به گزارش «بهداشت نیوز» یکی از پدیدههایی که در سالهای اخیر زیاد در مورد آن صحبت میشود و بهعنوان یک آسیب اجتماعی مورد توجه قرار گرفته، بحث «ازدواج کودک» است. در این زمینه با دکتر سیدعلی کاظمی مدیر کل امور اسناد و مترجمان قوه قضائیه و دکترای عمومی حقوق و دکتر محمد بارانی؛ قاضی دیوان عالی کشور، کارشناس ارشد حقوق بشر و مدرس دانشگاه کارآموزان قوه قضاییه و جامع علمی کاربردی به گفتوگو نشستیم و تلاش کردیم به واکاوی ابعاد مختلف این مسأله بپردازیم.
- در یکی، دو سال اخیر در رابطه با پدیدهای به نام «ازدواج کودک» زیاد میشنویم. توصیف شما از این پدیده چیست و چقدر موافق وجود این پدیده در کشور هستید؟
کاظمی: موضوع ازدواج زودهنگام مدتی است در کشور ما مطرح شده است اما در سطح بینالمللی از سال 1950 در خصوص تعیین سن ازدواج سند بینالمللی وجود دارد. پس از آن هم در اسناد بینالمللی مکرراً میبینیم که در خصوص سن ازدواج مباحثی مطرح بوده و سازمانهای بینالمللی مثل یونیسف هم نسبت به این موضوع حساسیت داشتند. یونیسف در آخرین گزارش خود اعلام کرده که 750 میلیون کودک زیر سن 18 سال ازدواج کردهاند که نشان میدهد فراوانی این مسأله در سطح جهانی زیاد است.
5 نوع ازدواج زودهنگام در کشور
در داخل کشور 5 نوع ازدواج زودهنگام داریم: ازدواج دائمی رسمی کودکان، ازدواج دائمی غیرررسمی کودکان، ازدواج موقت رسمی کودکان، ازدواج موقت غیررسمی کودکان و نامزدیهایی که ازدواج آنها بعد از سن 18 سالگی اتفاق میافتد. از این میان، ازدواجی که بیشترین فراوانی را دارد، ازدواجهای دائمی غیررسمی است اما شمار ازدواجهای دائمی رسمی هم طبق آمار ثبت احوال کم نیست.
- شما هم ازدواج کودکان را ازدواج زیر 18 سال تعریف میکنید؟
من تعریف بینالمللی ازدواج زودهنگام را عرض میکنم؛ چون طبق ماده یک پیماننامه، تا سن 18 سال را سن کودکی تعریف میکنند. بنابراین، ازدواج زودهنگام، ازدواج زیر سن 18 سال است.
آمارهایی در خصوص ازدواجهای زودهنگام در ایران
در کشور ما در سال 89، تعداد 21 هزار و ششصد مورد ازدواج پسران بین 10 تا هجده سال ثبت شده بود که این آمار در سال 90 به 24 هزار و 296 مورد افزایش یافت. همچنین، در سال 89، تعداد 240 هزار و 589 مورد ازدواج دختران بین 10 تا هجده سال ثبت شده بود که این آمار در سال 90 به 252 هزار و 481 مورد رسید و آمار بسیار بالایی است. در خصوص دخترها از این تعداد ازدواج که در سال 90 اتفاق افتاد، 66 هزار و 996 ازدواج مربوط به سن 18 سال، 59 هزار ازدواج مربوط به سن 17 سال و 48 هزار ازدواج مربوط به سن 16 سال است، این آمار به همین تربیت کاهش مییابد تا به سن 10 سال میرسد که در آن سال 434 دختر در این سن ازدواج کردند. در مورد پسران هم روال به همین صورت است؛ یعنی هرچه به طرف سنین بالاتر از 10 سال میرویم، تعداد ازدواجها بیشتر میشود اما در 10 سالگی 33 مورد و در یازده سالگی 48 مورد ازدواج پسران ثبت شده بود.
ضرورت ایجاد تمایز بین حداقل سن ازدواج دختر و پسر
بارانی: آقای دکتر شما فرمودید که در اسناد بینالمللی حداقل سن ازدواج هم برای دختر هم برای پسر 18 سال است. سؤال من این است که آیا نباید سن ازدواج دختر به نسبت سن ازدواج پسر پایینتر باشد؟ ضمن اینکه در ماده یک کنوانسیون که کشور ما به آن ملحق شده، ذکر شده که حداقل سن ازدواج 18 سال است؛ مگر اینکه سن بلوغ به موجب قانون کشورها کمتر تشخیص داده شود. یعنی کنوانسیون پذیرفته که میتوانیم سن کمتر از 18 را هم برای ازدواج در نظر بگیریم لذا نباید در تعیین حداقل سن ازدواج بین دختر و پسر تفکیک قائل شویم یعنی سن ازدواج را برای دختر پایینتر بیاوریم؟
کاظمی: کنوانسیون سن کودکی را تعیین کرده؛ مگر اینکه قوانین کشورها سن پایینتری را در نظر بگیرد، ولی ماده 2 همین کنوانسیون صراحتاً میگوید که نباید تبعیضی بین کودکان از حیث نژاد، جنس، مذهب، رنگ و خاستگاه قومی وجود داشته باشد. بنابراین، حتی جایی که قوانین کشورها سنین پایینتری را برای ازدواج در نظر بگیرد، کنوانسیون میگوید باید تساوی در خصوص سن رعایت شود. در سال 1950 کنوانسیون سن 18 سال را ملاک ازدواج قرار داد اما در پیماننامه صراحتاً به سن ازدواج اشاره نشده و نگفته که آیا میشود کودکان را به ازدواج درآورد یا خیر. شاید فرض پیماننامه این بوده که کودکان مشمول ازدواج نمیشوند به همین دلیل از این مسأله صحبت نکرده است.
ایراد اسناد بینالمللی این است که کف سن ازدواج را مشخص نکردند
در سند سال 1950 که تحت عنوان «تعیین سن ازدواج» است و اکثر کشورهای اسلامی به آن نپیوستند چه برای دختر و چه برای پسر سن 18 سال بهعنوان سن ازدواج در نظر گرفته شده است. در کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان هم مسأله سن ازدواج به همین صورت مطرح شده و حتی عنوان شده که نامزدی و ازدواج زیر این سن هیچ اثر قانونی ندارد و جزو ازدواجهای باطل است. جدا از این اسناد، اسناد بینالمللی دیگری هم هستند که سن 18 سال را مورد تأیید قرار میدهند. برای نمونه، در آخرین تفسیری که کمیته حقوق کودک و کمیته منع تبعیض علیه زنان مشترکاً صادر کردند، ازدواج زودهنگام کودکان را یک رویه مضر شناختند و باز هم سن 18 سال را در نظر گرفتند اما در تبصرهای عنوان کردند ملاک ما برای ازدواج دختر و پسر سن 18 سال است؛ مگر اینکه مقام قضایی یا مدنی ازدواج زیر این سن را تجویز کند اما ایرادی که وجود دارد این است که کف سن ازدواج را مشخص نکردند.
ایرانیان غیرشیعه سن مخصوص به خود را برای ازدواج دارند
قانون داخلی کشور ما در ماده 1041 حداقل سن ازدواج را برای دختران 13 سال شمسی و برای پسران 15 سال شمسی در نظر گرفته است اما مسألهای که معمولاً مغفول واقع میشود احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه است چون این ماده برای کودکان شیعه است. اصلهای 13 و 14 قانون اساسی و در کنار آن، قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه و قانون رسیدگی به پروندههای احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه که بعد از انقلاب تصویب شد، اجازه میدهد سایر ادیان و مذاهب غیرشیعه، سن موردنظر خود را برای ازدواج داشته باشند. در همین راستا، زرتشتیها، پروتستانها، کاتولیکها و... سنین مختلفی مانند 15 سال 18 سال یا 20 سال را بهعنوان حداقل سن ازدواج در نظر گرفتند اما پایینترین سن، همین سنی است که در ماده 1041 قرار دادهایم.
سیر تصویب قوانین مربوط به سن ازدواج در کشور
- طبق فرمایشات شما حداقل سنی که کنوانسیون برای ازدواج در نظر گرفته، 18 سال است که ما هم با شرط، این کنوانسیون را پذیرفتهایم. در قوانین داخلی هم حداقل سن ازدواج 13 و 15 سال است، با این تبصره که اگر کسی بخواهد زیر این سن ازدواج کند، باید با اجازه دادگاه و رعایت مصلحت فرد باشد. با در نظر گرفتن همه این موارد، آیا از جهت حقوق داخلی پدیدهای به نام ازدواج کودک داریم یا خیر؟
بارانی: برای پاسخ به این سوال لازم است درباره سیر قانون سن ازدوج در کشور صحبت کنم. قانون مدنی قدیم حداقل سن ازدواج را برای دختران 15 سال و برای پسران 18 سال در نظر گرفته و پیشبینی کرده بود اگر در وضعیتی ضرورت وجود داشته باشد، دختر بالای 13 و پسر بالای 15 سال با پیشنهاد دادستان و موافقت دادگاه میتوانند ازدواج کنند اما ازدواج زیر این سن، به هیچ عنوان امکانپذیر نبود. بعد از انقلاب در سال 61 این قانون اصلاح شد. این قانون بهصورت کلی میگوید نکاح قبل از بلوغ ممنوع است؛ سپس تبصرهای میآید که اصل ماده را از بین میبرد. براساس این تبصره، عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی صحیح است؛ به شرط اینکه رعایت مصلحت شود. با ذکر این تبصره اساساً چیزی از ماده باقی نمیماند. مصلحت فرد را چه کسی تشخیص میدهد؟ گاهی پدر معتادی که پول مصرف مواد ندارد، دختر خود را در ازای دریافت مواد بهعنوان ازدواج به بردگی فرد دیگری درمیآورد و این ازدواج هم از نظر قانونی صحیح است.
این مسأله آثار منفی بسیاری داشت تا اینکه در سال 79 مصوبه مجلس در این خصوص با مخالفت شورای نگهبان مواجه شد و در نهایت مجمع تشخیص مصلحت نظام حداقل سن ازدواج را 13 و 15 سال در نظر گرفت و ازدواج زیر 13 سال را نیز به اذن ولی، با شرط رعایت مصلحت و با تشخیص دادگاه جایز دانست. محدود کردن دایره اختیارات ولی به تشخیص دادگاه، بسیار بهجا و منطقی بود. چون قبلاً قانون هیچ نظارتی نداشت و پدر میتوانست در دفتر ازدواج، دختر چند روزه را به عقد یک مرد درآورد و دفترخانه هم این ازدواج را ثبت میکرد. درواقع، چیزی که در جامعه با آن مواجه میشدیم، ازدواج نبود، بلکه فروختن دختر بود. به دلیل اتفاقاتی که در اثر این ازدواجها به وجود میآمد، در ماده 50 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان برای این موضوع، جرمانگاری شده و 4 نوع مجازات در نظر گرفته شده است. هرچند که این ماده هم کامل نیست و اشکالاتی دارد.
- آقای دکتر کاظمی پاسخ شما به سؤال گفتهشده چیست؟
کاظمی: وقتی صحبت از ازدواج کودکان یا ازدواج زودهنگام میشود، از زاویه بینالمللی و داخلی میتوانیم به این مسأله نگاه کنیم. نگاه بینالمللی میگوید ازدواج افراد زیر 18 سال ازدواج زودهنگام است، مگر اینکه دادگاه یا مقام مدنی مجاز این کار را صلاح دانسته باشد. نگاه داخلی هم مبتنی بر ماده 1041 است که ازدواج زودهنگام را ازدواج زیر 13 و 15 سال میداند. برای ازدواج زیر این سن هم دو حالت وجود دارد که یا از دادگاه مجوز میگیرند، که ازدواج آنها قانونی است، یا مجوز نمیگیرند، که این ازدواجها محل ابهام و صحبت است.
سن دقیق کودکی در قوانین ما تعریف نشده است
باید به این نکته اشاره کنم که سن دقیق کودکی در قوانین و مقررات ما تعریف نشده است. ماده 1210 سن 9 و 15 سال قمری یعنی سن بلوغ شرعی را بهعنوان سن بلوغ تعیین میکند اما در کنار آن قوانین مختلفی داریم که سنین متفاوتی را در نظر گرفتهاند. در قانون نظام وظیفه، قانون افتتاح حساب بانکی، قوانین استخدامی و قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال 81 سن 18 سال لحاظ شده است. در مواد 88 و 89 قانون مسئولیت کیفری نیز سن 9 تا 18 سال پذیرفته شده است.
عدم توازن در نظام حقوقی داخلی باید برطرف شود
در سال 61 به تبعیت از اصلاح ماده 1210، سن بلوغ شرعی را ملاک سن ازدواج قرار دادیم اما در اینجا باید مسایلی را مدنظر داشت. در قانون حمایت خانواده آمده ورود طفل زیر 15 سال به دادگاه خانواده ممنوع است؛ این در حالی است که دختر 10 ساله میتواند ازدواج کند و صاحب حقوق و تکالیفی بهعنوان همسر شود اما ورود او به دادگاه خانواده ممنوع است. از یک طرف، قانونگذار این ذهنیت را دارد که کودک آسیبپذیر است و محیط دادگاه برای او خطرناک است، اما در عین حال، این کودک را سوژه اصلی دادگاه خانواده میکند. به نظر من ماده 1041 با سایر مواد قانونی و وضعیت جامعه ما چندان همخوانی ندارد. از یک طرف فرد زیر 18 سال حق افتتاح حساب بانکی ندارد اما به او اجازه ازدواج میدهیم؛ درحالیکه مسایل مالی مانند مهریه و نفقه نیز جزو حقوق و تکالیف مربوط به ازدواج هستند. از یک طرف میگوییم پسر زیر 18 سال نمیتواند استخدام شود، از طرف دیگر، تکلیف او را بهعنوان همسر، پرداخت نفقه و مهریه میدانیم. باید برای این عدم توازن موجود در نظام حقوقی داخلی چارهاندیشی شود. اصلاحات چندان سال قبل مجمع تشخیص مصلحت نظام در ماده 1041 نشان میدهد واضعان قانون پی بردهاند که این ماده چندان مصلحت طفل را رعایت نمیکند.
آسیبهای ازدواج زودهنگام
ازدواج زودهنگام آسیبهای زیادی را متوجه کودکان میکند. تعدادی از این کودکان به جهت مقاربتهای زودهنگام و بارداریهای زودرس دچار مشکلات جسمی میشوند. البته، در کشور ما آمار دقیقی در این رابطه وجود ندارد اما بررسیهای جهانی نشان میدهد آسیبهای متعددی از این ناحیه متوجه کودکعروسها و کودکدامادها شده است. از سوی دیگر، ازدواج در این سنین، احتمال بروز آسیبهای خانوادگی را افزایش میدهد و بسیاری از آمارهای مربوط به قتلها، جنایات خانوادگی و خشونتها خانگی در خانوادههای با سن پایین است. چون این افراد معمولاً به رشد عقلی کافی نرسیدهاند و مهارتهای زندگی را ندارند. به همین دلیل، وقتی کنار هم قرار میگیرند نمیتوانند مسایل را بهخوبی مدیریت کنند. من در کانون اصلاح و تربیت تهران دختر 12 سالهای را دیدم که همسر خود را به قتل رسانده بود.
بسیاری از بچههایی که در سنین پایین ازدواج میکنند و بچهدار میشوند، بلد نیستند از فرزند خود مراقبت کنند. من دختر 11 سالهای را دیدم که بچهدار شده بود اما اصلاً نمیدانست بچه به چه درد میخورد و او را به بهزیستی سپرد، خودش هم گرفتار مسایل دیگری شد. سایر آسیبهای اجتماعی مانند محرومیت از دوستیها و محرومیت از تحصیل هم متوجه این کودکان میشود. قانون اساسی ما میگوید تحصیل حداقل تا مقطع راهنمایی اجباری است اما بچهای که در سن 10 سالگی تشکیل زندگی میدهد، از تحصیل باز میماند. در یکی از پروندهها که مربوط به حاشیه شهر تهران میشد، دختر خانمی برای جدایی مراجعه کرده بود و میگفت من درس میخواندم اما وقتی ازدواج کردم، همسرم گفت دیگر درس نخوان. من هم نمیدانستم وقتی ازدواج میکنم نباید درس بخوانم و حالا آمدهام طلاق بگیرم. مطلقه شدن این کودکان یک آسیب اجتماعی است چون این کودکان از سویی در حال و هوای ازدواج و از سوی دیگر، در حال و هوای کودکی هستند و برخی از آنها گرفتار پدیدههای شومی مانند روابط نامشروع میشوند. ما نیاز داریم روی ماده 1041 بیشتر تمرکز کنیم تا ببینیم این ماده میتواند مسایل جامعه را در نظر داشته باشد یا خیر؟
نسبت بالا بردن سن ازدواج و پایین آمدن سن فحشا
- آقای دکتر بارانی، نظر شما در این خصوص چیست؟ فکر میکنید در خصوص ازدواج زودهنگام ماده 1041 باید مدنظر قرار گیرد یا کنوانسیون حقوق کودک؟
بارانی: وقتی قانون رسمی کشور ازدواج دختر بالای 13 سال و پسر بالای 15 سال را مجاز دانسته، باید همین سن را ملاک قرار دهیم و در خصوص ازدواجهای زیر این سن صحبت کنیم. الان بسیاری از دختران و پسران نیاز جنسی دارند و بالا بردن سن ازدواج، باعث میشود نیاز خود را به طرقی که مثبت نیست، رفع کنند. در اینجا پیشبینی قانونگذار چیست؟ چون نمیتوان به همه توصیه کرد که رفتارهای ناهنجار نداشته باشند. درواقع، این افراد وقتی نتوانند ازدواج رسمی و قانونی داشته باشند، به همان نسبت هم سن فحشا پایین میآید چون نیازهای جنسیشان رفع نمیشود. هرچند عوامل دیگری مانند وضعیت اقتصادی و فرهنگی جامعه هم در این رابطه دخیل هستند.
کاظمی: در حال حاضر هم که قوانین ما سن پایینی را برای ازدواج تعیین کردهاند، باز هم با کاهش سن روابط نامشروع مواجه هستیم پس صرف پایین آوردن سن ازدواج مشکل روابط نامشروع را حل نمیکنند بلکه به اعتقاد من ممکن است به این مسأله دامن بزند و کودکی که ازدواج میکند، درگیر این مسایل شود.
- به نظر شما چه اتفاقی میافتد که ازدواج کودک به یکباره برای ما تبدیل به مسأله میشود؟ این موضوع بیشتر رسانهای است یا به جهت پیگیری مطالبات کنوانسیون است؟
کاظمی: من فکر میکنم این موضوع بیشتر جنبه رسانهای و ژورنالیستی دارد. البته، کمیته حقوق کودک هم در گزارش اخیر خود تأکید کرده بود که این مسأله در ایران زیاد است. اخیراً گروههای مختلفی روی این موضوع کار میکنند و در رابطه با آن حساسیت اجتماعی به وجود آمده است.
بررسی علمی دقیقی در رابطه با ازدواج زودهنگام انجام نشده است
- برداشت من از حرف شما درست است که ممکن است ازدواج کودک الان مسأله اجتماعی ما نباشد بلکه برای آن مسألهسازی شده باشد؟
کاظمی: وقتی حدود 600 هزار دختر و پسر درگیر این موضوع هستند، نمیتوانیم بگوییم مسأله اجتماعی نیست. چون ممکن است درصدی از این افراد دچار آسیب شوند پس پدیدهای است که باید به آن توجه کنیم اما متأسفانه بررسی علمی خوبی در این حوزه انجام ندادهایم تا بدانیم کسانی که ازدواج زودهنگام کردهاند، الان در چه وضعیتی قرار دارند. دخترانی هستند که مثلاً در 16 سالگی ازدواج کردند و زندگی خوبی هم دارند اما دخترانی هم هستند که در سن پایین ازدواج کردند اما وضعیت بسیار بدی دارند و حتی خودکشی رسیدند.
بارانی: بررسیهای آماری در این خصوص باید در دو برهه انجام گیرد. یکی زمان مادران ما که در سن پایین ازدواج کردند و عموماً هم مشکلی نداشتند و اگر هم مشکلی داشتند، حل و فصل میشد و به طلاق نمیرسید. از سوی دیگر، باید زمان فعلی را هم مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم مشکلات بهوجود آمده در این ازدواجها صرفاً به دلیل سن کم بوده یا عوامل دیگری مانند شهری و روستایی بودن افراد نیز در این رابطه دخالت داشتهاند. به نظر من مشکلات این حوزه بیشتر مربوط به خانوادههای شهری است. اگر بخواهیم کار جامعی در این خصوص انجام دهیم، باید تحقیق آماری فراگیری داشته باشیم نه اینکه تحقیق خود را به یک منطقه یا شهر محدود کنیم زیرا در این صورت قطعاً نتیجه مطلوبی کسب نخواهیم کرد.
آمار طلاق زیر سن 18 سال
- وضعیت آماری طلاقهای زیر سن 18 سال به چه صورت است؟
کاظمی: در خصوص افراد زیر 18 سال در سال 89 تعداد 12 هزار و 188 مورد طلاق ثبتشده برحسب سن زوجه در زمان ازدواج داشتیم که این آمار در سال 90 به 12 هزار و 540 مورد رسید.
عدم جرمانگاری برای مواقعه قبل از سن بلوغ
بارانی: موضوع ازدواج کودک باید از حیث جنبه کیفری نیز مورد توجه قرار گیرد. قانونگذار در ماده 50 قانون حمایت از خانواده برای ازدواجی که بدون رعایت ماده 1041 و مجوز دادگاه اتفاق افتاده باشد حبس تعزیری درجه 6 در نظر گرفته است. حالا اگر این ازدواج انجام شده و مواقعه هم صورت گرفته باشد، در صورت ایجاد نقص عضو، حبس در نظر گرفته شده تبدیل به حبس تعزیری درجه 5 میشود. برای مواردی هم که منجر به فوت میشود، حبس تعزیری درجه 4 در نظر گرفته شده است. در تبصره هم برای افرادی مانند مادر، سرپرست و ولی قهری که در این ازدواج دخیل بودهاند، مجازات حبس تعزیری درجه 6 پیشبینی شده است. در مورد ازدواج زیر سن بلوغ اگر هم دادگاه اجازه ازدواج را صادر کند اما اجازه نزدیکی را صادر نکرده است. در این مورد اگر مرد نزدیکی انجام دهد، برای او جرمانگاری نشده است.
کاظمی: آیا نزدیکی مقتضای عقد نکاح نیست؟ اگر دادگاه اجازه ازدواج را صادر کرد، به مقتضای آن، اجازه روابط زناشویی را هم داده است.
بارانی: خیر. الزاماً اینگونه نیست. ممکن است دادگاه اجازه ازدواج زیر سن بلوغ را بدهد اما اجازه نزدیکی نداده است. اما اگر مردی نزدیکی انجام دهد، در این قانون مجازاتی برای او پیشبینی نشده است. در این مورد، حتی اگر دختر آسیب جسمی نبیند، اما از لحاظ روانی آسیب زیادی به او رسیده است. لازم بود ماده 50 قانون حمایت از خانواده این مسأله را مدنظر قرار دهد. البته، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان سال 81 برای این مسأله یک مجازات جزئی در نظر گرفته است. من در لایحه اصلاح قانون تعزیرات به معاونت حقوقی پیشنهاد دادهام که این موضوع را مدنظر قرار دهد.
هدف از نکاح باید مشخص شود
چند نکته در این جا وجود دارد و من در حد سواد خودم بررسی فقهی انجام دادهام. نکته اول این است که ما هدف از نکاح را چه میدانیم؟ این مسأله باید به لحاظ مبنایی مشخص شود چون اگر هدف از ازدواج را درک کنیم، سن ازدواج هم برایمان حل میشود. در حقوق غربی هم به این صورت بود که ابتدا فلاسفه راجعبه موضوعات بحث و سپس حقوقدانان قاعده وضع کردند. مونتسکیو در کتاب «روحالقوانین» میگوید هدف از ازدواج، تکثیر اولاد است و ازدواج تابع سیاستهای جمعیتی دولت است. یعنی دولتی که میخواهد جمعیت را زیاد کند، سن ازدواج را پایین میآورد تا مردم زودتر بچهدار شوند. کشوری هم که جمعیت بالا نمیخواهد، سن ازدواج را بالا میبرد. بنابراین، ازدواج از نظر او امری مربوط به حقوق عمومی است، نه حقوق خصوصی. کانت هم میگوید هدف از ازدواج تلذذ جنسی و جسمی است بنابراین، ازدواج، مجوزی است که طرفین به هم میدهند تا از بدن هم بهرهمند شوند. البته، او به این نکته اشاره نکرده که با این دیدگاه، فلسفه نکاح افرادی مانند سالمندان که به دنبال تلذذ جنسی نیستند، زیر سؤال میرود یا خیر.
در اسلام هدف از ازدواج ایجاد سکینه و آرامش معرفی شده است اما کسی میتواند سکینه و آرامش ایجاد کند که خودش معیارها و مهارتهای لازم را برای ایجاد آرامش داشته باشد. درواقع، ضابطهای که در اینجا وجود دارد، رشد عقلی و عاطفی است، نه رشد جسمی و جنسی. آیا میتوان دختر و پسری را که از جهت جنسی آمادگی دارند اما از جهت روحی آماده نیستند، به هم تزویج کرد؟ چنین اتفاقی به مصلحت است؟
- بحثهایی که میفرمایید قابل قبول است اما آیا شما از جایگاه پایتختنشینی به این بحث نگاه نمیکنید؟ در جامعه ما افراد متفاوتی از گروههای مختلف وجود دارند که باید برای همه آنها فکر کنیم. ممکن است در همین ایران امروز یک دختر مثلاً عشایر قابلیت ازدواج داشته باشد.
کاظمی: اگر این قابلیت را داشته باشد ما مشکلی نداریم هرچند من ندیدهام دختری در 9 سالگی واجد این شرایط باشد چون در بحث حقوق کودک کار کردم و در این زمینه به مراکز مختلفی هم رفتم. البته، قبول دارم که در برخی از مناطق کشور دختر زود ازدواج میکند و ازدواج به معنای مستقل شدن و خارج شدن از منزل است اما لزوماً این اتفاق را تأیید نمیکنم. اتفاقاً در تهران چندان در این زمینه مشکل نداریم و مشکل بیشتر در حاشیه شهرهاست. در 99 درصد موارد ازدواج در این سنین برای افراد آرامش ایجاد نمیکند مگر اینکه در موارد استثنایی دختر و پسری به پختگی لازم رسیده باشند و بتوانند به همسر خود آرامش دهند. پس این سؤال که ازدواج با چه هدفی انجام میشود، یک بحث مبنایی است و قاضی وقتی میخواهد مجوز صادر کند باید به این نکته توجه داشته باشد.
بسیاری از افراد برای دریافت مجوز ازدواج به دادگاه مراجعه نمیکنند
- بسیاری از اوقات دختران در سنین پایین خودشان تمایل به ازدواج دارند مثلاً بسیاری از دختران در حاشیه شهرها اصلاً زندگی غیر از این را تصور نمیکنند. قانون هم برای اینکه این دختر زیر 13 سال ازدواج کند، به پدرش گفته تو مصلحت او را تشخیص بده و دادگاه هم به او کمک کند. آیا اصل رویه قضایی ما بر این است که به همه اجازه اینگونه ازدواج را بدهد؟
بارانی: علیالاصول اینگونه نیست و اصل بر عدم است. درواقع، اصل بر این است که مصلحت دختر زیر 13 سال در ازدواج نیست. حالا خلاف این اصل باید ثابت شود و قاضی را متقاعد کنند که مصلحت طفل این است که ازدواج صورت گیرد. مشکلی که وجود دارد این است که برای این ازدواجها به دادگاه مراجعه نمیکنند و ماده 1041 رعایت نمیشود.
کاظمی: تعداد کمی به دادگاه مراجعه کردهاند و دادگاه به حدود هزار نفر مجوز داده است. البته، در کشور ما که حدود 17 میلیون کودک داریم و از این تعداد ممکن است حدود 10 میلیون زیر سن 10 سال باشند، تعداد هزار نفر منطقی است. مشکل ما ازدواجهای دائمی غیررسمی است که ثبت نمیشود.
ازدواجهای ثبتشده لزوماً مجوز دادگاه را نداشتهاند
بارانی: آماری که آقای دکتر مطرح کردند مربوط به ازدواجهای ثبتشده بود اما باید این تفکیک صورت بگیرد که این ازدواجها الزاماً با حکم دادگاه بوده یا بدون حکم دادگاه در دفترخانه اسناد رسمی به ثبت رسیده است. این کار خلاف قانون است اما گاهی این کار را انجام میدهند. یعنی آماری که اینجا مطرح میشود، لزوماً مجوز دادگاه را نداشتهاند.
کاظمی: آقای دکتر ضمانت اجرای کیفری چنین ازدواجی را در ماده 50 قانون حمایت از خانواده مطرح کردند اما این ماده ایرادی دارد چون تنها به مردانی که با دختران زیر سن ازدواج و بدون مجوز ازدواج میکنند، اشاره دارد و حالت معکوس را در نظر نگرفته چون این مسأله میتواند در مورد هر دو جنس وجود داشته باشد. در اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا ما ضمانت اجرای مدنی داریم؟ در اسناد بینالمللی و کشورهایی که برای ازدواج حالت تقدس قائل نیستند، گفته شده که میتوانند ازدواجی را که ثبتنشده باطل کنند.
در کشورهای غربی ثبت عقد را شرط صحت عقد میدانند
بارانی: صحت عقدی که واقع میشود نیاز به ثبت ندارد و ثبت عقد صرفاً یک موضوع تشریفاتی است اما در کشورهای غربی ثبت را شرط صحت عقد میدانند.
کاظمی: درواقع، در کشور ما نکاح امری رضایی است و قانون از ازدواج بیشتر از مصلحت کودک حمایت میکند. بنابراین، اگر در سن 6 سالگی هم عقد نکاح صورت گیرد اما ثبت نشود، نکاح باطل نیست و آثار آن هم واقع شده و صحیح هم بوده و فقط در دادگاه ثبت نشده است.
تغییر احکام فقه به اقتضای زمان، محل تأمل است/ ازدواجهای زودهنگام گاهی بازتولید فقر است
- این مسأله ابعاد مختلفی دارد که باید به تمامی این ابعاد توجه شود. مثلاً من تعدادی دختر دانشآموز 15، 16 ساله مذهبی دیدهام که تمنای ازدواج دارند چون آنها هم در همین جامعهای زندگی میکند که فضای انگیزشی مسایل جنسی زیاد است. اگر ما در خصوص سن ازدواج به همان تعریفهای کنوانسیونی التزام داشته باشیم، باعث افزایش فحشا در جامعه نمیشود؟
کاظمی: خیر، چون کنوانسیون گفته ملاک را 18 سال قرار میدهیم اما برای ازدواج پایینتراز این سن هم مجوز داده میشود. شما میفرمایید دختربچههایی هستند که میخواهند ازدواج کنند. اگر پدر و مادر آنها با این ازدواج مخالفت کنند، حتماً مصلحتی دیدهاند. ماده 1043 هم میگوید پدر باید براساس مصلحت اجازه ازدواج را دهد. خیلی از بچهها ممکن است بخواهند زود ازدواج کنند اما این مسأله به صلاح آنها نیست. 90 درصد از بچهها اگر اجازه داشته باشند، دوست دارند ترک تحصیل کنند اما آیا این کار به مصلحت آنهاست؟ بسیاری از کودکانی که ازدواج میکنند و خانوادههای آنها از آثار و عواقب این ازدواج اطلاع ندارند، وقتی هم به مشکلی برمیخورند میگویند کاش کسی بود که ما را راهنمایی میکرد.
ما در این موارد علاوه بر اجازه دادگاه، باید مشاورههای پیش از ازدواج را الزامی و در این زمینه فرهنگسازی کنیم. باید به پدری که میخواهد دخترش را در یازده سالگی به عقد ازدواج کسی درآورد، بگوییم کلیه مسایل را در نظر بگیر بعد ببین اگر باز هم به مصلحت اوست، به دادگاه برو و درخواست بده. خیلی از این درخواستها به دادگاه میآید و رد میشود چون پدر و مادر براساس یکسری خردهفرهنگهای ناروا به دادگاه مراجعه میکنند. گاهی این ازدواجها بازتولید فقر است، گاهی هم اگر دختر ازدواج نکند، شاید تبدیل به دختر فراری شود.
یکی از مسایلی که ممکن است در خصوص گرفتن مجوز از دادگاه برای ازدواج به وجود بیاید، حجم زیاد پروندههایی است که در این رابطه وارد دادگستری میشود. البته، میتوان راهکاری برای این مسأله در نظر گرفت مثل اینکه برای تشخیص این مصلحت، یک مقام مدنی داشته باشیم. مثلاً در بهزیستی دو مددکار اجتماعی تأیید کنند که این افراد از جهت روحی و مهارتهای اجتماعی به قابلیتهای لازم برای ازدواج رسیدهاند یا خیر.
پیشنهاد میکنم سن ازدواج را 18 سال در نظر بگیریم
مادهای که در سال 1307 تصویب شد، توسط فقهای شیعه نوشته شده بود و به لحاظ بنمایههای فقهی بسیار قوی بود و حتماً آن فقها مصالحی را دیده بودند که قانون را به این شکل نوشتند. پیشنهاد من این است که براساس همان قانون، سن ازدواج را 18 سال تعیین کنیم اما کف هم برای آن قرار دهیم و حتی کف را پایینتر بگیریم چون ممکن است در جامعه یک دختر 12 ساله هم نیاز به ازدواج داشته باشد. پس کف سن را 10 سال در نظر بگیریم و بگوییم ازدواجهایی که قرار است بین 15 تا 18 سال اتفاق بیفتد، باید توسط دو مشاور و مددکار اجتماعی تأیید شود. در خصوص پایینتر از این سن هم دادگاه باید نظر دهد. میتوان چنین راهکارهایی در نظر گرفت تا ضمن رعایت معیارهایی که به آنها التزام داریم، مصلحت جامعه و مصلحت کودکان را هم در نظر بگیریم.
کف سن بلوغ را برای ازدواج در نظر بگیریم
بارانی: آقای دکتر بحثی که شما فرمودید اصلاً مبتلابه ما نیست؛ برای اینکه قانونگذار اجازه داده که دختر 13 ساله ازدواج کند اما با پیشنهادی که ارایه دادید، موافق هستم. در مورد پسران که اصلاً مشکلی نداریم و سن بلوغ مبنای سن ازدواج قرار گرفته است. اگر ضرورتهایی هم که برای ازدواج کودکان وجود دارد، هیچوقت نباید کمتر از سن بلوغ را شامل شود. یعنی اگر بنا باشد در ماده 1041 اصلاحی اتفاق بیفتد، من همین وضعیت را در نظر میگیرم و مانند قانون 1307 دادستان را هم به موضوع اضافه میکنم. علاوه بر آن، برای کفی برای این سن در نظر بگیریم که این کف، سن بلوغ است.
باید بین قوانین تعادل ایجاد شود
کاظمی: اگر ماده 1041 را به این شکل میپذیریم باید به این افراد اجازه استخدام در ادارات و اجازه افتتاح حساب بانکی هم بدهیم. همچنین، باید قانون خانواده را اصلاح کنیم تا به محض اینکه این افراد ازدواج کردند، اجازه داشته باشند وارد دادگاه خانواده هم بشوند. درواقع، باید بین قوانین تعادل ایجاد کنیم.
مسأله کودک و ابعاد آن بسیار پیچیده است اما مطالعه دقیقی در رابطه با این مسأله پیچیده انجام ندادهایم و به صورت کشف و شهودی درباره آن صحبت میکنیم. من پروندههای برخی از این بچهها را دیدهام و میدانم چقدر مشکل دارند. بالاخره، این بچهها هم تحت زعامت جامعه اسلامی هستند و باید به آنها توجه کرد. در همین جامعه سن ازدواج پیروان سایر ادیان بالاتر است و برای آنها مشکلی بهوجود نمیآید. تازه آنها اجازه ازدواج زیر سن مقرر را هم ندارند. ما سن ازدواج را پایین آوردهایم و اجازه دادیم تا صفر سالگی هم عقد کنند اما مشکل فحشای زیر سن بلوغ را هم داریم. باید در خصوص این مسایل بهصورت جدی فکر کنیم
منبع: مهرخانه