به گزارش بهداشت نیوز: کشور ایران، منطقهای زلزلهخیز است که زمینلرزههای متعددی در آن روی میدهد. از نظر مباحث زمینشناسی و لرزهخیزی، کشور ایران به چند منطقه قابل تقسیم است که اگر بخواهیم این تقسیمبندی را بسیار ساده کنیم، به دو منطقه کلی از نظر نوع و بزرگای زمینلرزهها میرسیم. در منطقه زاگرس، به دلیل جوان بودن منطقه از نظر زمینشناسی و سایر مباحث علمی، زمینلرزهها معمولا با بزرگای کمتر و با فاصله زمانی اندک اتفاق میافتند. در سایر مناطق که شامل مناطق البرز و ایران مرکزی میشود، زمینلرزهها با فاصله زمانی زیاد و در نتیجه با بزرگای بیشتر به وقوع میپیوندند. نکته بسیار مهم در بررسی لرزهخیزی و در مباحث لرزهشناسی این است که هنوز عوامل ناشناخته بسیار زیادی در نحوه وقوع و بزرگای زمینلرزهها دخیل هستند و از سوی دیگر پارامترهای متنوع شناخته شده نیز، آنچنان دچار عدم قطعیت هستند که باعث میشود هیچ یک از محاسبات و پیشبینیهای انجام شده در این حوزه دقیق نبوده و هیچ لرزهشناسی با اطمینان نمیتواند در این حوزه ابراز نظر کند. یکی از مهمترین ابزار لرزهشناسان، بررسی و مطالعه زمینلرزههای پیشین و در کنار هم قرار دادن دادههای موجود است. متخصصان علم زلزله، با در کنار هم قرار دادن اتفاقات پیشین و نیز مطالعات عمومی انجام شده در خصوص وضعیت زمینشناسی منطقه، به استدلالهایی در خصوص وضعیت لرزهخیزی هر منطقه دست مییابند که یکی از این مطالعات، بررسی گسلهای موجود در منطقه است. گسل به قسمتی از زمین گفته میشود که در زمینلرزههای گذشته دچار گسیختگی شده است. لذا مطالعه گسلها را نیز میتوان به نحوی مطالعه زلزلههای گذشته دانست که اثراتی از خود بر جای گذاشتهاند که همین گسیختگی موجود میباشد. همانطور که گفته شد، گسلها نشان میدهند که در این منطقه، زمینلرزهای رخ داده است و لذا رخ دادن (تکرار) دوباره این رویداد امکانپذیر است. لذا لرزهخیزی یک منطقه براساس همین شواهد و مطالعات آماری استخراج میشود و به گونههای مختلفی بیان میگردد. براساس همین مطالعات، نقشههایی تحت عنوان پهنهبندی خطر زلزله تهیه میشوند.
شهر تهران از منظر گسلها
زلزله برای شهر تهران، به دلیل پایتخت بودن آن، جمعیت بسیار زیاد و تبعات جبرانناپذیر زلزله در این شهر به دلیل گستردگی و تجمع کلیه امکان در آن، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این در حالی است که خطر زلزله برای بسیاری از شهرهای کشور، کمتر از تهران نیست ولی به دلیل موارد فوق، صحبت از زلزله تهران بیشتر به گوش میرسد. آیا با تقسیمبندی شهری مثل تهران به نقاط امن و غیر امن میتوانیم برای خود و اطرافیانمان برنامهریزی برای شرایط بحران انجام دهیم؟ و اینکه آیا تقسیمبندی این شهر براساس دانش کنونی و مطالعات انجام شده به نقاط امن و غیر امن امکانپذیر است. پارامتر فاصله از گسل یکی از ابزارهای مفید و در عین حال بسیار ساده برای تعیین خطر زلزله میباشد. ولی تنها پارامتر نیست. لذا پهنهبندی مناطق یک شهر فقط براساس فاصله از گسل خیلی دقیق نخواهد بود و در عمل ممکن است تاثیر پارامترهای دیگر بیشتر باشد. پس از زلزله انرژی زمین به صورت امواجی منتقل شده و به سطح زمین میرسند. امواج به صورتهای مختلفی از کانون (محل آغاز زلزله) به تمام جهات حملهور شده و پس از رسیدن به سطح زمین باعث ایجاد حرکتهای نوسانی (ارتعاش) در هر چیزی که بر روی آن باشد، میکنند که مهمترین عامل خرابیهای ایجاد شده در زلزله همین امواج هستند. این امواج با دور شدن از محل ایجاد خود کمکم کاهیده شده و از قدرتشان کاسته میشود. ولی این میزان کاهندگی در امواج زلزله مربوط به پارامترهای بسیار زیادی از جمله نوع زمین منطقه، عمق کانونی زلزله، بزرگی زلزله ایجاد شده و... بستگی دارد. برای مثال در منطقه زاگرس ایران، کاهندگی بسیار زیاد بوده و در فاصله اندکی از محل وقوع زلزله، اثر زلزله از بین میرود ولی در ایران مرکزی و منطقه البرز موجهای زلزله تا فاصله زیادی اثر ویرانگر خود را حفظ میکنند و منطقه بزرگتری راتحت تاثیر قرار میدهند. لذا متوجه میشویم که با فاصله ۵ یا ۱۰ کیلومتری از گسلهای منطقه تهران، نمیتوان امید کاسته شدن از خرابیها را داشت. موضوعی به نام اثر ساختگاه در بحث تخصصی زلزله مطرح است که به دلیل شرایط خاک محل باعث تشدید خرابیها میگردد. یک ظرف ژله را در دست بگیرید و آن را بلرزانید، کاملا متوجه خواهید شد که با ارتعاشی که از دست شما به ظرف منتقل میشود، تکانهای ایجاد شده در ژله، چند برابر تکانهای ایجاد شده در ظرف محتوی آن میباشد. خاک نیز چنین اثری را میتواند ایجاد کند (مانند شهر مکزیکوسیتی که بر اثر زلزلهای در فاصله ۳۵۰ کیلومتری آن اتفاق افتاده بود، متحمل خرابی بسیار زیادی شد). لذا ممکن است اگر زمینلرزهای در منطقه گسل شمال تهران ایجاد شود، در جنوب شهر تهران به دلیل عمق زیاد آبرفت دچار پدیده تشدید گردد. با جمعبندی موارد فوق، متوجه میشویم که تقسیمبندی یک شهر تنها براساس گسلهای آن اصلا دقیق نیست. با مشاهده گسلهای تهران و فعال بودن آنها میتوان پی برد که خطر زلزله در تهران بسیار بالا است، ولی امکان تقسیمبندی شهر فقط با در نظر گرفتن محل گذر گسلها امکانپذیر نیست. بحثی که نیاز به مطرح کردن آن در حال حاضر بسیار ضروری است مقاومسازی ساختمانهای موجود و نیز بازرسی و حساسیت بیشتر نسبت به ساخت و سازهای جدید میباشد. سازههایی که در کنار گسل و با رعایت اصول مهندسی ساخته شده باشد، هیچوقت فرو نمیریزد (همانطورکه در زلزله بم و تمام زلزلههای دیگر تجربه شده است).
منبع: سلامتیسم