✕
کد خبر: 298640

خلاصه کتاب «زنان نامرئی» اثر کرولاین کریادو پرز

وقتی نیمی از جامعه در آمارها دیده نمی‌شوند

چرا بسیاری از وسایل، خدمات، شهرها و حتی بخشی از پژوهش‌های پزشکی، بیشتر با نیازهای مردان هماهنگ شده‌اند؟ کرولاین کریادو پرز در کتاب «زنان نامرئی» سراغ همین سؤال می‌رود و نشان می‌دهد که بخشی از نابرابری جنسیتی از جایی شکل می‌گیرد که شاید در نگاه اول اصلاً به چشم نیاید؛ یعنی داده‌هایی که درباره زنان جمع نشده‌اند. از گوشی و خودرو و حمل‌ونقل عمومی گرفته تا پزشکی، کارهای خانه، اقتصاد و سیاست، نویسنده نشان می‌دهد وقتی تجربه زنان در آمار و پژوهش‌ها کمتر دیده شود، نیازهای آنها نیز ممکن است در طراحی و تصمیم‌گیری نادیده بماند.

وقتی «مرد» معیار جهان می‌شود
حرف اصلی کتاب از یک مسئله ساده اما عمیق شروع می‌شود: در بسیاری از حوزه‌ها، تجربه مردان به‌عنوان تجربه عمومی انسان در نظر گرفته شده است.
این اتفاق همیشه به معنای تصمیمی آگاهانه برای کنار گذاشتن زنان نیست. گاهی یک استاندارد قدیمی آن‌قدر عادی شده که دیگر کسی سؤال نمی‌کند آیا این استاندارد برای زنان هم مناسب است یا نه.
در چنین شرایطی، وقتی قرار است یک محصول طراحی شود، یک پژوهش علمی انجام شود یا حتی یک محیط شهری برنامه‌ریزی شود، ممکن است ویژگی‌های بدن و شیوه زندگی مردان در مرکز قرار بگیرد و تفاوت‌های زنان کمتر دیده شود.
از نگاه نویسنده، همین جاست که یک مشکل بزرگ شکل می‌گیرد: زنان در جامعه حضور دارند، اما تجربه آنها همیشه در داده‌هایی که مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند حضور ندارد.

شکاف داده‌های جنسیتی؛ چیزی که اندازه‌گیری نمی‌شود
یکی از مهم‌ترین مفاهیم کتاب، شکاف داده‌های جنسیتی است.
منظور از این اصطلاح، کمبود اطلاعات درباره زندگی، بدن، نیازها و تجربه‌های زنان در حوزه‌های مختلف است. وقتی داده کافی وجود نداشته باشد، مسئله‌ای که زنان با آن روبه‌رو هستند ممکن است اصلاً به‌عنوان یک مسئله شناخته نشود.
به زبان ساده، چیزی که اندازه‌گیری نشده، سخت‌تر وارد برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری می‌شود.
این موضوع در حوزه‌های مختلف خودش را نشان می‌دهد؛ از سلامت و حمل‌ونقل گرفته تا محیط کار، طراحی محصولات، اقتصاد و سیاست.

از گوشی هوشمند تا خودرو؛ وقتی یک اندازه برای همه مناسب نیست
یکی از مثال‌های قابل لمس کتاب، وسایل و محصولاتی است که هر روز با آنها سروکار داریم.
وقتی اندازه یک وسیله بر اساس بدن مردان تعیین شود، ممکن است همان وسیله برای زنان مناسب نباشد. گوشی هوشمند نمونه ساده‌ای از این مسئله است؛ وسیله‌ای که ممکن است برای یک دست بزرگ کاملاً مناسب باشد، اما برای دست کوچک‌تر زنانه استفاده از آن دشوارتر شود.
اما موضوع وقتی جدی‌تر می‌شود که پای تجهیزات ایمنی در میان باشد. کتاب به آزمایش‌های تصادف خودرو و آدمک‌هایی اشاره می‌کند که برای بررسی میزان آسیب‌پذیری بدن در تصادفات استفاده می‌شوند. اگر طراحی و آزمایش ایمنی عمدتاً بر اساس ویژگی‌های بدن مردان انجام شود، ممکن است بخشی از خطرهایی که زنان در تصادف با آنها مواجه می‌شوند، به‌درستی دیده نشود.
در اینجا دیگر بحث فقط راحتی نیست؛ نوع داده‌ای که در مرحله آزمایش جمع می‌شود، می‌تواند بر ایمنی محصول نهایی اثر بگذارد.

حمل‌ونقل؛ زنان فقط از خانه به محل کار نمی‌روند
یکی دیگر از بحث‌های مهم کتاب، تفاوت الگوی رفت‌وآمد زنان و مردان است. فرض کنید یک نفر صبح از خانه خارج می‌شود، به محل کار می‌رود و عصر همان مسیر را برمی‌گردد. برنامه‌ریزی حمل‌ونقل با چنین الگویی ساده‌تر است.
اما زندگی روزمره بسیاری از زنان ممکن است شکل دیگری داشته باشد. ممکن است مسیر روزانه شامل رفتن به محل کار، خرید، رساندن کودک، انجام کارهای خانوادگی، مراجعه به یک مرکز خدماتی و سپس بازگشت به خانه باشد.
این سفرهای چندمرحله‌ای اگر در داده‌های حمل‌ونقل به‌درستی ثبت نشوند، ممکن است در برنامه‌ریزی شهری هم کمتر دیده شوند.
در نتیجه، مسئله فقط تعداد اتوبوس یا مترو نیست. نوع داده‌ای که درباره رفت‌وآمد مردم جمع می‌شود، می‌تواند تعیین کند شهر برای چه نوع زندگی‌ای بهتر کار کند.

شهر برای چه کسی طراحی شده است؟
بحث کتاب از حمل‌ونقل فراتر می‌رود و به فضاهای عمومی می‌رسد. ممکن است یک شهر از نظر ظاهری خدمات مشابهی برای همه داشته باشد، اما زنان و مردان الزاماً به یک شکل از آنها استفاده نمی‌کنند.
روشنایی خیابان‌ها، امنیت مسیرها، سرویس‌های بهداشتی، حمل‌ونقل عمومی و دسترسی به خدمات شهری می‌توانند برای افراد مختلف اهمیت متفاوتی داشته باشند.
برای مثال، فردی که همراه کودک جابه‌جا می‌شود یا مسئولیت مراقبت از یک عضو خانواده را بر عهده دارد، ممکن است نیازهایی متفاوت از فردی داشته باشد که فقط بین خانه و محل کار رفت‌وآمد می‌کند.
پس دسترسی یکسان روی کاغذ، همیشه به معنای تجربه یکسان در زندگی واقعی نیست.

پزشکی؛ وقتی کمبود داده می‌تواند جدی‌تر باشد
یکی از مهم‌ترین بخش‌های «زنان نامرئی» به پزشکی و سلامت مربوط می‌شود.
بدن زنان و مردان از نظر فیزیولوژیک، هورمونی و آناتومیک تفاوت‌هایی دارد و این تفاوت‌ها می‌تواند در نحوه بروز برخی بیماری‌ها، واکنش بدن به درمان و عوارض داروها اهمیت داشته باشد.
با این حال، نویسنده به مواردی اشاره می‌کند که زنان در برخی پژوهش‌ها و آزمایش‌های پزشکی حضور کمتری داشته‌اند.
مسئله اینجاست که اگر داده‌های مربوط به زنان کمتر باشد، شناخت علمی از بدن زنان نیز می‌تواند ناقص بماند.
کتاب در این بخش به موضوعاتی مانند بیماری‌های قلبی و پژوهش‌های درمانی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که نمی‌توان همیشه نتایجی را که بر اساس یک گروه به دست آمده، بدون بررسی تفاوت‌ها به همه افراد تعمیم داد.
به همین دلیل، یکی از پیام‌های مهم این بخش این است که در پژوهش‌های پزشکی باید تفاوت‌های جنسیتی از همان مرحله طراحی مطالعه مورد توجه قرار گیرد.

کار بدون دستمزد؛ بخشی از اقتصاد که دیده نمی‌شود
بحث کتاب بعد از سلامت و طراحی، به اقتصاد می‌رسد؛ جایی که یکی از مهم‌ترین نمونه‌های «نامرئی‌بودن» زنان را می‌توان در کار بدون دستمزد دید.
مراقبت از کودک، مراقبت از سالمند، آشپزی، نظافت خانه و رسیدگی به اعضای خانواده، فعالیت‌هایی هستند که زمان و انرژی زیادی می‌گیرند، اما معمولاً دستمزد مستقیمی برای آنها پرداخت نمی‌شود.
در نتیجه، بخش قابل توجهی از این فعالیت‌ها در شاخص‌هایی مانند تولید ناخالص داخلی به شکل کامل دیده نمی‌شوند.
اما اینکه کاری دستمزد ندارد، به این معنا نیست که ارزش اقتصادی ندارد.
اگر خانواده‌ای بخواهد همین خدمات را از بیرون دریافت کند، باید برای آنها هزینه بپردازد. بنابراین، کتاب تلاش می‌کند نشان دهد اقتصاد رسمی تا حدی به حجم بزرگی از کارهای بدون دستمزدی وابسته است که در خانه انجام می‌شوند.

کار مراقبتی؛ چرا اشتغال زنان به اقتصاد مربوط می‌شود؟
موضوع کار بدون دستمزد به بحث اشتغال زنان هم می‌رسد. وقتی بخش بزرگی از مسئولیت مراقبت از کودک، سالمند یا اعضای خانواده بر عهده زنان باشد، طبیعی است که زمان و فرصت کمتری برای ورود یا ماندن در بازار کار داشته باشند. از نگاه کتاب، مراقبت فقط یک مسئله خانوادگی نیست؛ یک مسئله اقتصادی هم هست.
اگر خدمات مراقبت از کودک و سالمند توسعه پیدا کند، بخشی از فشار مراقبتی خانواده‌ها کاهش می‌یابد و فرصت بیشتری برای حضور زنان در بازار کار ایجاد می‌شود.
بنابراین، اندازه‌گیری کار بدون دستمزد فقط برای اینکه بفهمیم زنان چقدر کار می‌کنند اهمیت ندارد؛ این داده‌ها می‌توانند در تصمیم‌گیری درباره اشتغال، خدمات اجتماعی و حمایت از خانواده نیز مؤثر باشند.

زنان در سیاست؛ چه کسی نیازهای زنان را مطرح می‌کند؟
در بخش دیگری از کتاب، بحث به سیاست و تصمیم‌گیری می‌رسد. نویسنده به حضور کمتر زنان در عرصه سیاست و پیامدهای این وضعیت توجه می‌کند. در نمونه‌های مطرح‌شده در کتاب، زنان سیاستمدار در برخی موارد بیشتر از همتایان مرد خود موضوعاتی مانند خانواده، آموزش، سلامت و زیرساخت‌های اجتماعی را مطرح کرده‌اند.
این موضوع به معنای آن نیست که زنان و مردان همیشه موضوعات کاملاً متفاوتی دارند. نکته کتاب این است که تجربه زندگی می‌تواند بر موضوعاتی که افراد بیشتر می‌بینند و مطرح می‌کنند اثر بگذارد.
وقتی زنان در فرایند تصمیم‌گیری حضور داشته باشند، تجربه‌ها و نیازهایی که ممکن است پیش از آن کمتر دیده شده باشند، فرصت بیشتری برای مطرح‌شدن پیدا می‌کنند.

دیده‌شدن زنان از داده شروع می‌شود
در پایان، کتاب به یک راهکار مهم می‌رسد: اگر می‌خواهیم تصمیم‌ها برای همه جامعه مناسب‌تر باشند، باید زنان را از همان مرحله جمع‌آوری اطلاعات ببینیم.
این یعنی در پژوهش‌ها، داده‌های جنسیتی جمع‌آوری شود؛ در طراحی محصولات تفاوت‌های واقعی بدن زنان و مردان در نظر گرفته شود؛ در برنامه‌ریزی شهری الگوی رفت‌وآمد و زندگی زنان دیده شود و در اقتصاد، ارزش کارهای بدون دستمزد نادیده گرفته نشود.
در کنار همه اینها، تجربه خود زنان نیز اهمیت دارد. اگر درباره مسئله‌ای که مستقیماً بر زندگی زنان اثر می‌گذارد تصمیم‌گیری می‌شود، زنان باید بتوانند درباره نیازها و تجربه‌های خود صحبت کنند و این تجربه‌ها وارد تصمیم نهایی شود.

جمع‌بندی؛ زنان نامرئی نیستند، تجربه آنها کمتر دیده شده است
«زنان نامرئی» در نهایت درباره این نیست که زنان در جامعه حضور ندارند؛ مسئله این است که بخشی از تجربه و فعالیت آنها در داده‌ها و تصمیم‌هایی که زندگی روزمره را شکل می‌دهند، کمتر دیده شده است.
از گوشی و خودرو گرفته تا حمل‌ونقل، خدمات شهری، پزشکی، کار خانه، اشتغال و سیاست، کتاب یک سؤال مشترک را دنبال می‌کند:
وقتی چیزی را برای همه طراحی می‌کنیم، آیا واقعاً اطلاعات مربوط به همه را در اختیار داشته‌ایم؟
پیام اصلی کرولاین کریادو پرز این است که زنان نباید در پایان یک فرایند، به‌عنوان یک «مورد خاص» به طراحی‌ها و تصمیم‌ها اضافه شوند. تجربه زنان باید از همان ابتدا در داده‌ها، پژوهش‌ها و برنامه‌ریزی‌ها حضور داشته باشد.
شاید بتوان تمام حرف کتاب را در یک جمله خلاصه کرد: اگر زنان در داده‌ها دیده نشوند، ممکن است نیازهایشان هم در دنیایی که بر اساس آن داده‌ها ساخته می‌شود، کمتر دیده شود.

تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی