به گزارش بهداشت نیوز، اصغر ابراهیمی با بیان اینکه رفتار کودکان باید با در نظر گرفتن عوامل مختلف روانشناختی و محیطی بررسی شود، اظهار کرد: برای شناخت رفتارهای نامناسب کودکان نمیتوان صرفاً به ظاهر رفتار اکتفا کرد، بلکه لازم است عوامل هیجانی، شناختی، خانوادگی و اجتماعی مؤثر بر شکلگیری و تداوم آنها نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا، افزود: کودکان بسیاری از رفتارهای خود را از طریق مشاهده و الگوبرداری میآموزند. بنابراین کودکی که در محیط زندگی خود شاهد توهین، تحقیر، پرخاشگری کلامی یا حل اختلاف از طریق رفتارهای تهاجمی است، ممکن است بهتدریج این شیوههای ارتباطی را بهعنوان رفتارهای قابلقبول درونی کند و در تعامل با همسالان خود به کار ببرد.
این روانشناس با اشاره به نقش افکار و برداشتهای ذهنی در شکلگیری واکنشهای رفتاری، ادامه داد: بر اساس نظریه شناختی آرون بک، واکنش انسان تنها نتیجه اتفاقات بیرونی نیست، بلکه نوع برداشت و تفسیری که از رویدادها دارد نیز در شکلگیری احساسات و رفتار او مؤثر است. برای مثال، دانشآموزی که یک شوخی ساده را نشانه تحقیر یا بیاحترامی تلقی میکند، ممکن است با خشم، ناسزاگویی یا رفتار تهاجمی واکنش نشان دهد؛ بنابراین در بروز درگیریها، علاوه بر رفتار طرف مقابل، نحوه تفسیر آن رفتار نیز اهمیت دارد.
ابراهیمی با بیان اینکه برخی تواناییهای روانشناختی کودکان هنوز در حال تکامل است، گفت: کنترل تکانه، تنظیم هیجان، پیشبینی پیامدهای رفتار و درک احساسات دیگران از جمله مهارتهایی است که در دوران کودکی بهتدریج رشد میکند. به همین دلیل ممکن است برخی دانشآموزان بدون توجه به عواقب رفتار خود اقدام به هل دادن، پشتپا زدن، ضربه زدن، کشیدن لباس یا کشتی گرفتن کنند و حتی پس از ایجاد آسیب، رفتار خود را صرفاً شوخی بدانند.
او تصریح کرد: نداشتن قصد آسیبرسانی به معنای بیخطر بودن رفتار نیست و کودکان باید بیاموزند که در برابر پیامدهای رفتار خود مسئولیتپذیر باشند.
این روانشناس با اشاره به نقش واکنش اطرافیان در تکرار رفتارهای نامناسب، اظهار کرد: در نظریه رفتارگرایی اسکینر، پیامدهای رفتار در احتمال تکرار آن نقش دارند. زمانی که توهین، تمسخر یا شوخیهای نامناسب با خنده، توجه یا تأیید همسالان همراه میشود، احتمال دارد این رفتارها تقویت شده و به الگویی تکرارشونده تبدیل شوند. از این رو، بیتفاوتی نسبت به رفتارهای بهظاهر کوچک میتواند در برخی شرایط به تثبیت الگوهای ارتباطی ناسالم کمک کند.
ابراهیمی با تأکید بر ضرورت توجه به تکرار و شدت رفتارهای آزاردهنده، افزود: یکی از موضوعات نگرانکننده زمانی است که کودک بهتدریج حساسیت خود را نسبت به ناراحتی دیگران از دست میدهد یا تحقیر و آزار همسالان را راهی برای جلب توجه، کسب قدرت و پذیرفته شدن در گروه دوستان میداند. البته بروز یک رفتار نامناسب بهتنهایی نشانه اختلال روانشناختی یا فقدان همدلی نیست و برای ارزیابی آن باید تکرار، شدت، انگیزه و پیامدهای رفتار مورد بررسی قرار گیرد.
وی خانواده را از عوامل مهم در شکلگیری الگوهای رفتاری کودکان دانست و گفت: نقش خانواده در این زمینه فراتر از تذکر دادن یا تنبیه کردن است. کیفیت روابط عاطفی، شیوه مدیریت تعارض میان اعضای خانواده، نحوه ابراز خشم والدین و میزان احترام متقابل در محیط خانه، همگی میتوانند بر رفتار کودک تأثیر بگذارند.
این روانشناس ادامه داد: کودکی که در خانواده میآموزد اختلافنظر را بدون تحقیر بیان کند، خشم خود را بدون آسیبرساندن مدیریت کند و برای احساسات دیگران ارزش قائل شود، فرصت بیشتری برای رشد مهارتهای ارتباطی سالم خواهد داشت.
ابراهیمی با بیان اینکه تشخیص مرز میان شوخی و آزار اهمیت زیادی دارد، اظهار کرد: این مرز صرفاً با نیت فرد انجامدهنده مشخص نمیشود، بلکه رضایت، امنیت و احساس فرد مقابل نیز اهمیت دارد. رفتاری که برای یک دانشآموز سرگرمکننده است، ممکن است برای دانشآموز دیگر تجربهای از ترس، تحقیر یا ناامنی ایجاد کند.
او افزود: استفاده از الفاظ رکیک، ناسزاگویی، تمسخر، لقبگذاریهای توهینآمیز و شوخیهای فیزیکی آسیبزا از جمله هل دادن، پشتپا زدن، ضربه زدن، کشیدن لباس و کشتی گرفتن در محیط مدرسه باید جدی گرفته شود. در صورت وقوع آسیب جسمانی یا خسارت مالی نیز موضوع باید مطابق مقررات بررسی و مسئولیت جبران خسارت بر اساس ضوابط قانونی تعیین شود.
این روانشناس با تأکید بر اینکه اصلاح رفتارهای آسیبزا نیازمند همکاری خانواده و مدرسه است، الگوسازی رفتاری والدین را یکی از مهمترین راهکارهای پیشگیری از پرخاشگری کودکان دانست و گفت: والدین باید در محیط خانواده از ناسزاگویی، تحقیر، تمسخر و شوخیهای بدنی نامناسب پرهیز کنند؛ چراکه کودکان بسیاری از رفتارهای خود را از طریق مشاهده و الگوبرداری از بزرگسالان یاد میگیرند.
ابراهیمی گفت: گفتوگوی روزانه با فرزندان درباره روابط آنها با همکلاسیها، احساسات و اختلافات احتمالی، به والدین کمک میکند تا مسائل و مشکلات رفتاری را بهتر شناسایی کنند. اختصاص روزانه ۵ تا ۱۰ دقیقه برای گفتوگو با کودک درباره اتفاقات مدرسه و روابط او با دوستانش میتواند در شناخت شرایط عاطفی و اجتماعی وی مؤثر باشد.
وی آموزش مهارتهای تنظیم هیجان را از دیگر اقدامات ضروری برشمرد و افزود: والدین باید به کودکان بیاموزند هنگام عصبانیت مکث کنند، احساس خود را نام ببرند و پیش از هر واکنش، پیامد رفتارشان را در نظر بگیرند. همچنین تقویت همدلی از طریق پرسشهایی مانند «اگر دوستت همین رفتار را با تو انجام دهد، چه احساسی خواهی داشت؟» میتواند به درک بهتر احساسات دیگران کمک کند.
این روانشناس با تأکید بر ضرورت آموزش مرزهای جسمانی به کودکان، اظهار کرد: باید به فرزندان آموزش داده شود که بدن دیگران حریم شخصی آنها است و هیچ شوخی بدنی آسیبزا، حتی با هدف سرگرمی، پذیرفتنی نیست.
ابراهیمی تقویت رفتارهای مطلوب را نیز مهم دانست و گفت: زمانی که کودک اختلافی را بدون توهین یا درگیری حل میکند، والدین باید رفتار مناسب او را بهطور مشخص تحسین کنند تا احتمال تکرار چنین رفتارهایی افزایش یابد.
او با اشاره به ضرورت پرهیز از تنبیههای تحقیرآمیز، افزود: والدین بهجای استفاده از برچسبهایی مانند «بیادب» یا «پرخاشگر»، باید رفتار نامناسب کودک را نقد کنند، نه شخصیت او را. همچنین اگر کودک موجب ناراحتی یا آسیب دیگری شد، باید متناسب با سن خود مسئولیت رفتار را بپذیرد، عذرخواهی معنادار داشته باشد و برای جبران رفتار آسیبزا اقدام کند.
این روانشناس نظارت بر محتوای رسانهای را از دیگر راهکارهای پیشگیری از پرخاشگری دانست و اظهار کرد: والدین باید نسبت به بازیهای رایانهای، فیلمها و محتواهایی که توهین، تحقیر یا خشونت را عادی جلوه میدهند، حساس باشند و متناسب با سن کودک، بر محتوای مورد استفاده او نظارت کنند.
ابراهیمی با تأکید بر آموزش مهارت حل تعارض، ادامه داد: والدین میتوانند موقعیتهای اختلاف با دوستان را در خانه بهصورت ایفای نقش تمرین کنند و راههای گفتوگو، مخالفت محترمانه و درخواست کمک را به فرزندان خود آموزش دهند.
وی ثبات در قوانین خانوادگی را نیز ضروری دانست و گفت: خانوادهها باید قوانین مشخصی درباره ممنوعیت توهین و آسیبرساندن تعیین کنند و همه اعضای خانواده به این قوانین پایبند باشند. برخوردهای متناقض با رفتارهای مشابه میتواند اثربخشی آموزشها را کاهش دهد.
این روانشناس با تأکید بر ضرورت توجه به نشانههای هشداردهنده در رفتار کودکان خاطرنشان کرد: اگر پرخاشگری کودک شدید، مکرر یا همراه با آسیبرساندن به دیگران باشد، لازم است برای بررسی عوامل زمینهای و دریافت راهکارهای تخصصی به روانشناس بالینی کودک مراجعه شود.
ابراهیمی تأکید کرد: هدف از تعیین محدودیتهای رفتاری در خانه و مدرسه صرفاً کنترل کودکان نیست، بلکه پیشگیری از تثبیت الگوهای پرخاشگرانه، تقویت مسئولیتپذیری و حفاظت از امنیت روانی و جسمانی آنها است. رفتارهای دوران کودکی اگر بهموقع شناسایی و به شیوه مناسب اصلاح نشوند، ممکن است در برخی کودکان به الگوهای پایدار و ناسازگار ارتباطی تبدیل شوند؛ هرچند این پیامد قطعی و اجتنابناپذیر نیست.
منبع: ایسنا