کد خبر: 298113

خلاصه کتاب روابط سالم از زبان مارک منسن

روابط سالم؛ چگونه رابطه‌ای امن و پایدار بسازیم؟

وقتی صحبت از رابطه می‌شود، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد عشق است؛ دوست داشتن، دلتنگ شدن، توجه کردن و کنار هم بودن. اما از نگاه مارک منسن، عشق اگرچه بخش مهمی از یک رابطه است، به‌تنهایی نمی‌تواند آن را سالم و ماندگار کند. یک رابطه سالم به چیزهای بیشتری نیاز دارد؛ شناخت نیازهای عاطفی، امنیت، ارتباط، احترام، مرزبندی، صداقت و مسئولیت‌پذیری. دو نفر می‌توانند عمیقاً یکدیگر را دوست داشته باشند، اما اگر نتوانند احساسات و نیازهایشان را بشناسند و درباره آن‌ها درست صحبت کنند، رابطه به‌مرور گرفتار دلخوری، سوءتفاهم و ناامنی می‌شود.

رابطه سالم چه ویژگی‌هایی دارد؟
رابطه سالم به این معنا نیست که دو نفر همیشه با هم موافق باشند یا هیچ‌وقت با یکدیگر اختلاف پیدا نکنند. اختلاف نظر بخشی طبیعی از هر رابطه‌ای است. مسئله مهم این است که افراد چگونه با این اختلاف‌ها برخورد می‌کنند.
در یک رابطه سالم، هر دو نفر باید بتوانند درباره خواسته‌ها، ناراحتی‌ها و نیازهایشان بدون ترس صحبت کنند. در عین حال، هر فرد باید مسئولیت احساسات و رفتار خودش را بپذیرد و انتظار نداشته باشد طرف مقابل همیشه او را خوشحال کند یا تمام مشکلات عاطفی‌اش را حل کند.
رابطه سالم زمانی شکل می‌گیرد که دو انسان مستقل بتوانند در کنار دوست داشتن یکدیگر، هویت، عزت‌نفس، آزادی و مرزهای شخصی خود را نیز حفظ کنند. بنابراین عشق باید در کنار احترام، اعتماد و مهارت ارتباطی قرار بگیرد، نه اینکه جای همه این‌ها را بگیرد.

نیازهای عاطفی را بشناسیم
یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای داشتن رابطه سالم، شناخت نیازهای عاطفی خودمان است. خیلی وقت‌ها از رفتار طرف مقابل ناراحت می‌شویم، اما دقیقاً نمی‌دانیم دلیل این ناراحتی چیست.
برای مثال، ممکن است از اینکه شریک عاطفی‌مان دیر جواب پیام می‌دهد ناراحت شویم. در ظاهر مشکل «دیر جواب دادن» است، اما پشت این ناراحتی شاید نیاز به امنیت، توجه یا اطمینان از اهمیت رابطه وجود داشته باشد.
بنابراین بهتر است قبل از واکنش نشان دادن، از خودمان بپرسیم چه احساسی داریم و این احساس از کجا می‌آید. بعد باید ببینیم چه نیازی پشت آن قرار گرفته است. همین روش را می‌توان درباره طرف مقابل نیز به کار برد. وقتی او عصبانی یا دلخور است، به جای اینکه سریع برچسب بزنیم و بگوییم «چقدر حساس است»، بهتر است از خودمان بپرسیم چه چیزی برای او مهم بوده و چه نیازی در آن لحظه برآورده نشده است.

سه نیاز اساسی در رابطه؛ امنیت، ارتباط و احترام
سه نیاز اساسی در رابطه: امنیت، ارتباط و احترام/اعتبار. اگر این نیازها نادیده گرفته شوند، رابطه به‌مرور دچار مشکل می‌شود.
امنیت یعنی بتوانیم روی طرف مقابل حساب کنیم و احساس کنیم رابطه برایمان محیطی قابل اعتماد است. امنیت فقط با گفتن «دوستت دارم» ایجاد نمی‌شود، بلکه رفتارهای قابل پیش‌بینی، ثبات، اعتماد و عمل کردن به قول‌هاست که این احساس را به وجود می‌آورد.
ارتباط یعنی بتوانیم حرف بزنیم و احساس کنیم واقعاً شنیده و درک می‌شویم. همیشه لازم نیست طرف مقابل برای مشکلات ما راه‌حل پیدا کند. گاهی فقط شنیدن با دقت و نشان دادن اینکه احساس ما برای او مهم است، می‌تواند بخش بزرگی از نیاز عاطفی ما را برطرف کند.
احترام و اعتبار نیز به این معناست که احساس کنیم برای طرف مقابل ارزشمند و مهم هستیم. وقتی فرد دائماً احساس کند نادیده گرفته می‌شود، مسخره می‌شود یا احساساتش جدی گرفته نمی‌شود، به‌مرور احساس ارزشمندی او آسیب می‌بیند. احترام فقط تعریف و تمجید نیست؛ یعنی احساسات، خواسته‌ها و نیازهای طرف مقابل را جدی بگیریم.

نیازهای عاطفی آدم‌ها شبیه هم نیست
یکی از نکات مهم این بحث این است که نباید تصور کنیم همه افراد از یک رابطه دقیقاً یک چیز می‌خواهند. ممکن است برای یک نفر امنیت و قابل اعتماد بودن مهم‌ترین مسئله باشد، در حالی که فرد دیگری بیشتر به ارتباط، توجه یا دیده شدن نیاز داشته باشد.
به همین دلیل، نباید انتظار داشته باشیم چیزی که برای ما اهمیت زیادی دارد، برای طرف مقابل نیز به همان اندازه مهم باشد. شناخت نیازهای عاطفی یکدیگر به گفت‌وگو و توجه نیاز دارد. گاهی رفتارهایی که از نظر ما عجیب یا بیش از حد حساس به نظر می‌رسند، در واقع واکنشی به یک نیاز برآورده نشده هستند.

مرزبندی؛ دوست داشتن بدون گم کردن خود
مرزبندی یکی از پایه‌های مهم رابطه سالم است. مرز یعنی بدانیم چه رفتاری برایمان قابل قبول است و چه رفتاری نیست. داشتن مرز به معنای خودخواه بودن، سرد شدن یا بی‌محبتی نیست؛ بلکه یعنی برای خودمان ارزش قائل هستیم.
مرز سالم با کنترل کردن طرف مقابل تفاوت دارد. برای مثال، به جای اینکه بگوییم «تو حق نداری با من این‌طور حرف بزنی»، می‌توانیم بگوییم «اگر قرار باشد این گفت‌وگو با توهین ادامه پیدا کند، من از این بحث خارج می‌شوم و بعداً درباره آن صحبت می‌کنیم.»
در حالت اول تلاش می‌کنیم رفتار طرف مقابل را کنترل کنیم، اما در حالت دوم درباره رفتار و انتخاب خودمان تصمیم می‌گیریم. این همان تفاوت مهم میان مرزبندی سالم و کنترل‌گری است.

مرزبندی سالم یعنی «نه» گفتن بدون احساس گناه
یکی از سخت‌ترین مهارت‌ها در روابط، نه گفتن است. گاهی تصور می‌کنیم اگر کسی را دوست داشته باشیم، باید همیشه خواسته‌های او را بپذیریم. اما چنین رویکردی در بلندمدت می‌تواند باعث خستگی، دلخوری و حتی از دست دادن خودمان شود.
می‌توان کسی را دوست داشت و در عین حال به یک درخواست او پاسخ منفی داد. اگر وقت، انرژی یا توان انجام کاری را نداریم، لازم نیست فقط برای جلوگیری از ناراحت شدن طرف مقابل خودمان را تحت فشار قرار دهیم.
محبت سالم یعنی به دیگری اهمیت بدهیم، اما خودمان را هم فراموش نکنیم. مرز داشتن به معنای ساختن دیوار میان دو نفر نیست؛ بلکه چارچوبی است که به هر دو نفر کمک می‌کند در رابطه احساس احترام و آزادی بیشتری داشته باشند.

رابطه سالم به صداقت و بیان نیازها احتیاج دارد
هیچ‌کس نمی‌تواند ذهن ما را بخواند. اگر چیزی برایمان مهم است، بهتر است آن را واضح و محترمانه بیان کنیم و انتظار نداشته باشیم طرف مقابل خودش همه چیز را حدس بزند.
برای مثال، به جای گفتن «تو اصلاً به من اهمیت نمی‌دهی»، می‌توانیم بگوییم «وقتی درباره موضوعی که برایم مهم است صحبت می‌کنم و توجه کافی نمی‌بینم، احساس می‌کنم شنیده نمی‌شوم.»
در این نوع گفت‌وگو، به جای سرزنش کردن، درباره یک رفتار مشخص، احساس خودمان و نیازمان صحبت می‌کنیم. همین تغییر ساده می‌تواند فضای بسیاری از گفت‌وگوهای سخت را عوض کند.

سرکوب احساسات راه‌حل نیست
نادیده گرفتن احساسات باعث نمی‌شود آن‌ها از بین بروند. اگر خشم، ناراحتی، ترس یا دلخوری را دائماً سرکوب کنیم، این احساسات ممکن است بعداً به شکل عصبانیت شدید یا انفجار عاطفی ظاهر شوند.
راه سالم این است که ابتدا احساس خودمان را بشناسیم، سپس نیاز پشت آن را پیدا کنیم و در نهایت آن را به شکلی محترمانه با طرف مقابل در میان بگذاریم. البته بیان احساس به معنای تخلیه خشم روی دیگری نیست. مسئولیت‌پذیری عاطفی یعنی احساس خودمان را بپذیریم، اما مسئولیت رفتارمان در واکنش به آن را نیز بر عهده بگیریم.

در پاسخ به دیگران، سریع دفاع نکن
وقتی کسی از ما انتقاد می‌کند، اولین واکنشمان ممکن است دفاع کردن باشد. فوراً توضیح می‌دهیم که چرا حق با ماست یا چرا طرف مقابل اشتباه می‌کند. اما یک مکث کوتاه می‌تواند گفت‌وگو را تغییر دهد.
بهتر است ابتدا از خودمان بپرسیم: «این حرف چه احساسی در من ایجاد کرد و چرا؟» بعد می‌توانیم بررسی کنیم که آیا بخشی از حرف طرف مقابل درست است یا اینکه سوءتفاهمی اتفاق افتاده است.
گوش دادن به احساس طرف مقابل به معنای قبول کردن تمام حرف‌های او نیست. می‌توانیم احساس یک نفر را درک کنیم و همچنان با نظر یا برداشت او مخالف باشیم. هدف، فهمیدن است؛ نه تسلیم شدن.

در دعوا، دنبال «حل مسئله» باش نه «برنده شدن»
تعارض در هر رابطه‌ای طبیعی است. دو نفر قرار نیست همیشه یکسان فکر کنند یا همه تصمیم‌هایشان را با یکدیگر هماهنگ بدانند. مشکل زمانی شروع می‌شود که اختلاف نظر تبدیل به مسابقه‌ای برای پیدا کردن مقصر و برنده شود.
در یک تعارض سالم، بهتر است به جای اینکه مدام ثابت کنیم حق با ماست، تلاش کنیم بفهمیم خودمان و طرف مقابل چه احساسی داریم و چه نیازی پشت این احساس وجود دارد. سپس باید به دنبال راه‌حلی باشیم که تا حد امکان نیازهای هر دو نفر را در نظر بگیرد.
گاهی نیز بهترین کار این است که بحث را برای مدتی متوقف کنیم تا هر دو نفر آرام‌تر شوند و بعد دوباره درباره موضوع صحبت کنند. ادامه دادن یک بحث در اوج خشم معمولاً بیشتر از اینکه مسئله را حل کند، آن را پیچیده‌تر می‌کند.

نتیجه؛ عشق سالم یعنی دوست داشتن بدون از دست دادن خود
در نهایت، پیام اصلی این بحث ساده اما عمیق است: عشق به‌تنهایی برای ساختن یک رابطه سالم کافی نیست. عشق زمانی می‌تواند به یک رابطه پایدار کمک کند که در کنار آن، امنیت، ارتباط، احترام، صداقت، مرزبندی و مسئولیت‌پذیری وجود داشته باشد.
رابطه سالم جایی نیست که در آن هیچ اختلافی وجود نداشته باشد. رابطه سالم جایی است که دو نفر بتوانند اختلاف‌هایشان را بدون تحقیر و کنترل مدیریت کنند، احساسات یکدیگر را درک کنند، نیازهای خود را صادقانه بیان کنند و در عین دوست داشتن، استقلال و عزت‌نفس خود را از دست ندهند.
در چنین رابطه‌ای، قرار نیست یکی قربانی دیگری شود یا یکی مسئول خوشحال کردن دائمی دیگری باشد. هرکس مسئول احساسات و انتخاب‌های خودش است و در عین حال، به احساسات و مرزهای طرف مقابل احترام می‌گذارد.
در یک جمله، عشق سالم یعنی کسی را دوست داشته باشی، بدون اینکه برای حفظ رابطه خودت را گم کنی؛ و به جای کنترل کردن دیگری، یاد بگیری با گفت‌وگو، احترام، مرزبندی و درک متقابل، رابطه را بهتر بسازی.

تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی