کد خبر: 33134

آموزش فرهنگ مقاومت به کودکان

ما مردمانی هستیم با فرهنگی چندهزارساله. دیگر این را هر پیر و جوان و کودک این کشور می‌داند. جزء جزء این فرهنگ قابل تأمل و اعتناست. یکی از این عناصر و اجزاء فرهنگی که همگی با هر دین و مسلک و مرامی به آن افتخار می‌کنیم و به آن احترام می‌گذاریم، فرهنگ مقاومت است. در تاریخ این کشور، هیچ زمانی خالی از مقاومت نبوده است. هر دوره تاریخی را که بررسی کنید، مردمانی را می‌بینید که بر سر خاک، دین، ناموس و ... ایستاده‌اند، مقاومت کرده‌اند و تاریخ‌ساز شده‌اند.

به گزارش بهداشت نیوز:

فرهنگ مقاومت یعنی خشونت؟

ما مردمانی هستیم با فرهنگی چندهزارساله. دیگر این را هر پیر و جوان و کودک این کشور می‌داند. جزء جزء این فرهنگ قابل تأمل و اعتناست. یکی از این عناصر و اجزاء فرهنگی که همگی با هر دین و مسلک و مرامی به آن افتخار می‌کنیم و به آن احترام می‌گذاریم، فرهنگ مقاومت است. در تاریخ این کشور، هیچ زمانی خالی از مقاومت نبوده است. هر دوره تاریخی را که بررسی کنید، مردمانی را می‌بینید که بر سر خاک، دین، ناموس و ... ایستاده‌اند، مقاومت کرده‌اند و تاریخ‌ساز شده‌اند. فرهنگ امری است یادگرفتنی و آموزش و تربیت، مسیری است که به فرهنگ‌ ختم می‌شود. اما چه فرهنگی؟! آیا ما در تربیت کودکمان، آن‌هم در دنیای امروز، حواسمان به آشنایی او با فرهنگ مقاومت هست؟ اصلا می‌دانیم چرا باید کودک را با این مفاهیم آشنا کنیم؟ آیا فرهنگ مقاومت صرفا برای زمانی است که کشور دارای ناامنی و جنگ است؟ یا به درد زندگی شخصی کودک هم می‌خورد؟ آیا آشنایی کودکان با فرهنگ مقاومت یعنی آموزش خشونت به آنها؟ و این‌که در نهایت چطور می‌توان کودکی را با فرهنگ مقاومت آشنا کرد و این دست مفاهیم را با توجه به روح حساس کودک، در سلامت به او آموخت؟ در ادامه به پاسخ این سوالات خواهیم پرداخت..

درسش را بخواند کافیست!

چند درصد از پدرومادرهای امروزی به آشنا کردن فرزندشان با فرهنگ مقاومت اهمیت می‌دهند یا برایشان دغدغه است؟ برخی از ما که آنقدر در چنگ روانشناسی‌های متفاوت و غیربومی اسیر شده‌ایم که مُدام در حال افراط و تفریطیم. اصلا خودمان هم آشنایی چندانی با فرهنگ مقاومت، ضرورت و پی‌آمدهای آن نداریم. تمام هم و غم‌مان این است که کودک‌مان خوب درس بخواند تا برای خودش و جامعه‌اش کسی بشود، یعنی کسی شدن را از یک مسیر و آنهم از دانشگاه و دکتر و مهندس شدن، میسر می‌دانیم. در حالی که اگر قرار است فردی بار بیاوریم که برای خودش کسی بشود، برای جامعه‌اش مفید باشد و روحی بزرگوار و سالم داشته باشد، به جز درس ‌خواندن و تشویق و تنبیه‌اش باید به مسائل دیگری هم اهمیت بدهیم.  

فرهنگ خشن یا فرهنگ مقاومت؟

همین که سخن از انتقال فرهنگ مقاومت به نسل جدید می‌شود، همه در ذهنشان کودکانی تفنگ به دست را تصور می‌کنند که خشونت ازشان می‌بارد و توانایی صلح، دوست‌داشتن و مدارا کردن با کسی را ندارند. آدمی که کشتن و کشته شدن برایش عادی است. بلدترهایمان،خیلی زود به کنوانسیون حقوق کودک استناد می‌کنیم که می‌گوید: «تربیت باید کودک را برای زندگی در یک جامعه آزاد بر پایه تفاهم، صلح، تحمل دگراندیشان و دیگرباشان، تساوی حقوق زن و مرد و دوستی خلق‌ها و گروه‎های قومی یا ملی مذهبی آماده کند» اما فرهنگ مقاومت الزاما به معنای آموزش خشونت نیست، به معنای تفنگ دست گرفتن هم نیست. فرهنگ مقاومت اتفاقا به مدارا و صلح می‌انجامد. آموزش درست فرهنگ مقاومت، به کودک ما می‌گوید که دشمن کیست و در برابر چه کسانی و چه چیزهایی باید مقاومت کرد و به او مفاهیم ایثار و گذشت را می‌آموزد که جزء جدایی‌ناپذیر مقاومت هستند.

راه‌های آموزش فرهنگ مقاومت به کودکان

1ـ حواستان باشد که ستیزه‌جویی و خودخواهی دقیقا نقطه‌ی مقابل فرهنگ مقاومت است. کودک شما باید در مرحله‌ی اول دوست داشتن را فرابگیرد. هرگز به او نگویید: «هر کی کتکت زد تو هم بزنش» این تربیت از کودک شما فردی عصبی می‌سازد که گمان می‌کند تنها راه دفاع از خود، کتک زدن دیگران است. از آنهایی هم نباشید که اجازه نمی‌دهند کودکشان هیچ کدام از وسایلش را با دیگران شریک شود؛ «بدو اسباب‌بازی‌هاتو قایم کن که الان پسرخاله میاد همه رو خراب می‌کنه» یا «ماشین کنترلی‌تو ندی دست بچه‌ها که خرابش می‌کنن» شما با این جملات کودکی مسئول و مراقب نخواهید داشت، آن‌چه نصیبتان می‌شود فردی خسیس، ستیزه‌جو، بدون داشتن روحیه‌ی گذشت و بخشش است.

2ـ کودکتان را به بخشش و گذشت تشویق کنید؛ «می‌تونی عروسکت رو به دوستت بدی» «اگر همکلاسیت مداد رنگیشو یادش رفته بود، بهش کمک کن» «از لقمه‌ی غذات به پسرخاله‌ات هم بده» همه‌ی این‌ها پایه‌های بنیادین فرهنگ مقاومت، یعنی بخشش و گذشت هستند. تا کودکی مهربان، باگذشت و بخشنده تربیت نکنید، نمی‌توانید انتظار جوانی را داشته باشید که می‌داند چگونه و چرا باید مقاومت کند.

3ـ از اسطوره‌های مقاومت کمک بگیرید. این فرهنگ، این مرز و بوم و این ادبیات، سرشار  از اسطوره‌هایی است، که هم جذابند و هم اخلاقی! هم روحیه‌ی مقاومت در سراسر زندگی‌شان جریان داشته و هم آدم‌های مهربان و اخلاق‌گرایی بوده‌اند. به شاهنامه نگاه کنید، به الگوها و شهدایی که در همین پنجاه سال اخیر در کشور داشته‌ایم توجه کنید، همگی قابلیت داستان شدن را دارند، وجه مشترک همگی‌شان هم زیربار حرف زور نرفتن است.

4ـ کوچه‌، خیابان، بزرگراه‌های ما مزین به نام شخصیت‌ها و اغلب شهدای دفاع مقدس هستند. آیا وقتی می‌گوییم «همت» فرزند ما تنها یک اتوبان را به خاطر می‌آورد یا می‌داند همت که بود و چه کرد؟ این رفت و آمدها را خالی از آموزش نگذارید. هر زمان که از کوچه یا خیابانی با این نام‌ها گذر می‌کنید. یک وجه از شخصیت آن فرد را برای کودکتان در قالب داستان بسیار کوتاه بگویید و هر بار که از آنجا گذر می‌کنید به خاطرش بیاورید.

5ـ خودزنی نکنید. خراب کردن وجه‌ی آدم‌های نظامی و یا افرادی که این روزها از همه‌چیزشان گذشته‌اند و در سوریه به مقاومت مشغولند، نوعی خودزنی است. از مدافعین حرم برای کودکتان بگویید. از آنها نباشید که با آمدن هر قافله شهید گمنام، آه و فریادشان بالا می‌رود که چقدر شهید! یا آنهایی که از صبح تا شب توی گوش آدمها می‌خوانند: «اینا پول میگیرن میرن می‌جنگن» اتفاقا این مدل رفتار است که به دوست نداشتن آدمها و بدگمانی و بی‌اعتمادی می‌انجامد.

6ـ قدرشناسی کرده و کودکتان را در این قدرشناسی‌ها شریک کنید. شاید تعداد جانبازان بازمانده از دفاع مقدس کم باشد، اما بالاخره هستند آنهایی که بتوان به عنوان یک مرجع و الگوی زنده به کودک معرفی کرد. قرار نیست آن جانباز برای کودک شما از سختی‌های جانبازی یا حتی آن قسمت کشت و کشتار جنگ بگوید؛ همین ارتباط نزدیک با روحیه‌ی مقاومت و آشنایی با افرادی که بخاطر آسایش ما راحتی خودشان را تا پای جان به خطر انداخته‌اند، اثرات خودش را دارد. این روزها خانواده‌های شهدای مدافع حرم در اطرافمان هستند. با کودک و نوجوانتان از این رشادت‌ها بگویید، به دیدار خانواده‌ها بروید و بگذارید فرزندتان با این فضا آشنا شود.

7ـ به ایمان و ارتباط کودک با خدا حساس باشید. چه بپذیریم چه نپذیریم، تاریخ نشان داده است، آدم‌هایی که باورهای قوی‌تری داشته‌اند افراد مقاوم‌تری بوده‌اند. معنویت و ارتباط با خدا و آشنایی با دین اسلام که سرشار از فرهنگ مقاومت است، در این مسیر کار شما را بسیار آسان می‌کند. او را به مجالس مذهبی ببرید و با این کار او را واکسینه کنید.

8ـ از المان‌ و نشانه‌های مقاومت فاصله نگیرید. بازدید از موزه دفاع مقدس، بازدید از مناطق جنگی، استفاده از وسایلی که نماد مقاومت هستند مثل سربند، چفیه، یاری‌دهنده‌اند. درست است که این‌ها ظاهر ماجراست اما از ظاهر همیشه پلی به باطن خواهد بود.


9ـ دشمن‌شناسی را دست کم نگیرید و به آن به چشم یک سوژه‌ی بی‌فایده و لوث نگاه نکنید. فرزند شما باید بداند جهان امروزی، جهانی است که ممکن است هر لحظه آنکه ادعای دوستی کرده و برایش  پیام تبریک سال نو فرستاده، بر سر بزنگاه بزرگترین خیانت‌ها، عداوت‌ها و کشتارها را در جهان راه بیندازد. نگویید ما سیاسی نیستیم. آنچه در جهان امروز جریان دارد، چیزی فراتر از سیاست است که باید با کودک و نوجوان در حد و اندازه خودش با زبانی مناسب سن و سالش به گفتگو نشست.

10. کودکی عاشورایی تربیت کنید. عاشورا یکی از صحنه‌های بسیار مستعد برای ترویج فرهنگ مقاومت است. پر است از  داستان‌هایی که به درد هر سن و سالی می‌خورد. هر مفهومی که لازمتان باشد را دارد. از ایثار و گذشت تا دشمن‌شناسی و ظلم ستیزی و ..

10ـ در تمام مسیر آموزش چند نکته را فراموش نکنید.

      اول اینکه از تکرارهای بیهوده پرهیز کنید. تکراری و طولانی بودن هر امری کودک را خسته و دلزده می‌کند.
    ب: از هنر کمک بگیرید. هنر ، فیلم، ادبیات، نقاشی و ... می‌توانند غیرمستقیم و با زبانی لطیف با کودکان صحبت کنند.
    داستان و شعر را جدی بگیرید. بچه‌ها با هر چیزی که در قالب داستان و شعر عنوان شود، ارتباط بهتری می گیرند.
    بازی و شادی و هیجان، جزء لاینفک زندگی کودکان است. هر آنچه که با این‌ها پیوند بخورد تأثیر بهتری خواهد گذاشت.
    تشویق کردن او را ولو با یک بوسه، به خاطر بسپارید. رفتارهایی که به ازخودگذشتگی، ایثار، بخشش و مقاومت ربط دارد را حتما تشویق کنید.

 

 

همشهری
 

مرتبط ها