کد خبر: 298042

روایتی از کتاب «زندگینامه مادام کوری» نوشته اِیو کوری؛ از دل محدودیت تا قله علم و دو جایزه نوبل

از اورانیوم تا کشف رادیوم و پولونیوم

ماری کوری از محدودیت‌های تحصیل برای زنان در لهستان آغاز کرد و به یکی از نامدارترین دانشمندان جهان تبدیل شد؛ زنی که با کشف رادیوم و پولونیوم، دریافت دو جایزه نوبل و به‌کارگیری دانش خود برای کمک به مجروحان جنگ، نامش را در تاریخ علم ماندگار کرد. کتاب «مادام کوری» نوشته اِو کوری، روایت زندگی این دانشمند و مسیر دشوار او از ورشو تا قله‌های علم است.

دختری از ورشو که تسلیم محدودیت‌ها نشد
ماری کوری با نام اصلی ماریا سالومئا اسکودوفسکا در ۷ نوامبر ۱۸۶۷ در ورشو، لهستان، به دنیا آمد. او پنجمین و آخرین فرزند خانواده بود. پدرش مدیر مدرسه و معلم فیزیک بود و همین محیط باعث شد ماری از همان کودکی با دنیای آموزش و علم بیگانه نباشد.
اما مسیر او برای رسیدن به دانشگاه، مسیری عادی نبود. لهستان آن روزها تحت سلطه روسیه قرار داشت و محدودیت‌های سیاسی و فرهنگی، آموزش و هویت لهستانی را نیز تحت تأثیر قرار داده بود. زنان اجازه ورود رسمی به دانشگاه‌ها را نداشتند و همین موضوع، یکی از نخستین موانع جدی زندگی ماری شد.
او اما به جای کنار گذاشتن رؤیای تحصیل، راه دیگری پیدا کرد؛ در آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌های غیررسمی و مخفی شرکت کرد و به یادگیری ادامه داد.

کار برای رؤیا؛ پاریس مقصد بعدی بود
ماری برای اینکه بتواند به تحصیل ادامه دهد، مدتی به عنوان معلم خصوصی کار کرد و درآمد خود را پس‌انداز کرد. رابطه او با خواهرش برونیا نیز در این مسیر اهمیت زیادی داشت؛ دو خواهر قرار گذاشته بودند از یکدیگر حمایت کنند تا هر دو فرصت تحصیل پیدا کنند.
سرانجام ماری راهی پاریس شد؛ شهری که قرار بود زندگی او را برای همیشه تغییر دهد.
او وارد دانشگاه سوربن شد و در شرایط مالی بسیار دشوار به تحصیل پرداخت. زندگی‌اش ساده بود و برای تأمین هزینه‌های خود کار می‌کرد، اما سختی‌های زندگی نتوانست تمرکز او را از هدف اصلی‌اش دور کند.
فیزیک و ریاضی، خیلی زود به محور زندگی او تبدیل شدند.
ماری در سال ۱۸۹۳ در رشته فیزیک فارغ‌التحصیل شد و یک سال بعد مدرک ریاضی خود را نیز گرفت.

پیر کوری؛ آغاز یک همکاری تاریخی
آشنایی ماری با پیر کوری نقطه عطف دیگری در زندگی او بود. این آشنایی سرانجام به ازدواج آن دو در سال ۱۸۹۵ انجامید.
رابطه ماری و پیر فقط یک زندگی مشترک نبود؛ آن‌ها به شرکای علمی یکدیگر نیز تبدیل شدند.
در شرایطی که امکانات آزمایشگاهی محدود بود و خطرات مواد پرتوزا هنوز به‌خوبی شناخته نشده بود، آن دو ساعت‌های طولانی را به آزمایش و تحقیق اختصاص می‌دادند.
ماری در جریان تحقیقات خود به پدیده‌ای علاقه‌مند شد که پیش‌تر هانری بکرل آن را مشاهده کرده بود: رادیواکتیویته.

کشفی که مسیر علم را تغییر داد
ماری متوجه شد که تشعشعات مربوط به مواد پرتوزا، ویژگی‌ای در سطح اتمی دارند. تحقیقات او و پیر کوری روی ماده‌ای به نام پیچبلند (Pitchblende) به نتیجه‌ای مهم رسید. آن‌ها دریافتند که پیچبلند حتی از اورانیوم نیز پرتوزاتر است.
این موضوع یک سؤال بزرگ ایجاد کرد: اگر اورانیوم نمی‌تواند چنین شدت پرتوزایی را توضیح دهد، پس چه ماده دیگری در این سنگ وجود دارد؟ پاسخ، کشف عناصر جدید بود.
ماری و پیر کوری موفق به کشف پولونیوم و رادیوم شدند. ماری نام پولونیوم را به افتخار سرزمین مادری خود، لهستان، انتخاب کرد.
این کشف نه‌تنها جایگاه ماری کوری را در تاریخ علم تثبیت کرد، بلکه مسیر پژوهش‌های آینده درباره رادیواکتیویته را نیز تغییر داد.

نوبل؛ شکستن یک مرز تاریخی
در سال ۱۹۰۳، ماری کوری همراه با پیر کوری و هانری بکرل جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.
ماری با این موفقیت به نخستین زن برنده جایزه نوبل تبدیل شد..
اما داستان موفقیت او به همین‌جا ختم نشد. پس از مرگ ناگهانی پیر کوری در سال ۱۹۰۶، ماری با اندوه بزرگی روبه‌رو شد؛ با این حال، فعالیت علمی خود را متوقف نکرد. او جای پیر را در دانشگاه سوربن گرفت و به نخستین زن استاد این دانشگاه تبدیل شد.
در سال ۱۹۱۱ نیز دومین نوبل خود را، این بار در شیمی، دریافت کرد.
به این ترتیب، ماری کوری به نخستین فردی تبدیل شد که دو جایزه نوبل دریافت کرده بود.

مرگ پیر؛ ضربه‌ای که ماری را متوقف نکرد
مرگ پیر کوری برای ماری تنها از دست دادن یک همسر نبود؛ او شریک زندگی و همکار علمی خود را از دست داده بود.
با این حال، ماری به جای کنار گذاشتن آزمایشگاه، به آن بازگشت.
این بخش از زندگی او شاید یکی از انسانی‌ترین قسمت‌های زندگی‌نامه باشد: زنی که باید هم با سوگ شخصی کنار می‌آمد و هم جای خالی همکار علمی خود را پر می‌کرد.
او ادامه داد؛ نه به این دلیل که فقدان پیر برایش بی‌اهمیت بود، بلکه چون مسیر علمی‌ای که با هم ساخته بودند، هنوز ادامه داشت.

علم در خدمت انسان؛ «کوری‌های کوچک»
با آغاز جنگ جهانی اول، ماری کوری تصمیم گرفت علم را از آزمایشگاه بیرون بیاورد و مستقیماً در خدمت انسان‌ها قرار دهد.
او از فناوری اشعه ایکس برای کمک به تشخیص جراحات سربازان استفاده کرد و در توسعه واحدهای سیار پرتونگاری نقش داشت.
این خودروهای مجهز به تجهیزات ایکس‌ری بعدها با نام «کوری‌های کوچک» شناخته شدند.
ماری فقط به طراحی و تجهیز این واحدها اکتفا نکرد؛ در آموزش کارکنان نیز نقش داشت و شخصاً در فعالیت‌های مربوط به استفاده از این فناوری حضور پیدا کرد.
اهمیت این اقدام در آن بود که پزشکان می‌توانستند با استفاده از پرتونگاری، وضعیت جراحات داخلی مجروحان را بهتر تشخیص دهند و درمان مناسب‌تری انجام دهند.
در اینجا، علم برای ماری دیگر فقط موضوع یک آزمایش یا یک مقاله علمی نبود؛ وسیله‌ای برای نجات جان انسان‌ها بود.

رادیوم و سفری برای ادامه تحقیقات
پس از جنگ نیز فعالیت علمی ماری متوقف نشد. در سال ۱۹۲۱، او به آمریکا سفر کرد و رادیومی دریافت کرد که برای ادامه تحقیقات آزمایشگاهش مورد استفاده قرار گرفت. در این دوره، ماری از شهرت و اعتبار خود برای حمایت از تحقیقات علمی استفاده کرد و تلاش داشت امکانات بیشتری برای پژوهش درباره مواد پرتوزا فراهم شود.
اما پشت این موفقیت‌ها، خطر بزرگی وجود داشت که در آن زمان هنوز شناخت دقیقی از آن وجود نداشت.

بهای سال‌ها کار با تشعشعات
ماری کوری سال‌های زیادی را در تماس با مواد رادیواکتیو سپری کرد؛ در دورانی که خطرات قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض این تشعشعات هنوز به‌طور کامل شناخته نشده بود.
این تماس طولانی‌مدت به سلامت او آسیب زد.
ماری کوری در سال ۱۹۳۴ درگذشت و مرگ او با پیامدهای سال‌ها قرار گرفتن در معرض تشعشعات مرتبط دانسته شده است.
به این ترتیب، همان ماده‌ای که بخش مهمی از زندگی علمی او را ساخته بود، در نهایت با بهای سنگینی برای سلامتی او همراه شد.

دختری که راه مادر را ادامه داد
میراث ماری کوری فقط در آزمایشگاه‌ها و کتاب‌های علمی باقی نماند.
دختر او، ایرن ژولیو-کوری، نیز راه مادر را در علم ادامه داد و همراه با همسرش، فردریک ژولیو-کوری، به پژوهش در زمینه رادیواکتیویته پرداخت. ایرن در سال ۱۹۳۵، یک سال پس از مرگ مادرش، جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد.
این اتفاق، ادامه یافتن یک میراث علمی در یک خانواده را به شکلی نمادین نشان داد.

میراث ماری کوری؛ فراتر از رادیوم و پولونیوم
اگر زندگی ماری کوری را فقط در فهرست کشفیات و جوایز او خلاصه کنیم، بخش مهمی از داستان را از دست داده‌ایم.
اهمیت ماری فقط در کشف رادیوم و پولونیوم یا دریافت دو جایزه نوبل نبود.
او در دوره‌ای زندگی می‌کرد که برای یک زن، رسیدن به دانشگاه و فعالیت جدی علمی آسان نبود. با فقر روبه‌رو شد، شکست عاطفی را تجربه کرد، همسر و همکار علمی خود را از دست داد و با نگاه‌های تبعیض‌آمیز جامعه مواجه شد.
با این حال، هر بار به مسیر خود بازگشت.
او نشان داد که استعداد به تنهایی کافی نیست؛ گاهی چیزی که یک استعداد را به دستاوردی تاریخی تبدیل می‌کند، سال‌ها پافشاری و ادامه دادن در شرایط دشوار است.

نتیجه‌گیری
زندگی ماری کوری را می‌توان داستان عبور از «نمی‌شود»ها دانست؛ زنی که در جامعه‌ای متولد شد که تحصیل دانشگاهی برای زنان محدود بود، اما خود را به دانشگاه سوربن رساند؛ در شرایط مالی دشوار درس خواند، اما از هدفش دست نکشید؛ همسر و همکارش را از دست داد، اما آزمایشگاه را ترک نکرد؛ و در نهایت، دانش خود را در زمان جنگ برای کمک به مجروحان به کار گرفت.
شاید مهم‌ترین پیام زندگی ماری کوری این نباشد که او دو نوبل گرفت یا رادیوم و پولونیوم را کشف کرد؛ پیام بزرگ‌تر این است که علم زمانی ارزشمندتر می‌شود که از مرزهای فردی عبور کند و به زندگی انسان‌ها کمک کند.
کتاب «مادام کوری» نوشته اِیو کوری تصویری از زنی ارائه می‌دهد که برای رسیدن به جایگاهی تاریخی، تنها با دشواری‌های علم روبه‌رو نبود؛ او ابتدا باید با محدودیت‌های زمانه خود مبارزه می‌کرد. میراث او نیز دقیقاً از همین‌جا می‌آید: این باور که محدودیت‌های زمانه نباید سقف آرزوهای انسان باشند.

تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی