرکزی برای نگهداری کودکان آسیبدیده نداریم
مدیرعامل موسسه مردمنهاد آرامش کودکان آفتاب نیز با بیان اینکه جامعه هدف این موسسه کودکان کار، خیابان و در کل کودکان بدسرپرست است، گفت: با توجه به اینکه این کودکان در خانوادهها و محلهای نامناسبی زندگی میکنند، از طریق موسسه آموزشهایی در ارتباط با آشنایی با بیماری ایدز و راههای انتقال آن، انواع مواد مخدر و تاثیر جسمی و روحی آنها بر انسان و ... با هدف پیشگیری از بروز آسیب به آنان ارائه میشود.
فیروزه علیمحمدی تاکید کرد: از طریق این موسسه کودکان کار و خیابان را شناسایی میکنیم و بعد از این مرحله با خانواده این کودکان ارتباط برقرار میشود. در مواردی که کودک به دلیل تکسرپرست بودن و فقر مجبور به کار کردن است، با هماهنگی فنیوحرفهای، مهارتی مناسب به کودک آموزش داده شده و در مکانی مناسب تحت نظارت موسسه مشغول به فعالیت میشود تا به این طریق کودک در معرض آسیب در فضای کار خیابان قرار نگیرد.
وی ادامه داد: برای کودکان بدسرپرست نمیتوان تنها به این امکانات بسنده کرد، موسسهها فضای آموزشی محدودی در اختیار دارند، از طرفی برنامه مشخصی برای کودکان بدسرپرست وجود ندارد که بتوان طبق این برنامه اقدام موثر و دائمی برای این کودکان انجام داد.
مدیرعامل موسسه مردمنهاد آرامش کودکان آفتاب با تاکید بر اهمیت اقدام فوری در رابطه با کودکان بدسرپرست تاکید کرد: برخی کودکان والدین معتادی دارند که حاضر به ترک مواد مخدر نیستند و کودک در این خانوادهها یا در معرض آسیب است یا مورد اذیت و آزار قرار میگیرد و باید در اقدامی سریع از محیط این خانواده جدا شود.
علیمحمدی در خصوص علت عدم نگهداری از این کودکان در مراکز بهزیستی گفت: شاید بتوان گفت مهمترین دلیل مربوط به نبود مکانی در استان مرکزی برای نگهداری از کودکان آسیبدیده است. قطعا این کودکان را نمیتوان همراه با دیگر کودکان فاقد سرپرستی که در مراکز نگهداری بهزیستی ساکن هستند، اسکان داد و باید مکانی مجزا برای این کودکان جهت طی شدن روند درمان در نظر گرفت.
اثبات بدسرپرستی طولانی است
مدیرعامل موسسه مردمنهاد آرامش کودکان آفتاب ادامه داد: مراحل اثبات بدسرپرستی این کودکان طولانی است و در صورت طی شدن این مراحل و ارجاع کودک به مراکز نگهداری، والدین یا اقوام کودک از راههای مختلفی که به خوبی با آنها آشنایی دارند! میتوانند کودک را دوباره به محل زندگی قبلی بازگردانند! که اغلب شاهد این اتفاق هستیم.
وی تاکید کرد: نهادها و سازمانهایی از جمله شهرداری و آموزش و پرورش باید در این حوزه نقشآفرینی کنند تا در نهایت جامعه گستردهتری از این کودکان تحت حمایتهای آموزشی، فرهنگی و حتی اقتصادی قرار بگیرند.
اطلاعات دقیقی از کودکان بدسرپرست نداریم
مددکار موسسه مردمنهاد مهرآفرین نیز با تاکید بر اینکه کودکان بدسرپرست محصول خانوادههای آسیبدیده هستند، معتقد است که این کودکان یا پدر و مادر ندارند یا فرزند طلاق هستند یا اگر پدر و مادری هم دارند آنطور که باید بستر لازم برای رشد جسمی و عاطفی و روانی و اجتماعی آنان فراهم نیست.
فاطمه یزدانپور بیان کرد: موضوع مهم در خصوص این کودکان این است که خانواده این کودکان شکل خانواده هستهای یا گسترده ندارند.
وی گفت: در بازدید از منازل شناسایی شده در اراک متوجه شدیم که ساختار خانواده از شکل مرسوم خود خارج شده و اغلب در یک خانواده کودکانی از چند پدر در کنار یکدیگر زندگی میکنند و در این خانوادهها نمیتوان توقع داشت که روند رشد کودک سیر طبیعی داشته باشد، در واقع اکثر این کودکان با نامادری یا ناپدری زندگی میکنند.
این مددکار اظهار کرد: نکته حائز اهمیت دیگر در ارتباط با این کودکان نبود اعمال نظرات تخصصی در خصوص وضعیت این کودکان است و اغلب با این موارد به صورت سلیقهای برخورد شده و مستندات علمی در این رابطه کنار گذاشته میشود.
یزدانپور ادامه داد: باید بانک اطلاعاتی کاملی از تعداد و وضعیت کودکان بدسرپرست وجود داشته باشد، اما متاسفانه آمار دقیقی در نهادهای مربوطه از تعداد و وضعیت این کودکان در اراک و دیگر شهرهای استان وجود ندارد.
وی با بیان اینکه در خصوص این کودکان باید اقدامات حمایتی مستمر و کارشناسی انجام شود، افزود: متاسفانه این موضوع نادیده گرفته میشود و اقدامی که در نهایت انجام میشود در نظر گرفتن مستمری برای این خانوادهها یا قیمی است که سرپرستی کودک را به عهده گیرد تا کودک در نهاد خانواده! رشد کند.
این مددکار تاکید کرد: این در صورتی است که شرایط روحی روانی کودک، تحصیل و ... نیز در راستای حمایت از او باید مورد توجه قرار داده شده و بر این اساس تصمیمی موثر برای او اتخاذ شود.
یزدانپور عنوان کرد: کودکانی که به هر نحو مورد سوءاستفاده والدین قرار میگیرند و به بهزیستی واگذار میشوند به دلیل خلاءهای قانونی موجود، مجددا به خانواده بازگردانده میشوند و نمونه این موارد را در اراک شاهد بودهایم.
ازدواج کودکان روند صعودی دارد
وی در رابطه با ازدواج این کودکان نیز گفت: متاسفانه این آمار در این خصوص روندی صعودی دارد. برخی از این کودکان زمانی که هنوز به بلوغ جسمی و فکری نرسیدهاند وادار به ازدواج میشوند و متاسفانه پدر به عنوان ولی کودک حق قانونی برای به ازدواج درآوردن این کودکان را داراست!
این مددکار با تاکید بر اینکه در حالت مطلوب و معمول کودک باید در محیط خانواده رشد کند تا به لحاظ روحیروانی تامین شود، افزود: این شرایط برای کودکان بدسرپرست متفاوت است و قطعا والدین معتاد نمیتوانند شرایط مناسبی را برای رشد کودک فراهم کرده یا از او حمایت کنند.
یزدانپور با ابراز تاسف از نبود نظارت مستمر و دقیق در خصوص وضعیت کودکان بدسرپرست گفت: در همین اراک با مواردی روبرو شدیم که کودک مورد آزار جنسی قرار گرفته بود، ولی متاسفانه انتقال کودک به مراکز نگهداری را منوط به اثبات این قضیه عنوان کردند و سوال این است که این مسئله به واقع به چه نحو قابل اثبات است و کودکی که سراسر وجودش ترس و اضطراب است چه طور میتواند این موضوع را بازگو کند؟
وی مدعی شد: متاسفانه مواردی را داشتهایم که دختر بچه سالها مورد تجاوز ... قرار میگرفته و باردار شده است. دختر سالها رنج عمیقی را تحمل میکرده است. رنجی که به دلیل نامطمئن بودن از حمایت مناسب و به دلیل نبود نظارتهای مستمر تا باردار شدن و وضع حمل کردن ادامه داشت.
به خانهای دیگر وارد میشویم خانهای که مادر فرزندان زیادی از سه همسر دارد و دختر و پسر بچهای که از آخرین همسر او هستند این بار در رنجی فراتر از دود مواد مخدر اسیر شدهاند.
مادر و برادران ناتنی درگیر استفاده از مواد مخدر هستند، برادر ناتنی به منزل سکونت این کودکان رفت و آمد دارد، برادر شیشه مصرف میکند، مادر گاهی خانه است و گاهی شاید در خانه تیمی، برادر کنار بچههاست، دو کودک شرایط زیاد مناسبی ندارند و مددکار می گوید از موضوعی رنج عمیق میبرند.
مددکار میگوید: ترس آنها را به سکوت وادار کرده است، برادر شاید خیلی بیشتر از آنچه باید به آنان نزدیک شده و آنان از این نزدیکی غیرمتعارف آزار میبینند و چارهای جز تحمل نیست.
کودکان بیدفاعترین موجودات این کره خاکی هستند ... شاید حال شما هم پس از خواندن این مطالب مانند حال من خوب نباشد، حال ما سالهاست از شنیدن این گفتهها خوب نیست.
به واقع در شرایط موجود مشخص نیست که تا چه زمانی تمامی فعالان حقوق کودک باید فریاد بزنند که کودکان بیدفاعترین موجودات این کره خاکی هستند و چند کودک دیگر باید قربانی کاغذبازیهای سازمانها و منتظر تصمیمهای جدی باشند که هیچگاه اتخاذ نمیشوند.
کدام مسئول پاسخگوی رنج بیشماری است که یک کودک در چنگال نامحرمان و محرمان متحمل میشود.
کودکی که توان فرار از چنگال این شرایط را ندارد، کابوسی زنده را تجربه میکند و روزی پس از تحمل اینهمه آزار تمام انسانیتش را از دست رفته میبیند و آنروز است که از جامعه به خاطر تمام بیتفاوتیهایش انتقام خواهد گرفت.
اشک چند کودک دیگر باید بر زمین ریخته شود و چند کودک باید زندگی خود را ببازند تا بالاخره مسئولین قانونی جامع و قاطع در این خصوص وضع کنند.
زندگی انسانها و کودکان سرزمینمان را در کاغذبازیهای ادارات و سازمانها و قوانین پشت در مانده به راحتی میبازیم و باز هم به سیر کند بررسی قوانین و امکانات مصرانه ادامه می دهیم.
به قول گاندی قوانین را ما انسانها وضع کردهایم و میتوانیم آنها را تغییر دهیم، اما باید پرسید چرا این عزم در خصوص کودکان سرزمینمان وجود ندارد.
در گزارشهای مستمر این موضوع را مورد بررسی قرار میدهد و منتظر پاسخ مسئولین است.
منبع: ایسنا