✕
کد خبر: 299056

نگاهی به کتاب «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» نوشته علی رضاقلی

چرا ایران نخبگان خود را از دست می‌دهد؟

چرا در تاریخ ایران، برخی از چهره‌هایی که برای اصلاح ساختارهای سیاسی و اقتصادی تلاش کردند، با عزل، حذف سیاسی یا مرگ روبه‌رو شدند؟ علی رضاقلی در کتاب «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» با بررسی سرنوشت قائم‌مقام فراهانی، امیرکبیر و محمد مصدق، به زمینه‌های تاریخی و اجتماعی ناکامی اصلاحات می‌پردازد. در این روایت، نخبه‌کشی فقط به معنای کشتن افراد اثرگذار نیست؛ بلکه مفهومی گسترده‌تر دارد که حذف فیزیکی، کنار زدن از قدرت و محدود کردن امکان اثرگذاری نیروهای مستقل را نیز در بر می‌گیرد.

جامعه‌شناسی نخبه‌کشی؛ فراتر از قتل و حذف فیزیکی
«جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» تلاشی برای فهم چرایی ناکامی اصلاح‌گران در تاریخ ایران است. علی رضاقلی در این کتاب، سرنوشت رجال سیاسی را بهانه‌ای برای بررسی رابطه میان ساختار اجتماعی، قدرت سیاسی و امکان تغییر قرار می‌دهد. پرسش محوری این است که چرا در مقاطع مختلف تاریخی، تلاش برای اصلاح امور با مقاومت‌هایی جدی روبه‌رو شده و گاه به حذف کسانی انجامیده است که در پی تغییر وضع موجود بوده‌اند.
نخبه‌کشی در معنای مستقیم خود می‌تواند به حذف فیزیکی افراد صاحب‌نفوذ و اصلاح‌گر اشاره داشته باشد؛ یعنی زمانی که فردی در نتیجه کشمکش‌های سیاسی و مناسبات قدرت، جان خود را از دست می‌دهد. قتل قائم‌مقام فراهانی و امیرکبیر از نمونه‌های برجسته این سرنوشت در تاریخ دوره قاجارند. در دوره‌ای دیگر، سقوط دولت محمد مصدق در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و محدود شدن فعالیت سیاسی او، نمونه‌ای از حذف یک چهره اثرگذار از عرصه قدرت بود؛ هرچند این رویداد از نظر تاریخی با قتل و حذف فیزیکی یکسان نیست.
با این حال، مفهوم نخبه‌کشی به مرگ افراد محدود نمی‌شود. عزل از قدرت، محروم کردن نیروهای متخصص از مشارکت در تصمیم‌گیری، سرکوب صداهای منتقد و ایجاد موانع برای فعالیت مستقل نیز می‌تواند جامعه را از ظرفیت‌های انسانی خود محروم کند. تفاوت این شکل‌ها مهم است، اما در همه آن‌ها یک پرسش مشترک مطرح می‌شود: چه بر سر توان اصلاح‌گری جامعه می‌آید، وقتی نیروهای اثرگذار امکان ادامه فعالیت خود را از دست می‌دهند؟

سه چهره تاریخی و سرنوشت آنها
قائم‌مقام فراهانی، امیرکبیر و محمد مصدق سه شخصیت محوری در روایت کتاب‌اند. آنان در دوره‌هایی متفاوت زندگی کردند و با شرایط سیاسی خاص زمان خود روبه‌رو بودند، اما سرنوشتشان فرصتی برای طرح یک پرسش مشترک فراهم می‌کند: چرا اصلاحات در ایران بارها با موانعی روبه‌رو شده است که عبور از آن‌ها دشوار بوده است؟
قائم‌مقام فراهانی از رجال اثرگذار دوره قاجار بود که در اداره امور کشور نقش داشت. او در فضای رقابت‌های درباری و کشمکش بر سر قدرت، سرانجام در سال ۱۲۱۴ خورشیدی به دستور محمدشاه قاجار کشته شد. مرگ او نمونه‌ای روشن از حذف فیزیکی یک رجل سیاسی در مناسبات قدرت آن دوره است.
امیرکبیر نیز با تلاش برای اصلاح نظام اداری، سامان دادن به امور مالی و گسترش آموزش شناخته می‌شود. برنامه‌های او با مخالفت صاحبان نفوذ روبه‌رو شد و پس از عزل از صدارت، در سال ۱۲۳۰ خورشیدی در حمام فین کاشان به قتل رسید. سرنوشت امیرکبیر نشان می‌دهد که اصلاحات ممکن است با منافع گروه‌هایی برخورد کند که از تداوم وضع موجود سود می‌برند؛ هرچند بررسی دقیق این رویداد، مستلزم توجه به رقابت‌های سیاسی و شرایط تاریخی آن زمان نیز هست.
محمد مصدق، نخست‌وزیر ایران در اوایل دهه ۱۳۳۰، با تلاش برای ملی کردن صنعت نفت و تغییر مناسبات قدرت شناخته می‌شود. دولت او در فضایی از اختلاف‌های داخلی و فشارهای خارجی فعالیت می‌کرد و در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سقوط کرد. مصدق پس از محاکمه زندانی شد و سپس سال‌ها در حصر خانگی به سر برد. سرنوشت او، برخلاف دو نمونه پیشین، به قتل فیزیکی نینجامید؛ اما حذف او از قدرت و محدود شدن فعالیت سیاسی‌اش، نمونه‌ای از کنار گذاشتن یک چهره اثرگذار از عرصه عمومی بود.

اقتصاد رانتی؛ حلقه مهم در تحلیل نخبه‌کشی
یکی از محورهای مهم برای فهم موانع اصلاحات، رابطه میان منابع اقتصادی و قدرت سیاسی است. در ساختارهای متکی بر درآمد منابع طبیعی، به‌ویژه نفت، دسترسی به درآمد و امکانات عمومی می‌تواند به یکی از منابع اصلی نفوذ تبدیل شود. اگر نظارت عمومی و سازوکارهای پاسخ‌گویی ضعیف باشند، توزیع منابع ممکن است بیش از آنکه بر اساس منافع عمومی و شایستگی انجام شود، تحت تأثیر روابط سیاسی و منافع گروه‌های قدرتمند قرار گیرد.
در چنین شرایطی، اصلاحات اداری و اقتصادی فقط تغییر چند قانون یا شیوه اجرایی نیست؛ ممکن است منافع تثبیت‌شده گروه‌هایی را به خطر بیندازد که از وضع موجود بهره می‌برند. مقاومت در برابر اصلاح‌گران را می‌توان تا اندازه‌ای در همین زمینه بررسی کرد. با این حال، اقتصاد رانتی به‌تنهایی سرنوشت شخصیت‌های تاریخی را توضیح نمی‌دهد و نمی‌توان همه ناکامی‌های سیاسی ایران را به یک عامل فروکاست.

وقتی حذف نخبگان به فرهنگ سکوت می‌انجامد
حذف فیزیکی یک نخبه، پیامدهایی فراتر از زندگی فردی او دارد. مرگ یک اصلاح‌گر ممکن است به معنای از میان رفتن تجربه، دانش و برنامه‌هایی باشد که فرصت تکمیل یا اجرا پیدا نکرده‌اند. افزون بر این، چنین رخدادهایی می‌توانند بر رفتار دیگران نیز اثر بگذارند: وقتی هزینه مخالفت یا تلاش برای اصلاح بسیار سنگین به نظر برسد، برخی افراد از ورود به عرصه عمومی فاصله می‌گیرند یا ترجیح می‌دهند دیدگاه‌های خود را آشکار نکنند.
این پیامد تنها به حذف فیزیکی محدود نیست. عزل، تهدید، محدود کردن فعالیت حرفه‌ای و سرکوب صدای منتقدان نیز می‌تواند فضای ترس و خودسانسوری ایجاد کند. در چنین فضایی، نقد سازنده جای خود را به ملاحظه‌کاری می‌دهد و افراد ممکن است به‌جای بیان مشکلات، سکوت را انتخاب کنند.
تداوم این وضعیت می‌تواند جامعه را از مشارکت نیروهای مستقل و متخصص محروم کند. تصمیم‌گیری‌ها در نبود نقد مؤثر، کمتر در معرض اصلاح قرار می‌گیرند و فرصت شناسایی خطاها کاهش می‌یابد. به این ترتیب، نخبه‌کشی چه در شکل فیزیکی و چه در شکل سیاسی و اجتماعی، ممکن است بر ظرفیت جامعه برای یادگیری، اصلاح و تغییر اثر بگذارد.

مسئله‌ای فراتر از سرنوشت چند شخصیت
کتاب «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» با کنار هم قرار دادن سرگذشت قائم‌مقام فراهانی، امیرکبیر و محمد مصدق، توجه را به رابطه میان افراد و ساختارهای اجتماعی و سیاسی جلب می‌کند. این سه شخصیت در شرایط تاریخی یکسانی زندگی نکردند و سرنوشتشان نیز یکسان نبود؛ یکی کشته شد، دیگری به قتل رسید و سومی پس از سقوط دولتش زندانی و محصور شد. با وجود این تفاوت‌ها، تجربه آنان پرسشی مهم درباره دشواری اصلاحات در تاریخ ایران مطرح می‌کند.
چرا ایران نخبگان خود را از دست می‌دهد؟ پاسخ به این پرسش تنها در بررسی زندگی و تصمیم‌های افراد خلاصه نمی‌شود. باید به ساختارهای قدرت، منافع اقتصادی، امکان پاسخ‌گویی و فضایی که برای مشارکت نیروهای مستقل وجود دارد نیز توجه کرد. هنگامی که افراد توانمند از فعالیت مؤثر بازمی‌مانند، جامعه نه‌فقط یک چهره سیاسی، بلکه بخشی از دانش، تجربه و امکان تغییر خود را از دست می‌دهد. از این منظر، بررسی نخبه‌کشی تلاشی برای فهم هزینه‌های حذف اصلاح‌گران و اهمیت فراهم کردن زمینه‌ای است که در آن شایستگی و توان اصلاح‌گری بتواند به نفع جامعه به کار گرفته شود.

تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی