زندانیان جغرافیا
وقتی درباره قدرت یک کشور، جنگها، اقتصاد یا روابط بینالملل صحبت میکنیم، معمولاً ذهنمان سراغ رئیسجمهورها، ارتشها، اقتصاد و تصمیمهای سیاسی میرود. اما تیم مارشال در کتاب زندانیان جغرافیا پیشنهاد میکند یک عامل ساده و در عین حال بسیار مهم را فراموش نکنیم: جغرافیا.
ایده اصلی کتاب این نیست که جغرافیا سرنوشت قطعی ملتها را تعیین میکند؛ بلکه جغرافیا برای کشورها مجموعهای از فرصتها و محدودیتها میسازد. کوهها، رودخانهها، دریاها، آبوهوا، منابع طبیعی، زمینهای کشاورزی، بنادر و حتی کشورهایی که در همسایگی یک ملت قرار گرفتهاند، میتوانند روی تصمیمهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن کشور اثر بگذارند.
به زبان ساده، کشوری نمیتواند انتخاب کند در کجای جهان قرار بگیرد. میتواند جاده بسازد، بندر ایجاد کند، کانال حفر کند یا با فناوری بخشی از موانع طبیعی را پشت سر بگذارد؛ اما نمیتواند کوهها، دریاها و مرزهای جغرافیایی خود را جابهجا کند.
روسیه؛ وسعتی بزرگ و دغدغهای قدیمی
مارشال برای توضیح این موضوع سراغ روسیه میرود؛ کشوری بسیار پهناور که همین وسعت، هم فرصت و هم مشکل ایجاد کرده است. در غرب روسیه، دشت اروپای شمالی قرار دارد؛ منطقهای که برخلاف رشتهکوههای بزرگ، مانع طبیعی قدرتمندی ایجاد نمیکند.
از نگاه کتاب، همین ویژگی جغرافیایی در شکلگیری نگرانیهای امنیتی تاریخی روسیه اهمیت داشته است. روسیه در طول تاریخ بارها از سمت غرب با تهدید یا تهاجم روبهرو شده و موقعیت جغرافیاییاش باعث شده امنیت مرزهای غربی برای این کشور اهمیت ویژهای پیدا کند.
از سوی دیگر، دسترسی روسیه به آبهای آزاد نیز همیشه ساده نبوده است. برخی بنادر این کشور با محدودیتهای اقلیمی یا جغرافیایی مواجهاند و همین مسئله اهمیت مسیرهای دریایی را برای روسیه افزایش داده است.
چین؛ تبت، آب و مسیرهای دریایی
چین نمونه دیگری است که کتاب برای نشان دادن تأثیر جغرافیا بررسی میکند. چین جمعیتی بسیار زیاد و اقتصادی بزرگ دارد، اما موقعیت جغرافیایی همچنان برای آن محدودیتهایی ایجاد میکند.
یکی از موضوعات مهم، تبت و مناطق مرتفع است. سرچشمه برخی رودخانههای مهم آسیا در این مناطق قرار دارد و رودهایی مانند مکونگ، رود زرد و یانگتسه برای میلیونها نفر اهمیت دارند. بنابراین جغرافیای آب فقط موضوعی محیطزیستی نیست؛ میتواند با کشاورزی، اقتصاد، امنیت و روابط میان کشورها نیز ارتباط پیدا کند.
در کنار آن، مسیرهای دریایی برای اقتصاد چین اهمیت زیادی دارند. کشوری با اقتصاد بزرگ و تجارت گسترده، به مسیرهای امن و قابل اتکا برای جابهجایی کالا نیاز دارد و همین موضوع، جغرافیای دریایی را به یکی از عناصر مهم محاسبات راهبردی چین تبدیل میکند.
آمریکا؛ موقعیت جغرافیایی متفاوت
در بخش مربوط به آمریکا، مارشال تصویری متفاوت ارائه میدهد. آمریکا از شرق و غرب به اقیانوسها دسترسی دارد و از بسیاری از قدرتهای بزرگ جهان فاصله جغرافیایی دارد. همچنین وجود منابع طبیعی، زمینهای کشاورزی گسترده و رودخانهها و مسیرهای آبی قابل استفاده، شرایط ویژهای برای توسعه اقتصادی آن ایجاد کرده است.
این موقعیت جغرافیایی در کنار صنعتیشدن، فناوری و شکلگیری بازار داخلی بزرگ، به آمریکا امکان داده است از ظرفیتهای جغرافیایی خود بهره ببرد. بنابراین کتاب تأکید میکند که جغرافیا بهتنهایی قدرت نمیسازد؛ بلکه بسترهایی ایجاد میکند که سیاست و اقتصاد میتوانند از آنها استفاده کنند.
اروپا؛ جغرافیا و شکلگیری تجارت
اروپا نیز نمونهای جالب است. سواحل متعدد، بنادر فراوان و رودخانههای قابل کشتیرانی در بخشهایی از این قاره، ارتباط میان مناطق مختلف را آسانتر کردهاند. این ویژگیها به توسعه کشاورزی، شهرها، تجارت و بعدها صنعت کمک کردند.
با این حال، مارشال یادآوری میکند که جغرافیای مناسب بهتنهایی برای ثروتمند شدن کافی نیست. فناوری، نهادهای سیاسی، تجارت و تصمیمهای انسانی نیز در مسیر توسعه نقش دارند.
آفریقا؛ منابع فراوان، اما مسیرهای دشوار
در مقابل، آفریقا نشان میدهد که داشتن منابع طبیعی فراوان الزاماً به معنای توسعه اقتصادی آسان نیست. بیابانهای گسترده، فاصله برخی مناطق از سواحل و مشکلات حملونقل در مسیر بعضی رودخانهها، ایجاد شبکههای تجاری را دشوار کرده است.
نمونه قابل توجه، رود کنگو است. این رود بسیار بزرگ و پرآب است، اما آبشارها و تغییرات ارتفاعی در بخشهایی از مسیر، امکان استفاده از تمام طول آن بهعنوان یک مسیر تجاری ساده را محدود میکند. بنابراین یک رودخانه بزرگ لزوماً یک مسیر مناسب برای تجارت نیست.
آیا انسان واقعاً زندانی جغرافیاست؟
شاید مهمترین نکته کتاب همین باشد: انسان کاملاً زندانی جغرافیا نیست. فناوری میتواند بسیاری از محدودیتها را کاهش دهد. ساخت بندر، کانال، راهآهن، جاده، پل و تونل، نمونههایی از تلاش انسان برای غلبه بر موانع طبیعی هستند.
با این حال، چنین راهحلهایی هزینه دارند و معمولاً جغرافیا را حذف نمیکنند؛ بلکه شیوه استفاده از آن را تغییر میدهند. به همین دلیل، مارشال جغرافیا را بیشتر یک «چارچوب» میداند تا یک سرنوشت تغییرناپذیر.
حرف اصلی کتاب چیست؟
زندانیان جغرافیا در نهایت میخواهد نگاه ما را به سیاست و تاریخ کمی متفاوت کند. برای فهم اینکه چرا کشورها با هم رقابت میکنند، چرا برخی مسیرهای تجاری اهمیت پیدا میکنند یا چرا امنیت یک کشور برایش مسئلهای دائمی است، باید علاوه بر سیاستمداران و تاریخ، نقشه را هم بخوانیم.
فرمول ساده کتاب را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
جغرافیا ← منابع و مسیرها ← اقتصاد و تجارت ← قدرت ← امنیت و سیاست خارجی
پس اگر بخواهیم رفتار کشورها را بهتر بفهمیم، یک سؤال ساده اما مهم داریم: این کشور کجای نقشه قرار گرفته و جغرافیا چه گزینههایی پیش روی آن گذاشته است؟
تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی