به گزارش بهداشت نیوز، کودکان آن روزها شاید بسیاری از امکانات آموزشی و فناوری امروز را نداشتند، اما فرصت داشتند ساعتها بازی کنند، با دوستانشان اختلاف پیدا کنند، دوباره آشتی کنند، زمین بخورند، تجربه کنند، خیالپردازی کنند و جهان اطرافشان را با دست و پای خود کشف کنند. امروز اما تصویر کودکی تغییر کرده است. کودک در اتاقی نشسته که شاید در آن تلفن همراه، تبلت، رایانه، اینترنت، بازیهای دیجیتال، کلاس زبان، آموزش موسیقی، ورزش و دهها امکان دیگر در دسترس اوست. والدین نیز بیش از گذشته برای آموزش و آینده فرزندشان برنامهریزی میکنند و تلاش دارند فرصتهای بیشتری برای رشد و موفقیت او فراهم کنند. با این حال، در میان این همه امکانات، یک پرسش آرام اما جدی شکل گرفته است؛ کودکان امروز چقدر برای خودِ کودکی وقت دارند؟
نسل امروز شاید از نظر دسترسی به اطلاعات و امکانات، برخوردارتر از نسلهای گذشته باشد، اما همزمان با فشارهای تازهای روبهروست؛ فشار برای یادگیری بیشتر، موفقیت زودتر، حضور در کلاسهای متعدد، استفاده مداوم از فناوری و قرار گرفتن در معرض حجم بزرگی از اطلاعات و محرکهای دنیای جدید. در چنین شرایطی، وقت آزاد که زمانی بخشی طبیعی از زندگی کودک بود، ممکن است به یکی از کمیابترین داشتههای او تبدیل شده باشد.
هر کودک محصول شرایط اجتماعی، فرهنگی و فناوری زمان خود است
مسئله البته بازگشت به گذشته یا نفی فناوری و امکانات جدید نیست. کودک امروز نمیتواند و نباید از دنیایی که فناوری بخش جداییناپذیر آن شده است، کنار گذاشته شود. مسئله این است که آیا جامعه توانسته میان امکانات جدید و نیازهای واقعی کودک تعادل برقرار کند؟ آیا کودک در کنار کلاس و آموزش، فرصتی برای بازی آزاد دارد؟ در کنار تلفن همراه، فضای امنی برای دویدن و تجربه کردن دارد؟ و در کنار انبوه اطلاعات، کسی را دارد که با حوصله به حرفهایش گوش دهد؟
یک روانشناس کودکان و استاد دانشگاه، در این باره معتقد است: مقایسه کودک امروز و دیروز نباید به نتیجهگیری سادهای مانند بهتر بودن یکی از این دو نسل منجر شود، چراکه هر کودک محصول شرایط اجتماعی، فرهنگی و فناوری زمان خود است.
احمد اکبری اظهار کرد: کودک دیروز اگرچه بسیاری از امکانات آموزشی و فناوری امروز را نداشت، اما در بسیاری از موارد فرصت بیشتری برای بازیهای گروهی، ارتباط مستقیم با همسالان، حضور در محیطهای باز و تجربه موقعیتهای واقعی زندگی داشت.
اکبری با اشاره به امکانات گستردهای که در اختیار کودک امروز قرار گرفته است، بیان کرد: کودک امروز میتواند از طریق اینترنت به کتابها، فیلمهای آموزشی، بازیهای فکری، دورههای مختلف آموزشی و منابع متعدد دسترسی داشته باشد و حتی با افرادی در نقاط مختلف دنیا ارتباط برقرار کند؛ ظرفیتی که برای نسلهای گذشته قابل تصور نبود.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: مسئله اصلی این نیست که فناوری را از زندگی کودک حذف کنیم، بلکه باید میان استفاده از فناوری و سایر نیازهای کودک تعادل ایجاد شود.
وی تأکید کرد: کودک امروز همچنان به بازی فیزیکی، ارتباط چهره به چهره، گفتوگو با والدین، ارتباط با همسالان، تجربه طبیعت و فعالیتهای خلاقانه نیاز دارد و فناوری نباید جایگزین همه این تجربهها شود.
یکی از تفاوتهای مهم میان کودکان گذشته و امروز، تغییر در شکل بازی است. بازیهای قدیمی شاید از نظر بزرگسالان ساده به نظر میرسیدند، اما بسیاری از مهارتهای اجتماعی در همان بازیهای ساده شکل میگرفت. کودکان در کوچه و حیاط و در جمع همسالان یاد میگرفتند که نوبت را رعایت کنند، بر سر قوانین بازی به توافق برسند، اختلاف خود را حل کنند، شکست بخورند و دوباره بازی را ادامه دهند. آنها در جریان همین تعاملات ساده، مذاکره، همکاری، رقابت و پذیرش قواعد اجتماعی را تجربه میکردند.
اکبری معتقد است: بازی برای کودک صرفاً وسیله سرگرمی نیست، بلکه یکی از مهمترین راههای شناخت جهان، شناخت خود و برقراری ارتباط با دیگران است.
وی اظهار کرد: کودک در جریان بازی یاد میگیرد چگونه تصمیم بگیرد، چگونه با دیگران تعامل کند، چگونه شکست را تحمل کند و برای حل یک مسئله راه پیدا کند. در مقابل، بخش قابل توجهی از بازیهای کودک امروز به فضای دیجیتال منتقل شده است. تلفن همراه، تبلت، رایانه و کنسولهای بازی، سرگرمیهای متنوعی را در اختیار کودکان قرار دادهاند و در کنار کارکردهای آموزشی، جذابیت بالایی نیز دارند.
این روانشناس بیان کرد: تفاوت مهم در این است که بسیاری از این بازیها برخلاف بازیهای سنتی، لزوماً به ارتباط مستقیم با دیگران یا فعالیت فیزیکی نیاز ندارند. در واقع کودک امروز تنها با فناوری بیشتر مواجه نیست؛ انتظارات از او نیز افزایش یافته است.
وی بیان کرد: بسیاری از کودکان از سنین پایین در کلاسهای مختلف زبان، ورزش، موسیقی، هنر، رباتیک و دورههای آموزشی شرکت میکنند و والدین تلاش دارند از هر فرصتی برای افزایش مهارتهای فرزندشان استفاده کنند.
اکبری معتقد است: کودکی فقط زمان آموزش رسمی نیست و بازی، خیالپردازی، کنجکاوی، اشتباه کردن، تجربه کردن و حتی گاهی بیبرنامه بودن نیز بخشی از فرآیند رشد کودک است.
در واقع یکی از پرسشهای جدی درباره کودکان امروز این است که آیا بزرگسالان بیش از اندازه در تلاشاند تا از کودکان خود نسخهای موفق برای آینده بسازند و در این مسیر، زندگی امروز آنها را فراموش میکنند؟
از امکانات برای کودک تا امکانات برای کودکی کردن
وقتی از وضعیت کودکان صحبت میکنیم، معمولاً نخستین چیزی که به ذهن میرسد امکاناتی مانند اسباببازی، وسایل آموزشی، کلاسهای مختلف، تلفن همراه، تبلت، اینترنت و دسترسی به فناوری است؛ در حالی که کودکی کردن مفهومی بسیار فراتر از برخورداری از این امکانات است.
یک جامعهشناس و روانکاو نیز با اشاره به تفاوت امکانات برای کودک و امکانات برای کودکی کردن گفت: ممکن است کودکی از نظر مادی در شرایط بسیار مناسبی قرار داشته باشد، اسباببازیهای متعدد، وسایل آموزشی، تلفن همراه، تبلت و کلاسهای مختلف در اختیارش باشد، اما فرصت کافی برای بازی آزاد، ارتباط با دوستان، گفتوگو با والدین، تجربه طبیعت، خیالپردازی و حتی تجربه تنهایی سالم نداشته باشد.
محمدرضا ابراهیمی با اشاره به اینکه باید میان امکانات برای کودک و امکانات برای کودکی کردن تفاوت قائل شد، در خصوص تغییر سبک زندگی کودکان در سالهای اخیر گفت: کودک امروز از نظر دسترسی به اطلاعات و فناوری با نسلهای گذشته قابل مقایسه نیست. او میتواند در مدت کوتاهی به حجم عظیمی از اطلاعات دسترسی پیدا کند، با ابزارهای مختلف آموزشی کار کند و از امکاناتی استفاده کند که نسلهای گذشته اساساً در اختیار نداشتند.
وی تأکید کرد: افزایش دسترسی به اطلاعات الزاماً به معنای افزایش تجربه زیسته کودک نیست و کودک برای رشد فقط به دانستن نیاز ندارد؛ بلکه به تجربه کردن نیز نیازمند است.
این جامعهشناس و روانکاو ادامه داد: کودکی که تمام اوقات فراغتش با کلاس، آموزش، صفحه نمایش و برنامههای از پیش تعیینشده پر شده است، ممکن است از نظر اطلاعاتی غنی باشد، اما فرصت کافی برای کشف علایق شخصی و شکل دادن به دنیای ذهنی خود نداشته باشد.
ابراهیمی با انتقاد از نگاه افراطی به موفقیت آینده کودکان اظهار کرد: یکی از مشکلاتی که در برخی خانوادهها دیده میشود، این است که کودک دائماً به عنوان پروژهای برای آینده دیده میشود. از سنین پایین درباره موفقیت تحصیلی، شغل آینده، رقابت و کسب مهارت صحبت میشود، در حالی که کودک در همان لحظه نیز یک انسان است و نیازهای روانی و عاطفی خاص خود را دارد.
وی افزود: اگر همه چیز را به آینده موکول کنیم، ممکن است دوران کودکی از کودک گرفته شود. کودک امروز باید امروز هم فرصت زندگی کردن داشته باشد، نه اینکه تمام دوران کودکی او صرف آماده شدن برای بزرگسالی شود.
این استاد دانشگاه با تأکید بر نقش خانواده در رشد کودکان بیان کرد: هیچ وسیلهای نمیتواند جای رابطه انسانی و عاطفی را بگیرد. ممکن است کودک بهترین اسباببازی، جدیدترین تلفن همراه یا امکانات آموزشی متعدد را داشته باشد، اما اگر احساس امنیت، پذیرفته شدن و دیده شدن نداشته باشد، بخشی از نیازهای اساسی او همچنان بیپاسخ میماند.
وی ادامه داد: کودک نیاز دارد احساس کند حرفش شنیده میشود. لازم است والدین فقط درباره درس و عملکرد او سؤال نکنند، بلکه درباره احساسات، ترسها، علاقهها، دوستان و تجربههای روزانهاش نیز با او صحبت کنند.
این روانکاو، ادامه داد: رابطه عاطفی سالم میان والد و کودک به معنای آن نیست که والدین تمام خواستههای کودک را برآورده کنند؛ بلکه به معنای آن است که کودک بداند حتی هنگام اشتباه کردن نیز ارزش و جایگاه خود را در خانواده از دست نمیدهد.
ابراهیمی همچنین درباره نقش فناوری در زندگی کودکان نیز معتقد است: مسئله اصلی، حذف فناوری از زندگی کودک نیست. فناوری بخشی از زندگی امروز است و میتواند ابزار مهمی برای آموزش، ارتباط و سرگرمی باشد؛ اما زمانی که صفحه نمایش جای بازی، ارتباط انسانی و فعالیت بدنی را بگیرد، باید درباره کیفیت زندگی کودک نگران شد.
کودک باید یاد بگیرد که جهان فقط در صفحه تلفن همراه یا تبلت خلاصه نمیشود. تجربه لمس کردن، دویدن، ساختن، نقاشی کردن، بازی کردن با همسالان، حضور در طبیعت و گفتوگوی رودررو، بخشی از نیازهای رشد کودک است.
این روانکاو تأکید کرد: خانوادهها نباید تنها بر میزان استفاده کودک از فناوری تمرکز کنند؛ بلکه باید از خود بپرسند اگر زمان استفاده از صفحه نمایش کاهش پیدا کند، چه جایگزینی برای کودک فراهم کردهاند. اگر فضای واقعی برای بازی، ورزش، هنر و ارتباط وجود نداشته باشد، صرفاً محدود کردن فناوری مشکل را حل نمیکند.
ابراهیمی همچنین با بیان اینکه مسئولیت تأمین شرایط مناسب برای کودکان فقط بر عهده خانواده نیست، اظهار کرد: جامعه نیز باید محیطی فراهم کند که کودک در آن بتواند کودکی کند. فضای بازی امن، پارک مناسب، کتابخانه، امکانات ورزشی، مراکز فرهنگی و دسترسی برابر به امکانات از جمله نیازهایی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
وی افزود: اگر کودک مجبور باشد بیشتر زمان خود را در فضای بسته خانه بگذراند، طبیعی است که بخش قابل توجهی از ارتباط او با جهان از طریق صفحه نمایش شکل بگیرد؛ بنابراین کیفیت شهر و محیط زندگی نیز بخشی از کیفیت کودکی است.
این جامعهشناس و روانکاو تأکید کرد: کودکی کردن یعنی کودک بتواند بدون اینکه دائماً تحت فشار عملکرد و موفقیت باشد، بازی کند، سؤال بپرسد، اشتباه کند، دوباره تلاش کند، دوست پیدا کند، خیالپردازی کند و خودش را بشناسد.
وی بیان کرد: جامعهای که برای کودکان خود آینده میسازد، باید برای امروز آنها نیز ارزش قائل شود و نمیتوان تمام شادی و آرامش کودک را به آینده موکول کرد.
روز ملی کودک شاید بهترین فرصت برای طرح همین پرسش باشد؛ اینکه در میان انبوه امکانات آموزشی، فناوریهای جدید، کلاسها، اسباببازیها و سرگرمیهای دیجیتال، کودکان تا چه اندازه فرصت دارند که واقعاً کودک باشند؟
کودک امروز بیش از آنکه صرفاً به امکانات بیشتر نیاز داشته باشد، به فرصت نیاز دارد؛ فرصت برای بازی، تجربه، ارتباط، پرسشگری، خلاقیت و دوست داشته شدن. شاید کیفیت کودکی را نه با تعداد امکاناتی که در اختیار کودک قرار دادهایم، بلکه با میزان آزادی، امنیت، آرامش، بازی و ارتباطی که برای او فراهم کردهایم بتوان سنجید.
منبع: ایسنا